«برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی به صورت بیمه و غیره ، حقی است همگانی . دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایت های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند».
این اصل 29 قانون اساسی است که پوشش جامع و کامل تمام اقشار جامعه را الزام کرده است. الزامی که بر اساس آن صندوق بیمه کشاورزان، روستاییان و عشایر در سال 1383 ایجاد شد. این صندوق که به عنوان یکی از ارکان چهارگانه بیمهگر اجتماعی تعریف و به عنوان سازوکاری در زیر مجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مقرر شده موسسهای دولتی دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری و استخدامی بود اما بر اساس مصوبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۰مجلس شورای اسلامی به فهرست نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی الحاق شد.
پرسش اینجاست که امروز صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر در زندگی کشاورزان چه نقشی را بازی میکند؟ آیا ارائه خدمات صندوق بیمه کشاورزان برای قشر کشاورز جذابیتی دارد و اگر نه این عدم جذابیت به چه علت است. همچنین آیا فعالیت هرچهگستردهتر این صندوق در زندگی امروز کشاورزان نقشی دارد و اگر بله چه میزان از کشاورزان این صندوق را میشناسند و به آن اعتماد دارند؟
اینها پرسشهایی بود که باعث شد برای یافتن پاسخ آن به سراغ "علی شیرکانی" مدیرعامل صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر برویم تا هم از کارکرد صندوق بیشتر باخبر شویم و هم از فعالیتهای پیش روی این صندوق بشنویم.
بخش اول گفتوگوی اقتصاد24 با علی شیرکانی را میخوانید:
- امروز بر اساس اصل 29 قانون اساسی، برخورداری از بیمههای اجتماعی از حقوق همه مردم است. در دهههای مختلف، به خصوص سالهای پس از انقلاب اسلامی، اقشار مختلف تحت پوشش بیمههای اجتماعی قرار گرفتند اما یکی از اقشاری که هیچ نوع بیمه اجتماعی برای آنها تعریف نشده بود، کشاورزان، روستاییان و عشایر بودند. با تمهیداتی که اندیشیده شد، در اواخر سال 1383 بحث ایجاد یک صندوق بیمه مطرح شد و در ابتدای سال 84 صندوق بیمه روستایی و عشایر آغاز به کار کرد.
صندوق بیمه کشاورزان در ابتدا روستاییان و عشایر را تحت پوشش بیمه خود میگرفت چراکه فرض بر این بود که همه کشاورزان در روستاها زندگی میکنند؛ اما بررسیها نشان داد که تعدادی از کشاورزان در شهرهای کوچک زندگی میکنند و در نتیجه عنوان "کشاورزان" نیز به نام این صندوق اضافه شد و همه کشاورزها اعم از روستایی و شهری، مشمول این صندوق شدند.
تا امروز حدود یک میلیون و 750 هزار نفر در صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر عضو شدهاند، اما تعداد بیمهشدگان فعال ما که رابطه بیمهپردازی خود را با صندوق حفظ کرده اند و میتوانند از صندوق خدمات بگیرند، تا پایان سال 97 حدود یک میلیون و 30 هزار نفر هستند که تقریبا 20 درصد جامعه هدف ما بوده است.
اختلاف این دو عدد تقریبا700 تا 750 هزار نفر است و این رقم، افرادی هستند که به هر دلیل، بیمهپردازی خود در صندوق را ادامه ندادهاند و از ما جدا شدهاند. تعدادی از این افراد به علت فوت یا ازکارافتادگی، مستمریبگیر شدند، گروهی پیش از موعد بازنشسته شدند و بخشی دیگر هم، به علت نداشتن تمکن مالی یا جابهجایی از روستا به شهر، از صندوق بیمه کشاورزان ، روستاییان و عشایر جدا شدند و احتمالا تحت پوشش بیمههای اجباری مثل تامین اجتماعی قرار گرفتند. معمولا در روستاها بین 30 تا 32 درصد جمعیت تحت پوشش بیمههای دیگر چه کشوری، چه لشکری و چه صندوقهای دیگر هستند که در حال حاضر تعداد صندوقهای بازنشستگی خرد در کشور به 18 میرسد.
