
اقتصاد۲۴- قرار است دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده و شی جین پینگ، رئیس جمهور جمهوری خلق چین، در تاریخ ۱۴ و ۱۵ مه در پکن دیدار کنند، نشستی که در ماه مارس پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران به تعویق افتاد. این اولین سفر رسمی یک رئیس جمهور آمریکا به چین از سال ۲۰۱۷ -زمانی که ترامپ برای اولین بار به قدرت رسید- است.
تنشهای ژئوپلیتیکی، به ویژه در حوزه تجارت، تایوان، جنگ ایران و هوش مصنوعی بر این نشست سایه افکنده است. در همین حال، اقتصاد جهانی همچنان اثرات افزایش قیمت نفت و گاز ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و جنگ تجاری در حال وقوع بین ایالات متحده و چین را احساس میکند.
پنج کارشناس شورای روابط خارجی جنبههای مختلف رابطه ایالات متحده و چین و انتظارات از این نشست را تجزیه و تحلیل کردهاند.
به باور راش دوشی، عضو ارشد سی. وی. استار برای مطالعات آسیا و مدیر طرح استراتژی چین در شورای روابط خارجی، وقتی دونالد ترامپ در ۱۴ مه به پکن برسد، این نشست بسیار کوتاهتر از آخرین سفر او در سال ۲۰۱۷ خواهد بود. در آن زمان، شی جین پینگ یک «بازدید رسمی» ترتیب داد که شامل یک شام خصوصی در شهر ممنوعه، رژه در میدان تیانآنمن و مراسم رونمایی از ۲۵۰ میلیارد دلار قرارداد تجاری در تالار بزرگ بود. اکنون، ترامپ با رهبر چین که متقاعد شده که در حال پیروزی است، دیدار سادهتری خواهد داشت.
شی مدتهاست که به دستیارانش گفته که «شرق در حال ظهور و غرب در حال افول است» و «زمان و شتاب» به نفع چین است. اعتماد به نفس او سال گذشته زمانی بیشتر شد که با استفاده از ابزار «شکستن شیشه» چین -یعنی مواد معدنی و آهنرباهای کمیاب- با موفقیت تشدید بیسابقه تجارت ترامپ را که تعرفهها را از ۱۴۰ درصد فراتر برد، عقب راند.
وقتی شی تهدید کرد که این جریانها را در آوریل و اکتبر ۲۰۲۵ محدود خواهد کرد، ترامپ به جای تهدید جدی برای تشدید تنش، تسلیم شد. در همین حال، پکن همچنان به فشار خود ادامه داده است - و گهگاه به کاهش عرضه مواد معدنی و آهنرباهای کمیاب به ایالات متحده ادامه میدهد و در عین حال زرادخانه تحریمهای خارجی خود را گسترش میدهد. نتیجه، یک تنشزدایی نه چندان آسان بوده است، البته به نفع پکن.
با توجه به این تنشها به عنوان پسزمینه، چهار موضوع احتمالاً در دیدار دو رهبر محوریت خواهند داشت.
اولین مورد، دستور کار اقتصادی است. هدف چین خرید زمان بیشتر برای تثبیت موقعیت فناوری و صنعتی خود و احیای اقتصاد متزلزل خود است. هدف ایالات متحده احتمالاً تضمین پیروزیهای نمادین به جای اصلاحات ساختاری معنادارتر در مدل اقتصادی چین است. پکن احتمالاً مایل است برای ثبات، هواپیماهای بوئینگ و سویای آمریکایی بخرد و «هیئت تجارت» و «هیئت سرمایهگذاری» موازی را که قبلاً در مذاکرات سطح کاری قبلی ترسیم شده بود، اعلام کند. تعهد سرمایهگذاری اصلی چین محتمل است، اما در نهایت ممکن است معتبر نباشد. تفاهمنامه ۸۳.۷ میلیارد دلاری ویرجینیای غربی که در جریان سفر ترامپ به پکن در سال ۲۰۱۷ تهیه شد هم هرگز محقق نشد.
