
اقتصاد۲۴- مجید محمدشریفی، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی و کارشناس مسائل بینالملل در یک گفتوگو، سفر اخیر ولادیمیر پوتین به چین را به طور مستقیم مرتبط با تحولات خاورمیانه، خلیجفارس و به ویژه تنگه هرمز دانست و تاکید کرد که در این سفر حتما درباره وضعیت خلیجفارس و تنگه هرمز گفتوگو خواهد شد و پکن، مسکو را در جریان مباحث طرح شده با دونالد ترامپ قرار خواهد داد. هر چند دستور کار مشترک پکن و مسکو فراتر از خلیجفارس است و موضوعاتی مانند انتقال انرژی روسیه به چین باتوجه به رخدادهای اخیر در هرمز، جنگ اوکراین و سطح همکاریهای نظامی میان دو کشور نیز در کانون مذاکرات قرار دارد. به گفته این عضو هیات علمی، روابط روسیه و چین پس از حمله مسکو به اوکراین و تحریمهای شدید امریکا و اتحادیه اروپا وارد مرحلهای تازه شده و برخی ناظران از آن به عنوان نوعی همکاری استراتژیک یاد میکنند؛ به این معنا که بحران اوکراین و موضع واحد غرب در برابر روسیه، موجب نزدیکی هر چه بیشتر دو کشور شده است.
مشروح این گفتوگو در ادامه آمده است:
این استاد دانشگاه افزود: این روند به ویژه به یکی از نگرانیهای اصلی جمهوریخواهان و شخص ترامپ تبدیل شده، زیرا آنان معتقدند سیاست حمایت همهجانبه غرب از اوکراین، عملا چین و روسیه را به هم نزدیک کرده است. محمدشریفی یادآور شد: یکی از اولویتهای مهم سیاست خارجی ترامپ در دور دوم ریاستجمهوریاش ایجاد شکاف میان مسکو و پکن و دور کردن روسیه از چین بود. به همین دلیل، ترامپ ابتدا کوشید با متهم کردن اوکراین، تحت فشار قرار دادن زلنسکی برای پذیرش طرح صلح خود و طرح کاهش تحریمهای مسکو، مانع از تعمیق همکاری استراتژیک روسیه و چین شود؛ رویکردی که یادآور دیپلماسی نیکسون و کیسینجر در جنگ سرد است، با این تفاوت که اینبار امریکا تلاش کرد از مسیر نزدیک شدن به مسکو و ترغیب روسیه به توافق صلح با اوکراین، این کشور را از مدار چین خارج کند.
شریفی در ادامه افزود: پس از ناکامی این سیاست، ترامپ رویکرد خود را تغییر داد و مستقیما به سمت چین رفت و با ترکیبی از تشویق و تهدید، ازجمله تهدید به تحریمهای جدید، کوشید پکن را به فاصله گرفتن از روسیه ترغیب کند، هر چند این سیاست نیز تاکنون نتیجه مشخصی به همراه نداشته است.
به گفته این کارشناس، میتوان مطمئن بود ترامپ در سفر خود به پکن درباره روسیه، رویکرد چین نسبت به مسکو و ضرورت حفظ فاصله پکن از روسیه گفتوگو کرده و اکنون پوتین با سفر به چین در تلاش است روابط استراتژیکی را که پس از جنگ اوکراین میان دو کشور شکل گرفته، تقویت و به پکن یادآوری کند که مناسبات مسکو-پکن ماهیتی راهبردی دارد و چین نباید تحتتاثیر فشارها یا مشوقهای امریکا از روسیه فاصله بگیرد.
محمدشریفی با اشاره به اینکه پکن در نظام بینالملل محاسبات خاص خود را دارد که لزوما با محاسبات مسکو یکسان نیست، گفت: احتمال دارد چین تحتتاثیر فشارها یا تشویقهای واشنگتن ناگزیر شود بخشی از روابط خود با روسیه را محدود کند؛ سناریویی که به زیان مسکو است. به باور او، روسیه تلاش خواهد کرد روابط تقویت شده پس از جنگ اوکراین با چین را در برابر پیامدهای سفر ترامپ به پکن و احتمال ارایه برخی وعدهها ازسوی واشنگتن حفظ کند و از این منظر، سفر اخیر پوتین به چین بسیار مهم و تاثیرگذار است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: بیتردید شیجینپینگ و پوتین در این سفر درباره خاورمیانه، خلیج فارس و تنگه هرمز گفتوگو خواهند کرد و این موضوع از محورهای اصلی مذاکرات است.
او با تاکید بر اینکه روسیه و چین را باید در زمره حامیان جمهوری اسلامی ایران، نه متحدان کامل آن، دانست، تصریح کرد: این دو کشور خواهان بازگشت وضعیت سیاسی منطقه به شرایط پیش از جنگ هستند، هرچند در قبال تحولات خلیجفارس و هرمز، به دلیل تفاوت منافع، دو نگاه کاملا متمایز دارند.
بیشتر بخوانید:سفر شی جین پینگ به کره شمالی پس از ۷ سال
به گفته این استاد دانشگاه، چین به طور جدی به جریان انرژی از خلیجفارس و تنگه هرمز وابسته است و یکی از پایههای اقتصاد این کشور استمرار باثبات صادرات انرژی از این آبراه است؛ از این رو، یکی از اولویتهای اصلی پکن این است که به هر شکل ممکن، چه از مسیر تشویق جمهوری اسلامی ایران و چه راهحلهای دیگر، تنگه هرمز برای صادرات انرژی باز بماند.
