تاریخ انتشار: ۱۱:۴۸ - ۰۶ خرداد ۱۴۰۵

اما و اگرهای یک توافق؛ بازگشایی تنگه هرمز یک ضرورت اقتصادی است / چرا مذاکرات ایران و آمریکا اهمیت دارد؟

بدون توافق میان واشنگتن و تهران، پیامدهای بسته ماندن تنگه هرمز می‌تواند بحران جهانی انرژی، غذا و هزینه‌های زندگی را عمیق‌تر کند.

اقتصاد۲۴- در حالی که مذاکرات میان ایالات متحده و ایران ظاهرا به سمت یک پیشرفت احتمالی حرکت می‌کند، موضوع فقط دیپلماسی میان دو دشمن قدیمی نیست. مسئله صرفا آتش‌بس یا توافق هسته‌ای هم نیست. موضوع این است که آیا اقتصاد جهانی می‌تواند از فرو رفتن بیشتر در بحران‌های فزایندهٔ انرژی، غذا و هزینه‌های زندگی که حول تنگه هرمز شکل گرفته‌اند جلوگیری کند یا نه.

الجزیره در گزارشی نوشته است: گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد واشنگتن و تهران درباره توافقی گفت‌و‌گو می‌کنند که بخشی از آن بازگشایی تنگه هرمز در قالب یک توافق گسترده‌تر است. گفته می‌شود این پیشنهاد شامل یک آتش‌بس ۶۰ روزه، بازگشایی مسیر‌های کشتیرانی، کاهش بخشی از تحریم‌ها و ازسرگیری مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران است.

ضرورت این مسئله کاملا روشن است. به طور معمول حدود یک‌پنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع‌شده از تنگه هرمز عبور می‌کند. طی هفته‌های اخیر، اختلال در کشتیرانی، تنش‌های نظامی و کنترل‌های دریایی متضاد باعث افزایش هزینه حمل‌ونقل، قیمت انرژی و حق بیمه‌ها شده است.

پیامد‌هایی که می‌تواند جهان را درگیر کند

اگر به‌زودی توافقی پایدار حاصل نشود، پیامد‌های آن احتمالا خیلی سریع در سراسر اقتصاد جهانی گسترش خواهد یافت.

البته اقتصاد‌های ثروتمند نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. افزایش قیمت سوخت، فشار‌های تورمی‌ای را که همین حالا هم بر خانوار‌های اروپا و آمریکای شمالی سنگینی می‌کند، تشدید خواهد کرد. دولت‌هایی که با رشد اقتصادی کند و بحران مداوم هزینه‌های زندگی مواجه‌اند، با افزایش دوباره قیمت حمل‌ونقل، برق و مواد غذایی، تحت فشار سیاسی تازه‌ای قرار خواهند گرفت.

اما تأثیرات برای کشور‌های جنوب جهانی بسیار شدیدتر خواهد بود.

بسیاری از اقتصاد‌های در حال توسعه هنوز به شدت به واردات سوخت، کود شیمیایی و مواد غذایی وابسته‌اند؛ بنابراین شوک‌های انرژی در کل اقتصاد آنها زنجیروار اثر می‌گذارد. هزینه حمل‌ونقل افزایش می‌یابد. تولید کشاورزی گران‌تر می‌شود. تورم غذایی شدت می‌گیرد. وضعیت مالی دولت‌ها بدتر می‌شود، زیرا آنها تلاش می‌کنند با یارانه یا حمایت اضطراری از مردم در برابر افزایش قیمت‌ها محافظت کنند.

این روند همین حالا هم دیده می‌شود. در چندین کشور وابسته به واردات در آفریقا و جنوب آسیا، دولت‌ها در تلاش‌اند منابع جایگزین سوخت پیدا کنند و هم‌زمان با فشار‌های مالی فزاینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هرچه بلاتکلیفی درباره تنگه هرمز طولانی‌تر شود، احتمال آن بیشتر می‌شود که شوک‌های تورمی بحران‌های بدهی و بی‌ثباتی اجتماعی موجود را عمیق‌تر کند.

در واقع، اقتصاد جهانی همچنان به‌طرز فوق‌العاده‌ای در برابر گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیر است. تنگه هرمز فقط یک آبراه منطقه‌ای نیست؛ بلکه یکی از شریان‌های اصلی سرمایه‌داری جهانی است. وقتی این مسیر نظامی یا نیمه‌مسدود می‌شود، پیامد‌های آن ظرف چند روز در سراسر جهان احساس می‌شود.

اقتصادجهانی به شدت آسیب‌پذیر است

قیمت مواد غذایی به‌ویژه به این اختلالات حساس است، زیرا بازار انرژی و سیستم غذایی به‌شدت به هم وابسته‌اند. تولید کود شیمیایی وابستگی زیادی به گاز طبیعی دارد. هزینه حمل‌ونقل و سردخانه‌ها به قیمت نفت وابسته است. وقتی بازار انرژی بی‌ثبات می‌شود، تقریباً همه‌جا هزینه خرید مواد غذایی افزایش پیدا می‌کند.

