اقتصاد۲۴- در سال ۱۴۰۵، اقتصاد ایران با جهش بیسابقه تورم مواجه شد؛ دادههای رسمی نشان میدهند که نرخ تورم نقطهبهنقطه تا بیش از ۷۳ درصد افزایش یافته است که به معنای افزایش چشمگیر هزینه اقلام مصرفی خانوار در مقایسه با سال گذشته است.
این فشار تورمی، بیش از آنکه فقط قیمتها را بالا ببرد، الگوی رفتاری خرید خانوارها را نیز بهطرزی بنیادین دگرگون کرده است: «از خرید نقدی کالاهای نو به خرید قسطی حتی برای کالاهای معمولی و رشد بیسابقه بازار کالاهای دستدوم بهعنوان یک راهکار اقتصادی.»
بر اساس آخرین آمار رسمی منتشرشده مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه در فروردین ۱۴۰۵ به حدود ۷۳.۵ درصد رسیده است؛ این بدان معناست که برای خرید همان سبد کالا و خدمات، خانوارها بیش از ۷۳٪ بیشتر نسبت به سال قبل هزینه کردهاند. تورم سالانه نیز به بیش از ۵۳ درصد افزایش یافته است.
همچنین بخش قابلتوجهی از افزایش قیمت مربوط به مواد غذایی و کالاهای پوشاک بوده است، برخی اقلام غذایی بیش از ۱۱۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند. کالاهای نسبتاً ضروری مانند لبنیات، گوشت، برنج، روغن و تخممرغ نرخهای جدیدی دارند که بسیاری از خانوارهای متوسط توان خرید معمولی آنها را ندارند.
این اعداد نشان میدهند که تورم دیگر فقط یک «افزایش قیمت» ساده نیست، بلکه به عاملی ساختاری برای تغییر سبک زندگی تبدیل شده است.
پیامد عملی این افزایشها این است که بخش عمده بودجه خانوار به تأمین مایحتاج اولیه اختصاص مییابد و بخش تفکیکشده بودجه برای مصارف دیگر بسیار کاهش یافته است.
در یک اقتصاد نسبتاً باثباتتر، خریداران معمولاً برای اقلام گرانقیمتی مثل یخچال، تلویزیون یا ماشین لباسشویی سراغ پرداختهای قسطی میرفتند؛ زیرا هزینه نقدی این کالاها نسبت به درآمد خانوار بالاست.
در ۱۴۰۵، این خط مرزی بهطور محسوسی جابجا شده است:خریدهای معمول و حتی مصرفیِ روزمره نیز به شیوه قسطی انجام میشود.
فروشگاههای زنجیرهای و خردهفروشیها اکنون بستههای محصولات غذایی و اقلام ضروری را با امکان پرداخت ۴ تا ۸ قسط به مشتریان عرضه میکنند.
حتی در فروشگاههای کوچکتر، و پوسترهای تبلیغاتی «قسطی ببر» برای اجناسی مثل لبنیات، شویندهها و اقلام بهداشتی به چشم میخورد.
این تغییر نشاندهنده کاهش قدرت نقدینگی خانوارها است؛ یعنی وقتی حتی اقلام ضروری هم نیازمند تقسیط پرداخت میشوند، بهوضوح تورم اثرات خود را در معیشت خانوار برجای گذاشته است.
در سال ۱۴۰۵، وقتی خانوادهای به فروشگاه میرسد و قیمت یخچال یا ماشین لباسشویی را میبیند، اغلب چشمانش از تعجب گشاد میشود. افزایش قیمتها بهقدری عجیب و سرسام آور شده که خرید کالای نو برای بسیاری دیگر امکانپذیر نیست. در نتیجه، بازار کالاهای دستدوم بهطرز چشمگیری رونق گرفته است.
در یکی از محلههای مرکزی شهر تهران، خانوادهای که قبلاً همیشه ترجیح میداد کالاهای برقی را نو بخرد، وقتی جاروبرقیشان خراب شد، به جای پرداخت ۱۵ میلیون تومان برای نمونه نو، با ۶ میلیون تومان یک مدل دستدوم مشابه خریداری کردند. این اتفاق تنها برای لوازم بزرگ خانگی نیست بلکه؛ مبلمان، فرش و حتی لوازم برقی کوچک نیز مسیر مشابهی را طی کردند.
بیشتر بخوانید:سه موتور تورم در ماههای اخیر / سهم جنگ از تورم ۷۳ درصدی چقدر است؟
روایت میدانی دیگر در بازارهای الکترونیک و برقی، فروشندگان دستدوم هم میگویند که تقاضا افزایش ۴۰ تا ۶۰ درصدی داشته است و مشتریانی که پیشتر کالای نو را ترجیح میدادند، حالا حتی برای اقلامی که عمر بالایی دارند، دست دوم را انتخاب میکنند. علت اصلی، نه صرفاً صرفهجویی، بلکه واکنش مستقیم به فشار تورم و کاهش قدرت خرید است.
بنا به مشاهدات خبرنگار اقتصادنیوز، در سال ۱۴۰۵، وقتی تورم بیسابقه فشار بر خانوارها را دوچندان کرد، بسیاری از خانوادهها مجبور شدند سبد خرید خود را بازتعریف کنند.
مریم، مادر دو فرزند در تهران، وقتی قیمت یخچال نو را دید، ناامید شد و به بازار دستدوم رفت؛ او یک یخچال سالم با نصف قیمت نو خرید. او میگوید؛ «بهتر است کمی ریسک کنم و دستدوم بخرم، تا هزینه سنگین نو را یکباره پرداخت کنم.»
علی، کارمند اداری، وقتی ماشین لباسشویی قدیمیشان خراب شد، ترجیح داد مدل نو را با ۶ قسط ماهانه خریداری کند؛ «بدون قسط، توان خرید نداشتم، حتی برای یک کالای ضروری.»
نگین، دانشجویی که این روزها درس خواندنش آنلاین است نه حضوری، برای ادامه کلاسها به لپتاپ نیاز داشت؛ با توجه به افزایش شدید قیمتها، او به یک لپتاپ دستهدوم با کارکرد کم رضایت داد؛ «این گزینه به من امکان داد درسهایم را ادامه دهم، بدون اینکه وام بگیرم.»
سعید، شهروند دیگری است که به «اقتصادنیوز» میگوید؛ «قصد خرید تلویزیون جدید داشتند، تلویزیون کارکرده با گارانتی محدود خریدند تا با بودجه محدود نیازشان را برآورده کنند.»
این روایتها نشان میدهند که خرید دستدوم و پرداخت قسطی دیگر تنها انتخاب اقتصادی نیست، بلکه راهکاری برای ادامه زندگی در شرایط تورمی و کاهش قدرت خرید است؛ پدیدهای که بازار را متحول کرده و به یک گزینه اصلی خانوارها بدل شده است.
مصرفکنندگان میگویند که دیگر خرید کالای نو برای بسیاری از اقلام بزرگتر مثل یخچال، تلویزیون یا ماشین لباسشویی در برنامه مالیشان جای ندارد، چرا که افزایش قیمتها در سال اخیر بهگونهای بوده که توان پرداخت نقدی برای بسیاری از اقشار کاهش یافته و برآورد هزینهها نشان داده که خرید دستدوم یا قسطی برایشان گزینه عملیتر است، نه فقط اقتصاداً ارزانتر، بلکه تنها راهی که میتوانند واقعاً از پس آن بربیایند.
این تغییر در الگوی خرید، نه تنها بازتابی از فشار تورمی شدید بوده است، بلکه بهوضوح نشان میدهد که مردم بهطور سیستماتیک از بازار کالای نو فاصله گرفتهاند و این فاصلهگیری خود باعث رشد چشمگیر بازار دستدوم در سراسر اقتصاد شده است.
سه عامل اصلی این تغییر رفتار را توضیح میدهند:
کاهش قدرت خرید: ارزش ریال به شدت کاهش یافته و تورم همچنان در مسیر صعود است، بنابراین پرداخت نقدی برای کالاهای نو سنگین شد و خرید دستدوم به یک گزینه عملی تبدیل شد.
هزینههای ثابت سنگینتر: افزایش هزینههای مواد غذایی، انرژی، مسکن و خدمات عمومی باعث شد که بخش بیشتری از بودجه صرف تأمین نیازهای پایه شود و بخش زیادی برای خرید کالاهای نو باقی نماند.
انتظار بیثباتتر شدن اقتصاد: خانوارها پیشبینی میکردند که قیمتها در ماههای بعد نیز افزایش یابد، بنابراین ترجیح دادند همین حالا با هزینه کمتر، کالای کارکرده تهیه کنند تا بعدها مجبور به پرداخت بیشتر نشوند.
نتیجه این ترکیب سهگانه این است که مصرفکنندگان به شکل طبیعی به خرید دستدوم برای لوازم خانگی، الکترونیک و ... روی میآورند.
برهمین اساس هم خرید قسطی دیگر محدود به کالاهای لوکس یا بزرگ نیست؛ حتی مواد غذایی و بستههای سوپرمارکتی نیز در قالب پرداخت چند مرحلهای عرضه میشوند تا خانوارها بتوانند نیازهای خود را تأمین کنند.
این تغییرات تنها انتخاب اقتصادی نیست؛ بلکه واکنشی مستقیم به فشار تورم، کاهش قدرت خرید و بیثباتی اقتصادی است که زندگی روزمره خانوارها را تحت تأثیر قرار داده است.
در نهایت، تورم ۱۴۰۵ تصویری واضح از فشار معیشتی بر جامعه ایرانی ارائه میدهد؛ خانوارهایی که پیشتر توان خرید نقدی کالاهای نو داشتند، حالا مجبور به تصمیمگیری میان قسطی و دستدوم هستند؛ روندی که بازار، رفتار مصرفکننده و حتی هنجارهای اجتماعی را تغییر داده است.