
اقتصاد۲۴- در اوایل فوریه ۲۰۲۶ (۱۲ بهمن ۱۴۰۴)، جامعه ایرانیتبار کانادا با یک خبر نگرانکننده روبهرو شد: «مسعود مسجودی» ۴۵ ساله ناپدید شده و هیچ نشانه روشنی از محل حضور او وجود ندارد. آنچه در روزهای نخست، در چارچوب یک پرونده معمولی «مفقودی» مطرح میشد، خیلی زود با موضع رسمی پلیس ونکوور وارد مرحلهای تازه شد؛ مرحلهای که حالا رنگ و بوی «تحقیق جنایی» گرفته است.
پلیس ونکوور و تیم ویژه جنایی کانادا اعلام کردهاند ناپدید شدن این شهروند ایرانیتبار را «غیرعادی» ارزیابی میکنند و پرونده را در قالب احتمال وقوع جرم پیش میبرند. در توضیح این تغییر رویکرد، گفته شده رفتار مسجودی در روزهای قبل از ناپدید شدن «در تضاد با الگوی زندگی عادی او» بوده و همین مسئله باعث شده تحقیقات از حالت یک جستوجوی معمولی خارج شود.
سخنگوی تیم جنایی، فردا فونگ، در اظهاراتی که رسانههای کانادایی بازتاب دادهاند، تأکید کرده بررسیهای اولیه نشان داده موضوع صرفاً «فقدان یک فرد» نیست و باید با نگاه تخصصیتر پیگیری شود. با این حال پلیس همزمان تلاش کرده از ایجاد فضای هیجانی جلوگیری کند و گفته هنوز نشانهای مبنی بر ارتباط پرونده با فعالیتهای باندی یا جرم سازمانیافته در دست نیست.
این نقطه، دقیقاً همان جایی است که شکاف روایتها آغاز میشود: پلیس میگوید «احتمال وقوع جرم» بررسی میشود، اما نتیجهای قطعی وجود ندارد؛ در حالی که شبکههای اجتماعی و بخشی از رسانهها، خیلی زود از «سناریوی قتل» یا «ربایش» حرف زدهاند.
مسجودی در کانادا چهرهای ناشناخته یا کاملاً معمولی توصیف نمیشود. گزارشها نشان میدهد او در سالهای اخیر، درگیر پروندههای حقوقی متعدد بوده و شکایتهای مختلفی را علیه نهادها و افراد در دادگاههای کانادا مطرح کرده است؛ از یک دانشگاه محلی گرفته تا شبکههای اجتماعی و حتی برخی چهرههای ایرانیتبار.
برخی رسانهها در کانادا نیز اشاره کردهاند روابط او با بخشهایی از جامعه فعالان ایرانیتبار، در سالهای اخیر پیچیده و پرتنش شده بود. حتی در بعضی پروندهها، گفته شده قاضی دادگاه، رفتار یا مکاتبات او را «نامناسب» و «تهدیدآمیز» توصیف کرده است.
با این حال، پلیس کانادا تاکنون هیچ ارتباط مستقیمی میان این سابقه حقوقی و ناپدید شدن او را تأیید نکرده و گفته همه سرنخها باید مستقل بررسی شود.
با بالا گرفتن نگرانیها، موج روایتهای غیررسمی در شبکههای اجتماعی فارسیزبان نیز شدت گرفت. از همان روزهای اول، پستها و بازنشرهایی منتشر شد که مدعی بودند مسجودی «کشته شده» یا «مرگ او تأیید شده است». این ادعاها، اما در تضاد آشکار با گزارش رسانههای معتبر کانادایی از جمله CBC قرار دارد؛ رسانههایی که همچنان از پرونده به عنوان «ناپدید شدن» یاد کردهاند و تأکید دارند تحقیقات ادامه دارد.
در واقع، پروندهای که پلیس تلاش کرده آن را در چارچوب حقوقی و جنایی پیش ببرد، در فضای مجازی فارسیزبان به سرعت به یک میدان جنگ روایی تبدیل شده است: هر گروه، یک سناریو، هر کانال، یک روایت.