محمدشریفی یادآور شد: چین روابط بسیار خوبی با امارات، عربستان و قطر دارد و این کشورها نیز از شرکای مهم پکن در خلیجفارساند؛ بنابراین منافع آنان نیز برای چین اهمیت بالایی دارد و در مجموع، باز شدن تنگه هرمز یکی از مهمترین منافع پکن در این بحران محسوب میشود.
محمدشریفی با اشاره به رویکرد متفاوت مسکو گفت: از نگاه روسیه، تحولات تنگه هرمز و اختلال در جریان انرژی از خلیجفارس نوعی فرصت است، زیرا هر چه صادرات انرژی از این منطقه با اختلال بیشتری مواجه شود، امکان فروش نفت روسیه با سهولت و حتی قیمت بالاتر افزایش مییابد. روسیه در چنین شرایطی میتواند علاوه بر چین، سبد شرکای خود را متنوع کرده و به کشورهای بیشتری انرژی صادر کند و در همین چارچوب بحث تمدید محدودیتهای تحریم نفت روسیه و فراهم شدن امکان صادرات برای مسکو مطرح است تا هم همه نفت روسیه فقط به سمت چین نرود و هم پکن نتواند آن را با قیمت بسیار پایین خریداری کند.
محمدشریفی جمعبندی کرد که در تنگه هرمز، چین و روسیه از دو نوع منفعت متضاد پیروی میکنند، اما ادامه جنگ و احتمال گسترش تحولات سیاسی یا نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران برای هیچیک مطلوب نیست. به همین دلیل، در عین اختلاف منافع در حوزه انرژی، دو کشور در این هدف مشترکاند و آن پایان درگیری و عدم حمله نظامی به ایران است.
او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تداوم بحران در تنگه هرمز گفت اخلال در هرمز در راستای منافع روسیه است؛ بنابراین تا زمانی که بحران به جنگی بزرگ و غیرقابل پیشبینی منجر نشود، بسته ماندن تنگه و اختلال در صادرات انرژی در جهت منافع مسکو خواهد بود و روسیه از این فرصت بهره خواهد گرفت. در مقابل، این وضعیت کاملا به زیان منافع اقتصادی و امنیتی چین است؛ از این رو، پکن تمام تلاش خود را خواهد کرد تا شاید از روسیه بخواهد از نفوذ خود بر ایران استفاده کند و تهران را به بازگشت تنگه هرمز به حالت عادی ترغیب کند؛ یعنی انتظار میرود شی جینپینگ از پوتین بخواهد با رهبران ایران در تماس باشد و از آنها بخواهد سیاست خود را در هرمز تغییر دهند.
او یادآوری کرد: امریکا و اسراییل در مواجهه با ایران اهدافی را دنبال میکنند که آنقدر برایشان مهم است که مخالفت روسیه و چین یا کمکهای محدود آنها به ایران نمیتواند این سیاستها را تغییر دهد؛ این کشورها منافعی حیاتی را پیگیری میکنند که حاضر نیستند آن را وجهالمصالحه یا ابزار معامله با مسکو و پکن قرار دهند و چین و روسیه نیز به اندازهای ابزار دراختیار ندارند که بتوانند امریکا را در این زمینه تحت فشار جدی بگذارند. محمدشریفی افزود: ممکن است کمکهای اطلاعاتی روسیه، برخی کمکهای محدود نظامی این کشور یا کمکهای چین به ایران ادامه یابد، آنهم در سطحی محدود؛ اما سخن گفتن از شکلگیری یک بلوک قدرتمند شرقی با عضویت ایران، چین و روسیه در برابر امریکا و غرب سخن دقیقی نیست و چنین رخدادی اتفاق نخواهد افتاد. او درباره رویکرد پکن توضیح داد که در کوتاهمدت و میانمدت استراتژی چین باز شدن تنگه هرمز و بازگشت وضعیت صادرات انرژی به شرایط پیش از جنگ است و این موضوع در صدر دستور کار پکن قرار دارد. چین میخواهد روابط تجاری رو به رشد خود با کشورهایی مانند عربستان، امارات و قطر را ادامه دهد و به تدریج جای پای خود را در خلیجفارس و خاورمیانه مستحکمتر کند، در حالی که اساسا به دنبال ورود به بحرانها و تعهدات نظامی نیست و برخلاف امریکا، کشورهای منطقه نمیتوانند روی چین به عنوان متحد نظامی حساب ویژهای باز کنند.
به باور این استاد دانشگاه، چین همچنان خواهان تداوم روابط خود با ایران است بنابراین، پایان جنگ از منافع اصلی پکن در منطقه است. مهمترین اتفاق نامطلوب برای چین در کوتاهمدت و میانمدت، تداوم بسته ماندن تنگه هرمز و در سطحی وسیعتر دگرگونی نظم امنیتی خلیجفارس و خاورمیانه است، زیرا در این صورت چین در بلندمدت تحت فشار جدی قرار میگیرد. اگر امریکا بتواند در بلندمدت کنترل خود را بر تنگه هرمز اعمال کند، این آبراه به گلوگاهی برای فشار بر چین تبدیل میشود و پکن به این خطر آگاه است؛ از این رو، چین تلاش خواهد کرد تنگه هرمز مانند گذشته و به عنوان یک آبراه بینالمللی مطابق قواعد حقوق بینالملل اداره شود، بدون آنکه نه ایران و نه امریکا کنترل کامل آن را در دست گیرند.