بیشتر بخوانید:نگاه ویژه رسانههای جهان به سفر ترامپ به چین که از چهارشنبه آغاز میشود
موضوع دوم تایوان است. در شش تبادل نظر ترامپ و شی از ژانویه ۲۰۲۵، اظهارات ترامپ بر مسائل اقتصادی متمرکز بوده، اما اظهارات چینیها به طور فزایندهای بر تایوان متمرکز بوده است. محققان چینی معتقدند که پکن برای تغییر در سیاست اعلامی ایالات متحده - در حالت ایدهآل، یک بیانیه صریح مخالف استقلال تایوان به جای «عدم حمایت» از آن - و برای پیشمذاکره ایالات متحده در مورد فروش اسلحه، که هر دو تغییرات عمدهای در سیاست ایالات متحده هستند، فشار خواهد آورد. دولت آمریکا در حال حاضر یک بسته تسلیحاتی بزرگ را به تعویق انداخته و ترامپ علناً اذعان کرده است که در مورد فروش اسلحه با شی صحبت میکند.
موضوع سوم ایران است. جای تعجب است که همزمان با دیدار رهبران، نیروی دریایی ایالات متحده تنگه هرمز را مسدود کرده و تانکرهایی را که به سمت چین - بزرگترین خریدار نفت خام ایران - میروند، رهگیری میکند. در همین حال، پکن در حال ارائه حمایت سیاسی و احتمالاً اطلاعاتی به تهران است و ممکن است به دنبال تجدید جریان قطعات پهپاد، تجهیزات دفاع هوایی و موشک باشد. بعید است هیچ یک از طرفین در این مورد پیشرفتی داشته باشند، اما این واقعیت که به نظر میرسد اجلاس با وجود این وضعیت غیرمعمول آماده ادامه است، ثابت میکند که هر دو رهبر خواهان ثبات هستند، حتی اگر پایههای آن لرزان باشد.
موضوع چهارم هوش مصنوعی است. اجلاسهای بایدن-شی در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ شاهد شکلگیری یک گفتوگو با موضوع هوش مصنوعی در سطح کاری و توافق برای عدم اتصال هوش مصنوعی به فرماندهی و کنترل هستهای بود. این جلسه ممکن است بر اساس آن پایه با دستاوردهای متوسط بنا شود.
جلسات بیشتری پس از این جلسه برگزار خواهد شد. این دو رهبر احتمالاً دوباره در مجمع همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (APEC) در شنژن چین، جلسه گروه بیست در میامی و یک سفر جداگانه دولتی شی به واشنگتن با هم دیدار خواهند کرد. پکن ممکن است از این جلسات برای «مدیریت» ایالات متحده استفاده کند و ترامپ را وادار کند تا گامهای رقابتی لازم را به خاطر ثبات دوجانبه به تعویق بیندازد. این به نوبه خود تنشزدایی فعلی را با شرایطی که به نفع پکن است، تأیید خواهد کرد.
به باور کریس مکگوایر، عضو ارشد بخش چین و فناوریهای نوظهور در شورای روابط خارجی، دونالد ترامپ و شی جینپینگ قصد دارند در دیدار خود در پکن در مورد هوش مصنوعی بحث کنند. هوش مصنوعی در حال تغییر شکل اقتصاد جهانی و میدان نبرد مدرن است و قدرتمندترین مدلهای هوش مصنوعی هر چهار ماه یکبار از نظر توانایی دو برابر میشوند.
طبق گزارشها، دو دولت در حال بررسی ایجاد گفتگوی ایمنی هوش مصنوعی هستند، که چین مدتهاست به دنبال آن بوده است. ایالات متحده و چین علاقه مشترکی به جلوگیری از انتشار مدلهای هوش مصنوعی با قابلیتهای خطرناک خاص دارند. با این حال، تمایل واقعی دولت چین برای ایجاد و پایبندی به تعهدات قوی در مورد ایمنی هوش مصنوعی کم است. پکن این گفتوگوها را در درجه اول به عنوان فرصتی برای گسترش دسترسی چین به فناوری ایالات متحده و از بین بردن شکاف هوش مصنوعی میبیند.
این پویایی در سال ۲۰۲۴، در طول تنها گفتگوی بین دو دولت در مورد ایمنی هوش مصنوعی، به طور کامل به نمایش گذاشته شد. ایالات متحده کارشناسان فنی را برای تشریح خطرات مشترک اعزام کرد. چین دیپلماتهایی را برای شکایت از کنترل صادرات تراشههای هوش مصنوعی فرستاد. شرکتهای هوش مصنوعی چینی و رهبران دولت بارها اعلام کردهاند که کنترل صادرات ایالات متحده بزرگترین مانع بر سر راه توسعه هوش مصنوعی چین است.
