
اقتصاد ۲۴- در یک عصر سرد در اواخر سال ۲۰۱۶، در فاصله چند کیلومتری شهر آدانا در ترکیه، یک کشاورز کُرد به نام "عزالدین آکمان" در بالکن طبقه دوم خانه اش در مقابل مزرعه خود نشسته بود که ناگهان یک کامیون ساختمانی تا لبه باغ مرکبات او حرکت کرد. کامیون اندکی مکث کرد سپس بار زیادی از زباله را در کتار جاده ریخت. راننده کامیون پیش از آن که از آنجا دور شود یک کیسه کاغذی را آتش زد و آن را روی زباله انداخت و باعث شعله ور شدن آتشی شد که رنگ آن سیاهتر از آسمان شب بود.
"آکمان" از جایش برخاست و با سرعت به سمت انبوه زبالههای به آتش کشیده شده رفت. زمانی که "آکمان" رسید زبالهها به تودهای از آتش تبدیل شده بودند. پلاستیک در مقایسه با چوب و کاغذ کمتر قابل اشتعال است اگرچه در هنگام سوختن گرمای بیشتری از خود ساطع میکند و حداقل توانایی آن را دارد که با وزش باد از جا بلند شود و در مورد "آکمان" حدود ۵۰ هکتار از درختان پرتقال و لیمو را به آتش بکشد. "آکمان" ناسزایی نثار راننده کامیون کرد و به خانه بازگشت. او یک سطل پیدا کرد و سپس با عجله به سمت زبالههای آتش گرفته بازگشت و شروع به ریختن آب روی آن کرد. او به طور مداوم از آب نهر نزدیکی آن ناحیه بر روی شعله آتش میریخت. پس از حدود یک ساعت، از دامنه شعلههای آتش کاسته شد، سپس آتش خاموش شد و بستری از هزاران تکه زباله نیمه سوزانده را نمایان کرد.
"آکمان" زانو زد تا تودههای در حال دود شدن را بررسی کند و تکههای بستهبندی آب نبات و لوازم آرایشی را با انگشتانش برگردند تا آن که با چیز عجیبی مواجه شد. نوشتههای روی بسته بندیها نه کُردی و نه ترکی بودند. آکمان به دنبال برچسبهای قیمت روی محصولات سوخته میگشت. او چندین برچسب را پیدا کرد که قیمت روی آن به یورو و پوند درج شده بود.
آکمان مردی لاغر و میانسال برای دهههای متمادی همانند نسلهای پیش از خود با برداشت پرتقال و لیمو و صادرات آن به اروپا امرار معاش کرده بود. اکنون به نظر میرسید که اروپا زبالههای خود را به لبه باغهای مرکبات او صادر کرده بود. "آکمان" با نگاه به کارتن سوخته شده آبمیوه گفت:"شاید این آبمیوه با پرتقالهای من درست شده باشد".
چند هفته پس از ریختن زباله در کنار ملک آکمان، برگهای بسیاری از درختان مرکبات او شروع به زرد شدن کردند. سپس پرتقالها و لیموها روی زمین ریختند. یک سال بعد، زمانی که ضررهای "آکمان" خانوادهاش را در آستانه مشکلات مالی جدی قرار داده بود، درختان اصلاً میوه نداشتند. مشخص شد که یک کامیون زباله که در کنار مزرعه مرکبات زبالهها را به آتش کشیده بود حتی اگر سوختن پلاستیک فقط برای یک ساعت به طول انجامیده باشد، قادر است آسیب طولانی مدتی به محصولات زراعی وارد کند. به احتمال زیاد دود تا چند روز پس از خاموش شدن انبوه زباله منتشر میشود که باعث از بین بردن جمعیت زنبور عسلی میشود که به گرده افشانی درختان مرکبات "آکمان" کمک میکرد. پس از آن، تکههای بی شمار پلاستیک نیمه ذوب شده به نهری که آب سیستم آبیاری باغ آکمان را تامین میکرد وارد شده و به میلیاردها میکروپلاستیک و آلایندهای که به سمت باغ مرکبات او در گردش بود شکسته شده بودند. این میکروپلاستیکها سپس به درون درختان مکیده شده بودند و در ریشههای درختان همانند ذرات چربی در رگهای بدن انسان جمع شده بودند.
