
اقتصاد۲۴- تا همین چند هفته پیش، حرف از «نجات اکران» بود و دغدغه سینماداران این بود که چگونه با بلیتهای شناور و طرحهای حمایتی، خانوادهها را به سالنها برگردانند؛ اما حالا معادلات تغییر کرده است. امروز دیگر بحث بر سر «قیمت بلیت» نیست، بلکه سخن از بقای صنعتی است که میان «تعطیلی ناشی از جنگ» و «قهر ناشی از تورم» محاصره شده است.
خبر بازگشایی محدود سینماهای «بهمن سبز» از جمعه ۲۲ اسفند، در حالی منتشر میشود که ویترین سینمای ایران، پیش از آنکه با بمب و موشک تهدید شود، با بیثباتی اقتصادی و خالی شدن سبد معیشتی مردم، ترک برداشته بود.
در حالی که سایه سنگین تحولات سیاسی و نظامی بر تمامی ارکان اقتصادی کشور سنگینی میکند، خبر بازگشایی محدود برخی از سینماهای کشور از روز جمعه ۲۲ اسفندماه، بار دیگر پرسشهای جدی را درباره بقای «اقتصاد فرهنگ» در دوران بحران بر سر زبانها انداخته است. طبق پیگیریها، فعلاً چراغ سالنهای مجموعه «بهمن سبز» (وابسته به حوزه هنری) روشن خواهد شد؛ اما آیا باز شدن درهای سالنها به معنای بازگشت رونق به صنعتی است که این روزها بیش از هر زمان دیگری از «اولویت سبد خرید مردم» خارج شده است؟
نگاهی به آمارهای فروش در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که سینمای ایران یکی از سختترین دورانهای خود را سپری میکند. بر اساس دادههای سامانه سمفا، در هفتههای گذشته و همزمان با اوجگیری تنوع تنشهای منطقهای، میزان فروش فیلمها با ریزشهای دراماتیک ۸۰ درصدی مواجه شده است.
واقعیت این است که در شرایط «شبهجنگی»، سینما اولین قربانی تغییر رفتار مصرفکننده است. وقتی جامعه درگیر اخبار لحظهای، نگرانی از نرخ ارز و امنیت عمومی است، نیازهای ثانویه مانند تماشای فیلم در سالنهای تاریک، جای خود را به پیگیری اخبار در پناهگاهها یا خانهها میدهد. اقتصاد سینما در ایران که پیش از این نیز با تورم ۵۰ درصدی تولید دستوپنجه نرم میکرد، حالا با پدیده «قهر مخاطب نه از سر بیعلاقگی، بلکه از سر اضطرار» روبروست.
تعطیلی سینماها، اما صرفا مربوط به شرایط جنگی نیست و در ماههای اخیر به صورت گاه و بیگاه تجربه شده است؛ از جنگ گرفته تا روزهای عزای عمومی یا آلودگی هوا. این وضعیت چنان است که حتی چندی قبل صدای فعالان این حوزه را درآورد و هشدارهای تندی را روانه مدیریت دولتی کرد. مثلا مدیران پردیسهای بزرگی نظیر «مگامال» در ماههای اخیر به صراحت از سیاستهای تعطیلی سلیقهای انتقاد کردهاند. آنها معتقدند در حالی که مراکز خرید و رستورانها باز هستند، تعطیلی سینماها به بهانههای امنیتی یا عزای عمومی، تنها تیر خلاصی به پیکر نیمهجان این صنف است.
همایون اسعدیان، دبیر شورای صنفی نمایش، نیز پیشتر در گفتوگوهایی تاکید کرده است که «مردم ممکن است هنوز به کافه بروند، اما سینما از اولویت آنها خارج شده است». او به شکاف عمیق میان هزینه تولید و قیمت بلیت اشاره دارد؛ جایی که بلیت ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تومانی (حدود یک دلار) حتی هزینه برق و پرسنل سالن را در روزهای کممخاطب پوشش نمیدهد، چه رسد به بازگشت سرمایه فیلمهایی که تولیدشان بالای ۵۰ میلیارد تومان هزینه برداشته است.
فرناز هوشیار پارسیان، مدیر سینما چهارسو، پیش از آغاز درگیریهای اخیر بر نکتهای انگشت گذاشته بود که امروز بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا میکند: «سینما میتواند مرهم حال جامعه باشد.» او با اشاره به تجربیات ناآرام دیماه و جنگ ۱۲ روزه، تاکید داشت که جامعه از نظر روحی آسیب دیده است.
