
اقتصاد۲۴- همزمان با محدودیت اینترنت بینالملل در جریان جنگ ۴۰ روزه و مهاجرت بخشی از کاربران به پلتفرمهای داخلی، بازار تازهای از فروش رؤیای ثروت، درآمد دلاری و موفقیت مالی شکل گرفته است. بازاری که محصول اصلی آن نه آموزش و نه سرمایهگذاری، بلکه امید فروختهشده به مردمی است که زیر فشار تورم، نااطمینانی اقتصادی و نگرانی از آینده به دنبال راهی برای بهبود زندگی خود هستند.
بررسی فعالیت تعدادی از این کانالها نشان میدهد بسیاری از آنها با استفاده از تکنیکهای روانشناختی، بازاریابی تهاجمی و وعدههای غیرقابل راستیآزمایی، کاربران را به پرداخت مبالغ چند میلیون تا چند ده میلیون تومانی ترغیب میکنند.
بخش قابل توجهی از گردانندگان این کانالها چهرههای تازهای نیستند. بسیاری از آنها پیش از این در اینستاگرام و تلگرام فعالیت میکردند و با فروش دورههای آموزشی، سیگنالهای معاملاتی یا بستههای موسوم به پولسازی شناخته میشدند.
پس از محدودیتهای اینترنت بینالملل و کوچ بخشی از کاربران به پلتفرمهای داخلی، این افراد نیز به سرعت فعالیت خود را به این فضاها منتقل کردند. تفاوت مهم این بود که در محیط جدید، رقابت کمتر و دسترسی به مخاطبانی که به دنبال راهی برای افزایش درآمد بودند آسانتر شد.
منتقدان این وضعیت میگویند امنیت پلتفرمها فقط به ابعاد فنی و سیاسی محدود نمیشود. امنیت مالی و روانی کاربران نیز بخشی از همین مفهوم است. در شرایطی که توجه نهادهای مسئول عمدتاً معطوف مسائل کلان امنیتی و پیامدهای جنگ بوده، برخی سودجویان از خلأهای نظارتی برای توسعه فعالیت خود استفاده کردهاند.
پشت پرده بازار «پولسازی فوری»؛ چگونه از ترس مردم میلیاردها تومان درآمد کسب میکنند؟
تقریباً همه این کانالها از یک الگوی مشابه استفاده میکنند. ابتدا مخاطب را از آینده اقتصادی میترسانند. از تورم، کاهش ارزش پول، بیکاری، رکود، بحران اقتصادی و حتی تکرار درگیریهای نظامی سخن میگویند. سپس نتیجه میگیرند که درآمد فعلی افراد برای بقا کافی نیست و اگر به فکر تغییر نباشند، آینده دشواری در انتظارشان خواهد بود. در مرحله بعد، همان فرد یا کانال راهحل را ارائه میکند؛ راهحلی که معمولاً در قالب یک دوره آموزشی، عضویت ویژه یا ثبتنام در یک آکادمی درآمدزایی عرضه میشود.
در بسیاری از تبلیغات حتی تلاش میشود مخاطب بابت وضعیت فعلی زندگی خود احساس تقصیر کند؛ گویی تنها دلیل مشکلات اقتصادی او این است که هنوز در دوره مورد نظر ثبتنام نکرده است.
در ماههای اخیر اصطلاحاتی مانند «درآمد دلاری با هوش مصنوعی»، «ماشین پولسازی»، «کسب درآمد تضمینی از فضای مجازی» و «پولسازی با اینترنت ملی» به بخش ثابتی از تبلیغات این کانالها تبدیل شده است.
در یکی از نمونههای بررسیشده، برگزارکننده یک دوره آموزش کمپیننویسی طی هفتهها تبلیغات، وعده درآمد ماهانه ۸۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان را مطرح کرده بود.
بیشتر بخوانید:کلاهبرداری پررونق این روزها به نام سیم کارت سفید
او مدعی بود شرکتکنندگان پس از پایان دوره نه تنها آموزش خواهند دید، بلکه از طریق اعتبار شخصی او پروژه دریافت میکنند و تقریباً بلافاصله وارد بازار کار میشوند. ظرفیت دوره ۳۰۰ نفر اعلام شده بود. اما جذابترین بخش تبلیغات مربوط به ۳۰ نفر اول بود؛ افرادی که قرار بود مستقیماً از سوی استاد پشتیبانی شوند و پروژههای ویژه دریافت کنند.
در ظاهر همه چیز جذاب به نظر میرسد. اما پرسش اینجاست که چگونه فردی که روزانه صدها نفر را ثبتنام میکند و همزمان مشغول تبلیغ و فروش دورههای جدید است، میتواند برای این تعداد کارآموز پشتیبانی اختصاصی و واقعی فراهم کند؟
ایجاد احساس کمبود یکی از شناختهشدهترین تکنیکهای فروش است. در بسیاری از این دورهها اعلام میشود تنها تعداد محدودی از افراد میتوانند از مزایای ویژه استفاده کنند. به همین دلیل مخاطب احساس میکند اگر سریع تصمیم نگیرد فرصت طلایی را از دست خواهد داد.
اما هیچ راهی برای راستیآزمایی این ادعا وجود ندارد. برگزارکننده میتواند هر زمان اعلام کند ظرفیت تکمیل شده و فرد ثبتنامکننده دیگر جزو گروه ویژه محسوب نمیشود. حتی در مواردی وعده داده میشود ۳۰ نفر اول بدون آزمون پروژه دریافت خواهند کرد، در حالی که سایر افراد باید پس از گذراندن آزمونهای مختلف منتظر تأیید باقی بمانند.
شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا جایی باشد که برخی فروشندگان دورهها به مخاطبان توصیه میکنند برای ثبتنام هر طور شده پول تهیه کنند.
در برخی فایلهای صوتی و جلسات آنلاین، به متقاضیان گفته میشود حتی اگر توان مالی ندارند، از دوستان و آشنایان قرض بگیرند یا داراییهای خود را بفروشند؛ زیرا قرار است در مدت کوتاهی چندین برابر هزینه پرداختی را به دست آورند.
این وعدهها دقیقاً روی نقطه ضعف افرادی دست میگذارد که زیر فشار اقتصادی قرار دارند و به دنبال راهی سریع برای خروج از مشکلات مالی هستند.
در ماههای اخیر اصطلاحاتی مانند «درآمد دلاری با هوش مصنوعی»، «ماشین پولسازی»، «کسب درآمد تضمینی از فضای مجازی» و «پولسازی با اینترنت ملی» به بخش ثابتی از تبلیغات این کانالها تبدیل شده است.
مشکل اصلی فروش آموزش نیست. آموزش مهارتهای جدید میتواند مفید و ضروری باشد. مسئله از جایی آغاز میشود که آموزش با وعدههای غیرواقعی، درآمدهای نجومی و تضمینهای غیرقابل اثبات همراه میشود. در حالی که بسیاری از همین مهارتها در مراکز معتبری مانند سازمان فنی و حرفهای یا جهاد دانشگاهی با هزینه بسیار کمتر آموزش داده میشود و در پایان نیز گواهی معتبر ارائه میشود.
بخش دیگری از این اقتصاد پنهان به کانالهای سیگنال طلا، ارز دیجیتال و دلار مربوط میشود. گردانندگان این کانالها هر شب جلسات آنلاین رایگان برگزار میکنند. در این نشستها از آینده اقتصاد، سقوط بازارها، فرصتهای استثنایی سرمایهگذاری و سودهای چند صد درصدی سخن گفته میشود.
در ادامه، مخاطبان به خرید اشتراکهای چند میلیون تومانی تشویق میشوند. ابتدا قیمتهای بسیار بالا اعلام میشود و سپس با عنوان تخفیف ویژه، مبلغ نهایی کاهش پیدا میکند تا مخاطب تصور کند فرصت استثنایی در اختیار او قرار گرفته است.
برخی از مالباختگان میگویند پس از پرداخت هزینه، آموزشها محدود، ناقص و غیرکاربردی بوده و پشتیبانی وعدهدادهشده عملاً وجود نداشته است.
در برخی موارد، درآمد این کانالها فقط از فروش اشتراک تأمین نمیشود. کاربران به استفاده از صرافیهای خاص هدایت میشوند و پس از ثبتنام، وارد کانالهای سیگنال میشوند. به این ترتیب گردانندگان کانال علاوه بر فروش اشتراک، از محل معرفی مشتری به صرافی نیز درآمد دریافت میکنند.
در چنین مدلی، هرچه تعداد بیشتری از کاربران وارد معاملات شوند، درآمد صاحبان کانال افزایش پیدا میکند؛ حتی اگر کاربران در نهایت متضرر شوند.
یکی از ابزارهای مهم جلب اعتماد در این کانالها نمایش سبک زندگی لوکس است. تصاویر خودروهای گرانقیمت، خانههای بزرگ، سفرهای خارجی و روایتهایی از فقر و موفقیت ناگهانی، بخش ثابتی از تبلیغات آنها را تشکیل میدهد.
در کنار این تصاویر، دهها پیام رضایت نیز منتشر میشود؛ پیامهایی که در بسیاری موارد امکان راستیآزمایی آنها وجود ندارد و منتقدان معتقدند بخشی از آنها میتواند توسط همکاران یا اعضای تیم فروش تولید شده باشد. هدف همه این محتواها یک چیز است؛ القای این باور که موفقیت مالی بسیار نزدیکتر و آسانتر از چیزی است که مخاطب تصور میکند.
بخش زیادی از قربانیان این کانالها مبالغی بین پنج تا پانزده میلیون تومان از دست میدهند. رقمی که برای بسیاری از خانوادهها قابل توجه است، اما معمولاً آنقدر نیست که افراد وارد فرآیندهای طولانی و فرسایشی پیگیری قضایی شوند.
همین مسئله باعث میشود بسیاری از پروندهها هرگز به مرحله شکایت رسمی نرسند و فعالیت این کانالها بدون مانع جدی ادامه پیدا کند.
کارشناسان سواد رسانهای معتقدند هر جا عباراتی مانند «درآمد فوری»، «سود تضمینی»، «ثروت سریع»، «درآمد نجومی با سرمایه اندک» یا «پولسازی قطعی» دیده شد باید با تردید بیشتری به موضوع نگاه کرد. در اقتصاد واقعی هیچ مسیر جادویی برای ثروتمند شدن وجود ندارد. اگر رسیدن به درآمدهای چند صد میلیونی به سادگی خرید یک دوره آموزشی بود، احتمالاً فروشندگان این دورهها نیازی به فروش مداوم آن نداشتند.
شاید مهمترین سرمایهای که این روزها باید از آن محافظت کرد نه فقط پول، بلکه امید و اعتماد مردمی باشد که در شرایط دشوار اقتصادی به دنبال راهی برای ساختن آیندهای بهتر هستند؛ امیدی که گاهی به کالایی برای خرید و فروش تبدیل میشود.