باغ "آکمان" در جنوب شرقی ترکیه و حدود دو ساعت رانندگی تا مرز سوریه قرار دارد. آنجا یک منظره خیره کننده دارد: یک دشت سرسبز که در آن ذوب برف از کوههای توروس که به سمت دریای مدیترانه میریزد به سمت جنوب میدرخشد. جادهها واقعا بوی پرتقال تازه میدهند، صخره با صومعههای قرون وسطایی و قلعههای باستانی احاطه شدهاند، و حاصلخیزی این سرزمین تا زمانی که هر کسی به یاد دارد افسانهای بوده است.
از زمان عرضه انبوه پلاستیک در نمایشگاههای تجاری در دهه ۱۹۴۰ میلادی، پلاستیک به عنوان مادهای به بازار عرضه شده بود که به محض این که مصرفکننده تصمیم میگرفت کار با آن را تمام کند از دید عموم محو میشد. پلاستیک ساخته شده از محصولات فرعی شیمیایی پالایش هیدروکربن دو مزیت دارد. نخست آن که تولید آن بسیار ارزان است، زیرا بلوکهای سازنده آن از تولید خود انرژی ناشی میشود و دوم آن که استفاده از آن بسیار راحت است.
با این وجود، پلاستیک هزینههای زیست محیطی ناپایداری دارد، که در حد یک بمب ساعتی سیارهای است که در آن اجسامی که برای چند ثانیه مورد استفاده قرار میگیرند، برای شکستن به مقیاسهای زمانی تقریبا زمین شناسی نیاز دارند. چه یک صندلی پلاستیکی باشد یا یک کارتن غذای آماده، سرنوشت ۹ میلیارد تن پلاستیکی که بشر از سال ۱۹۵۰ میلادی دور انداخته است، تقریباً یکسان هستند. همه چیز هنوز در جایی به شکلی وجود دارد. برای تجزیه آن پلاستیکها باید هزاران سال زمان سپری شوند. در این فرآیند، پلاستیک به تعداد تقریباً نامتناهی از قطعات کوچک و آلایندهها تجزیه میشود که تأثیر مخرب آن هنوز به آرامی درک میشود.
مشکلات دفع پلاستیک در دهه ۱۹۸۰ میلادی به طور فزایندهای شناخته شد. میکروپلاستیک اصطلاحی که تا سال ۲۰۰۴ ابداع نشده بود، در معده جوجههای آلباتروس تازه متولد شده در سواحل هاوایی، آبهای لانگ آیلند و داخل روده ماهیها کشف شده بود. در آن دهه، صنعت پتروشیمی راه حلی برای بحران زبالهها ارائه کرد و ادعا کرد که دیگری نیازی به نابودی سیاره زمین نیست، زیرا دیگر نیازی به ریختن پلاستیک در محل دفن زباله وجود ندارد و نیازی به سوزاندن آن نیست. راه حل بازیافت زبالههای پلاستیکی بود. بازیافت فی نفسه یک افسانه نیست. میتوان یک شماره قدیمی روزنامه را به شماره جدید روزنامه تبدیل کرد. میتوان یک قوطی آلومینیومی قدیمی را به یک قوطی آلومینیومی جدید تبدیل کرد. مس استخراج شده از زبالههای الکترونیکی و فولادی که از کشتیهای برچیده شده به دست میآید به محصولات الکترونیکی جدید و سازههای فولادی جدید ختم میشود. با این وجود، این ایده که اکثر پلاستیکها همیشه میتوانند به طور موثر بازیافت شوند اثبات یک اشتباه بزرگ بود، تلاشی برای تحمیل "اقتصاد دایرهای" بر مادهای که واقعاً در مورد آن این موضوع صدق نمیکرد، زیرا هرگز امکان تبدیل اکثر پلاستیکهای قدیمی به پلاستیک جدید به صورت کاربردی یا اقتصادی وجود نداشته است.
