
اقتصاد۲۴- مراسم بدرقه بهناز نازی صبح امروز، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت با حضور هنرمندانی، چون اکبر زنجانپور، کورش سلیمانی، فرهاد آییش، حبیب رضایی، رضا کیانیان، محسن حسینی، ناصر آویژه، منوچهر شاهسواری، حمید ابراهیمی، کامران تفتی، علیرضا گیلوری، مدیر عامل خانه تئاتر، سعید ذهنی، شهرام کرمی، سیروس همتی، شکرخدا گودرزی و ... برگزار شد.
بهناز نازی که بارها بر صحنه تالار وحدت نقشآفرینی کرده بود، صبح امروز برای آخرین بار به این تالار آورده شد تا با تئاتر و زندگی دنیویاش خداحافظی کند و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شود.
مریم رحیمی بازیگر تئاتر و عضو انجمن بازیگران اجرای برنامه را برعهده دارد.
در بخش آغازین برنامه، بعد از تلاوت آیاتی از قرآن، دلنوشته گروه تئاتر «شایا» که بهناز نازی عضو آن بود، توسط مریم رحیمی خوانده شد.

در این نوشتار ضمن اشاره به کارنامه هنری نازی، از او به عنوان هنرمندی یاد شد که هرگز به ابتذال تن نداد و به کار هنر حرمت گذاشت. هنرمندی که تئاتر برایش فضایی برای کشف و شهود بود و فقدان این هنرمند خسرانی بزرگ برای تئاتر ایران است.
در این نوشتار همچنین پایمردی و استقامت او در مبارزه با بیماری ستوده شد.
سپس با نوای موسیقی سنج و دمام، پیکر بهناز نازی در میان اشکهای بیامان دوستانش به مراسم آورده شد.
در ادامه، رضا کیانیان به عنوان نخستین سخنران مراسم با تسلیتگویی به تئاتر، بهرام بدخشانی و برسام، همسر و پسر بهناز نازی و دیگر دوستان او و در حالیکه بشدت متأثر بود، گفت بهناز مانند دخترم بود. سه تن از فرزندانم را به خاطر سرطان از دست دادم؛ بهناز نازی، داود امیری و مریم حسینی. اگر جایی بود که میشد عمرم را بدهم و به آنان ببخشم، از ته دل راضی به این کار بودم، چون من زندگیام را کردهام ولی آنان هنوز باید زندگی میکردند.
او بیش از این نتوانست صحبت کند.
در ادامه یاداشت مهران امامبخش، دیگر بازیگر و مدرس تئاتر که در اتریش به سر میبرد، توسط مریم رحیمی خوانده شد.

در بخش بعدی برنامه، اکبر زنجانپور بازیگر و کارگردان پیشکسوت کشورمان و اسناد بهناز نازی در دانشگاه، خطاب به او گفت: رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل. تو بهترین و شریفترین دانشجوی من هستی. به تو افتخار میکنم. جا دارد در نبود تو به جامعه هنری کشور و دوستت سارا قراچهداغی، همسر هنرمندت، جناب بهرام بدخشانی و عزیز کرده و پسر برومندت تسلیت بگویم. حرف دیگری ندارم. یادت بخیر.
در ادامه، مریم رحیمی با تشریح کارنامه هنری بهناز نازی از حاضران خواست به اندازه ۲۰ سال حضور بهناز نازی در تئاتر، او را تشویق کنند.
سپس بهرام ابراهیمی، رییس انجمن بازیگران خانه تئاتر به نمایندگی از این انجمن یادداشتی را درباره بهناز نازی خواند.

در ادامه، محمودرضا رحیمی، کارگردان و مدرس تئاتر درباره نازی گفت: بهناز از سال ۷۳ که وارد دانشگاه شد، یک الگو بود با سکوتش، نگاه درستش و تحلیل بسیار عمیقش از اتفاقات. بهناز با پیوستن به گروه شایا، حقیقت واقعی هنر و زندگی را از آن خود کرد. او تلخی زندگی را گرفت تا با تئاتر به ما شیرینی بدهد، اما چه حیف که به او تلخی بسیار تحمیل شد، حتی در همین نمایش آخری که بازی کرد.
او با اشاره به حضور هم دانشکدهایهای نازی در مراسم افزود: آنان بی دعوت و تنها به دعوت تو به اینجا آمدهاند. ببخش اگر در این کشور مردهها با چشمان باز میمیرند، اما هستند. درود بر تو و خانوادهات که با همراهی آنان توانستی به ما تئاتر هدیه کنی. تو همواره بر صحنههایی که نقش آفرینی کردهای، حضور داری.
سپس اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی و دیگر بازیگر با اشاره به آشناییاش با بهناز نازی گفت: اولین آشنایی ما در فیلم هیوا رقم خورد. در مقابل دوربین آقای بدخشانی. خانم نازی بسیار پرانرژی بود و برای بازی در آن فیلم سیمرغ بلورین گرفت.