* اگر نخواهیم جمعیت روستاییان غیر کشاورز و عشایر را در نظر بگیریم جمعیت کشاورزان کشور ما به حدود 4 میلیون نفر میرسد در حالی که شما بیمهشدگان خود را حدود یک میلیون نفر عنوان کردید. از طرفی این گمان هم می رود نقشی که این صندوق دارد باید پررنگ تر شود و میان کشاورزان فراگیرتر شود. آیا کشاورزان نیامدهاند تحت پوشش شما یا صندوق بیمه کشاورزان ظرفیت ندارد که تعداد بیشتری از کشاورزان را تحت پوشش خود در بیاورد؟
- یکی از بحثهایی که وجود دارد، بحث بر سر جامعه هدف و دومین بحث اولویتهای ما در این جامعه است. اولویت ما با سرپرست خانوار است. اگر بخواهیم تعاریف را دقیقتر مشخص کنیم، صندوق ما روستاییان، عشایر و کشاورزانی را تحت پوشش بیمهای خود قرار میدهد که در محیط و جغرافیای روستا یا شهرهای زیر 20 هزار نفر زندگی میکنند. بر اساس دادههای مرکز آمار، تعداد کل روستاییان و عشایر کشور حدود 22 میلیون نفر هستند که گروهی در شهرها و گروهی در روستاها ساکنند. از طرف دیگر، صندوق بیمه کشاورزان افراد بین 18 تا 50 سال را بیمه میکند و با این قید عددی، تعداد جمعیتی که میتوانند در صندوق ما بیمه شوند، نزدیک به 10 میلیون نفر خواهد شد.
علاوه بر این، اگر آن فرضیه را بپذیریم که 32 درصد از جمعیت روستاییان کشور ما تحت پوشش بیمههای دیگر هستند، به صورت بالقوه تنها حدود 6 میلیون نفر میتوانند بیمه شده ما باشند. نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که این تعداد، "فرد" هستند و "خانوار" نیستند و پرسش اینجاست که آیا هدفگذاری با فرد است یا خانوار؟ که باید بگویم هدفگذاری اولیه ما با خانوار بوده است.
نکته دوم این است که در کشور ما، فرهنگ بیمه ای بهخوبی جا نیفتاده است و معمولا افراد تمایلی به بیمه کردن فرزندان خود ندارند. هرچند افراد 18 تا 25 ساله هم در آمار بیمهشدگان صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان هستند، اما معمولا دخترانی که ازدواج نکردهاند تا 30 سالگی بیمه نمیشوند و دغدغه آن را هم ندارند. پس هدفگذاری ما باید جمعیت 6 میلیون نفری باشد و نهاد دولت هم باید هدف خود را مشخص کند که آیا میخواهد سرپرستان خانوار را بیمه کند یا همه کشاورزان را.
از نظر من ایرادی ندارد که یک جوان مجرد 30 ساله که کشاورز است، خود را بیمه کند؛ اما از آنجا که کارفرمای اصلی صندوق بیمه کشاورزان، دولت است و دو سوم حق بیمه را دولت میپردازد، تصمیم دولت اهمیت زیادی دارد. تنها پرداخت یک سوم حق بیمه برعهده بیمه شدگان صندوق است.
به هر حال، هدف اولیه صندوق بیمه کشاورزان و دولت، این بود که سرپرستان خانوارهای کشاورز، روستایی و عشایر را تحت پوشش بگیریم و این هدف، اهمیت زیادی دارد چراکه اگر اتفاقی برای سرپرست خانواده بیافتد، تمام اعضای خانواده متاثر میشوند؛ بنابراین در درجه اول باید سرپرست خانوار بیمه شود. بنابراین با همکاری مرکز آمار توانستیم به کد ملی جمعیتی که میتواند بیمه شده ما باشد دست پیدا کنیم. این بررسی نشان داد که چقدر از این افراد، بیمهشده سایر صندوقها هستند. آنها را از لیست خارج کردیم و در مرحله بعد، جمعیت بین 18 تا 50 سال سن که سرپرست خانوار بودند را مشخص کردیم. البته اطلاعات کافی وجود نداشت، اما باز بهتر از هیچ بود.