بیشتر بخوانید: مردم ترکیه چقدر مالیات میپردازند؟/ مالیات برای اتباع غیرترک چگونه محاسبه میشود؟
واضحترین مشکل مربوط به مواد است. پلاستیک یک اصطلاح گسترده برای چیزی است که در واقع متشکل از هزاران ترکیب مختلف از پلیمرهای مصنوعی است که عمدتاً از نظر رنگ شیمیایی و مقدار مواد افزودنی متفاوت از یکدیگر هستند. یکی از کارشناسان بازیافت پلاستیک را به پنیر تشبیه کرده است: همان طور که ذوب موزارلا و انتظار تولید پارمزان غیرممکن است، در پلاستیک نیز خرد کردن و کاهش پلی اتیلن برای به دست آوردن پلی استایرن، پلی پروپیلن یا پلی وینیل کلرید غیرممکن است.
این مشکل در اوایل سال ۱۹۶۹ آشکار شد، زمانی که صنعت پتروشیمی در مجموعهای از مطالعاتی که توسط مؤسسه نفت آمریکا تأمین مالی شد، از این واقعیت ابراز تاسف کرد که معجزه پلاستیک ناشی از ترکیب شیمیایی عجیب آن است. یکی از مدیران شرکت صنایع شیمیایی چند ملیتی آمریکایی "داو کمیکال" در آن زمان اذعان کرد:"ساختار مولکولیای که پلاستیک را بسیار محبوب کرده، اتفاقا مشکلات دفع خاصی را ایجاد میکند". در نتیجه، پلاستیک به طور طبیعی در محل دفن زباله تجزیه نشد و فقط به انباشته شدن ادامه میداد.
سپس اقتصاد بازیافت وجود دارد. تولید پلاستیک جدید همیشه ارزانتر از تلاش برای احیای پلاستیک قدیمی بوده است. شورای شیمی آمریکا در گزارشی با عنوان "پاکسازی محیط زیست" در سال ۱۹۶۹ ادعا کرد:"همیشه ممکن است دانشمندان و مهندسان یاد بگیرند که زبالهها را با سود بازیافت یا دفع کنند، اما به نظر نمیرسد این اتفاق به زودی بر اساس یک مبنای وسیع رخ دهد".
یک مشکل مرتبط در اینجا وجود دارد. حتی اگر بتوان پلاستیک قدیمی را با سود به پلاستیک جدید تبدیل کرد، این فرآیندی نیست که بتوان آن را بارها تکرار کرد برخلاف کاری که برای مثال میتوان با فولاد انجام داد. پلاستیک پس از دو یا سه بار استفاده فراتر از توانایی چرخه بازگشت به جریانهای تولید فرسوده میشود، بدان معنا که بازیافت هرگز از دفع نهایی جلوگیری نمیکند بلکه به سادگی آن را به تاخیر میاندازد. همان طور که موسسه "وینیل"، یک لابی پلاستیک، در سال ۱۹۸۶ پذیرفت: "بازیافت را نمیتوان یک محلول زباله جامد دائمی در نظر گرفت، زیرا صرفاً زمان دفع یک تکه را طولانی میکند".
دلیل نهایی این که چرا بازیافت هیچ راه حل عملی برای مشکل دفع پلاستیک ارائه نمیدهد به طور فزایندهای آشکار شده است: این یک فرآیند سمی است. پلاستیک مصرفی حاوی انواع مواد افزودنی با تنظیم ضعیف است از جمله بازدارندههای شعله، نرمکنندهها و تثبیتکنندهها که اگر دور ریخته شوند و در داخل بشکههای فولادی به کشورهای در حال توسعه ارسال شوند، اَشکال خطرناک زبالههای سمی و در نتیجه صادرات غیرقانونی محسوب میشوند. در حالی که ممکن است فکر کنید که فرآیند بازیافت، شستن و خرد کردن پلاستیکها و ذوب آن، این سموم را از بین میبرد، بازیافت در واقع اثر معکوس دارد: شسته شدن آن سموم و پخش آن در پلاستیک تازه ایجاد شده، فرایندی که با عنوان "مهاجرت" شناخته میشود.
