
اقتصاد۲۴- در حالی که قرار است روز سهشنبه لبنان و اسرائیل در واشنگتن پای میز مذاکره بنشینند، همزمان حملات هوایی اسرائیل ادامه دارد و شکافهای داخلی در بیروت عمیقتر شده است. از یک سو تظاهرکنندگان که منتقد اقدامات دولت لبنان هستند و از سوی دیگر دولت که به دنبال کاهش تنشهاست. به ویژه اینکه حملات فردای آتش بس تهران از سوی اسرائیل به لبنان فقط در یک موج ۲۰۰ کشته بر جای گذاشت و وضعیت بیروت را بحرانی کرد. اما آیا لبنان میتواند در این میدان چندلایه، خود را به عنوان یک بازیگر مستقل تثبیت کند یا همچنان صحنه رقابت دیگر کشورها باقی میماند؟
در آستانه مذاکراتی که از آن بهعنوان یکی از مهمترین تماسهای مستقیم لبنان و اسرائیل در دهههای اخیر یاد میشود، صحنه داخلی لبنان بیش از هر زمان دیگری ملتهب است. قرار است روز سهشنبه هیاتی از بیروت در سطح دیپلماتیک با طرف اسرائیلی در واشنگتن دیدار کند؛ اما این گفتوگوها نه در فضای آرام دیپلماتیک، بلکه در سایه حملات مداوم نظامی و فشارهای چندجانبه شکل میگیرد.
در همین حال در دو روز گذشته، خیابانهای بیروت شاهد تجمع هواداران حزبالله علیه هرگونه مذاکره مستقیم با اسرائیل بوده است. این اعتراضها به حدی جدی شد که نواف سلام، نخستوزیر لبنان، سفر برنامهریزیشده خود به واشنگتن را به تعویق انداخت؛ تصمیمی که او آن را تلاشی برای «حفظ امنیت و وحدت ملی» توصیف کرد. این عقبنشینی تاکتیکی، خود نشانهای از شکنندگی وضعیت داخلی لبنان در آستانه مذاکرات است.
در سطح رسمی، دولت لبنان تلاش دارد چارچوبی متفاوت برای گفتوگوها تعریف کند. تأکید جوزف عون، رئیسجمهور این کشور، بر این است که هرگونه مذاکره باید صرفاً از مسیر نهادهای رسمی و با محوریت دولت انجام شود، نه از طریق سازوکارهای غیررسمی یا ترتیبات امنیتی گذشته. این رویکرد، در واقع تلاشی برای بازگرداندن «اقتدار دولت» به معادلهای است که سالهاست میان بازیگران غیردولتی و قدرتهای خارجی تقسیم شده است.
اما واقعیت میدان، روایت دیگری دارد. همزمان با آمادهسازی برای مذاکرات، حملات اسرائیل به مناطق مختلف لبنان ادامه یافته و حتی در مواردی تشدید شده است. گزارشها از حملات سنگین به جنوب لبنان و شکستن دیوار صوتی بر فراز بیروت حکایت دارند؛ پیامی آشکار از سوی تلآویو که مذاکرات، لزوماً به معنای توقف عملیات نظامی به ویژه علیه حزب الله نیست.
در همین حال، شکاف دیگری نیز در حال شکلگیری است؛ این بار میان بیروت و تهران. مقامهای لبنانی بهصراحت تأکید کردهاند که مذاکرات این کشور نباید به گفتوگوهای ایران و آمریکا یا تحولات منطقهای گره بخورد. این موضعگیری پس از آن مطرح شد که ایران، توقف حملات به حزب الله را بهعنوان پیششرطی آتش بس مطرح کرد؛ پیشنهادی که اسرائیل هرگز به آن عمل نکرد.
این تلاش برای «تفکیک پرونده لبنان» از سایر معادلات منطقهای در عمل با موانع جدی روبهروست. چراکه مسئله حزبالله، بهعنوان بازیگری کلیدی در جنوب لبنان، بهطور مستقیم با معادلات ایران و حتی مذاکرات گستردهتر منطقهای گره خورده است.
در این میان، حزبالله نیز موضعی روشن اتخاذ کرده است و هرگونه مذاکره باید پس از آتشبس کامل، عقبنشینی اسرائیل و بازگشت آوارگان انجام شود. این شروط، عملاً با روند فعلی مذاکرات که همزمان با تداوم حملات پیش میرود، در تضاد است.
از منظر میدانی نیز معادله پیچیدهتر از گذشته شده است. برخلاف برخی برآوردهای اولیه، حزبالله نهتنها از بین نرفته، بلکه توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. گزارشها نشان میدهد این گروه با ساختارهای کوچکتر و چابکتر، همچنان توان عملیاتی خود را حفظ کرده و حتی به تولید و استفاده از تسلیحات جدید ادامه میدهد. این واقعیت، محاسبات اسرائیل را نیز پیچیدهتر کرده و احتمال تداوم درگیری را افزایش داده است.
لبنان امروز در نقطهای ایستاده که همزمان با چند بحران دستوپنجه نرم میکند؛ اقتصاد فروپاشیده، نیاز گسترده به بازسازی، فشارهای اجتماعی ناشی از آوارگی و اعتراضات طرفداران حزب الله و در عین حال، رقابت قدرتها بر سر آینده این کشور.
در چنین شرایطی، مذاکرات تهران- واشنگتن بیش از آنکه صرفاً یک گفتوگوی دوجانبه باشد، به صحنهای برای تعیین جایگاه لبنان در نظم جدید منطقهای تبدیل شد. پرسش اینجاست که آیا لبنان میتواند خود را بهعنوان نماینده واقعی این کشور در مذاکرات با اسرائیل تثبیت کند، یا همچنان بازیگران غیردولتی و قدرتهای خارجی تعیینکننده مسیر خواهند بود؟