وقتی در چند روز گذشته به واسطه حمید نعیمی از وضعیت او باخبر شدم، بسیار اندوهگین شدم ولی آرامش آقای بدخشانی نشانگر عشق آنان بود. خانم نازی با عشق فعالیتش را آغاز کرد و با همین عشق در زمان بیماری در تئاتر بازی کرد، در شرایطی که پشت صحنه برایش تختی گذاشته بودند برای استراحت و اینها همه نشانگر عشق او بود.
در ادامه، حمید نعیمی که همکاریهای متعددی با بهناز نازی داشته، با اشاره به یکی از همکاریهای مشترکشان و در شرایطی که بسیار متأثر بود، گفت: در نمایشی از محمودرضا رحیمی، من نقش مردهای کفن پیچ را بازی میکردم، بهناز که از دیدن من در آن وضعیت ناراحت شده بود، گفت هرگز قبل از من نرو. طاقت رفتنت را ندارم.
نعیمی خطاب به نازی گفت: خواهرم دستت را میبوسم. هر چه سختی کشیدی، سکوت کردی، چون نمیخواستی حاشیه سازی کنی.
او همچنین خطاب به مدیران هنری کشور افزود: هنرمندان میراث فرهنگی زنده این کشور هستند. خیلی زود دیر میشود. وقتی دیدم حال بهناز نازی قدری بهتر شده و او با عصا میتواند راه برود به او گفتم حتما باید در نمایش تازهام بازی کنی و او با عصا آمد. او زنده شد برای دوباره بازی کردن ولی چهار ماه بعد از دست رفت و شما مسئولان نازنین وقتی به شما گفتم فرصت بیشتری برای اجرا به من بدهید، همراهی نکردید و حسرت آن اجرا برای او و ما ماند. همواره شنیدهایم که خانمها خیلی فداکار هستند که هستند ولی بهرام بدخشانی برایم اسطورهای است که سه سال تمام وقت و انرژی خود را برای همسر و دوستش گذاشت و یک تنه همه زحمات را به دوش کشید.

نعیمی سخنان خود را با اشاره به جمله بهناز نازی به پایان رساند و گفت: امیدوارم تا زندهام، داغ هیچ کدامتان را نبینم و پیشمرگ تکتکتان بشوم.
بهناز نازی بازیگر ۵۶ ساله تئاتر که بارها در بر صحنه تالار وحدت نقشآفرینی کرده بود، عصر شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه بعد از یک دوره مبارزه با سرطان از دنیا رفت.
این هنرمند زاده دی ماه ۱۳۴۶ از بازیگران شناختهشده تئاتر و از اعضای ثابت گروه تئاتر «شایا» بود. تماشاگران تئاتر نقشآفرینیهای او را در نمایشهایی، چون «سقراط»، «شوایک سرباز سادهدل»، «دختری با شنل ارغوانی»، «روزگاری برای بودن»، «مکبث» به کارگردانی حمید نعیمی، «آژاکس»، «کالون و قیام کاستلیون» به کارگردانی آرش دادگر، «داستانهای کارور» اثر مشترک دادگر و نعیمی، «گمسار» کار شهرام کرمی، «محبوبهها» به کارگردانی ژاله صامتی و ... به یاد دارند.
او همچنین در فیلمهای «مادرم گیسو» و «شراره» هر دو به کارگردانی سیامک شایقی، «دلم میخواد» کار بهمن فرمانآرا و مجموعههای «جیران» و «ازازیل» به کارگردانی حسن فتحی، «سفر به چزابه» کار رسول ملاقلیپور، «پزشکان» ساخته مسعود کرامتی و «سیاه سغید، خاکستری» به کارگردانی سیامک شایقی بازی کرده است.

نازی دانشآموخته طراحی صحنه و لباس از دانشکده هنر و معماری بود و در سالهای آغازین فعالیت خود طراحی صحنه و لباس نمایشهایی مانند «روزنه» کار حمید نعیمی، «روزگار طولانی تنهایی» کار شهرام کرمی و «انتظار با بوی نرگس» به کارگردانی عباس غفاری را بر عهده داشت، اما فعالیت هنری او در سالهای بعدی با بازیگری ادامه پیدا کرد.
بهناز نازی همسر بهرام بدخشانی فیلمبردار سرشناس سینما است.