مهمترین استدلال علیه بازیافت پلاستیک ممکن است این باشد: حتی اگر کارساز باشد، حتی اگر سودآور باشد، حتی اگر بیخطر باشد، باز هم بازیافت پلاستیک هرگز به موتوری که بحران زبالههای جهانی ما را هدایت میکند، نمیپردازد. این خروجی تولید ناپایدار ماست. اکنون ۴۰ سال است که شواهدی وجود دارند که نشان میدهند کشورهایی که مدعی بازیافت بیشتر هستند، زبالههای پلاستیکی بیش تری نیز تولید میکنند. در نتیجه، حتی عمل "بازیافت" پلاستیک هرگز باعث کاهش ضایعات نمیشود بلکه فقط مقدار بیش تری از آن را تضمین میکند. از زمانی که "راه حل" بازیافت پلاستیک به عموم ارائه شد، تولید خالص زبالههای پلاستیکی در ایالات متحده به شدت افزایش یافته است، از ۲۷ کیلوگرم زباله پلاستیکی بازای هر نفر در سال ۱۹۸۰ میلادی به ۹۹ کیلوگرم زباله پلاستیکی بازای هر نفر در سال ۲۰۱۸ میلادی. صنعت پتروشیمی همه اینها را میداند. اکنون بیش از یک نسل است که آن را میشناسد. با این وجود، بازیافت به اشتباه به عنوان پاسخی به پاندمی زبالههای فاجعه بار که خودش ساخته بود ظاهر شد.
"امینه اردوغان" بانوی اول ترکیه در تابستان ۲۰۱۷ میلادی روی صحنهای در آنکارا پایتخت ترکیه ظاهر شد و برنامه بزرگ جدیدی را برای کشور "عزالدین آکمان" اعلام کرد. "امینه اردوغان" اعلام کرد که ترکیه طی ۱۵ سال آینده به کشوری "بدون زباله" تبدیل خواهد شد. مطمئناً کشورهای دیگر محورهای خود را برای آیندهای سبز با کاهش انتشار سوخت یا ساخت مزارع بادی یا مالیات بر تولید آلایندههای کربنی آغاز کردند. با این وجود، امینه اردوغان توضیح داد که گذار ترکیه از جای دیگری آغاز خواهد شد این که این کار در خانههای ۸۵ میلیون شهروند ترکیه آغاز میشود: ترکها زبالههای خود را از بین میبرند. بانوی اول اردوغان به مردم ترکیه اطمینان داد که زباله برای شان به زودی فقط یک خاطره بد از گذشته خواهد بود. او از طریق یک کارزار تحت حمایت دولت به تبلیغات پرداخت تبلیغ این که با جمعآوری کارآمد پلاستیک و بازیافت آن از زبالههای کنترل نشده جلوگیری میکند، "ترکیه پاک" را تحت تأثیر قرار میدهد و در نتیجه "دنیایی قابل زندگی برای نسلهای آینده" ایجاد میکند.
برخلاف آن چه "امینه اردوغان" وعده داده بود، شواهد سالیان اخیر ترکیه در مورد زباله وحشتناک بوده است. طی سه دهه گذشته آن کشور به اندازه هر کشور دیگری روی زمین به پلاستیک معتاد شده است. ترکها در دهه ۲۰۰۰ روزانه دهها میلیون خرید انجام میدادند. بازارهای خیابانی که میوه و آجیل را به خریدارانی که گونیهای نخی حمل میکردند میفروختند، جای خود را به سوپرمارکتهایی داده بودند که هر کالاهای خریده شدهای از آنجا در کیسههای پلاستیکی نازکی قرار داده میشد که امکان دیدن درون آن کیسه از بیرون وجود داشت. ترکها تا سال ۲۰۱۰ میلادی سالانه ۳۵ میلیارد عدد از آن کیسهها را دور انداختند. بیش از ۹۰ درصد از تمام این پلاستیکها به زباله دانی، حومه شهرها یا دریا ختم میشد.
"ترکیه پاک!، "دنیایی قابل زندگی"!، "در سالهای آینده، پروژه صفر زباله تحسین اردوغان را به همراه خواهد داشت"، "پروژه زباله صفر فقط یک کارزار نیست، بلکه یک احساس است". این جملات تنها بخشی از تیترهای روزانه مطبوعات چاپ استانبول بود و آن پروژه جوایزی را از نهادهای جهانی از سازمان ملل متحد گرفته تا بانک جهانی دریافت کرد.
