اقتصاد۲۴- وقتی اخبار پیشرفت مذاکرات غیرمستقیم میان تیم دونالد ترامپ و میانجیگران ایرانی از طریق قطر و پاکستان به بیرون درز کرد، کمیته امور عمومی آمریکا-اسرائیل یا همان آیپک، بیانیه تندی منتشر کرد و نسبت به «هر توافقی که غنیسازی ایران را تحمل کند یا کنترل مؤثر بر تنگه هرمز را به تهران بازگرداند»، هشدار جدی داد. این نگرانی ریشه در شکاف رو به گسترش درون حزب جمهوریخواه دارد؛ جایی که سناتورهایی مثل تد کروز، لیندسی گراهام و راجر ویکر که از نزدیکترین متحدان ترامپ هستند، علناً از «تکرار اشتباه برجام اوباما» سخن میگویند و توافق در حال شکلگیری را «فاجعه» توصیف میکنند.
این شکاف و واکنش تند آیپک، ناگهانی به نظر نمیرسید. چرا که پس از حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای و نظامی ایران، منطقه وارد فاز جنگی شد و ایران با محدود کردن تردد در تنگه هرمز، پاسخ داد. قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار جهش کرد، اقتصاد جهانی تکان خورد و ایران تحت فشار محاصره دریایی قرار گرفت. حالا ترامپ، با توجه به هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ فرسایشی، به سمت دیپلماسی چرخیده و از «توافق عمدتاً مذاکرهشده» حرف میزند که شامل بازگشایی هرمز، تحویل بخشی از اورانیوم غنیشده و کاهش تدریجی تحریمها میشود. اما آیپک و حامیان آن در کنگره، این را عقبنشینی خطرناک میدانند؛ بهویژه آن که اسرائیل بر «انحلال کامل برنامه غنیسازی» اصرار دارد.
همچنین برای ایران، این تحولات داخلی آمریکا اهمیت دوچندان دارد چرا که هر توافقی که به بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی حتی بخشی از داراییهای مسدودشده (تخمینها بین ۲۵ تا ۵۰ میلیارد دلار) منجر شود، میتواند تنفسی حیاتی برای اقتصاد تحت فشار فراهم کند، صادرات نفت را احیا نماید، واردات دارو و قطعات صنعتی را تسهیل کند و ثبات نسبی به ریال ببخشد. اما اگر لابی آیپک موفق شود شکاف جمهوریخواهان را عمیقتر کند و کنگره را علیه توافق بسیج نماید، هر نتیجهای شکننده و پرریسک خواهد ماند. آنچنانکه اندیشکدههایی مثل موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک هم، این را «ریسک امنیتی بزرگ برای اسرائیل» توصیف میکنند.
این نکته حائز اهمیت است که لابیهایی مثل آیپک چگونه با ترکیب پول، نفوذ و کمپینهای رسانهای، سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهند. همچنین آیپک در چرخه انتخاباتی اخیر میلیونها دلار خرج کرده و تأثیر عمیقی بر بسیاری از سناتورها و نمایندگان گذاشته است.
به همین دلیل، نگرانی آیپک و شکاف جمهوریخواهان مستقیماً بر انتظارات بازارها، جریان سرمایهگذاری خارجی و ثبات قیمت انرژی تأثیر میگذارد. از این رو نگرانی آیپک میتواند در واقع یک «اثر تعدیلکننده» ناخواسته ایجاد کند. ترامپ را وادار میکند برای جلب حمایت حزب و جلوگیری از شکاف عمیقتر، شرایط سختتری در نظر بگیرد که در بلندمدت برای ایران قابل پیشبینیتر و شاید پایدارتر از یک توافق شتابزده باشد. در همین راستا اندیشکده کارنگی و بروکینگز نیز بارها تأکید کردهاند که بدون تنوع واقعی اقتصادی، در بخشهایی مانند کشاورزی مدرن، فناوری و صنایع غیرنفتی، هر کاهشی حول تحریمها، موقتی خواهد ماند.
از زاویه سیاسی نیز، آیپک با بهرهگیری از شکاف درون جمهوریخواهان، تلاش میکند نفوذ سنتی خود بر کنگره را احیا و تقویت کند. سناتورها نگرانند که توافق، ایران را بدون خلع واقعی قدرت رها کند. آیپک هم با کمپینهای تبلیغاتی، نامه به اعضا و لابی مستقیم، این نگرانی را به ابزار فشار تبدیل کرده است. تأثیر آیپک بر کنگره هم قابل توجه است؛ این لابی در چرخههای انتخاباتی میلیونها دلار خرج کرده و بسیاری از نمایندگان را تحت تأثیر قرار داده است.
این در شرایطی است که آیپک بر بازدارندگی اسرائیل، امنیت منطقهای و جلوگیری از «محور مقاومت» تمرکز دارد و نگرانی اصلی آنها هم حفظ اهرم هرمز توسط ایران و تداوم برنامه هستهای است و این اختلاف داخلی آمریکا میتواند ایران را از انزوای کامل نجات دهد و فضای مانور بیشتری فراهم کند، اما همزمان ریسک تشدید تنشهای منطقهای را افزایش میدهد.