بر اساس آمارهایی که بهدست آوردیم، دو میلیون و 20 هزار نفر وجود دارند که سرپرست خانوار روستایی و عشایر هستند و هیچ نوع بیمه اجتماعی ندارند. ما روی این جمعیت برنامه ریزی کردهایم اما اینکه سرعت تحت پوشش گرفتن ما چقدر باشد، پاسخی است که باید دولت و مجلس بدهند. اینکه صندوق بیمه کشاورزان یکمرتبه همه این افراد را بیمه کند و تعداد بیمه شدگان دو برابر شود، از لحاظ اجتماعی و فردی خوب است؛ اما آیا از لحاظ بیمهای هم منطقی است؟ ما باید از لحاظ محاسبات بیمهای جوابگوی این سوال باشیم.
* آیا منظور صرفه اقتصادی است؟
- بیشتر محاسبات بیمهای مدنظر ما است. اگر صندوق بیمه کشاورزان، بیمه شدگان جدیدی جذب کند اما نتواند سهم دولت از حق بیمهای افراد را بگیرد، میدانید عمر صندوق چقدر پایین میآید؟ صندوقهای بیمهگر اجتماعی به سازمانهای بین نسلی مشهورند؛ یعنی ما باید در قبال نسلهای آینده پاسخگو باشیم. صندوق باید به گونه ای بیمه شدگان جدید را جذب کند که بتواند حیاتی طولانی مدت مثلا حداقل 75 ساله داشته باشد. بر همین اساس، اگر همین امروز یک میلیون نفر بیمه شده جدید جذب کنیم، با فرض اینکه دولت هم سهم خود را در قالب بودجه بپردازد، اما آیا به صندوق خوبی کردهایم یا نه؟ به اعتقاد ما، توسعه بیمهای باید متوازن باشد؛ باید نگاه کنیم که توان نهاد دولت در جهت همراهی چقدر است. اگر صندوق ما یکدفعه همه جمعیت هدف خود را بیمه کند و نهاد دولت نتواند سهم دوسومی خود از حق بیمه این افراد را بپردازد، صندوق بیمه کشاورزان هم به سرنوشت سایر صندوقهای ورشکستهای که هر روز دنبال بودجه هستند تا مستمری پرداخت کنند. به اعتقاد ما، اگر جامعه هدف ما به طور کامل پوشش داده نشده باشند، بهتر از این است که افراد تحت پوشش، هر ماه دغدغه دریافت مستمری داشته باشند.
اگر صندوق بیمه کشاورزان بیمه شدگان جدیدی جذب کند اما نتواند سهم دولت از حق بیمهای افراد را بگیرد، میدانید عمر صندوق چقدر پایین میآید؟ صندوقهای بیمهگر اجتماعی به سازمانهای بین نسلی مشهورند؛ یعنی ما باید در قبال نسلهای آینده پاسخگو باشیم. صندوق باید به گونه ای بیمه شدگان جدید را جذب کند که بتواند حیاتی طولانی مدت مثلا حداقل 75 ساله داشته باشد
- جامعه هدف 6 میلیون نفر است، اما ما قید سرپرست خانوار را هم داریم. اگر این قید را در نظر بگیریم، جامعه هدف ما به 4 میلیون نفر کاهش مییابد و پوشش یک میلیون و 30 هزار نفری ما، تقریبا 25 درصد است، اما الزاما ما تنها سرپرست خانوار را پوشش نمیدهیم. درست است که جامعه هدف ما سرپرست خانوار روستایی است ولی امروز اگر یک جوان 30 ساله مجرد روستایی یا کشاورز هم بیاید و بگوید که در خانه پدر خود زندگی میکند، او را هم تحت پوشش بیمه قرار میدهیم.