ایالات متحده حدود هشت ماه از نظر هوش مصنوعی از چین جلوتر است - یک اختلاف قابل توجه، اما شکافی که چین معتقد است میتواند بر آن غلبه کند. با پیشرفت سریع قابلیتهای هوش مصنوعی، حملات سایبری و عملیات نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی چین ممکن است به زودی به بزرگترین تهدید امنیت ملی تبدیل شود که ایالات متحده و متحدانش با آن روبهرو هستند. هرچه این شکاف کمتر باشد، چین بیشتر میتواند ایالات متحده را در معرض خطر قرار دهد و سهم بازار جهانی را به دست آورد. تا زمانی که چین معتقد باشد که شانسی برای رسیدن به ایالات متحده در هوش مصنوعی دارد و از انتقامجویی ایالات متحده به دلیل عدم رعایت احتمالی قوانین نمیترسد، توافق مؤثر ایالات متحده و چین در مورد ایمنی هوش مصنوعی دست نیافتنی است.
اما اگر رهبری ایالات متحده از هشت ماه به هجده یا بیست و چهار ماه - که در توسعه هوش مصنوعی ابدی است - گسترش یابد، پکن انگیزههای قوی برای مذاکره و رعایت آن خواهد داشت، زیرا از شناسایی و انتقامجویی ناشی از مدلهای برتر ایالات متحده میترسد. پکن میتواند با تقویت کنترلهای صادراتی که مانع از ساخت، خرید یا اجاره تراشههای هوش مصنوعی ایالات متحده توسط چین میشود، به این هدف دست یابد، تراشههایی که توسعه هوش مصنوعی چین به شدت به آنها وابسته است.
به اعنقاد هایدیای. کربو-ردیکر، عضو ارشد مرکز مطالعات ژئواکونومیک در شورای روابط خارجی، نشست اواسط ماه مه بین دونالد ترامپ و شی جین پینگ در شرایطی برگزار خواهد شد که از زمان آخرین دیدار این دو رهبر در اجلاس APEC ۲۰۲۵ در بوسان کره جنوبی، شاهد تغییر مهمی در قدرت اقتصادی بودهایم. مرکز ثقل از تعرفهها - که مدتها توسط ترامپ به عنوان اهرم تعیینکننده دیده میشد - به سمت چیزی ساختاریتر تغییر یافته است: کنترل چین بر مواد معدنی حیاتی، عناصر خاکی کمیاب و زنجیرههای تأمین مغناطیسی که زیربنای توانایی نظامی مدرن و تولید پیشرفته هستند.
بیشتر بخوانید:نخستین واکنش ایران به پاسخ منفی ترامپ: چه بهتر!
از زمان آتشبس تجاری شکننده اکتبر ۲۰۲۵، تنشهای ایالات متحده و چین به اندازه کافی برای تثبیت بازارها کاهش یافته است. اما ایالات متحده با واقعیتی ناخوشایند به این نشست میرود: هزینههای سریع سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته در خاورمیانه و اوکراین، آسیبپذیریهای عمیقی را در زنجیرههای تأمین مرتبط با عناصر خاکی کمیاب و آهنرباهای دائمی - که به طور عمده تحت سلطه چین هستند - تشدید خواهد کرد. تکمیل سیستمهای موشکی، مهمات هدایتشونده دقیق، رهگیرها و الکترونیک پیشرفته اکنون به دسترسی بیشتر به موادی که تقریباً بهطور کامل در اکوسیستم مواد معدنی حیاتی چین فرآوری یا تولید میشوند، بستگی دارد.
برای پکن، این امر ارزش سرمایهگذاری استراتژیک در تسلط بر مواد معدنی حیاتی را عمیقتر میکند. کنترل چین بر فرآوری و تولید آنها با افزایش تقاضای جهانی، محوریتر میشود. تجدید تسلیحات همزمان ایالات متحده، اروپا و ژاپن - همراه با افزایش تقاضای تجاری برای باتریها، نیمهرساناها و لوازم الکترونیکی مصرفی - کنترل چین بر زنجیرههای تأمین جهانی را بیش از پیش افزایش خواهد داد. آنچه زمانی یک مزیت صنعتی خاص بود، اکنون به یک اهرم سیستماتیک نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
شی جینپینگ احتمالاً با نزدیک شدن به نشست، اعتماد به نفس آرامی را به نمایش خواهد گذاشت و پیام ثبات و تداوم را تقویت میکند. هدف او نه رویارویی، بلکه کنترل خواهد بود - به پکن اجازه میدهد تا تعادل مدیریتشدهای را حفظ کند که اولویتهای داخلی آن را پیش میبرد. از جمله این اولویتها، تسریع خودکفایی در نیمههادیها و جداسازی بیشتر چین از وابستگیهای فناوری غربی تحت استراتژی گردش دوگانه آن است - در عین حال، سختتر کردن دسترسی خارجی به نوآوری چین و تیزتر کردن جعبه ابزار اقتصادی قهری این کشور.
