اقتصاد۲۴- اقتصاد ایران در کمتر از یک سال دو جنگ را پشت سر گذاشته است. برآورد دولت حاکی از آن است که خسارت جنگ ۴۰ روزه به اقتصاد کشور حدود ۲۷۰ میلیارد دلار بوده است؛ عددی که تقریبا به بزرگی تولید ناخالص داخلی یک سال کشور است. این خسارت سنگین در شرایطی رخ میدهد که مرکز پژوهشهای مجلس تخمین زده بود بودجه سال ۱۴۰۵ حدود ۹۵۰ هزار میلیارد تومان کسری دارد که این رقم معادل ۱۸ درصد کل بودجه است. این میزان کسری بودجه البته در شرایط پیش از جنگ ۴۰ روزه تخمین زده شده بود. همچنین پیش از جنگ رشد اقتصادی کشور عددی اندک و نزدیک به صفر برآورد شده است. حالا، اما زمزمههای امضای توافق بین ایران و آمریکا و برقراری صلح شنیده میشود؛ اخباری که البته با بدعهدی آمریکا و تناقضگوییهای مکرر دونالد ترامپ، رئیسجمهوری این کشور همچنان با دیده تردید نگریسته میشود. اما چشمانداز اقتصاددانان از آینده جنگ خلیج فارس و شرایط اقتصاد کشور چیست؟
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی کشور در ۹ ماهه ابتدای سال ۱۴۰۴ نزدیک به یک درصد بوده است و رشد اقتصادی در برخی بخشها منفی گزارش شد. بر این اساس، رشد بخش کشاورزی منفی سه درصد، تأمین آب و برق منفی ۷.۸ درصد و رشد اقتصادی بخش صنعت منفی نیمدرصد بوده و رشد اقتصادی گروه صنایع و معادن ۱.۴، خدمات ۱.۴ درصد و ساختمان ۰.۲ درصد بوده است.
گزارش مرکز آمار ایران از رشد ضعیف اقتصاد کشور در سال ۱۴۰۴ در شرایطی است که نرخ تورم با شیب قابل توجه تصاعدی شده است و در آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه نزدیک به ۸۴ درصد بوده و این شاخص برای خوراکیها به حوالی ۱۳۰ درصد رسیده است.
این گزارشها در شرایطی منتشر شده است که اقتصاد کشور نهتنها کسری بزرگ بودجه را تجربه میکند، که جنگ خسارت قابل توجهی به کشور زده است. در جنگ ۴۰ روزه بخش بزرگی از ظرفیت تولید و صادرات پتروشیمی کشور از دسترس خارج شد و این اتفاق برای سایر صنایع مادر از جمله فولاد رخ داد. گذشته از این، محاصره دریایی سبب شده است شبکه فروش نفت کشور بیش از پیش زیر فشار قرار بگیرد و ورود ارز به خزانه کشور به در بسته بخورد.
با ادامه این وضعیت، چشمانداز اقتصاد کشور نگرانکننده است. صندوق بینالمللی پول رشد اقتصادی ایران را در محدوده منفی ۶.۱ درصد پیشبینی کرده است. همچنین برخی برآوردهای برنامه توسعه سازمان ملل متحد دامنهای بین منفی ۸.۸ تا منفی ۱۰.۴ درصد را مطرح کردهاند، حالا، اما خبر میرسد که گشایشهایی در سیاست خارجی کشور و چشمانداز جنگ رخ داده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا با ادعای اینکه ایران هلیکوپتر آمریکا را بر فراز تنگه هرمز سرنگون کرده است، در روز ۲۱ خرداد و در مصاحبهای با فاکسنیوز تهدید کرد اگر ایران توافق مورد نظر آمریکا را نپذیرد، آمریکا ظرف یک روز بهشدت ایران را دوباره بمباران میکند. او پس از این مصاحبه در تروثسوشال نوشت به دنبال کنترل جزیره خارگ و دیگر نقاط زیرساختی نفتی ایران است و بنا دارد تسلط کامل بر بازارهای نفت و گاز ایران را همچون ونزوئلا به دست آورد.
