
اقتصاد۲۴- «دیشب خبر درگذشت همزمان دو دوست و هماتاقی در خوابگاه کوی علوم پزشکی تهران، «عرفان طاهرخانی» و «فرهاد سالاری»، تکههای گوشت و استخوانی را که از ما مانده بود، ویران ویران کرد. دیشب به عکسهایشان و خندههایشان نگاه کردیم و گریستیم و پرسیدیم مگر این شب، صبح میشود؟ که شد».
این آخرین پیام کانال تلگرامی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی است؛ دانشجویان هنوز از بهت اتفاقات اخیر بیرون نیامدهاند که خبر خودکشی دو دانشجوی نخبه «عرفان طاهرخانی» رتبه ۵۵ کنکور سراسری و «فرهاد سالاری» رتبه ۵۷ کنکور که هر دو دانشجویان ورودی ۱۴۰۰ رشته پزشکی بودند، در کنار چند دانشجویی که این روزها خودکشی کردهاند، آمد.
دانشجویان میگویند در کمک و مداخله در وضعیت این دو دانشجو که در شب گذشته در اتاق خود در خوابگاه خودکشی کردهاند، تعلل شده است. دانشجویان دانشگاه تهران در بهت به سر میبرند و ریاست دانشگاه فقط به بیان این جمله بسنده کرد که: «پس از تکمیل بررسیها و مشخصشدن علت فوت، اطلاعات تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد».
پیگیریها برای ارتباطگرفتن با مسئولان دانشگاه به نتیجهای نرسید و تنها کسی که پاسخ داد، «حسین کرمانپور» روابطعمومی وزارت بهداشت بود. او میگوید: «از شنبهشب، کارگروهی برای بررسی این مسئله تشکیل شده است. بلافاصله پس از اینکه این اتفاق افتاد، معاون دانشجویی وزارت علوم برای پیگیری موضوع به شکل حضوری در خوابگاه حاضر شد. کارگروهی که تشکیل شده است، با توجه به اطلاعاتی که مراکز مشاوره از پیش درباره این دو دانشجو داشته و بررسی اطلاعات موجود درباره اتفاق افتاده، در حال تلاش برای روشنکردن علت حادثه است».
«شب، ساعت هشت خبر خودکشی عرفان و فرهاد آمد. اما تا ساعت ۱۱ شب دانشگاه علوم پزشکی تهران از اطلاعدادن این موضوع به خانواده آن دو خودداری کرد». این را یکی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی که ساکن خوابگاه است، میگوید. او تأکید میکند تا وقتی دانشجویان خودشان برای شکستن در اقدام نکرده بودند، هیچیک از مسئولان خوابگاه موضوع را پیگیری نکرده بود: «شنبه ساعت ۹ شب، دوستان عرفان و فرهاد، از سکوت اتاق و همینطور غیبت چندساعته آنها نگران شده بودند، هرچقدر در اتاقشان را میزدند، کسی پاسخی نمیداد. موضوع را به مسئولان خوابگاه اعلام میکنند، اما آنها هم توجهی نکردند و در نهایت خودشان قفل در را شکستند». پس از شکستن قفل، آنها با پیکر بیجان دوستانشان روبهرو شدند: «آنطورکه مشخص است، حدود چهار تا شش ساعت از مرگ آنها گذشته بود. دراینمیان دانشگاه تا ساعت یک نیمهشب اجازه انتقال اجساد به پزشکی قانونی را نمیداد».
«سارا» دانشجوی رشته داروسازی دانشگاه تهران است؛ دختری که همکلاسی «آتنا» خواهر «عرفان طاهرخانی» است: «عرفان و فرهاد هر دو ورودی سال ۱۴۰۰ رشته پزشکی بودند که در سال پنجم تحصیل برای انجام کارآموزی، نیاز به حضور دائمی در تهران داشتند. عرفان اهل تاکستان قزوین و فرهاد اهل بندرعباس بود».
او درباره عرفان میگوید: «برادر عرفان نیز پزشک است و خواهر دوقلویش دانشجوی داروسازی است. تا جایی که من عرفان را از طریق خواهرش شناخته بودم، آدمی بود که همیشه وقتی دیگران حال خوبی نداشتند، او به آنها انرژی میداد. عرفان آدمی تکبعدی نبود، اهل فیلم و نوشتن بود و در دانشگاه نیز یک مجله فیلم با دوستانش منتشر میکرد. دیشب نیز تمام خانوادهاش فریاد میزدند عرفان حالش خوب بود، چه بر سر عرفان آوردید؟».
