
اقتصاد۲۴- دانشگاههای کشور هفته ملتهبی را پشت سر گذاشتند و شاهد موجی از اعتراضات دانشجویی بودیم. تجمعاتی که گاهی به درگیری و خشونت کشیده شد و گاهی هم با شعارهایی پهلویمحور و حتی استفاده از الفاظ رکیک همراه بود. این پدیده، اگرچه در نگاه نخست ممکن است صرفاً یک رفتار هیجانی و نسلی به نظر برسد، اما در واقع محصول چند لایه اجتماعی، سیاسی و رسانهای است که فهم آن برای تحلیلگران داخلی ضروری است.
بخش قابل توجهی از شعارها و اعتراضها، ریشه در فشارهای اقتصادی و اجتماعی دارد. تورم، گرانی، مشکلات معیشتی و تعداد بالای جانباختگان بحرانهای اخیر، خشم و ناامیدی جوانان را به همراه داشته است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که دانشجویان صرفاً برای تخلیه روانی و بیان نارضایتیهای خود، به این نوع اعتراضات روی میآورند.
اما این خشم، اگر بدون هدایت و چارچوب باشد، میتواند به نمادهای سیاسی یا تاریخی گره بخورد یا علیه آنها شورش کند؛ شعارهای پهلویمحور یا حرکات نمادین مانند آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی را باید در همین قلب فهم کرد. این رفتار ممکن است که نشاندهنده جستوجوی نقطهای برای تخلیه احساس نارضایتی و نه الزاماً باور قلبی به بازگشت به رژیم گذشته باشد، اما اگر در این مرحله پاسخ مناسب را نگیرد، معلوم نیست که در آینده چه سمت و سویی پیدا کند.
برخی رسانهها در روزهای گذشته با اشاره به اینکهه نسل جوان امروز، عمدتاً با حجم بالایی از اطلاعات رسانهای و محتوای شبکههای اجتماعی مواجه استکه بعضا ممکن است، گزینشی، احساسی و حتی مغرضانه باشد؛ اینطور تحلیل کردهاند که در این فضا، بسیاری از دانشجویان بدون مطالعه کافی و تحلیل تاریخی، اقدام به بازتولید شعارها و نمادهایی کردهاند که ریشه در القائات بیرونی دارد. این نگاه، اما قدری سادهانگارانه به نظر میرسد، متهم کردن دانشجویان به بیسوادی و عدم مطالعه یا تحت تاثیر رسانههای اپوزیسیون قرار گرفتن ساده است، اما حتما نتیجه خوبی ندارد. ریشه رفتارهای اعتراضی در نسل جوان همین امروز باید به شکل واقع بینانه و نه فرافکنانه بررسی شود که فردا دیر است.
یکی دیگر از دلایل شکلگیری این رفتارها، خلأهای مدیریتی و کاهش اعتماد به نهادهای دولتی و اجرایی است. وقتی نسل جوان شاهد ناکارآمدی یا تصمیمات غلط در حوزههای اقتصادی و اجتماعی باشد، احتمالاً به دنبال نقاطی برای ابراز نارضایتی است. شعارها و حرکات نمادین مانند آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی، بخشی از این اعتراض را نمایان میکند. این رفتارها، نه الزاماً حمله ایدئولوژیک به انقلاب، بلکه واکنشی است به ناکامیها و ناکارآمدیها.
به هر حال این دانشجویان از وقتی چشم باز کردهاند شاهد آتش زدن پرچم آمریکا و اسرائیل در راهپیماییها و مناسبهای مختلف بوده و اساسا سوزاندن پرچم را به عنوان یک اقدام اعتراضی آموختهاند.
برای مواجهه با این پدیده، لازم است که دو نکته کلیدی را در نظر بگیریم. نخست، تحلیل ریشهای و گفتوگو محور: به جای برخورد صرفاً امنیتی یا سرکوب، لازم است با دانشجویان گفتوگو و تحلیل فراهم شود تا خشم و نارضایتی به مسیرهای سازنده هدایت شود. این گفتوگو باید هم به مسائل معیشتی و اقتصادی بپردازد و هم به درک تاریخی و سیاسی نسل جوان کمک کند.
دوم، اقدام جدی و واقعی برای رفع نارضایتیها؛ سخن گفتن از گفتوگو و حتی انجام گفتوگو تا وقتی با گامهای عملی برای رفع نارضایتیها همراه نشود هیچ فایدهای نخواهد داشت.
شعارهای پهلویمحور، الفاظ رکیک و حرکات نمادینی مانند آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی، در واقع پیامهایی از دل نارضایتی، ناامیدی و خشم اجتماعیاند، نه لزوماً باورهای ایدئولوژیک. فهم این رفتارها و مواجهه درست با آن، نیازمند نگاه تحلیلی، گفتوگو و آموزش است؛ رویکردی که میتواند نارضایتیها را به مسیرهای اصلاحگرانه هدایت کند و از تبدیل شدن هیجان به بحران سیاسی جلوگیری نماید.