با این حال پس از حملات شبانه آمریکا به نقاطی از ایران، رئیسجمهوری آمریکا بهسرعت از این ادعا عقبنشینی کرد و از توافق قریبالوقوع با ایران خبر داد. او مدعی شد توافق با ایران بسیار نزدیک است و بهزودی این توافقنامه امضا میشود؛ موضوعی که پاکستان هم به آن صحه گذاشت و البته عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نزدیکبودن به توافق با آمریکا را تأیید کرد. در این میان، رسانهها جزئیاتی از توافق ایران و آمریکا منتشر کردند که این جزئیات محل بحث قرار گرفت و بر ابهام ماجرا افزود. به عنوان مثال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشور، در یک گفتوگوی تلویزیونی توضیح داد اموال بلوکه ایران آزادسازی میشود. او در این زمینه گفت: «هیچیک از اموال مسدودشده ایران، طبق یادداشت تفاهم نمیتواند مسدود بماند». وزیر امور خارجه کشورمان با اشاره به اینکه برای بازسازی خسارات واردشده به ایران در جنگ یک طرح اقتصادی طراحی شده، تأکید کرد: «منابع قابل توجهی به اقتصاد ایران از این طریق تزریق خواهد شد». او در عین حال تأکید کرد: «ذات طرف مقابل بدعهدی است و باید انتظار اشکالات مهم در اجرا را داشته باشیم... اگر در مرحله ۶۰روزه به تعهدات عمل نشود، به مرحله بعد نمیرویم».
با این حال دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، تأکید کرد فعلا اموال مسدود ایران آزاد نمیشود و هیچ پولی به دست ایران نمیرسد.
این ادعاها درباره سایر مفاد توافق ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد و جزئیات این توافق روشن نیست. با این حال کارشناسان اقتصاد درباره چشمانداز توافق ایران و آمریکا و تأثیر آن بر اقتصاد کشور نظرات متفاوتی دارند.
برخی از این کارشناسان به «شرق» میگویند تجربه جنگ و تناقضگوییهای متعدد درباره توافق بین ایران و آمریکا و مذاکرات بین دو کشور، اعتماد به اینگونه اخبار را دشوار کرده است؛ بهویژه آنکه آمریکا سابقه بدعهدی بسیار دارد و شخص دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا نهتنها پیش از این به طور یکطرفه از برجام خارج شده است، که بارها درباره ایران تناقضگویی کرده است. ضمن اینکه ضلع سوم مثلث جنگ در خاورمیانه، یعنی اسرائیل و تحرکات آن را نباید نادیده گرفت؛ بنابراین با مجموع این رخدادها، تنها چیزی که محرز است، این است که دو کشور فعلا تصمیمی برای ادامه جنگ ندارند و پس از آن مشخص نیست که چه اتفاقی رخ میدهد.
بیشتر بخوانید:پیشبینی نگرانکننده از نرخ فقر ۴۰ درصدی؛ فشار اقتصادی ادامه دارد
لطفعلی بخشی، اقتصاددان، به «شرق» میگوید در حال حاضر پیشبینی سرنوشت جنگ خلیج فارس دشوار است، اما اگر آتشبس پایدار بماند و توافقی شکل بگیرد، دولت باید پروژههای دولتی را بهسرعت فعال کند تا از این طریق پیمانکاران پروژههای فرعی نیز بهسرعت دست به کار شوند و اقتصاد را به تحرک بیندازند.
او تأکید میکند با این اتفاق دهها هزار نیروی متخصص به صورت فوری جذب میشوند و وضعیت بازار کار بهبود پیدا میکند. به گفته این اقتصاددان، دولت همچنین باید به پروژههای خصوصی وام اعطا کند و اگرچه اعطای این وامها میتواند در کوتاهمدت اثر تورمی داشته باشد، بازده این پروژهها بین شش ماه تا یک سال آینده به اقتصاد برمیگردد و آثار تورمی را تعدیل میکند.
بخشی همچنین تأکید میکند که دولت باید با همین نگاه مبلغ یارانهها را افزایش دهد تا بخش تقاضا نیز در بازار تحریک شده و تولید را به تحرک وادارد.
