
اقتصاد۲۴- مرز میان جنگ و صلح در خاورمیانه هیچگاه تا این حد باریک نبوده است. در حالی که افکار عمومی و ناظران سیاسی با بیم و امید چشم به کانالهای دیپلماتیک دوختهاند، تحولات میدانی در خلیج فارس و سیگنالهای متناقض صادر شده از واشنگتن، تصویر پیچیده و غبارآلودی از آینده روابط ایران و آمریکا ترسیم میکند.
نگاهی به راهبردهای رسانهای داخلی و بینالمللی نشان میدهد که ما با یک دیپلماسی در سایه تهدید مواجهیم؛ چنانچه متن تفاهمنامهها روی میز است، اما ماشهها همچنان آماده شلیکاند. در این میان، جریانهای واقعگرای داخلی تلاش میکنند تا با تکیه بر عقلانیت سیاسی، راهی برای کاهش فشارهای اقتصادی و باز کردن گرههای کور معیشتی مردم بیابند، هرچند که رفتار سینوسی و غیرقابل پیشبینی ساکن کاخ سفید، همواره بزرگترین مانع در مسیر پایداری هرگونه توافقی بوده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر با همان ادبیات آشنا و تاجرپیشه خود به صحنه آمده است تا در آستانه گشایشهای احتمالی، وزن کشی سیاسی را به سود خود تغییر دهد. او در جریان جلسه با اعضای کابینهاش ضمن تایید جریان داشتن مذاکرات، با لحنی تهاجمی مدعی شد که مذاکره با ایران تا اینجای کار به نتیجه قطعی نرسیده و واشنگتن هنوز از روند آن راضی نیست، اما در نهایت راضی خواهد شد. این موضعگیری که در رسانههای بینالمللی بازتاب گستردهای داشت، نشاندهنده استراتژی کلاسیک ترامپ یعنی خرید زمان و افزایش فشار روانی در آستانه توافق است. او با ادعای اینکه تهران از موضع ضعف مذاکره میکند، به وضعیت سخت اقتصادی ایران و نرخ بالای تورم اشاره کرد تا چنین وانمود کند که سیستم اقتصادی کشور در حال فروپاشی است و طرف ایرانی انتخاب دیگری جز تن دادن به توافق ندارد.
او حتی برای حفظ پرستیژ هژمونیک خود، بار دیگر از کلیدواژههای تندی مانند مقابله با حامیان تروریسم و مهار برنامههای هستهای استفاده کرد و گریزی نیز به گزینههای نظامی زد، اما در ورای این جنجالهای کلامی، اعتراف او به اینکه ایرانیها میخواهند به توافق برسند، نشاندهنده نیاز مبرم واشنگتن به یک دستاورد دیپلماتیک ملموس است. ترامپ به خوبی میداند که تداوم انسداد در آبراههای بینالمللی هزینههای سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل میکند و به همین دلیل فوراً مسئله نظارت بر تنگه هرمز را پیش کشید و اعلام کرد که مدیریت این آبراه بخشی از مذاکرات جاری میان طرفین است؛ موضوعی که ثابت میکند کاخ سفید به رغم تمام خطونشان کشیدنها، ناگزیر از پذیرش واقعیتهای ژئوپلیتیک منطقه است.
در جبهه دیپلماتیک و پشت درهای بسته، رسانههای بینالمللی از یک چانهزنی سخت و نفسگیر اقتصادی خبر میدهند که محور آن، اعتمادزدایی از وعدههای نسیه طرف آمریکایی است. روزنامه بریتانیایی تلگراف در گزارشی مستند به نقل از منابع آگاه مدعی شد که ایران امضای هرگونه توافق صلح یا یادداشت تفاهم را منوط به آزادسازی داراییهای بلوکهشده خود کرده است. بر اساس گزارش این روزنامه غربی، محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس مجلس و یکی از مهرههای کلیدی تصمیمگیری در کنار سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، این اولتیماتوم شفاف را در دیدار با مقامات قطری در دوحه مطرح کردهاند تا به طرف مقابل بفهمانند که دوران لغو کاغذی تحریمها سپری شده است. تلگراف در متن گزارش خود تاکید میکند که ایران تقاضا دارد در صورت امضای یادداشت تفاهم آتشبس، نیمی از این مبلغ یعنی دوازده میلیارد دلار فوراً آزاد شود و مابقی آن به صورت مرحلهای به حسابهای ایران واریز گردد.
