
اقتصاد۲۴- اولین واقعیت اقتصاد امروز ایران این است که ارزش پول ملی، نه بر پایه توان تولیدی کشور، نه بر اساس سطح رفاه عمومی و نه حتی بر مبنای ظرفیتهای داخلی، بلکه به شکلی مستقیم و کامل به نرخ دلار گره خورده است.
ریال در سالهای اخیر عملا هویت مستقل خود را از دست داده و به واحدی وابسته تبدیل شده که نوسانات بازار ارز، سرنوشت آن را تعیین میکند. این وابستگی، نه یک اتفاق طبیعی، بلکه نتیجه مستقیم مجموعهای از سیاستهای اقتصادی است که طی سالها اتخاذ شده و امروز آثار مخرب آن به شکل تورم مزمن، آشفتگی بازارها و سردرگمی مردم خود را نشان میدهد.
وقتی ارزش پول ملی به دلار متصل میشود، هر شوک ارزی به سرعت به تورم عمومی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز تنها یک عدد روی تابلوی صرافیها نیست؛ بلکه به معنای کاهش قدرت خرید، بیثباتی قیمتها و از بین رفتن امکان برنامهریزی برای فعالان اقتصادی است.
برخلاف روایت رایج، بخش بزرگی از گرانیها نه محصول طمع کسبه، بلکه نتیجه شرایطی است که خود آنان نیز قربانی آن هستند. وقتی فروشنده نمیداند کالایی که امروز میفروشد را فردا با چه قیمتی میتواند جایگزین کند، ناچار به رفتارهای محافظهکارانه، افزایش قیمت یا حتی توقف فروش میشود. این چرخه، نااطمینانی را در کل اقتصاد بازتولید میکند.
اما چرا نرخ ارز اینچنین مستعد جهش است؟ پاسخ را باید در ترکیب چند عامل همزمان جستوجو کرد. از یک سو، درآمدهای ارزی کشور به دلیل مشکلات فروش نفت، کاهش قیمت جهانی آن و دشواری بازگشت ارز با محدودیت جدی مواجه است. از سوی دیگر، دولت ابزار کافی برای مداخله موثر در بازار ارز در اختیار ندارد یا دستکم این ابزارها تضعیف شدهاند.
عامل مهم دیگر، الگوی حکمرانی اقتصادی است که بر مبنای بازار آزاد، ارز تکنرخی و واگذاری کامل صادرات و واردات به بخش خصوصی طراحی شده است. این الگو در شرایط تحریمی و شبهجنگی، عملا به تشدید بحران منجر میشود.
بیشتر بخوانید:ثباتی که دوام نیاورد؛ افزایش دوباره قیمت دلار، سایه تردید بر وعدههای رئیس بانک مرکزی
در این میان، نقش شبکه بانکی در تشدید بحران ارزی و تورمی را نمیتوان نادیده گرفت. خلق پول بیضابطه توسط بانکها، منجر به شکلگیری قشری شده که بدون مشارکت در تولید یا خلق ارزش واقعی، به منابع مالی عظیمی دسترسی دارد.
برای خروج از این وضعیت، راهکارها را میتوان در دو سطح کلی دستهبندی کرد؛ سطح اول، مدیریت کوتاهمدت بازار ارز و مهار نوسانات آن است. سطح دوم، اصلاح ساختاری و تلاش برای مستقلسازی ارزش پول ملی از دلار.
در سطح عمیقتر، مساله اصلی به این بازمیگردد که دولت چه چیزی را پشتوانه پول ملی قرار داده است. امروز عملا تنها تضمین ریال، دلار است. تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، هر نوسان ارزی بهطور مستقیم ارزش پول ملی را تخریب میکند.
در نهایت، بدون مهار خلق پول بانکی، هیچ یک از این سیاستها به نتیجه نخواهد رسید. اصلاح نظام بانکی، محدودسازی خلق پول و قطع رانتهای ساختاری، پیششرط هرگونه ثبات ارزی و پولی است.
اقتصاد ایران بیش از هر چیز، نیازمند شجاعت در تغییر الگوی حکمرانی است. ادامه مسیر فعلی، به معنای تداوم افزایش نرخ ارز، فشار بر معیشت مردم و فرسایش اعتماد عمومی است.