آلبرت بغزیان، دیگر اقتصاددان، اما معتقد است توافق انجامشده فعلا از مرحله گشایش در تردد دریایی و تنگه هرمز و کاهش محاصره دریایی ایران فراتر نمیرود و حتی با آزادسازی اموال بلوکه، تصور نمیکند منابع ارزی گستردهای به کشور سرازیر شود؛ بنابراین اتفاق خاصی برای بازارها و اقتصاد کشور رخ نمیدهد و فقط قیمتها اندکی تعدیل میشود و وضعیت اقتصادی کشور از شرایط فعلی بدتر نمیشود.
این اقتصاددان در گفتوگو با «شرق» ادامه میدهد پیشبینی او از توافق بین ایران و آمریکا این است که فعلا تفاهمنامهای در شرایط نه جنگ و نه صلح امضا و مهلت کوتاهی تنفس برای طرفهای درگیر جنگ ایجاد میشود، اما عادیشدن وضعیت اقتصاد زمانبر است و نیاز به شرایط پایدارتری دارد.
جعفر خیرخواهان، اقتصاددان، اما به چشمانداز این توافق احتمالی خوشبین است و به «شرق» میگوید به نظر میرسد طرفین جنگ متقاعد شدهاند ادامه جنگ و تخاصم به سود هیچکس نیست و راه برای مصالحه باز شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند، اصلاحات اقتصادی اعمال و از اشتباهات گذشته درس گرفته شود، اقتصاد کشور میتواند در یک دوره سهساله بهبودی قابل توجهی را تجربه کند و به عرصه اقتصاد جهانی بپیوندد.
بر اساس گفته این اقتصاددان، مهمترین کانال اثرگذاری توافق احتمالی، افزایش صادرات نفتی است. رفع محدودیتهای دریایی و تسهیل تجارت خارجی است که دسترسی به منابع ارزی و سرمایهگذاری را برای اقتصاد کشور تسهیل میکند.
محمدتقی فیاضی، تحلیلگر اقتصادی، هم به خبرآنلاین گفته است: «جنگ، تحریم و اکنون محاصره دریایی، فشار به اقتصاد ایران را بیشتر کرده است. روند آینده تورم به فرجام تحریم و محاصره دریایی گره خورده است. اگر تا بیش از سه ماه آینده محاصره به نحوی ادامه یابد که جلوی واردات کالا گرفته و امکان صادرات نفت هم سلب شود، با یک انقباض شدید در درآمدهای ارزی مواجه خواهیم شد و آنگاه روند تورم بهشدت بالا خواهد رفت و بحران اقتصادی هم به مرحله شدیدتری میرسد و اگر تورم ماهانه خرداد به ۱۲ درصد برسد، در همین ماه تورم نقطهای سهرقمی خواهد شد. منتها به نظر نمیرسد تورم ماهانه خرداد تا این اندازه بالا باشد و با فرض ادامه وضع موجود، در میانه تابستان یا اوایل پاییز احتمالا تورم نقطه به نقطه سهرقمی شود. هرچند اگر میان ایران و ایالات متحده توافقی حاصل شود، این روند ممکن است تغییر کند». او تأکید کرد: «همه چیز بستگی به وضعیت صادرات نفت ما دارد. اگر بتوان مشکل را سریعا رفع کرد، از تورم سهرقمی دور خواهیم شد، زیرا یک تفاوت مهم میان ایران و دیگر کشورهایی که دچار ابرتورم شدهاند، آن تفاوت به امکان رفع تحریمها و سرازیرشدن درآمدهای نفتی برمیگردد. جایی که بتوانیم نفت خود را صادر و ارز حاصل از آن را وارد کشور کنیم، بهسرعت روند فعلی برمیگردد، اما اگر محاصره دریایی بیش از سه ماه طول بکشد و فضای جنگی حاکم بماند، اقتصاد ایران ظرفیت ورود به دوره ابرتورم را خواهد داشت».
با تمام اوصاف، هنوز خبر دقیقی از امضای توافقنامه و مفاد آن وجود ندارد و مشخص نیست چشمانداز جنگ خلیج فارس به کجا میرسد.