اقتصاد۲۴- روزنامه قدس نوشت: کمترین تردید و تشکیکی در نیات و حتی توانمندی بخش بزرگی از بدنه دولت محترم و به شکل خاص، شخص «رئیسجمهور» در مدیریت اجرایی کشور نداریم.
به کدام دلیل؟ وضعیت جاری که در آن، وضعیت جاری در یک کشور محاصره و تحریم شده طی دهها سال و در حال دفاع قهرمانانه مقابل رأس هرم قدرت جهانی، یک رژیم هرج و مرج طلب و مجعول و بردگان منطقهای آن دو؛ به هیچ عنوان نشانهای از انفعال، یأس و رخوت نداشته و همین یک خروجی، کافی است برای ارزشگذاری کنش مجاهدانه قوه مجریه کشور.
ضعف هست؛ بله! نفوذ هست؛ بله! دولت پای کار است؛ درست! مردم امیدوارند؛ کاملاً درست! چهار گزاره تأیید شده دیگر که باز هم خیلی محل مناقشه نیست. مردم امیدوارند، چون به وعده الهی باور دارند که «ان تنصروالله ینصرکم» و استوارند، چون خدا تضمین کرده است؛ «و یثبت اقدامکم»! امیدوارند، چون به چشم دیدند هر چه رهبر شهیدشان گفت، راست بود و شد و حالا اطمینان دارند که خلف صالح ایشان نیز به همان حکمت مسلح است و میفرماید: «منتظر عیدی حضرت حق تعالی هستیم».
انتقاد لازم است؛ بله! انتقاد واجب است؛ بله! منتقد محترم است؛ درست! منتقد مغتنم است؛ کاملاً درست! این چهار گزاره نیز احتمالاً مخالفی نداشته باشد، اما آن بزنگاهی که انتقاد را به عرصه عقدهگشایی تبدیل کند و منتقد را از قاموس «مصلحی دادخواه» یا «دلسوزی ناصح» به «کینهتوزی خودنما» بدل کند، هیچ محلی از اعمال احترام باقی نخواهد گذاشت.
چه بسیار دلسوزانی از این آب و خاک، برای هدفی والا به نام اتحاد، خون دل خوردند و دم برنیاوردند و با آن صبر و صلاح، مصالح درازمدت ملت و امت را تضمین کردند و حالا در این نقطه کانونی تاریخ، ما در حال چیدن ثمرات آن نگاههای کلان و راهبردی هستیم وگرنه با دست فرمان بعضی از عزیزان دائمالانتقاد، جمهوری اسلامی ایران، احتمالاً سالها پیش و در فقدان سطح آمادگیهای فعلی باید به مصاف دشمن بشریت میرفت!
اشتباه نکنید! عقل سلیم، راه را بر پذیرش بیچون و چرای هر تصمیم، شرایط یا وضعیتی که ادعا میشود به دلیل شرایط جنگی است، میبندد و این نوشتار نه توجیهی به تندخویی علیه منتقدان و نه سفیدشویی ضعفها و کاستیهای موجود است! موضوع «صلاحیت» است؛ صلاحیت از دانش نشأت میگیرد و با بصیرت زنده میماند! صلاحیت حتی نسبت وثیقی با واقعیت دارد و واقعیتشناسی؛ با درک این موضوع که حتی مقدرات و وعدههای الهی، غالباً در صورتبندی نظم مادی جهان اتفاق میافتد و این نظم مادی، آن گاه که با تکانههای جنگی به این اهمیت ناپایدار شده، باید در اصول و بنیانهای نگرش انتقادی لحاظ شود. این نه یک خوشبینی مبتذل یا صرفنظر کردن از ضعفها و ایراداتی است که قطعاً وجود دارند و احتمالاً کم هم نباشند اما، یک انتخاب آگاهانه و اولویتگذاری مسئولانه است تا در کارزار جاری، به جای القای یأس، ترس و شک، به جبهه خودی، امید، اعتماد و جرئت اضافه کنیم