اقتصاد۲۴- صدای چکش زیر دست طلاسازها هنوز در راستههای قدیمی بازار تهران شنیده میشود، چراغ بازار هنوز روشن است، ویترینها هنوز پر از طلاست، اما جنس مراجعهها تغییر کرده است؛ تغییری که بسیاری از فعالان این صنف آن را نه یک اتفاق مقطعی، بلکه نشانهای از فشار معیشتی خانوارها میدانند. مردمی که این روزها کمتر برای خرید آمدهاند و بیشتر آماده به فروش هستند.
زنانی که النگوی سالها زندگی مشترک را روی پیشخوان میگذارند، مردانی که سکههای پسانداز شده را میآورند و خانوادههایی که میان حفظ دارایی و پرداخت هزینههای زندگی، راه دوم را انتخاب کردهاند.
در یکی از روزهایی که بازار طلا آرامتر از همیشه به نظر میرسد، طلافروشی در قلب تهران به خبرنگار اقتصادنیوز میگوید: «اگر چند سال پیش مشتریها برای خرید هدیه، عروسی یا حتی استفاده خودشان و برای تنوع به بازار میآمدند، حالا بخش بزرگی از مراجعهکنندگان فروشندهاند، نه خریدار.»
در میان صحبتهای طلافروشان، یک جمله بارها تکرار میشود: «خرید عروسی تقریباً از بین رفته است.» یکی از کسبه قدیمی بازار میگوید: «فروش طلا به عروس و دامادها تقریباً کامل قطع شده است. ما که هیچ، حتی فروشگاههای بزرگتر و شناختهشدهتر هم دیگر خریدهای سنگین مراسم ازدواج را نمیبینند. زمانی خانوادهها برای جهیزیه و مراسم عقد و عروسی خرید طلا را جزو ضروریات میدانستند، اما حالا بسیاری از زوجها یا خرید را به حداقل رساندهاند یا کلاً از آن صرفنظر میکنند.»
به گفته او، در گذشته بخش مهمی از رونق بازار از خریدهای مناسبتی، هدیهها و مراسم ازدواج تأمین میشد، اما حالا این تقاضا به شکل محسوسی کاهش یافته است.
فروشندگان بازار میگویند دلایل مراجعه مردم برای فروش طلا تقریباً مشابه است؛ چکهای سررسیدشده، هزینههای درمان، اجاره خانه، دارو و مخارج روزمره...
یکی از طلافروشان میگوید: «بیشترین چیزی که از مشتریها میشنویم مربوط به چک، هزینه عمل جراحی یا تهیه داروهای خاصی است. گروه دیگری برای تأمین پول رهن و اجاره خانه آمدهاند. حتی بارها شنیدهام که افراد برای گذران هزینههای روزمره زندگی طلا میفروشند.»
او مکثی میکند و ادامه میدهد: «گاهی هم کسانی هستند که حقوقشان با تأخیر پرداخت شده، تعدیل شدهاند یا شغلشان را از دست دادهاند و هنوز کار جدیدی پیدا نکردهاند. این افراد معمولاً آخرین دارایی نقدشونده خانواده را به بازار میآورند. اجاره و قسط و وام شوخی بردار نیست، آن هم در این شرایط جنگی.»
روایتهای مشابه تنها به یک مغازه یا یک راسته محدود نیست. گفتوگو با فعالان مختلف بازار نشان میدهد این تجربه مشترک بسیاری از طلافروشان در ماههای اخیر است.
برای سالیان سال، طلا در فرهنگ ایرانی علاوه بر ارزش سرمایهای، نقش زینتی و اجتماعی هم داشت. بسیاری از خریدها نه برای سرمایهگذاری، بلکه برای هدیه دادن، خوشحال کردن عزیزان یا استفاده شخصی انجام میشد.
اما حالا فعالان بازار معتقدند این کارکرد به شکل محسوسی تغییر کرده است. یکی از فروشندگان میگوید: «قبلاً مشتری میآمد و میگفت از این سرویس خوشم آمده، میخواهم بخرم. الان چنین فضایی خیلی کم شده است. اگر کسی طلای سنگین بخرد، معمولاً هدفش حفظ ارزش پول است، نه استفاده زینتی.»