* پس مشکل شما جامعه اطلاعاتی است که به نظر میرسد میتواند تحت عنوان یک کارگروه در صندوق بیمه کشاورزان شکل بگیرد؟
- این کارگروه تعریف شده و دارد به نظم خوب و شفافیت قابل قبولی میرسد. باید بپذیریم که مقداری از ضعف اطلاعاتی هم به این دلیل است که بانکهای اطلاعاتی کشور چندان قوی نیستند. البته در 5 – 6 ماه گذشته با تلاشهایی که در صندوق انجام شد، توانستهایم به اطلاعات قابل قبولی دست پیدا کنیم.
* چرا بخشی از کشاورزان حاضر نیستند بیایند تحت پوشش صندوق بیمه کشاورزان، روستاییان و عشایر قرار بگیرند؟
- این یک سوال جدی دیگر است. عوامل مختلفی میتواند در این مسئله دخیل باشد، به نظر من برای پاسخ به این سوال هم باید چراهای ذهنی صندوق بیمه کشاورزان را بدانیم و هم چراهای ذهنی کف جامعه را. برداشت اولیه ما این است که صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر خدمات کوتاهمدت ندارد؛ در صورتی که جامعه ما نگاه زیادی به خدمات کوتاهمدت دارد. کسی که خود را بیمه میکند، اولین خدمتی که برای خود متصور میشود خدمات درمانی است و خدمات درمانی، خدمتی کوتاهمدت است. خدمات درمانی ما، با واسطه توسط سازمان بیمه سلامت ارائه میشود و نقش صندوق ما در این خدمات، برای روستاییان و عشایر مشخص نیست. به عبارت دیگر، همه روستاییان و عشایر که دفترچه "بیمه سلامت ایرانیان" دارند، از ردیف صندوق بیمه کشاورزان، روستاییان و عشایر در بودجه که به سازمان بیمه سلامت پرداخت میشود، استفاده میکنند و ازآنجا که هیچ تفاوتی در نوع دفترچه بیمهای که بیمه سلامت برای روستاییان و کشاورزان صادر میکند، با بقیه دفترچهها وجود ندارد، روستاییان متوجه نمیشوند که خدمات درمانی آنها از کجا تامین شده است.
نکته دیگر اینکه، افرادی که خود را بیمه میکنند، خیلی به فکر بازنشستگی نیستند در صورتی که همه ما بازنشسته میشویم. پس یکی از مسائلی که داریم این است که صندوق بیمه کشاورزان خدمات کوتاهمدت ارائه نمیکند. البته در خصوص خدمات بلندمدت هم چالشهایی وجود دارد. در حال حاضر ما سه خدمت عمده داریم؛ بازنشستگی، ازکارافتادگی و فوت. چالش اینجا است که اغلب افراد، با ازکارافتادگی و فوت ارتباط ذهنی برقرار نمیکنند؛ یعنی به این فکر نمیکنند که ممکن است روزی ازکارافتاده شوند یا فوت کنند، ولی امروز تعداد زیادی ازکارافتاده و بازمانده متوفی تحت پوشش داریم. بنابراین اصلیترین خدمتی که صندوق بیمه کشاورزان به بیمهشدگان خود ارائه میدهد، مستمری بازنشستگی است؛ البته بازنشستگی مدنظر ما، با بازنشستگی سایر صندوقها متفاوت است چراکه بازنشستگی آنها به اشتغال وابسته است اما بازنشستگی ما، مکان محور است؛ یعنی اگر شما روستایی یا عشایر باشید، کفایت میکند و مهم نیست شغل شما چه باشد.
سوم اینکه اساسا بیمه در همه دنیا، اولویت اول مردم نیست. بر اساس بررسیهایی که انجام شده، حتی در کشورهای توسعه یافته نیز بیمه جزو اولویتهای پنجم تا ششم مردم است. یعنی شما باید سطح درآمدی مشخصی داشته باشید تا بتوانید پولی بابت بیمه بپردازید! در نتیجه اینکه فکر کنیم میتوانیم پوشش بیمه ای صد درصدی در کشور داشته باشیم، گمراه کننده است مگر اینکه دولت بگوید همه حق بیمه را خودم میپردازم و مردم فقط بیایند ثبت نام کنند.
