
اقتصاد۲۴- پولپاشی دولت اصطلاحی است که در سالهای اخیر به دلیل شرایط اقتصادی کشور بیش از همیشه در رسانهها و تحلیلهای اقتصادی شنیده میشود. منظور از پولپاشی، توزیع مستقیم منابع مالی از سوی دولت میان مردم یا بخشهای مختلف اقتصاد است؛ بدون آنکه این پرداختها پشتوانه تولیدی یا درآمد پایدار داشته باشد. این اقدام اغلب در قالب یارانههای نقدی، کمکهای معیشتی، پرداختهای جبرانی یا افزایشهای ناگهانی حقوق و دستمزد انجام میشود. گرچه ممکن است در کوتاهمدت حس بهبود شرایط مالی برای خانوارها ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند تبعات سنگینی برای اقتصاد به همراه داشته باشد. در ادامه به بررسی مفهوم پولپاشی، انگیزههای دولتها برای اجرای آن و اثرات تورمی و ساختاری چنین سیاستهایی پرداخته میشود.
پولپاشی معمولاً زمانی اتفاق میافتد که دولت به جای اصلاح ساختارهای اقتصادی و افزایش توان تولید، بهصورت مستقیم به تزریق پول به جامعه روی میآورد. این تزریق پول میتواند از منابع بانک مرکزی، استقراض، یا کسری بودجه تأمین شود. در واقع دولت برای تأمین هزینههای خود یا اجرای طرحهای معیشتی، پولی بیش از درآمد واقعی خود خرج میکند و تفاوت میان هزینه و درآمد از طریق چاپ پول یا برداشت از منابع بانک مرکزی جبران میشود. همین اقدام باعث افزایش نقدینگی در اقتصاد میشود، بدون اینکه ظرفیت تولید کالا و خدمات افزایش یافته باشد. هنگامی که حجم پول در اقتصاد رشد میکند، اما تولید ثابت باقی میماند، تعادل میان عرضه و تقاضا بر هم میریزد و این مسئله خود مقدمهای برای رشد تورم است.
بیشتر بخوانید: دهکبندی درآمدی چیست؟/شما در کدام دهک قرار میگیرید؟
یکی از مهمترین دلایل تمایل دولتها به سیاست پولپاشی، فشار اجتماعی و سیاسی برای مدیریت نارضایتی عمومی است. در شرایط رکود اقتصادی، بیکاری بالا و کاهش قدرت خرید مردم، دولتها معمولاً به دنبال راههای سریع و فوری برای بهبود سطح رفاه هستند. توزیع نقدی میان مردم سادهترین و سریعترین راه است، زیرا در کوتاهمدت تأثیر روانی مثبتی بر جامعه دارد. از سوی دیگر، اجرای اصلاحات اقتصادی مانند افزایش بهرهوری، اصلاح نظام یارانهها، افزایش تولید و بهبود ساختار مالیاتی زمانبر است و ممکن است نارضایتی کوتاهمدت ایجاد کند. به همین دلیل دولتها گاهی راه آسانتر یعنی پولپاشی را انتخاب میکنند. در برخی موارد نیز دولت برای اجرای وعدههای انتخاباتی یا مواجهه با بحرانهایی مانند تحریم، بیماریهای فراگیر یا حوادث طبیعی، از این سیاست استفاده میکند. اما مشکل اصلی اینجاست که پولپاشی در بیشتر مواقع با منابع پایدار پشتیبانی نمیشود و همین موضوع عامل تشدید تورم است.
تورم نتیجه طبیعی افزایش نقدینگی بدون رشد تولید است. وقتی پول بیشتری وارد جامعه میشود، مردم قدرت خرید بیشتری پیدا میکنند و تقاضا برای کالاها و خدمات افزایش مییابد. اما اگر تولید به همان میزان افزایش پیدا نکند، قیمتها بالا میرود. پولپاشی دقیقاً همین مکانیسم را فعال میکند. هر بار که دولت یارانه نقدی جدید میدهد یا هزینههای خود را از طریق منابع بانک مرکزی تأمین میکند، حجم نقدینگی افزایش مییابد. این نقدینگی در بازارهای مختلف مانند مسکن، خودرو، ارز، طلا و حتی کالاهای مصرفی موج ایجاد میکند. نتیجه این رفتار، رشد شدید قیمتها و کاهش ارزش پول ملی است. به عبارت دیگر، پولپاشی ممکن است در ظاهر قدرت خرید مردم را افزایش دهد، اما با جهش قیمتی بعدی، این قدرت خرید به سرعت کاهش مییابد و عملاً اثر آن خنثی میشود. در بسیاری از موارد حتی تورم ایجادشده بیشتر از مبلغ پرداختی است و مردم در نهایت فقیرتر از قبل میشوند.
پولپاشی فقط تورم را تشدید نمیکند؛ بلکه پیامدهای عمیقتری بر ساختار اقتصادی کشور دارد. نخست اینکه اتکای دولت به چاپ پول باعث افزایش وابستگی بودجه به منابع ناپایدار میشود و کسری بودجه مزمن را تشدید میکند. دوم اینکه انگیزه تولیدکنندگان کاهش مییابد، زیرا با رشد سریع قیمتها امکان برنامهریزی اقتصادی از بین میرود. سوم اینکه بنگاهها با هزینههای غیرقابل پیشبینی مواجه میشوند و سرمایهگذاریهای بلندمدت خود را متوقف میکنند. این عوامل در مجموع به رکود تورمی میانجامد؛ وضعیتی که همزمان با تورم بالا، اقتصاد در رکود قرار دارد. علاوه بر این، سیاست پولپاشی فرهنگ اتکا به درآمدهای غیرمولد را در جامعه تقویت میکند و انگیزه برای کار، نوآوری و تولید کاهش مییابد. بخش خصوصی نیز به جای سرمایهگذاری در تولید، سرمایه خود را به سمت بازارهای سوداگرانه مانند ارز و طلا هدایت میکند.
برای بهبود حقیقی شرایط اقتصادی، دولت باید به جای توزیع پول، به اصلاح ساختارهای اقتصادی بپردازد. این اصلاحات شامل مدیریت کسری بودجه، افزایش بهرهوری، توسعه زیرساختها، کاهش هزینههای غیرضروری دولت و بهبود نظام مالیاتی است. همچنین حمایت از تولید داخلی، تسهیل صادرات، تقویت شفافیت اقتصادی و مقابله با رانتها میتواند زمینه رشد اقتصادی را فراهم کند. ارائه حمایتهای هدفمند، نه بهصورت پولپاشی گسترده بلکه در قالب کمک به اقشار آسیبپذیر و توسعه بیمههای اجتماعی نیز میتواند اثرات رفاهی پایدارتری ایجاد کند.