بیشتر بخوانید: سینماهای کشور از این تاریخ بازگشایی میشوند
اما واقعیت روی زمین، با ایدهآلهای فرهنگی فاصله دارد. وقتی طرحهایی مانند «زنگ سینما» برای آوردن دانشآموزان مناطق کمبرخوردار اجرا میشود، یک حقیقت عریان آشکار میگردد: بخش بزرگی از نسل جدید، برای نخستین بار است که قدم در سالن سینما میگذارد. این یعنی سینما در ایران، حتی پیش از شرایط جنگی، به دلیل فشارهای اقتصادی به یک «تجربه دور از دسترس» برای طبقات پایین و متوسط تبدیل شده بود. حالا با اضافه شدن سایه جنگ، این شکاف عمیقتر شده و سینما رسماً از اولویتهای حیاتی مردم خارج شده است.
اقتصاد هنر، بیش از هر صنعت دیگری به آرامش روانی و ثبات سیاسی وابسته است. فرزاد هوشیار پارسیان، مدیر سینما فرهنگ، به درستی اشاره کرده بود که «تمدنهای هنری در دورههای ثبات شکل میگیرند، نه در بیثباتی.»
امروز سینماداران بخش خصوصی با یک بنبست دوجانبه روبهرو هستند. از یک سو امنیت فیزیکی در سایه جنگ و از سوی دیگر اقتصاد نیمهجان این صنعت.
اکثر پردیسهای مدرن در دل مجتمعهای تجاری بزرگ (مالها) واقع شدهاند که به دلیل شرایط فعلی ایمنی و امنیتی کمرونقتر از همیشه هستند.
ضمن اینکه هزینههای جاری یک سالن سینما (برق، پرسنل، نگهداری سیستمهای پخش) با بلیتهای ۱۰۰ هزار تومانی و صندلیهای خالی، عملاً به معنای ضرر خالص است. حتی پیشنهاد «بلیت شناور» که در دنیا راهکاری برای عدالت اقتصادی است، در فضای فعلی که «امنیت» جای «قیمت» را در ذهن مخاطب گرفته، کارایی خود را از دست داده است.
در حالی که طبق روال هرساله، اسفندماه باید زمان طلایی چانهزنی برای «اکران نوروز» میبود، حالا لیست فیلمهای قطعی شده نظیر «بهشت تبهکاران» و «قایقسواری در تهران» با چالش بزرگی روبروست. با توجه به فضای عزای عمومی و شرایط جنگی، اکران آثار کمدی عملاً منتفی است.
در این میان، تنها گزینه محتمل برای بازگشایی ناقص سینماها، آثاری همچون «نیمشب» محمدحسین مهدویان است که به دلیل قرابت موضوعی با «جنگ ۱۲ روزه»، شاید بتواند مخاطبِ مضطرب امروز را به سالن بکشاند. اما آیا یک یا دو فیلم جدی و اجتماعی، توان تامین چرخه مالی سینمایی را دارند که به شدت به «بفروش»های کمدی وابسته شده بود؟
یکی از بزرگترین نقدهای وارد شده به اقتصاد سینمای ایران در ماههای اخیر، فاصله تولیدات با زیست واقعی جامعه است. مدیران سینمایی معتقدند که «ترکیب هوشمندانه اکران» حتی از کیفیت خود فیلمها مهمتر است. اما وقتی ترکیب اکران نوروزی با بحران ملی گره میخورد، دیگر نه از «زنگ سینما» خبری هست و نه از بستههای حمایتی دولت.
دولت که پیش از این برای رکود دیماه مورد نقد بود، حالا با آزمونی بزرگتر روبروست. سینماداران خواستار خروج سالنها از وضعیت «تککاربری» و تبدیل آنها به مراکز چندمنظوره فرهنگی بودند تا در روزهای بحران، تمام درآمدشان وابسته به بلیتفروشی نباشد؛ درخواستی که در پیچ و خم بوروکراسی اداری نادیده گرفته شد و امروز نتیجه آن، سکوت مطلق سالنهای خصوصی در تهران است.
در این اوضاع و احوال، بازگشایی سینماهای حوزه هنری از ۲۲ اسفند، بیشتر یک حرکت نمادین برای نشان دادن «عادیسازی شرایط» است تا یک کنش اقتصادی موثر. تا زمانی که مجتمعهای تجاری بزرگ به دلیل الزامات امنیتی خالی از حضور مردم باشد و تا زمانی که ثبات اقتصادی به سبد خرید خانوادهها بازنگردد، سینما همچنان «بیمار» باقی خواهد ماند.
بخش خصوصی سینما به درستی هشدار میدهد: بدون حمایت ساختاری، شفافیت مالی و از همه مهمتر، بازگرداندن احساس امنیت به جامعه، چراغهای سینما حتی اگر روشن شوند، گرمایی به اقتصاد فرهنگ نخواهند بخشید. سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «تدبیر اکران» نیاز دارد تا در هیاهوی آژیرهای قرمز، برای همیشه خاموش نشود.