حتی در کشورهای توسعه یافته نیز بیمه جزو اولویتهای پنجم تا ششم مردم است، یعنی شما باید سطح درآمدی مشخصی داشته باشید تا بتوانید پولی بابت بیمه بپردازید! در نتیجه اینکه فکر کنیم میتوانیم پوشش بیمه ای صد درصدی در کشور داشته باشیم، گمراه کننده است
از طرف دیگر، صندوق بیمه کشاورزان، روستاییان و عشایر بنیانی حمایتی دارد. در روستاهای ما اینگونه است که یا عدهای نمیتوانند خود را بیمه کنند، یا پرداختی ما برای آنها جذابیت ندارد و معتقدند مستمری صندوق کفاف هزینههای آنان را نمیدهد یعنی اگر فرد کشاورزی دیگر نخواهد کار کند معتقد است که با اجارهبهای زمین خود میتواند درآمد بهتری داشته باشد تا اینکه به عنوان بازنشسته از صندوق ما مستمری دریافت کند. البته بخشی از این عدم استقبال هم به این برمیگردد که شاید در کشور ما، درک مناسبی از روستاها وجود ندارد و صندوق در گذشته نتوانسته ماهیت و کارکردهای خود را بهخوبی ارائه کند تا روستاییان و کشاورزان کاملا متوجه شوند که بیمه کجا به درد آنها میخورد.
به عقیده من، مجموعه این عوامل در عدم گسترش بیمه اجتماعی صندوق در میان روستاییان و عشایر موثر بوده است. ما برای اینکه شناسایی دقیقتر و بهتری از جمعیت مخاطب خود و علایق و سلایق آنها داشته باشیم، در نمایشگاه توانمندسازی روستاییان که اخیرا برگزار شد، با کمک "ایسپا" یک نظرسنجی انجام دادیم تا بفهمیم افرادی که در روستاها زندگی میکنند، یا با روستاییان در ارتباط هستند، درباره ما چقدر اطلاعات دارند. خروجی نظرسنجی این بود که میزان شناخت روستاییان از ما، کم است، یعنی عامل دیگری که در کنار همه این عوامل وجود دارد، این است که صندوق ما آنطور که باید برای جامعه هدف شناخته شده نیست. بنابراین برای خود اولویت دیگری تعیین کردیم تا بدانیم که چرا شناخته شده نیستیم و موانع شناخت ما در میان جامعه هدف چیست. به همین دلیل، به فکر کمک گرفتن از دانشگاهها افتادیم و با یکی از گروههای دانشگاهی مذاکرات اولیه ای را شروع کردیم تا به تصویری کلی از جامعه هدف به دست آوریم و اسم این پروژه را نیز "اقتصاد رفتاری" گذاشتهایم.
امروز در دنیا، برای تصمیمگیریهای مهم، از چنین پروژههایی استفاده میکنند. به بیان دیگر، میخواهیم بدانیم که جمعیت هدف ما در صندوق بیمه کشاورزان بر اساس چه فاکتورهایی تصمیم میگیرند و چگونه میتوانیم خود را به این جامعه، بهتر بشناسانیم. این پروژه با همکاری "ایسپا" و یکی از دانشگاههای مطرح کشور انجام میشود و بر اساس خروجیهای آن، برای آینده صندوق برنامهریزی میکنیم. نتایج این پژوهشها و اطلاعاتی که به دست خواهیم آورد، بر روی وبسایت صندوق منتشر میشود تا همگان بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.
در حال حاضر هم، تقریبا همه اطلاعات کلی صندوق بیمه کشاورزان ، شرکتهای زیرمجموعه، صورتهای مالی و ... روی وبسایت رسمی صندوق قرار دارد چراکه به شفافیت باور داریم و معتقدیم که باید اطلاع رسانی صندوق دقیق و شفاف باشد.