بیشتر بخوانید: جزییات آکسیوس از یادداشت تفاهم ایران و آمریکا/ تمدید ۶۰ روزه آتش بس، بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره
در مقابل، مشاوران نزدیک به ترامپ در گفتوگو با این روزنامه ابراز نگرانی کردهاند که انتقال میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده پیش از آنکه ایران گامهای عملی در تعدیل برنامههای خود بردارد، میتواند به عنوان پاداشی به تهران تلقی شود و موجی از انتقادات داخلی را از سوی تندروهای واشنگتن علیه ترامپ برانگیزد. این بنبست پولی و اصرار تهران بر نقد کردن مطالبات خود، نشاندهنده هوشمندی دیپلماتیک در ساختار تصمیمگیری است؛ چرا که تجربه تلخ برجام به دولتمردان آموخته است که بدون دریافت تضمینهای عینی و ملموس مالی، پایداری هرگونه توافقی با یک رئیسجمهور تاجرپیشه، چیزی جز تعلیق در فضای ابهام نخواهد بود.
با وجود لفاظیهای تند رسانهای، افشای سند غیررسمی اولیه از چارچوببندی یادداشت تفاهم که به پیشنویس اسلامآباد معروف شده، نشان میدهد که خطوط کلی یک سازش موقت و دوجانبه روی میز قرار گرفته است. بر اساس مفاد این پیشنویس که در رسانههای داخلی و شبکههای خبری غربی نظیر سیبیاس نیوز انعکاس یافته، آمریکا متعهد به رفع محاصره دریایی ایران شده و پذیرفته است که نیروهای نظامی خود را از محیط پیرامونی کشور خارج کند، هرچند که دایره این خروج و شمول آن بر نیروهای اعزامی جدید یا پایگاههای مقیم، همچنان نیازمند چانهزنیهای بیشتر است. در مقابل، ایران متعهد شده است که روند عبور و مرور کشتیهای تجاری را ظرف یک ماه به سطح پیش از تنشها بازگرداند، با این شرط صریح که شناورهای نظامی مشمول این تسهیلات نخواهند بود و مدیریت و امنیت این مسیر با همکاری مشترک ایران و عمان عملیاتی میشود.
شبکه خبری سیبیاس نیوز در تایید این روند گزارش داد که این پیشنهاد پیشنویس شامل یک بازه زمانی شصت روزه برای دستیابی به توافق نهایی است که در صورت موفقیت، در قالب یک قطعنامه الزامآور در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب خواهد رسید تا ضمانت حقوقی لازم را پیدا کند. با این حال، موضع رسمی دستگاه دیپلماسی کشور که از زبان سخنگوی وزارت امور خارجه بیان شده، حاکی از آن است که این چارچوب هنوز نهایی نیست و تهران هیچ قدم عملی را بدون راستیآزمایی ملموس و عینی برنخواهد داشت. این نگاه واقعبینانه تایید میکند که خط قرمز ایران، بازی در زمین وعدههای توخالی نیست و تنها موازنه اقدامات متقابل میتواند این پیشنویس را به یک توافق اجرایی تبدیل کند.
در فضای سیاسی داخل کشور، بهویژه در میان طیفهای توسعهگرا و معتدل، نگاه به این روند دیپلماتیک با نوعی خوشبینی محتاطانه همراه است؛ چرا که بازگشایی گرههای اقتصادی و کاهش تنشهای بینالمللی، کلید اصلی ثبات بازار و بهبود معیشت شهروندان به شمار میرود. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با اشاره به پیشرفتهای به دست آمده در مذاکرات اخیر تاکید کرد که بخش عمدهای از پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران از سوی طرف مقابل پذیرفته شده و گفتوگوها هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی به دستاوردهای مهمی رسیده است. او تایید کرد که ارزیابیها از روند آزادسازی پولهای بلوکهشده در پی سفرهای منطقهای مقامات ایرانی مثبت است و کشورهای منطقه نظیر قطر و عمان به همراه پاکستان، نقش سازندهای در جلوگیری از زیادهخواهیهای آمریکا ایفا میکنند.
اما این نماینده مجلس همزمان به هسته اصلی نگرانیهای تهران اشاره کرد و گفت که رفتار غیرقابل پیشبینی شخص دونالد ترامپ و سابقه بدعهدیهای مکرر ایالات متحده، بزرگترین مانع ذهنی در مسیر اعتماد به این فرآیند است. این تحلیل نشان میدهد که بدنه سیاسی کشور به رغم تمایل صریح به تنشزدایی و بهرهبرداری از ابزارهای دیپلماتیک برای رفع تحریمها، دچار یک بیاعتمادی عمیق تاریخی به کاخ سفید است؛ بیاعتمادی که رفتارهای دوگانه آمریکا در میدان خلیج فارس و تداوم اقدامات تحریمی علیه صنایع هوایی کشور، روز به روز بر عمق آن میافزاید و کار را برای مدافعان توافق سختتر میکند.
