تاریخ انتشار: ۰۹:۴۰ - ۲۴ دی ۱۴۰۴

پروژه خالص سازی دوباره کلید خورد؟ / تندرو‌ها به دنبال سقوط کابینه دولت پزشکیان هستند

دولت پزشکیان که از پایگاه رای صرفاً ۳۰ درصدی برخوردار است، نمی‌تواند در برابر پیشبرد سیاست‌ها و اهداف تندرو‌ها کار چندانی صورت دهد.

پروژه خالص سازی دوباره کلید خورد؟

اقتصاد۲۴- فضای سیاسی – اجتماعی امروز ایران، اگر برای اکثریت جامعه نگران‌کننده و دلهره‌آور است و فشار‌ها و تحریم‌های خارجی و ضعف دولت و فقدان چشم‌انداز در داخل، قریب به اتفاق شهروندان را برای زندگی روزمره و معمولی خود دچار چالش جدی کرده است؛ اما در عین حال، برای طیفی از نیرو‌ها و جریان‌های سیاسی فرصتی بی‌بدیل محسوب می‌شود که مدت‌ها بود برای آن لحظه‌شماری می‌کردند.

این طیف از نیرو‌ها که در جامعه‌شناسی سیاسی تحت عنوان راست رادیکال شناخته می‌شوند و در سه سال دولت سیزدهم تقریباً کل نهاد‌های قدرت را در اختیار داشتند، پس از حادثه سقوط بالگرد رئیس آن دولت و در ادامه، شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته در موضع انفعال قرار گرفتند.

حتی فضاسازی‌ها و تجمعات آنها که تحت عنوان موضوعاتی، چون اجرای قانون حجاب شکل گرفت، نه با اقبال بدنه اجتماعی (حتی اقشار متدین، مذهبی و سنتی) و نه با حمایت جدی سیاسی (حتی از سوی طیف‌های دیگر جریان اصولگرا) همراه نشد. با این حال، این طیف که ابزارهایی، چون صداوسیما، خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و مطبوعات رسمی و نیز نمایندگانی پرسروصدا و جنجال‌برانگیز در مجلس را در اختیار دارند، از همان ابتدای کار دولت چهاردهم همه توان و ظرفیت خود را به کار گرفتند تا آب رفته به جوی را بازگردانند و یا دست‌کم، پایگاه اجتماعی دولت و حامیان آن را به این نتیجه برسانند که با خروج دولت از دست راست افراطی، اتفاقی نیفتاده است و همان‌طور که دولت‌های قوی‌تر، منسجم‌تر و با پشتوانه اجتماعی گسترده‌تر خاتمی و روحانی نتوانستند تغییری جدی در مناسبات قدرت شکل دهند؛ به طریق اولی، دولت پزشکیان که از پایگاه رای صرفاً ۳۰ درصدی برخوردار است، نمی‌تواند در برابر پیشبرد سیاست‌ها و اهداف تندرو‌ها کار چندانی صورت دهد.

در این میان، دو عامل نیز به کمک راست افراطی (خالص‌سازان) آمد. نخست، تشدید تحریم‌ها و فشار‌های خارجی بر کشور که با روی کار آمدن دونالد ترامپ در زمستان سال گذشته آغاز شد و در ادامه، با شکست خوردن مذاکرات، جنگ ۱۲ روزه و نهایتاً اجرای اسنپ‌بک همراه شد که نتیجه آن، کاهش جدی منابع ارزی دولت، تورم افسارگسیخته، کمبود کالا‌های اساسی و حتی قرار گرفتن کشور در آستانه قحطی بود؛ وضعیتی که به طور طبیعی، دولت را به عنوان مسئول اصلی معیشت و اقتصاد سوژه اعتراضات و مطالبات عمومی (از کسبه و بازاریان تا کارگران و مزدبگیران) قرار می‌داد. عامل دوم، همراهی غیررسمی طیف‌های اصلی اصولگرا و حتی گاه شخص رئیس مجلس در مقاطع حساس و تعیین‌کننده، با خواست‌ها و انتظارات راست افراطی بود.