این چالش برای واشنگتن حادتر است. اگرچه ایالات متحده و متحدانش با سرعت در حال بسیج سرمایهگذاری در زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی جایگزین، عمدتاً در ظرفیتهای جدید استخراج و فرآوری، هستند، اما تحقق این تلاشها سالها، اگر نگوییم دههها، طول میکشد.
بهترین نتیجه این اجلاس، تمدید ضمنی آتشبس فعلی با برخی دستاوردهای کشاورزی، هوافضا و سرمایهگذاری است. این ثبات ناپایدار به هر دو طرف کمک میکند: این امر به چین زمان میدهد تا استقلال فناوری خود را تثبیت کند و کنترلهای امنیت اقتصادی خود را بیشتر تشدید کند، و به ایالات متحده و شرکایش فرصتی محدود میدهد تا در پایگاههای صنعتی خود نوعی انعطافپذیری ایجاد کنند. اما عدم تقارن اساسی همچنان ادامه خواهد داشت. در دوران نوظهور کشورداری اقتصادی، کنترل بر مواد حیاتی - نه فقط بازارها و فناوری - قدرت را تعریف میکند؛ و در این جبهه، پکن با یک مزیت قاطع به میز مذاکره میرسد.
به عقیده دیوید ساکس، عضو مطالعات آسیا در شورای روابط خارجی، شی جین پینگ احتمالاً در طول سفر دونالد ترامپ فرصتی برای ایجاد تغییرات در سیاست ایالات متحده در قبال تایوان میبیند. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، نیز به همین موضوع اشاره کرد و به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، هشدار داد که تایوان «بزرگترین خطر در روابط چین و آمریکا است».
وانگ از ایالات متحده خواست که «به تعهدات خود عمل کند و انتخاب درستی انجام دهد تا فضای جدیدی برای همکاری چین و آمریکا باز شود.» به عبارت دیگر، تعدیل سیاست ایالات متحده در قبال تایوان، بهای تضمین همکاری چین در مسائل دوجانبه و جهانی است.
از نظر چین، دوگانگی ترامپ در قبال تایوان، دریچهای برای فشار بر ایالات متحده برای تغییر سیاست تایوان ایجاد کرده است. ترامپ معتقد نیست که ایالات متحده در یک رقابت استراتژیک بلندمدت با چین است یا اینکه این دوران به عنوان رقابتی بین دموکراسی و استبداد تعریف خواهد شد - چارچوبی که اهمیت تایوان را برای ایالات متحده برجسته میکند. او در مورد دفاع از تایوان ابراز تردید کرده و این کشور را به خاطر دزدیدن صنعت تولید نیمههادی ایالات متحده سرزنش کرده است. ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود، درخواست ترانزیت لای چینگ-ته، رئیس جمهور تایوان، برای سفر به ایالات متحده را رد کرد و طبق گزارشها، فروش عمده سلاح به این جزیره را به تعویق انداخته است.
شی میتواند ترامپ را تحت فشار قرار دهد تا رسماً با استقلال تایوان مخالفت کند (خروج از سیاست فعلی ایالات متحده که از استقلال تایوان حمایت نمیکند)، از «اتحاد مسالمتآمیز» حمایت کند یا حتی «اصل چین واحد» پکن را که ادعا میکند تایوان بخشی از جمهوری خلق چین است، تأیید کند. شی فراتر از فشار برای تغییرات لفظی، میتواند ترامپ را متقاعد کند که فروش اسلحه به تایوان را محدود کند و همکاری امنیتی با این جزیره را کاهش دهد.
شی همچنین مصمم است تا تاکایچی سانای، نخست وزیر ژاپن، را به خاطر توصیف احتمالی تایوان به عنوان یک «وضعیت تهدیدکننده بقا» بهای سنگینی بپردازد - زبانی که میتواند ژاپن را قادر سازد تا تمهیدات دفاع جمعی خود را فعال کند و به نیروهای ژاپنی اجازه دهد در کنار نیروهای آمریکایی فعالیت کنند. شی میتواند ترامپ را تحت فشار قرار دهد تا از موضع تاکایچی فاصله بگیرد و از ژاپن بخواهد که از مسائل مربوط به تایوان دوری کند.