بیشتر بخوانید:اسرائیل مدعی ترور تعدادی از رهبران حماس شد
چه آنکه آیپک در بیانیه رسمی خود تأکید کرده که «هر توافقی باید غنیسازی ایران را به طور کامل متوقف کند و جلوی تهدید هستهای را بگیرد». تد کروز سناتور جمهوریخواه تگزاس هم گفته «عمیقاً نگران آنچه درباره یک 'توافق' با ایران میشنوم هستم که توسط برخی صداها در دولت حمایت میشود، اگر نتیجه این باشد که رژیم اسلامگرا میلیاردها دلار بگیرد، غنیسازی کند و کنترل مؤثر بر هرمز داشته باشد، آنگاه یک اشتباه فاجعهبار است.»
لیندزی گراهام، رئیس کمیته بودجه سنا هم هشدار داده «اگر توافقی شود، چون تصور میشود هرمز از تروریسم ایران قابل حفاظت نیست و ایران همچنان قابلیت نابودی زیرساختهای نفتی خلیج را دارد، آنگاه ایران به عنوان نیروی غالب دیده خواهد شد، این کابوس برای اسرائیل است.»
از سوی دیگر نباید نقش لابیهای عربی را دست کم گرفت. لابیهای عربی در کنگره آمریکا، بهویژه از سوی کشورهای خلیج فارس مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، یکی از فعالترین و پرهزینهترین تلاشهای نفوذ خارجی در واشنگتن به شمار میروند. برخلاف تصویر سادهانگارانهای که گاهی از «لابی عربی» به عنوان یک نیروی واحد وجود دارد، این لابیها بیشتر دولتی و مبتنی بر منافع ملی هر کشور هستند و از طریق شرکتهای لابیگری ثبتشده تحت قانون ثبت عوامل خارجی (FARA) عمل میکنند. این فعالیتها شامل تماس مستقیم با سناتورها و نمایندگان، تأمین مالی کمپینهای انتخاباتی، حمایت از اندیشکدهها و شکلدهی به روایت رسانهای است.
عربستان سعودی و امارات در سالهای اخیر صدها میلیون دلار صرف این فعالیتها کردهاند. طبق دادههای OpenSecrets، عربستان در دورههایی مانند ۲۰۲۲-۲۰۲۳ با بیش از ۱۴ هزار فعالیت سیاسی ثبتشده، فعالترین کشور خارجی بوده است. امارات نیز با بیش از ۷ هزار فعالیت و پرداخت دهها میلیون دلار به شرکتهایی مانند Glover Park Group و Akin Gump، نفوذ گستردهای دارد. این لابیها عمدتاً بر فروش تسلیحات، تأمین حمایت نظامی آمریکا، کاهش انتقادات حقوق بشری و مقابله با رقبای منطقهای تمرکز دارند.
یکی از ویژگیهای بارز این لابیها، ترکیب پول با روابط شخصی است. لابیگران سعودی و اماراتی شامل مقامات سابق کنگره و دولت آمریکا هستند که دسترسی مستقیم به تصمیمگیرندگان دارند. گزارش موسسه Quincy نشان میدهد که در سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۱، لابیگران امارات بیش از ۱۰ هزار تماس سیاسی برقرار کردهاند که بخش عمده آن با اعضای کنگره بوده است.
قطر نیز پس از بحران ۲۰۱۷ و محاصره توسط همسایگان، کمپین لابی گستردهای راه انداخت و دهها شرکت لابیگری استخدام کرد. تمرکز دوحه بیشتر بر بهبود تصویر خود، مقابله با اتهامات حمایت از گروههای اسلامگرا و حفظ پایگاه نظامی آمریکا در الودیید بوده است. این فعالیتها شامل دعوت از خبرنگاران و مقامات به دوحه، تأمین مالی اندیشکدهها و تبلیغات رسانهای است. این لابیها در برابر فشارهای حقوق بشری مقاومت ایجاد میکنند و فروش تسلیحات را تسهیل مینمایند. با این حال، محدودیتهایی وجود دارد؛ رقابت داخلی میان کشورهای عربی (مانند تنشهای عربستان-امارات) و قدرت لابی اسرائیل (آیپک) گاهی این تلاشها را خنثی میکند. همچنین، افکار عمومی آمریکا و کنگره در موضوعاتی مانند جنگ یمن یا حقوق بشر حساسیت نشان میدهد.
در مجموع، نگرانی شدید آیپک از شکاف درون جمهوریخواهان نشاندهنده تعادل میان ترامپ و فشارهای لابی قدرتمند است که اثرات آن بر ایران دوگانه است و شامل کاهش فرصتهای اقتصادی و یا تنفس تجاری در صورت موفقیت دیپلماسی میشود.