یک مسئله دیگر هم وجود دارد؛ اینکه در کشور ما، صندوقهای متعددی وجود دارند که برخی شکست خوردهاند و اعتماد عمومی نسبت به آنها از دست رفته است. شاید مردم به خوبی نمیتوانند بین صندوقها تفکیک قائل شوند و گمان میکنند که ما هم از همان دسته صندوقهای شکست خورده هستیم. البته این هم وظیفه خود ما است که در اذهان عمومی، این تفکیک را مشخص کنیم.
در اینجا باید حرفهایی که در ابتدای بحث گفتم را بازگو کنم. اگر همه جمعیت هدف هم ما را شناختند و خواستند بیمه شوند، صندوق در حال حاضر این ظرفیت را ندارد و نمیتوان به صورت ناگهانی تعداد بیمه شدگان صندوق را بالا برد. فراموش نکنیم که صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر از جمله صندوقهای باز است و بسته نیست؛ یعنی میتواند هر سال ورودی بیمه شده داشته باشد.
* با توجه به اینکه صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر برای قشر کشاورز و روستانشین ایجاد شده، به نظر شما بهتر نیست که در یک برنامه طولانیمدت تمام جمعیت کشاورزان کشور تحت پوشش این صندوق درآیند؟ یعنی به جای آنکه یک کشاورز تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی یا هر بیمه دیگر باشد، از صندوقی خدمات دریافت کند که برای کشاورزان تاسیس شده است؟
- اغلب کشاورزانی که تحت پوشش صندوق بیمه کشاورزان نیستند، عموما بیمه شده تامین اجتماعی اند و سایر صندوق ها، بیمه شدگان کشاورز زیادی ندارند؛ چراکه مثلا صندوق نیروهای مسلح، برای شاغلان نهادهای نظامی، انتظامی و وزارت دفاع تاسیس شده و صندوق بازنشستگی کشوری هم فقط کارکنان رسمی دولت را تحت پوشش دارد. بنابراین شاید بهتر است فقط در مورد کشاورزانی صحبت کنیم که تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی هستند.
برای پاسخ به این سوال، باید چند نکته را یادآوری کنم. اول اینکه ماهیت صندوق بیمه کشاورزان با تامین اجتماعی متفاوت است. تامین اجتماعی، اغلب افرادی را بیمه میکند که کارفرمای مشخصی دارند، یعنی رابطه مزد و حقوق بگیری بر آنها حاکم است و مشمول قانون کار و قانون تامین اجتماعی هستند. بیمه تامین اجتماعی برای این افراد اجباری است و تحت عنوان کارگر، چه کشاورز باشند و چه غیر، کارفرما مجبور است آنها را بیمه کند. بنابراین در خصوص افرادی که مشمول قانون کار هستند، مثلا کشاورزانی که برای یک کارفرمای مشخص کار میکنند، اجبار بیمه شدن نزد سازمان تامین اجتماعی وجود دارد. درباره بیمهشدگان اختیاری تامین اجتماعی هم، تفاوت زیادی در نرخ حق بیمه و خدماتی که ارائه میشود وجود دارد. خدماتی که تامین اجتماعی به بیمهشدگان خود، چه اجباری و چه اختیاری ارائه میدهد، با ما متفاوت است. آنها به دلیل اینکه حق بیمه زیادتری میگیرند، خدماتی ارائه میدهند که ملموستر است؛ مثلا تامین اجتماعی به بیمهشدگان خود، خدمات درمانی، کمک هزینه ازدواج، کفن و دفن، اروتز و پروتز و ... ارائه میدهد؛ اما ما منابع کافی برای این کار را در اختیار نداریم. در صورتی که بیمه صندوق ما، اختیاری است. ما اجبار قانونی را نداریم. با توجه به اینکه مردم ما عموما تمایلی به بیمه شدن ندارند، شاید اگر مجبور نبودند نزد تامین اجتماعی بیمه شوند، اصلا بیمه نمیشدند! ضمن اینکه حق بیمهای که ما دریافت میکنیم، خیلی کمتر از حق بیمهای است که تامین اجتماعی میگیرد. بنابراین خدماتی که میدهیم هم محدودتر است.