بیشتر بخوانید:روایتی تلخ و دردناک از کهریزک و بهشت زهرا/گمشدگانی که در اعتراضات اخیر مرده پیدا شدند


در چارچوب این همراهی که تحت عنوان «وفاق» هم توجیه می‌شد، عملاً دولت از مهمترین چهره‌ها و مدیران مؤثر خود خالی شد و به جای آن، افرادی فاقد پایگاه و رویکرد سیاسی روشن وارد دولت شدند که نتیجه آن، تضعیف بیشتر روند تصمیم‌گیری در شرایط بحران و به تدریج، کشیده شدن کشور به وضعیت بی‌تصمیمی و بی‌دولتی بود.

از سوی دیگر، حذف چهره‌های مؤثر و دارای پایگاه اجتماعی از دولت و یا جلوگیری از حضور آنان در مسئولیت‌های جدی و اساسی کشور، ناامیدی پایگاه اجتماعی و حامیان رئیس‌جمهور را تشدید کرد و به تدریج، رئیس‌جمهور و دولت تنها شدند و همین امر از یک سو، بر شدت حملات مخالفان داخلی و فشار‌های خارجی افزود و ازسوی دیگر، شرایط اقتصادی و اجتماعی را بیش از پیش دچار التهاب، تعلیق و بلاتکلیفی کرد. چنین شرایطی بود که طبیعتاً، پتانسیل اعتراضی اقشار مختلف جامعه را افزایش داد.

اتفاقی که با افزایش شدید نرخ ارز و اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی که تورم را افزایش می‌داد، بهانه جرقه خوردن اعتراضات را فراهم کرد. (البته اینکه تا چه حد آغاز اعتراضات، اصیل و خودجوش بوده یا خیر، محل بحث و تأمل دارد) هرچه بود، اعتراضات شکل گرفت و خیلی زود نیز به دلایل مختلف اجتماعی، امنیتی و سیاسی (که جای بحث مستقل دارد)، به خشونت دوجانبه کشیده شد.

این فضای آمیخته به خشونت و بی‌ثباتی، اگر برای شهروندان و حتی کلیت حکومت خسارت‌بار بود و چاهی بی‌آب می‌نمود، اما برای راست افراطی تنوری بود که نان خود را بچسبانند. این جریان، همان‌طور که حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ و اعتراضات و ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان‌ماه ۱۳۹۸ را فرصتی برای امنیتی کردن فضای سیاسی و اجتماعی و تغییر روند تحولات به سمت یکدست‌سازی مطلوب و ایده‌آل خود می‌دانست؛ ناآرامی‌های اخیر را نیز فرصتی جدید می‌بیند تا بر کلیت ارکان قدرت مسلط شود و سیاست‌های یکدست‌سازی و انسدادی خود را به‌ویژه در حوزه رسانه، اینترنت و احزاب و تشکل‌های سیاسی به شکلی جدی‌تر و گسترده‌تر از قبل، از سر گیرد و حتی با تشدید حملات خود به رئیس‌جمهور و دولت چهاردهم، در جهت سقوط کابینه و تسخیر مجدد آن گام بردارد.

طبیعی است که راست افراطی و نیرو‌های طرفدار خالص‌سازی و یکدست‌سازی چنین رویکردی داشته باشند، اما از تصمیم‌گیرندگان اصلی کشور انتظار می‌رود برخلاف مقاطع پس از اعتراضات پیشین، خواسته یا ناخواسته با این طیف همراهی نکنند و جاده‌صاف‌کن پیشبرد سیاست «النصر بالرعب» و تشدید مشکلات و بحران‌های داخلی و خارجی کشور نشوند.

منبع: هم میهن
ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار