اقتصاد۲۴- روایت نیویورکتایمز به تحلیلهای امنیتی، دو فرضیه متضاد را تقویت کرده است. فرضیه اول میگوید احمدینژاد، آگاهانه یا ناخواسته، با سیاستها و ادبیات رادیکال خود در دهه هشتاد، به شکلگیری پروژه ایرانهراسی و اجماع جهانی علیه تهران کمک کرد و هنوز هم میتواند برای برخی بازیگران خارجی جذاب باشد.
اما فرضیه دوم، کل این ماجرا را نوعی پروژه رسانهای برای «سوزاندن مهره» میداند؛ تلاشی برای اینکه با چسباندن برچسب نفوذ و ارتباط خارجی، هرگونه احتمال بازگشت او به قدرت برای همیشه از بین برود. هر کسی که این گزارش را به نیویورک تایمز درز داده یا تأیید کرده است، در بهترین حالت، نسبت به احتمال سوختن مهره احمدی نژاد بیتفاوت بوده است.
بیشتر بخوانید: چالش اسحاق جهانگیری و واکنش محمود احمدینژاد
در نهایت، فارغ از اینکه کدام روایت به واقعیت نزدیکتر است، یک نکته روشن به نظر میرسد؛ احمدینژاد همچنان از معادلات سیاست ایران حذف نشده است. مردی که زمانی نماد تندروی رسمی جمهوری اسلامی بود، امروز به سوژه تحلیل رسانههای بینالمللی و گمانهزنیهای امنیتی تبدیل شده است.
اینکه سکوت سنگین او مقدمه بازگشتی ناگهانی به صحنه باشد یا نشانه آغاز انزوای کامل، پرسشی است که پاسخ آن را تحولات آینده مشخص خواهد کرد. اما آنچه فعلاً آشکار شده، این است که احمدینژاد همچنان در «منطقه خاکستری قدرت» حرکت میکند؛ جایی میان حذف، تحمل، هراس و استفاده ابزاری.