نکته مهمتر اینکه، بر اساس قانونی که برای ما تعریف شده، مشارکت دولت در صندوق ما به میزان دوسوم حق بیمه است؛ در حالی که سهم دولت در حق بیمه تامین اجتماعی، عموما 3 درصد است؛ مگر در مواردی که نقش کارفرمایی را برعهده گرفته باشد. بنابراین، شاید منطقی به نظر نرسد که بیمهشدگان تحت پوشش تامین اجتماعی، به صندوق بیمه کشاورزان بپیوندند؛ چراکه آن موقع سهم دولت در پرداخت حق بیمه آنها، بیشتر میشود. البته از نظر ریالی، سهمی که دولت در مقابل بیمهشدگان ما بر عهده دارد، کمتر از سهمی است که بابت بیمهشدگان تامین اجتماعی برعهده دارد.
با فرض حل شدن همه این موارد، دوباره به صحبتهای قبلی خود بر میگردم. شاید بتوان حتی راهی برای انتقال سوابق بیمهای پیدا کرد و به قول شما، در بلندمدت به گونهای برنامهریزی کرد که همه کشاورزان تحت پوشش صندوق ما قرار بگیرند، اما آیا این کار، به شرایطی که در ابتدای صحبتهایم به آنها اشاره کردم، امکانپذیر است؟
ضمنا، همه صندوقهای بازنشستگی کشور که تعداد آنها به بیش از 18 صندوق میرسد، در کنار هم قرار دارند و هرکدام، وظیفه بیمه کردن بخشی از جمعیت کشور را برعهده گرفتهاند. برای مجموعه صندوقها، مهم این است که پوشش بیمهای جامعه افزایش یابد و شاید اهمیت زیادی نداشته باشد که مثلا، فلان شخص، در کدام صندوق بیمه شود.
* صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، افراد روستایی و عشایر بین 18 تا 50 سال را تحت پوشش خود قرار میدهد؛ بسیاری از کشاورزان بیش از 50 سال سن دارند و سرپرست خانوار هم هستند، اما آنها را بیمه نمیکنید. به چه علت؟ برای این افراد چه برنامهای تعریف شده؟
- همانطورکه در عنوان صندوق بیمه کشاورزان هم آمده، ما یک نهاد بیمهگر اجتماعی هستیم؛ یعنی یکسری قوائد اکچوئری بر ما حاکم است که اگر میخواهیم صندوق پایداری داشته باشیم که بتواند به نسلهای مختلف خدمترسانی کند، باید آنها را رعایت کنیم. بر اساس اصول اکچوئری، افراد باید در سنی وارد صندوق شوند که در شرایط عادی، بتوانند سالهای مشخصی حق بیمه بپردازند. در کشور ما سن بازنشستگی تقریبا 50 سال است. اگر صندوق ما افراد بیش از 50 سال را بیمه کند، آیا میتوان از آنها توقع داشت که مثلا 30 سال حق بیمه بپردازند؟ صندوقها باید ورودی حق بیمه داشته باشند تا بتوانند از پس تعهدات خود بر بیایند. البته حداکثر سن 50 سال، مخصوص ما نیست. در بیمه اختیاری تامین اجتماعی هم حداکثر سن برای شروع بیمه پردازی، 50 سال است و افرادی که بیش از این میزان سن داشته باشند و بخواهند بیمه شوند، باید معادل مازاد سنی خود، سابقه پرداخت حق بیمه داشته باشند.
تصمیم درباره این افراد، با نهاد دولت است. کشاورزان بیش از 50 ساله هم طبق قانون اساسی باید از حمایتهای بیمهای برخوردار شوند، اما فراموش نکنید که صندوق ما، یک نهاد بیمهگر اجتماعی است و نباید نگاه حمایتی داشته باشد.
بخش دوم گفتوگوی اقتصاد 24 با "علی شیرکانی" مدیرعامل صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر در روزهای آینده منتشر میشود.