شی برای اینکه نظر خود را به ترامپ برساند، میتواند از سفر اخیر چنگ لی-وون، رئیس حزب ملیگرای چین (KMT)، که طرفدار روابط نزدیکتر با چین است، استفاده کند تا لای را به عنوان کسی که نماینده افکار عمومی جریان اصلی تایوان نیست، به تصویر بکشد. از نگاه شی، لای یک رهبر بیملاحظه است که پکن و واشنگتن باید مشترکاً او را مهار کنند. رهبر چین همچنین میتواند تلاش کند تعهدات اقتصادی مورد نظر ترامپ - مانند تعهد به حفظ جریان مواد معدنی حیاتی و عناصر خاکی کمیاب، خرید کالاها و حتی سرمایهگذاریهای بالقوه در ایالات متحده - را با امتیازات مربوط به تایوان معامله کند.
رهبران تایوانی احساس میکنند که این پویاییها میتواند تایپه را در موقعیت خطرناکی قرار دهد. یک مقام ارشد تایوانی در مصاحبه اخیر خود به بلومبرگ گفت: «آنچه ما بیشتر از همه از آن میترسیم، قرار دادن تایوان در فهرست مذاکرات بین شی جین پینگ و رئیس جمهور ترامپ است.» اگر ترامپ در مواجهه با فشار چین، رویکرد ایالات متحده نسبت به تایوان را تعدیل کند، این امر بیاعتمادی تایوانیها به ایالات متحده را تشدید میکند که به نوبه خود حمایت تایوان را برای سرمایهگذاریهای دفاعی بسیار مورد نیاز تضعیف میکند.
بیشتر بخوانید:جزئیاتی از سفر مهم و حساس ترامپ به چین
در حالی که برخی ممکن است استدلال کنند که اعتماد کمتر به واشنگتن میتواند تایپه را به انجام اقدامات بیشتر برای به دست گرفتن دفاع از خود ترغیب کند، اعتماد به ایالات متحده است که به تایوان فضای سیاسی و استراتژیک برای سرمایهگذاری در دفاع از خود میدهد. تایوان پیش از این پیشرفت قابل توجهی در نوسازی ارتش خود، افزایش هزینههای دفاعی و سرمایهگذاری در قابلیتهای نامتقارن داشته است. تغییرات در سیاست ایالات متحده، این تلاشها را دقیقاً در زمانی که تعهد تایوان به دفاع از خود در حال افزایش است، تضعیف میکند.
هدف چین، ایجاد بیاعتمادی تایوانیها به ایالات متحده به عنوان وسیلهای برای تضعیف تلاشهای این جزیره برای سرمایهگذاری در دفاع و ایجاد این تصور در میان مردم تایوان است که تنها گزینه آنها اتحاد با چین است. بنابراین، تعدیل رویکرد ایالات متحده نسبت به تایوان به دلیل فشار چین، شی را به هدف نهایی خود یعنی جذب تایوان نزدیکتر میکند.
به باور دیویدام. هارت، عضو ارشد بخش آب و هوا و انرژی در شورای روابط خارجی، «سلطه» موضوع اصلی سیاست انرژی دونالد ترامپ است. او به دنبال استفاده از تولید رو به رشد نفت و گاز طبیعی ایالات متحده به عنوان اهرم ژئوپلیتیکی است. شی جین پینگ هدف مشابهی دارد. او به دنبال استفاده از تولید رو به رشد فناوریهای تولید و استفاده از برق چین برای پیشبرد موقعیت خود است. در حالی که هر دو پیروزیهای چشمگیری کسب کردهاند، قمار نظامی ترامپ در ایران اساساً دست او را تضعیف کرده است.
مانند بسیاری از ترامپیسمها، «سلطه انرژی» اصطلاحی نیست که بتوان به راحتی آن را تعریف کرد. دولت دوم ترامپ، نیروگاههای زغال سنگ قدیمی و زیانده را همچنان سرپا نگه میدارد، حتی در حالی که به دنبال «رنسانس» انرژی هستهای است. این دولت اعلام میکند که مسابقه هوش مصنوعی با چین یک رقابت وجودی است، حتی در حالی که به دنبال فلج کردن منابع تجدیدپذیر و کارآمدی است که سریعترین «سرعت رسیدن به قدرت» را که شرکتهای بزرگ فناوری به دنبال آن هستند، فراهم میکنند.