"امینه اردوغان" ابتکارعمل خود را در کتابی با عنوان "جهان خانه مشترک ماست" مطرح کرد و آن را با صدای بلند برای کودکان تُرک که در باغ مجتمع ریاست جمهوری در آنکارا، کاخ ۱۱۵۰ اتاقهای که همسرش به بهای از بین بردن نواحی جنگلی اطراف آنجا ساخت، خوانده بود. پروژه "به صفر رساندن زباله" حتی به عنوان ابزاری برای سیاست خارجی ترکیه مورد استفاده قرار گرفت و از سوی نمایندگان دیپلماتیک آن کشور در سراسر جهان مطرح میشد تا بر تعهد ترکیه برای مبارزه با بحران آب و هوا تاکید کند. برای مثال، "مولود چاووش اوغلو" وزیر امور خارجه ترکیه گفته بود: "ما به عنوان پیروان دینی که اسراف در آن حرام است و تمدنی که نان افتاده بر روی زمین را میبوسد و بر روی پیشانی میگذارد، در برابر این تهدید نقش رهبری کننده را بر عهده گرفتهایم".
تنها یک مشکل کوچک در مورد تاجگذاری ترکیه به عنوان کشوری بدون زباله و شایسته تقلید بین المللی وجود داشت! به محض این که "امینه اردوغان" ابتکار عمل خود را اعلام کرد، ترکیه به عنوان یکی از بزرگترین دریافت کنندگان و یکی از بزرگترین قطبهای زبالههای پلاستیکی در مقایسه با هر نقطه دیگری از سیاره زمین ظاهر شد. چند ماه پس از آتش زدن یک کامیون زباله از بریتانیا و اروپا در کنار درختان مرکبات "آکمان"، و تنها چند هفته پس از این که "امینه اردوغان" ترکیه را کشوری بدون زباله اعلام کرد، حزب کمونیست چین در سال ۲۰۱۷ میلادی به جهان اطلاع داد که دیگر زباله نمیپذیرد. فشار برای بازیافت پلاستیک از سوی بخش پتروشیمی همواره غیر صادقانه بود. بازیافت پلاستیک غیرممکن بود.
با این وجود، در لایه زیرین آن بازی غیر منصفانه عمیق تری در جریان بود. طی دهههای بعدی، پردازش انبوه زبالههای پلاستیکی شهروندان کشورهای ثروتمند برعهده آن کشورها نبود. زبالههای پلاستیکی در دهه ۱۹۹۰ میلادی عمدتا به کشورهای فقیرتر ارسال میشدند به کشورهایی که از هر نوع فرصت اقتصادی ناامید بودند و تبدیل آنان به سطلهای زباله کشورهای غربی با طنزی باورنکردنی همراه بود: این کشورها همان کشورهایی بودند که به سختی میتوانستند خروجی زبالههای متورم و انبوه شده خود را مدیریت کنند.
چین در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی دریافت کننده نیمی از پلاستیکی بود که در سطل بازیافت در هر نقطهای از زمین قرار میگرفت از کیسههای غبار آلود غلات گرفته تا نیهای مچاله شده نوشابه و کارتنهای تخم مرغ از جنس پلی استایرن له شده. برای سالیان متمادی این چیزهایی که فکر نمیکردیم به چه سرنوشتی دچار میشوند به مراکز پردازش و بازیابی مواد در هزاران هزار دهکده چینی ارسال میشدند، به جاهایی که در پردازش محتویات سطل بازیافت تخصص داشتند.
زبالههای آمریکا در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی به یکی از بزرگترین صادرات ایالات متحده به چین تبدیل شده بود. حداقل به همان اندازه، زبالههای پلاستیکی از اتحادیه اروپا خارج میشدند. بسیاری از پلاستیکهایی که آلمانیها ادعا میکردند بازیافت میشد، در واقع به آن سوی جهان حمل میشد، جایی که سرنوشت واقعی آن کاملاً روشن نبود و این یک راز کثیف بود.