به همین دلیل است که مذاکرات کنونی تا این اندازه اهمیت دارد.

موضوع فقط این نیست که آیا آمریکا و ایران می‌توانند از تشدید بیشتر درگیری نظامی جلوگیری کنند یا نه. مسئله این است که آیا اقتصاد شکننده جهانی که همین حالا هم زیر فشار بدهی، شوک‌های اقلیمی و چندپارگی ژئوپلیتیکی قرار دارد، می‌تواند یک اختلال طولانی دیگر در بازار انرژی را تحمل کند یا نه.

سال‌های اخیر نشان داده‌اند که چنین شوک‌هایی با چه سرعتی به بحران سیاسی تبدیل می‌شوند. تورم مواد غذایی بیش از یک دهه پیش نقش مهمی در ناآرامی‌های پیش از قیام‌های عربی داشت. در سال‌های اخیر نیز افزایش هزینه‌های زندگی از آمریکای لاتین تا اروپا موجب بی‌ثباتی سیاسی شده است. دولت‌های سراسر جهان هم‌اکنون با بی‌اعتمادی گسترده، دستمزد‌های راکد و نابرابری فزاینده روبه‌رو هستند. جهش پایدار دیگری در قیمت انرژی و غذا می‌تواند این فشار‌ها را به‌طرز چشمگیری تشدید کند.


بیشتر بخوانید: ادعای تازه از خواسته اصلی ایران از توافق


تناقض ماجرا اینجاست که بار دیگر، بسیاری از کشور‌هایی که احتمالا بیشترین آسیب را خواهند دید، کمترین نفوذ را بر خودِ این درگیری دارند.

جمعیت‌هایی که اکنون با شدیدترین خطرات اقتصادی روبه‌رو هستند، اغلب همان‌هایی‌اند که کمترین مسئولیت را در قبال این تقابل ژئوپلیتیکی دارند؛ اما بیش از همه در معرض افزایش هزینه واردات، گرسنگی بیشتر و کوچک‌تر شدن فضای مالی دولت‌ها قرار می‌گیرند. اقتصاد جهانی بار‌ها هزینه درگیری قدرت‌های بزرگ را از طریق بازار کالا‌ها و ساختار بدهی به جوامع فقیرتر منتقل کرده است؛ بنابراین بازگشایی تنگه هرمز فقط مسئله‌ای مربوط به ثبات راهبردی برای واشنگتن یا تهران نیست؛ بلکه یک ضرورت اقتصادی جهانی است.

این به معنای آسان بودن مذاکرات نیست. اختلافات عمیقی بر سر تحریم‌ها، غنی‌سازی اورانیوم، ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و آینده مدیریت کشتیرانی در خلیج فارس باقی مانده است. گزارش‌ها همچنین نشان می‌دهد که تنش‌هایی درباره این مسئله وجود دارد که در نهایت چه کسی کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز را در دست خواهد داشت و تحت چه شرایطی.

تضمینی برای آتش‌بس پایدار وجود ندارد

رئیس سابق میز ایران در اسرائیل: توافق تهران- واشنگتن احتمالاً هزینه‌های جدی برای رویارویی با ایران ایجاد می‌کند/ ترامپ مجبور شد شرایط ایران را بپذیرد/ سفیر اسبق آمریکا در اسرائیل: روز تاریکی برای منافع راهبردی واشنگتن است، اما از ادامه جنگ بهتر است

استراتژی ایران در جنگ؛ حمله به «طرف سومِ آسیب‌پذیر» که روی دشمن نفوذ دارد

همچنین هیچ تضمینی وجود ندارد که آتش‌بس پایدار بماند. دور‌های قبلی مذاکرات بار‌ها در پی تشدید دوباره درگیری‌ها و بی‌اعتمادی متقابل متوقف شده‌اند.

اما گزینه جایگزین، روزبه‌روز خطرناک‌تر می‌شود. اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز برای مدت زیادی یک بحران صرفا منطقه‌ای باقی نخواهد ماند. این وضعیت تورم را عمیق‌تر می‌کند، ناامنی غذایی را تشدید می‌کند، سیستم‌های بشردوستانه را تحت فشار قرار می‌دهد و احتمال بی‌ثباتی سیاسی گسترده‌تر را در اقتصاد‌های آسیب‌پذیری که همین حالا هم زیر فشار سنگین‌اند، افزایش می‌دهد.

از این منظر، مذاکراتی که اکنون در جریان است بسیار فراتر از دیپلماسی میان آمریکا و ایران است. این مذاکرات درباره این است که آیا جهان می‌تواند از یک بحران زنجیره‌ای دیگر، ناشی از ناامنی انرژی، چندپارگی ژئوپلیتیکی و نابرابری فزاینده ـجلوگیری کند یا نه.

تنگه هرمز چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی نمی‌تواند بدون پیامد برای همه، بسته باقی بماند.

منبع: اقتصاد نیوز
ارسال نظر