اقتصاد۲۴- احمد علم الهدی در سالگرد شهادت سیدابراهیم رئیسی در گفت وگویی با روزنامه خراسان، به زندگی خانوادگی و سیاسی او پرداخته است.
* اهم سخنان وی؛
*ابتدای آشناییام با ایشان، سال۶۱ و زمانی بود که به خواستگاری دخترم آمدند. زمان خواستگاری تا عقد، فاصلهای ایجاد شد، چون شهید رئیسی آن زمان دادستان کرج و در جریان انتقال به دادستانی همدان بود ازطرفی، دخترم نیز درسال آخر دبیرستان مشغول تحصیل و امتحانات نهایی بود. سرانجام، دی ماه۱۳۶۲ عقد صورت گرفت.
*از همان زمان خواستگاری با وجود فاصله سنی که میانمان بود، اما با هم بسیاردوست وصمیمی شدیم. ۴۰ سال دوره زندگی آقای رئیسی با خانواده ما به طول انجامید. اودرحقیقت برای همه ما به ویژه برای فرزندانم یک داماد دوست داشتنی بود. روابط ما با ایشان، تنها ازنوع یک رابطه داماد با خانواده همسر نبود. چون این ارتباط، عمیقتر و صمیمانهتر بود. در واقع همه اعضای خانواده ما به ایشان علاقمند بودند. ضمن این که درخط ومشی سیاسی و فکری نیزیک تفاهم اساسی میانمان بود.
* همسرایشان، یعنی دخترم و من نظرم درباره مهریه این بود که همان مقدار مهریه حضرت زهرا سلام ا... علیها باشد؛ یعنی۴۸۰ مثقال نقره صیرفی که احتمالا حدود ۵ سکه بهارآزادی میشود. ما برای مهریه هیچ شرط دیگری نداشتیم. آن زمان شروط دوازده گانه تازه درسند ازدواج قیدمی شد که آقای رئیسی گفتند، من اینها را قبول ندارم که ما هم گفتیم اشکالی ندارد.
* مراسم عقد در تالار بزرگمهر درخیابان مجاهدین اسلام تهران برگزار شد و خطبه عقد را آیت ا... مهدوی کنی و اخوی بزرگ بنده، خواندند. خاطرم هست، آقای فلسفی و تعدادی ازعلما ومسئولان که با ما وآقای رئیسی مرتبط بودند درمراسم عقد شرکت کردند.
*آقای رئیسی استعداد قوی و فوق العادهای در درس و تحصیل داشت. وقتی درمشهد بود، درمدرسه علمیه مرحوم آیت ا... موسوی نژاد تحصیل میکرد و آن جا مورد توجه ایشان بود. وقتی به قم رفت، تحصیل را درمدرسه مشهورحقانی ادامه داد. حقانی توسط شهید بهشتی و شهید قدوسی اداره میشد. درآن مدرسه هم ازطلاب برجسته بود به طوری که وقتی شهید قدوسی دادگاه انقلاب را تاسیس کرد، براساس شناختی که از سطح علمی، بصیرت وکیاست و مدیریت آقای رئیسی داشت، او را برای دادستانی انتخاب کرد. حتی درآن زمان، برخی به سن کم آقای رئیسی اعتراض کردند که صلاح نیست یک جوان حدود۲۰ ساله دادستان انقلاب شود. طبیعتا، شهید قدوسی براساس یک شناخت او را برای این مسئولیت برگزیده بود.
* آقای رئیسی سالها دروس خارج را نزد مرحوم آیت ا... حاج شیخ مجتبی تهرانی ادامه داد. ایشان بارها از استعدادتحصیلی و قدرت علمی شهید رئیسی تعریف میکرد. ضمن این که سال۱۳۸۰ نیز درمقطع دکترای مدرسه عالی شهید مطهری پذیرفته وپس ازتحصیل و دفاع رساله، از این مرکزدررشته فقه وحقوق فارغ التحصیل شد.
*زمانی که ایشان دردرس خارج شرکت میکرد، تقریبا به مبانی فقه و اصول مسلط شده بود به طوری که وقتی سال۱۳۹۴ برای مسئولیت تولیت آستان قدس رضوی به مشهد آمد، درس خارج خود را شروع کرد که تقریرات این درسها درقالب کتاب منتشرشده است. البته سال ۱۳۸۵ نیز به عضویت مجلس خبرگان درآمد، یعنی اجتهاد ایشان تایید شده بود. گاهی دربرخی موضوعات ومسائل با هم مباحثه میکردیم، میدیدم که ایشان روی مبانی فقهی خیلی خوب میتواند نظربدهد.