هنگامی که چین به جهان اطلاع داد که دیگر زبالههای پلاستیکی را نمیپذیرد، بسیاری از کشورهای ثروتمند خریداران جدید ناامید یا مرزهای محافظت نشده را پیدا کردند و کماکان اصرار داشتند که زبالههای آنان بازیافت میشود. در مورد شرکتهای پتروشیمی، آن شرکتها دلایل زیادی برای تشویق به انحراف جریان تمام این زبالهها داشتند: تشخیص میزان بحران برای مصرف کنندگان غربی سختتر میشد اگر روایتی که درباره بازیافت به آنان گفته میشد که اغلب درست نبوده و واقعیت امر این بوده باشد که زبالهها به هزاران کیلومتر دورتر ارسال میشدند.
ظرف چند ماه پس از ممنوعیت واردات زباله توسط چین، زبالههای یونانی در لیبریا ظاهر شدند. زبالههای ایتالیایی سواحل تونس را ویران کردند. پلاستیک هلندی کشور اندونزی، مستعمره سابق هلند را تحت تأثیر قرار دادند. لهستان مجبور شد یک واحد ویژه پلیس را برای گشت زنی و کشف زبالههایی که با کامیون از آلمان وارد آن کشور میشدند راه اندازی کند. صادرات زباله از اروپا به آفریقا افزایشی چهار برابری داشت. مالزی به بزرگترین دریافت کننده زبالههای پلاستیکی ایالات متحده در جهان تبدیل شد و فیلیپین کشور کانادا را به دلیل ارسال پوشکهای کثیف به مانیل پایتخت آن کشور به جنگ تهدید کرد. در کمتر از یک سال پس از راهاندازی پروژه به صرف رساندن زباله از سوی "امینه اردوغان"، بیش از ۲۰۰۰۰۰ تن زباله پلاستیکی که از هر نقطهای در سه دهه گذشته به جنوب شرق چین میرفت، به جای آن روانه جنوب شرق ترکیه میشد.
بیشتر بخوانید: بحران اقتصادی ترکیه از کجا شروع شد؟
تجارت جهانی زباله در بی ضررترین حالت باعث انتقال زباله از ثروتمندترین کشورهای جهان به کشورهایی میشود که کمترین هزینه را برای رسیدگی به آن دارند. در بدترین حالت، تجارت جهانی زباله یک جرم آشکار است. از زبالههای پلاستیکی که بریتانیا اصرار داشت بازیافت میشوند، در واقع، به خارج از کشور ارسال شده بودند و تقریباً نیمی از آن به ترکیه ارسال شده بود. این فقط برای سال اول بود. طی سه سال پس از اعلام پروژه "به صفر رساندن زباله" از سوی "امینه اردوغان"، بیش از ۷۵۰۰۰۰ تن پلاستیک قدیمی از سراسر اروپا به آناتولی منتقل شد و ترکیه را به بزرگترین دریافت کننده زباله پلاستیکی بر روی سیاره زمین تبدیل کرد. هر شش دقیقه یک بار معادل یک کامیون کمپرسی پر از زبالههای خارجی وارد آن کشور میشد.
اگر بخواهیم منصف باشیم، برخی از زبالههای پلاستیکی که به جنوب شرق ترکیه حمل میشود، واقعاً مورد استفاده قرار خواهند گرفت. با این وجود، سرنوشت آن تقریباً هرگز این نبود که به شکل قبلی خود بازگردد، بلکه تبدیل به کالاهای خانگی نامرغوب شد. پلاستیک ارسال از سوی غرب از طریق یک فرآیند حیرت انگیز انرژی بَر و آلاینده، تمیز شد، به صورت ورقهای خرد شد، از نظر شیمیایی احیا شد، سپس به پلیاستر تبدیل شد که در سالیان اخیر جایگزین پنبه ترکیه شده که به عنوان ماده ترجیحی صنعت پوشاک آن کشور شهرت پیدا کرده بود.