بزرگترین تهدید برای بقای پیشنویس اسلامآباد، فرسایشهای نظامی مستمر و تبادل آتش در آبهای جنوبی کشور است که نشان میدهد میدان و دیپلماسی در یک چالش همزمان قرار دارند. ماجرای درگیریهای نظامی اخیر در شرق هرمزگان و حوالی تنگه استراتژیک، زنگ خطر را برای ناظران سیاسی به صدا درآورده است؛ جایی که شناورهای آمریکایی تلاش کردند بدون هماهنگی قبلی از این آبراه عبور کنند، اما با واکنش قاطع و پدافند نیروهای دریایی ایران مواجه و ناگزیر به عقبنشینی شدند. این رویارویی مستقیم به تبادل آتش شدید میان طرفین و حمله هوایی ارتش آمریکا به یک سایت نظامی در حاشیه فرودگاه بندرعباس منجر شد که با پاسخ متقابل و سریع سپاه پاسداران در هدف قرار دادن پایگاه هوایی متجاوزان آمریکایی همراه گردید.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام پنتاگون رسماً مسئولیت این تجاوز نظامی را بر عهده گرفت و مدعی شد که این حملات برای رفع تهدید علیه نیروهای آمریکایی انجام شده است، هرچند که ارتش آمریکا برای باز نگه داشتن پنجره دیپلماسی، بلافاصله اعلام کرد که این درگیریها را نقض آتشبس جاری نمیداند. در جبهه سیاسی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، این اقدامات تجاوزکارانه و تعرض به کشتیرانی تجاری و حریم هوایی ایران را به شدت محکوم کرد و آن را نقض فاحش حقوق بینالملل دانست. او همچنین به تهدیدهای آمریکا علیه کشور مسقط اشاره کرد و هشدار داد که تهدید به انهدام کشور دوست و برادر، عمان، که همواره نقش میانجی صادق را داشته، نشانهای خطرناک از قلدرمآبی واشنگتن است. تداوم این درگیریها در کنار تحریمهای جدید وزارت خزانهداری آمریکا علیه دو شرکت هواپیمایی ایرانی، نشان میدهد که واشنگتن همچنان با دست پس میزند و با پا پیش میکشد.
از منظر تحلیل رسانهای، خروجی این تحولات پیچیده نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساسترین ایستگاههای تصمیمگیری خود قرار گرفته است. واقعیتهای اقتصادی جامعه و فشارهای ناشی از تحریمهای ظالمانه، ایجاب میکند که کشور از هرگونه فرصت واقعی برای تنفس اقتصادی و شکستن حلقههای محاصره استفاده کند. لفاظیهای تند ترامپ درباره سقوط آزاد اقتصاد ایران، بخشی از یک جنگ روانی سازمانیافته برای باجخواهی در مجمع دیپلماتیک است و نباید بهانهای برای خروج از میز مذاکره شود؛ چرا که او همواره از استراتژی فشار حداکثری برای کسب امتیازات بیشتر استفاده میکند.
برای عبور سلامت از این دالان پرمخاطره، تکیه بر یک دیپلماسی فعال، هوشمند و شجاعانه که بتواند دستاوردهای میدانی نیروهای مسلح را به امتیازات ملموس اقتصادی تبدیل کند، یک ضرورت غیرقابلانکار است. ایران ثابت کرده است که در عرصه نظامی دست بستهای ندارد و هرگونه ماجراجویی آمریکا در تنگه هرمز با پاسخ پشیمانکننده مواجه میشود؛ اما هنر اصلی سیاست خارجی در این برهه، نقد کردن این اقتدار در قالب تفاهمنامهای پایدار با تضمینهای بینالمللی است. چارچوب شصت روزه پیشنویس اسلامآباد فرصتی است تا با هدایت درست افکار عمومی و انسجام ساختاری، سایه جنگ و محاصره دریایی از سر کشور برداشته شود و با آزادسازی داراییهای ملی، گشایشی واقعی در زندگی روزمره مردم ایجاد گردد، مشروط بر اینکه راستیآزمایی دقیق اقدامات واشنگتن، خط قرمز تغییرناپذیر مذاکرهکنندگان ایرانی باقی بماند.