بیشتر بخوانید:فیلم / زاکانی: شهید رئیسی دولت را مجری اصلی تدابیر رهبری میدانست
*شهید رئیسی پس ازدادستانی کرج، دادستان همدان شد وحدود۴ سال آن جا بود تا این که درتهران میان مرحوم آقای موسوی اردبیلی و شهیدلاجوردی دردستگاه قضا، اختلافاتی پیش آمد وآقای لاجوردی ازدادستانی انقلاب تهران استعفا داد. پس ازاین موضوع، آقای رئیسی را به تهران منتقل کردند و پس از این که مدتی سرپرست دادستانی بود، سپس به دادستانی انقلاب تهران منصوب شد. درواقع، آقای رئیسی بیشتر دوران جنگ را دادستان انقلاب تهران بود؛ همان سالها بودکه تحرکات منافقین در تهران توسط شهید رئیسی جمع شد. درواقع دو هفته پس ازحضوراو دردادستانی انقلاب تهران، با کمک سایر نیروها همچون سپاه، غائله ترورها وکشتارهای خیابانی را که توسط منافقین درتهران انجام میشد، جمع کرد.
*هیچ وقت مسائل کاری را در خانواده اش مطرح نمیکرد. با این که با همسرش بسیارصمیمی بود و به یکدیگر بسیارعلاقمند بودند، اما مسائل کاری را درخانه بیان نمیکرد. با ما هم درمیان نمیگذاشت؛ گاهی ممکن بود ما مسائلی را جویا شویم، اگراقتضا داشت، پاسخ میداد و اگراقتضا نداشت، به چشم هایم نگاه میکرد و معنای این نگاه کردن هم این بود که نمیخواهد بگوید.
*درتمام این۴۰ سال هیچ وقت برسرمسائل کلی سیاسی بحث نکردیم وکاملا با هم همسو بودیم. البته ایشان گاهی به من درباره برخی موضوعات که ورود میکنم میگفت حالا فلان موضوع به این سفتی که شما گفتید نیست. میگفت، لازم نیست شما این طور بگویید ویا برخورد کنید، چون با شما دشمن میشوند. اما من ازیک اصطلاح استفاده میکردم که «به هرحال محل، یک میدان دارمی خواهد» نمیشود، همه بخواهند با برخوردهای نرم ومصالحه آمیزعمل کنند، گاهی برای این که کار پیش برود لازم است یک نفریک فریاد بزند. بعدآقای رئیسی میگفت، من قبول دارم، اما چرا شما خودت را هزینه و سیبل کنی، بگذاردیگران فریاد بزنند. اوخودش درکار، درعین این که خیلی جدی بود، اما خیلی ازکارها را به شیوه نرم پیش میبرد و میگفت، کارها با سیستم رفرمیستی بهتر پیش میرود تا با برخوردهای سنگین.
* درماجرای فتنه۸۸، خداوندآقای هاشمی رفسنجانی را رحمت کند، درصحن مجلس خبرگان، بین من و ایشان یک برخورد و درگیری سنگین پیش آمدکه آقای رئیسی ازاین مواجهه خیلی ناراحت و احساساتی شد.
* درباره کاندیداتوری ریاست جمهوری با من مشورت نکرد، اما ما متوجه شده بودیم که قصد دارند درانتخابات ریاست جمهوری نامزد شوند. بنده به آقای رئیسی گفتم، چرا میخواهید ثبت نام کنید، شما الان رئیس قوه هستید و از طرف آقا حکم دارید، شما که دنبال پست و مقام نیستید، ریاست جمهوری برای شما چه امتیازی دارد. آقای رئیسی گفت، من الان رئیس قوهام و دربحث قضایی اثرگذارم ولی مردم خیلی بیچارهاند، من فقط میخواهم مردم را از بیچارگی نجات بدهم. فکر میکنم میتوان با کارهایی مردم را از این شرایط سخت خارج کرد. در این مسئولیت، آن خدمت را نمیتوانم انجام دهم و وقتی میدانم مردم گرفتارند و من میتوانم به مردم خدمت کنم، چرا نروم. آقا هم که به من اجازه دادند که از قوه قضاییه بروم... این پاسخی بود که آقای رئیسی به من داد.
*آقای رئیسی، خواه نا خواه عقیدهای به بنده داشت که وقتی نکتهای میگفتم، ترتیب اثر میداد...