به گفته او، خریداران امروز اغلب کسانی هستند که درآمد بالاتری دارند، سرمایهای در اختیارشان قرار گرفته یا دارایی دیگری را به طلا تبدیل میکنند تا ارزش پولشان در برابر تورم حفظ شود.
بیشتر بخوانید:راز مقاومت عجیب بازار طلا در برابر سقوط جهانی/ الان وقت خرید طلاست یا فروش؟
در واقع طلا برای بخش بزرگی از جامعه از یک کالای مصرفی و زینتی به نوعی «صندوق پسانداز اضطراری» تبدیل شده است؛ صندوقی که هر زمان فشار اقتصادی بیشتر شود، درِ آن باز میشود.
این تغییر رفتار در شرایطی رخ میدهد که قیمت طلا طی یک سال گذشته جهش قابل توجهی را تجربه کرده است. دادههای بازار نشان میدهد قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار از ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ با نرخ ۶ میلیون و ۴۴۵ هزار تومان، تا ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ به ۱۷ میلیون و ۸۲۸ هزار تومان رسید که نشاندهنده رشد حدود ۱۷۶٫۷ درصدی در این بازه یکساله است. گفتنی است قیمت طلای ۱۸ عیار در تاریخ مورد محاسبه کف قیمت طلا در این ماه بوده است و حتی در روزهایی قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار تا کانال ۱۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان نیز بالا رفته و در بیشتر روزها بالای کریدور ۱۸ میلیون تومان معامله شده است.
در سطح جهانی نیز طلا در سال ۲۰۲۵ و ماههای ابتدایی ۲۰۲۶ تحت تأثیر نااطمینانیهای اقتصادی، تنشهای ژئوپلیتیکی و افزایش تقاضا برای داراییهای امن، یکی از دورههای پررونق خود را پشت سر گذاشت. در چنین شرایطی، افزایش همزمان قیمت جهانی طلا و نرخ ارز در داخل کشور، ارزش ریالی داراییهای طلایی خانوارها را به شکل چشمگیری افزایش داده است. همین موضوع باعث شده بسیاری از خانوادهها در مواجهه با فشارهای مالی، طلا را به اولین گزینه برای تأمین نقدینگی تبدیل کنند.
البته همه فعالان بازار با این روایت موافق نیستند. گروهی از طلافروشان میگویند بخشی از فروشها به معنای فقیرتر شدن خانوارها نیست، بلکه تغییر ترکیب داراییهاست.
یکی از آنها میگوید: «مواردی هم داریم که افراد طلاهای سنگین یا سکههایشان را میفروشند و با آن ملک میخرند یا سرمایهگذاری دیگری انجام میدهند. این را نمیشود در دسته فروشهای معیشتی قرار داد.»
با این حال حتی این گروه نیز تأیید میکنند که سهم فروشهای ناشی از نیاز مالی نسبت به گذشته افزایش یافته و مراجعههای مرتبط با هزینههای درمانی، اجاره مسکن، چک و بدهیهای روزمره بیشتر شده است.
اقتصاددانان سالهاست میگویند رفتار مردم در بازار طلا میتواند تصویری از وضعیت اقتصادی جامعه ارائه دهد. وقتی خانوارها برای حفظ ارزش دارایی به سمت خرید طلا میروند، نشانهای از نگرانی نسبت به آینده است؛ و زمانی که همان طلا برای پرداخت هزینههای زندگی فروخته میشود، میتواند نشانهای از فشار بر بودجه خانوار باشد.
شاید به همین دلیل است که این روزها روایتهای بازار طلا بیش از آنکه درباره قیمت و حباب و بازدهی باشد، درباره زندگی مردم است؛ درباره النگوهایی که روزی برای جشن و شادی خریده شدند و حالا برای پرداخت اجاره، هزینه درمان یا عبور از یک دوره سخت اقتصادی روی ترازو قرار میگیرند.
بازار طلا هنوز پر رفت و آمد است، اما نه با خریدارانی که برای انتخاب زیورآلات پشت ویترینها میایستند؛ بلکه با فروشندگانی که دارایی سالهای گذشته را به پول امروز تبدیل میکنند تا زندگی فردا را سرپا نگه دارند.