اگر پلاستیک به فرش یا حوله تبدیل نمیشد، مقداری از آن در تعدادی از کارخانههای سیمان ترکیه سوزانده میشد و سوخت ارزان یا حتی رایگان را برای صنعت ساختمانی که از ساخت ساختمانهای آپارتمانی بی کیفیت در سراسر آناتولی سود برده است، فراهم میکرد. بسیاری از پلاستیکهایی که به جنوب شرقی ترکیه ارسال میشدند به قدری کثیف بودند که نه میشد آن را به پادری حمام تبدیل کرد و نه میشد به عنوان سوخت سوزاننده مورد استفاده قرار داد. سرنوشت آن زبالهها مشابه زبالههایی بود که "عزالدین آکمان" مشاهده کرد که در لبه باغش آتش میگرفتند: مخفیانه در جایی در حومه شهر رها میشوند و دهها هزار سال آینده را صرف شکستن میلیاردها قطعه پلاستیکی کوچک میکنند که وارد دریا میشود و زمینهای زراعی را ویران میسازند.
از آغاز سال ۲۰۲۱، فعالان محیط زیستی و روزنامه نگاران در سراسر اروپا به این فکر افتادند که تراشههای GPS را در بطریهای خالی مواد شوینده قرار دهند، بطریها را در سطلهای بازیافت محلی قرار دهند، سپس حرکت آن را هزاران کیلومتر دورتر به سمت شرق، تا دورترین نواحی ترکیه دنبال کنند. در یک نمونه در این دست تحقیقات، روزنامه نگاران مشاهده کردند که کیسهای پلاستیکی در سطل بازیافت فروشگاه خرده فروشی بریتانیایی تسکو راهی ترکیه شده بود.
تا سال ۲۰۲۲ زبالههای خارجی زیادی تحت لوای عملیات مخفی شبانه در اطراف آدانا، در سراسر درهها یا کنار رودخانهها یا در واقع در لبه مزارع ریخته میشدند که تنها راه برای محیط بانان محلی به منظور ردیابی ورود آن زباله ها، نظارت بر منطقه از ارتفاع چند هزار پایی در هوا با استفاده از پهپاد بود.
"رجب طیب اردوغان" رئیس جمهور در اکتبر ۲۰۲۱ به آدانا پرواز کرد تا یک کارخانه پتروشیمی جدید که قرار است ساحلی به طول ۲۰۰۰ زمین فوتبال را اشغال کند، افتتاح نماید. صندوق ثروت ترکیه که ۱۰ میلیارد دلار برای "منطقه صنعت پتروشیمی جیهان بزرگ" سرمایه گذاری کرد، بر حسن نیت زیست محیطی خود پافشاری کرد و مدعی شد که تبدیل جنوب شرق ترکیه به "قطب جهانی پتروشیمی" در نهایت اتکای این کشور به پلی اتیلن وارداتی را کاهش میدهد و در نتیجه سرمایه ترکیه را برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی در طولانی مدت آزاد خواهد کرد. این منطق مانند تقلیدی از استدلالهای مطرح شده توسط برخی از مدافعان گذار به انرژی سبز به نظر میرسد که معتقدند افزایش سرعت تولید آلایندههای کربنی در چند سال آینده با ساده کردن منابع انرژی پاک که ممکن است برای سالیان بعد تضمین شود، توجیه میشود.
به عبارت دیگر، آدانا دیگر قرار نبود فقط زبالهها را جمع کند. در عوض، قرار بود اقتصاد آینده خود را حول محور آن بسازد. ترکیه دیگر قرار نیست به وانمود کردن تعهد به آیندهای بدون زباله ادامه دهد. در عوض، گویا قرار بود خود را وارد تجارت دیوانه وار تولید پلاستیک کند تجارتی ۳ میلیارد پوندی در سال، معادل ۶۰ میلیارد بطری پلاستیکی آب. برای ردیابی آن دیگر نیازی به پهپاد نیاز نیست. درست در مقابل شما، در نمایی کامل، در حال پخته شدن است.
این گزارش بخشی از کتاب "جنگهای زباله: معاملات کثیف، رقابتهای بینالمللی و زندگی پس از مرگ رسواکننده زباله" Wars Wars: Dirty Deals, International Rivalries and the Scandalous Afterlife of Rubbish اثر "الکساندر کلاپ" بود که توسط "جان موری" ناشر اسکاتلندی چاپ شده است.
منبع: گاردین