بیشتر بخوانید:ماندن بهعنوان انتخاب، نه اجبار؛ وزارت علوم چگونه معادله مهاجرت نخبگان را تغییر داده است؟
«سارا» ساکن خوابگاه نبود، اما با شنیدن خبر، خود را بهسرعت به کوی دانشگاه رساند: «من با چند دوست مشترک با آتنا به خوابگاه رفتیم. آتنا و مادرش همزمان با ما به خوابگاه رسیدند. وقتی ما رسیدیم، فهمیدم هنوز خبر را به خانواده عرفان ندادهاند، به خانواده فرهاد هم گفته بودند که حالش بد است و آنها از تاکستان به سمت تهران راه افتاده بودند، حتی برای اینکه خانواده نگران نشود، به آنها گفته بودند او در بیمارستان شریعتی بستری شده است. آنها هم به این بیمارستان مراجعه کرده بودند، اما مسئول پذیرش گفته بود که اینجا نیست. مادر عرفان با فشار روحی بسیار بالایی مواجه شده بود». خواهر و مادر عرفان وقتی دوباره به خوابگاه مراجعه میکنند، با یک آمبولانس مواجه میشوند و افرادی که پیکرهای بیجانی را از خوابگاه خارج میکردند: «ساعت ۱:۳۰ صبح آمبولانس از خوابگاه خارج شد، یعنی حدود هفت ساعت بعد از بازشدن در اتاق عرفان و فرهاد».
«فرهاد سابقه خودکشی ناموفق در خود خوابگاه داشته، اما دانشگاه بدون توجه به این اتفاق هیچگونه پروتکل حفاظتی اجرا نکرده است. پس از خودکشی بدون اینکه به او مرخصی بدهند، مجبورش کردهاند برای تمامکردن درسها به خوابگاه بازگردد». این را «یاسین» دوست و همدانشکدهای فرهاد میگوید، کسی که شنبهشب در خوابگاه بود.
این دانشجو میگوید دانشگاه باید از فرهاد و عرفان مراقبت میکرد: «نکته این است وقتی کسی سابقه قبلی خودکشی دارد، باید از او مراقبت میشد. دانشگاه میتوانست به او مرخصی بدهد یا شرایطی برای امتحان مجازی فراهم میکرد تا فرهاد مجبور نشود به تهران بیاید و در آن خوابگاه بماند».
«سلما» از همدانشکدهایهای این دو دانشجوست. او میگوید: «عرفان امروز امتحان درس چشم داشت و فرهاد نیز دو روز دیگر امتحان داشت. آن دو فقط برای همین دو امتحان به تهران آمده بودند».
او توضیح میدهد که شب گذشته خواهر «عرفان طاهرخانی» که خود دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران است، همراه با مادرش به خوابگاه مراجعه کردند، اما معاون فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تهران اجازه نمیداد آنها فرزند خود را ببینند». در نهایت دانشگاه مجبور به اطلاعرسانی به خانواده شد.
اما تا زمان نوشتن این گزارش خانواده فرهاد از جانباختن فرزندشان بیخبر هستند. سلما میگوید: «ما شنبهشب اصرار کردیم به خانواده فرهاد نیز اطلاع دهید و برایشان هواپیما بگیرید تا زودتر برسند، یکی از دانشجویان میگوید هنوز پدر فرهاد از موضوع خبردار نشده است».
کوی دانشگاه علوم پزشکی تهران در خیابان کارگر شمالی قرار دارد. حراست کوی، اما اجازه ورود میهمان به خوابگاه را نمیدهد. چند لحظه بعد گروهی از دانشجویان از خوابگاه بیرون میآیند، از آنها درباره خودکشی شب گذشته میپرسم. دو نفر با حالتی مغموم میگویند نمیتوانند حرف بزنند، اما یکی از آنها توضیح میدهد: «دیشب صدای جیغ خواهر و مادر دانشجویان میآمد، صدای گریه آنها هنوز در گوش ماست».
او «عرفان طاهرخانی» را میشناسد: «او در ترمهای آخر تحصیل بود و برای تخصص میخواست روانپزشکی بخواند، آرزویی که دیشب با خود به آن دنیا برد». اشک در چشمان دانشجوی دیگر جمع میشود. او میگوید: «حال ما بد است. حال کل خوابگاه بد است. دیشب از پشت پنجره همه رفتن آمبولانس بهشتزهرا را میدیدند و اشک میریختند».
دانشجویان علوم پزشکی در روزهای اخیر با تنشهای زیادی روبهرو بودهاند، آنها در همین مدت تجمعهای زیادی برای تحریم امتحانات برگزار کردهاند که بههمیندلیل تعداد زیادی از آنها به مراجع قضائی احضار شدهاند و سیمکارتشان قطع شده است.