خالصترین نمود «سلطه انرژی» در معاملات تجاری ترامپ یافت میشود. اتحادیه اروپا، ژاپن، کره جنوبی و بسیاری از شرکای دیگر توافق کردهاند که در ازای کاهش تعرفه صادرات خود به ایالات متحده، صدها میلیارد دلار گاز طبیعی مایع (LNG) و سایر محصولات انرژی خریداری کنند. در صورت تحقق این امر، این خریدها نیاز به زیرساختهای بادوامی دارند که تولیدکنندگان آمریکایی بتوانند در دهههای آینده از آنها تغذیه کنند.
پکن میخواهد شرکای تجاری خود نوع متفاوتی از زیرساختها را بسازند که بتواند از آنها تغذیه کند. چین بر تولید جهانی پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی، باتریهای لیتیوم-یون، خودروهای برقی و مواد و اجزایی که در آنها استفاده میشود، تسلط دارد. با اشباع بازارهای داخلی خود، تولیدکنندگان چینی «الکتروتک» را با قیمتهای پایین به جهان ارائه میدهند.
نسخه شی از «سلطه انرژی» در بستهای ملایمتر از نسخه ترامپ پیچیده شده است. «دولت الکتریکی» نوید توسعه اقتصادی سریعتر و امنتر با اثرات زیستمحیطی کمتر از «دولت نفتی» را میدهد. اگرچه چین تاکنون منبع اصلی انتشار گازهای گلخانهای تغییردهنده آب و هوا در جهان است، اما مهارت فناوری پاک آن، همراه با انکارهای بیرحمانه ترامپ، به پکن اجازه میدهد تا ادعای معتبری مبنی بر رهبر آب و هوای جهان بودن ارائه دهد.
هنگامی که این دو رهبر در روزهای آینده با هم ملاقات کنند، ترامپ ممکن است از شی بخواهد خرید نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) ایالات متحده را از سر بگیرد. هر وعدهای که شی میدهد احتمالاً بیشتر نمایشی است تا عملی. استراتژی چین در جهت مخالف حرکت میکند. اگرچه چین بیشترین حجم تجارت را در بین تمام کشورها که به دلیل مسدود شدن تنگه هرمز مختل شده، داشته است، اما با ذخیره ذخایر و تنوع بخشیدن به واردات، قویترین ضربهگیرها را در برابر شوک انرژی ایجاد کرده است. در عین حال، برقرسانی چین، مصرف نفت و گاز طبیعی مایع آن را تعدیل میکند.
در واقع، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، چشمانداز جهانی این کشور برقآسا را بیاندازه تقویت کرده است. صادرات کالاهای انرژی چین در حال افزایش است. وابستگی به چین برای کالاهای سرمایهای مورد نیاز برای ساخت زیرساختهای برق، برای بسیاری از واردکنندگان انرژی جذابتر از وابستگی به ایالات متحده، خاورمیانه یا روسیه برای سوختهای مصرفی مداوم است. هنگامی که این زیرساختها ایجاد شوند، تهدید اختلال در تجارت کالاهای برقی به رشد کندتر در آینده محدود میشود، نه یک بحران اقتصادی فوری ناشی از کمبود سوخت.
هر روزی که تنگه بسته بماند، موقعیت بلندمدت چین قویتر میشود. با این حال، دستاوردهای حاشیهای در این برهه محدود است. بعید است کشورهایی در سراسر آسیا و فراتر از آن که در بحران فعلی آسیبهای جدی دیدهاند، آن را فراموش کنند. از قضا، شی میتواند از این نشست برای کمک به بازگشایی تنگه استفاده کند و اهرم فشار چین بر ایران را افزایش دهد. ترامپ بیش از شی به این نتیجه نیاز دارد، نتیجهای که میتواند چین را قادر سازد تا در کوتاهمدت و بلندمدت به عنوان برنده از این اجلاس بیرون بیاید.
هرچه قدر در داخل این ماجرا جذاب باشد، «سلطه انرژی» هرگز فرمول برندهای در خارج از کشور نخواهد بود. هیچ کشوری نمیخواهد تحت سلطه باشد. محور رو به رشد کشورهای الکتریکی در مقابل کشورهای نفتی در سیاست بینالملل، لفاظیهای ترامپ را به بوته آزمایش میگذارد. رویکرد نرمتر چین در اعمال قدرت و فناوری پاکتر آن، برگ برندهای برای این کشور است.