در ایران، اما ماجرا شکل دیگری پیدا کرد. برخی رسانههای داخلی نزدیک به جریان اصولگرا، پرونده ناپدید شدن مسجودی را به سرعت از یک اتفاق مبهم در کانادا، به یک پرونده «سیاسی» تبدیل کردند. در این روایت، سابقه اختلافات و شکایتهای مسجودی علیه برخی چهرههای ایرانیتبار، به عنوان نشانهای برای طرح یک گزاره سنگینتر استفاده شد: «تسویهحسابهای درونی اپوزیسیون».
در همین چارچوب، بعضی گزارشها و تحلیلها در رسانههای اصولگرا، پا را فراتر گذاشت و حتی به شکل تلویحی یا مستقیم، انگشت اتهام را به سمت «اطرافیان رضا پهلوی» نشانه رفت؛ ادعاهایی که تا این لحظه نه از سوی پلیس کانادا تأیید شده و نه در رسانههای معتبر کانادایی مستندات روشنی برای آن ارائه شده است.
این نقطه، همان جایی است که پرونده از «تحقیق جنایی» به «سوژه جنگ روانی» نزدیک میشود؛ جایی که به جای دادههای رسمی، روایتها بر اساس رقابتهای سیاسی ساخته میشوند.
در کنار این فضای پرهیاهو، برخی گروههای حقوق بشری بینالمللی نیز نسبت به پرونده واکنش نشان دادهاند. سازمان بینالمللی حفظ حقوق بشر (IOPHR) در بیانیهای رسمی اعلام کرده ناپدید شدن مسجودی با توجه به شرایط خاص پرونده، نیازمند تحقیق مستقل، حرفهای و شفاف است و مقامات باید به حقوق خانواده او، از جمله «حق حقیقت و عدالت» پاسخگو باشند.
در این بخش، یک نکته مهم وجود دارد: ورود گروههای حقوق بشری معمولاً زمانی رخ میدهد که نگرانیها درباره سرنوشت فرد بالا گرفته و ابهامها جدی شده باشد؛ اما این ورود نیز به معنای تأیید سناریوهای قتل یا ربایش نیست، بلکه نشانه حساس شدن پرونده در سطح عمومی است.
پرونده مسعود مسجودی فعلاً در نقطهای ایستاده که همزمان دو تصویر از آن وجود دارد: تصویر رسمی پلیس که میگوید ناپدید شدن «غیرعادی» است و احتمال وقوع جرم بررسی میشود؛ و تصویر غیررسمی فضای رسانهای فارسیزبان که آن را به میدان اتهامزنیهای سیاسی تبدیل کرده است.
آنچه روشن است این است که تا این لحظه، هیچ مقام رسمی در کانادا نه مرگ مسجودی را تأیید کرده و نه ارتباط پرونده با گروههای سیاسی یا درگیریهای اپوزیسیون را پذیرفته است. در چنین شرایطی، روایتهایی که در شبکههای اجتماعی و برخی رسانهها منتشر میشود، فعلاً بیش از آنکه «خبر» باشد، «گمانهزنی» است.
ناپدید شدن مسعود مسجودی در ونکوور، حالا به یک پرونده حساس تبدیل شده که پلیس کانادا آن را در قالب احتمال وقوع جرم دنبال میکند. اما همزمان، روایتسازیهای رسانهای ـ از شبکههای اجتماعی تا برخی رسانههای داخلی ـ پرونده را به مسیری برده که میتواند حقیقت را زیر آوار شایعه دفن کند.
پرونده هنوز باز است و تحقیقات ادامه دارد؛ تنها چیزی که فعلاً قطعی به نظر میرسد، این است که ماجرای مسجودی نه صرفاً یک «مفقودی ساده»، بلکه یک پرونده پیچیده است که تا روشن شدن نتیجه تحقیقات رسمی، هر روایت قطعی درباره آن میتواند گمراهکننده باشد.