
اقتصاد۲۴- تحولات سیاسی در اسرائیل پس از انحلال کنست و آغاز آرایش انتخاباتی جدید، وارد مرحلهای حساس شده است. در شرایطی که شکافهای داخلی، پیامدهای جنگ، اعتراضات اجتماعی و کاهش محبوبیت دولت بنیامین نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری نمایان شده، نخستوزیر اسرائیل تلاش گستردهای را برای حفظ موقعیت خود و جلوگیری از فروپاشی اردوگاه راستگراها آغاز کرده است.
اعلام رسمی حزب لیکود مبنی بر نامزدی مجدد بنیامین نتانیاهو در انتخابات آینده، در واقع پاسخی به موجی از تردیدها و گمانهزنیهایی بود که پس از اظهارات دونالد ترامپ درباره آینده سیاسی او شکل گرفت. در حالی که بخش قابل توجهی از افکار عمومی اسرائیل مخالف ادامه حضور نتانیاهو در قدرت هستند، نخستوزیر اسرائیل تلاش میکند با بازآرایی درونحزبی و مدیریت ائتلاف راستگرایان، همچنان خود را به عنوان چهره محوری سیاست اسرائیل حفظ کند.
یکی از مهمترین اقدامات نتانیاهو در آستانه انتخابات، تلاش برای تغییر سازوکار تنظیم فهرست انتخاباتی حزب لیکود است. بر اساس طرح مورد نظر وی، کمیتهای متشکل از شخصیتهای عمومی و شهرداران، چینش نامزدهای این حزب تا کرسی سی و دوم را تعیین خواهد کرد و علاوه بر آن، رئیس حزب اختیار خواهد داشت هفت نامزد مورد نظر خود را در جایگاههای تضمینشده قرار دهد.
نظرسنجیها نشان میدهد در صورت ایجاد یک ائتلاف گسترده میان مخالفان، امکان شکست نتانیاهو کاملاً وجود دارد و حتی برخی سناریوها از دستیابی اردوگاه مخالفان و احزاب عربی به ۶۹ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست حکایت دارند که میتواند به پایان دوران طولانی حکومت نتانیاهو منجر شود
این اقدام صرفاً یک تغییر تشکیلاتی نیست، بلکه بخشی از پروژه بزرگتر نتانیاهو برای تثبیت موقعیت شخصی خود محسوب میشود. او به خوبی میداند که در شرایط کنونی، شکافهای داخلی در لیکود و افزایش انتقادات از عملکرد دولت میتواند زمینه را برای ظهور رقبای جدید درون اردوگاه راست فراهم کند.
از همین رو، کنترل بیشتر بر فهرست انتخاباتی به نتانیاهو امکان میدهد تا چهرههای وفادار به خود را وارد کنست کند و مانع شکلگیری کانونهای مخالف در درون حزب شود. در واقع، نخستوزیر اسرائیل در تلاش است تا آینده سیاسی لیکود را بیش از پیش با سرنوشت شخصی خود گره بزند.
همزمان، وی کوشیده است از پراکندگی آرای جریان راست جلوگیری کند. نگرانی جدی او، احتمال عدم عبور احزاب «قدرت یهودی» به رهبری ایتمار بن گویر و «صهیونیسم دینی» به رهبری بتسلئیل اسموتریچ از حد نصاب انتخاباتی است. از دست رفتن آرای این احزاب میتواند توازن قدرت را به سود مخالفان تغییر دهد.
به همین دلیل، نتانیاهو تلاش میکند بن گویر و اسموتریچ را به حضور در یک فهرست مشترک ترغیب کند و حتی برای ورود نامزدهای آنها به کنست، پیشنهاد اختصاص کرسیهای تضمینشده در فهرست لیکود را مطرح کرده است. در کنار این اقدامات، دفتر نخستوزیر اسرائیل از ماهها پیش بازسازی ساختار رسانهای و تبلیغاتی خود را آغاز کرده که نشان میدهد نتانیاهو از مدتها قبل خود را برای یک نبرد انتخاباتی دشوار آماده کرده است.
اگرچه حزب لیکود همچنان بزرگترین حزب اسرائیل محسوب میشود، اما نظرسنجیها از کاهش تدریجی قدرت آن حکایت دارند. در مقابل، مخالفان دولت در حال افزایش نفوذ خود هستند و ظهور چهرههای جدید، معادلات سیاسی را پیچیدهتر کرده است.
در میان رقبای نتانیاهو، نام گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل، بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. آیزنکوت که پیشتر به عنوان یک فرمانده نظامی شناخته میشد، اکنون به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از جدیترین مدعیان نخستوزیری است.
نتانیاهو به خوبی میداند که در شرایط کنونی، شکافهای داخلی در لیکود و افزایش انتقادات از عملکرد دولت میتواند زمینه را برای ظهور رقبای جدید درون اردوگاه راست فراهم کند و به همین دلیل است که او دست به تغییر ساز و کار انتخاباتی و نامزدهای حزب لیکود زیده است
بیشتر بخوانید:افشای نارضایتی اسرائیل از توافق ایران و آمریکا
وی از چند مزیت مهم برخوردار است؛ نخست آنکه سابقه امنیتی و نظامی او در جامعه اسرائیل اعتبار قابل توجهی ایجاد کرده است. دوم آنکه برخلاف بسیاری از رهبران اپوزیسیون، چهرهای کمتر قطبی و تنشآفرین محسوب میشود و میتواند آرای میانهروها و حتی بخشی از راستگرایان ناراضی از نتانیاهو را جذب کند.
افزون بر آیزنکوت، نفتالی بنت نیز همچنان یکی از رقبای جدی نخستوزیر اسرائیل به شمار میرود. بنت که پیشتر تجربه ریاست دولت را در کارنامه خود دارد، تلاش میکند خود را به عنوان گزینهای قابل اعتماد برای رأیدهندگان راستگرای ناراضی معرفی کند. یائیر لاپید، آویگدور لیبرمن و یائیر گولان نیز در اردوگاه مخالفان حضور دارند، اما مسئله اصلی مخالفان، نبود اجماع بر سر رهبری این جبهه است.
با وجود این اختلافات، نظرسنجیها نشان میدهد در صورت ایجاد یک ائتلاف گسترده میان مخالفان، امکان شکست نتانیاهو کاملاً وجود دارد. برخی سناریوها حتی از دستیابی اردوگاه مخالفان و احزاب عربی به ۶۹ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست حکایت دارند؛ اکثریتی که میتواند به پایان دوران طولانی حکومت نتانیاهو منجر شود.
عامل دیگری که موقعیت نخستوزیر اسرائیل را تضعیف کرده، افزایش انتقادات داخلی و اعتراضات خیابانی است. در ماههای اخیر، شهرهای مختلف اسرائیل شاهد تجمعات اعتراضی علیه دولت بودهاند. معترضان خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام و تشکیل کمیته تحقیق درباره ناکامیهای امنیتی هفتم اکتبر ۲۰۲۳ هستند. اما انتقادها تنها به جریانهای سیاسی محدود نمیشود. برخی شخصیتهای امنیتی و نظامی سابق، از جمله مسئولان پیشین موساد و پلیس، نسبت به فرسایش توان ارتش و نحوه مدیریت جنگ هشدار دادهاند. همین مسئله، انتقادات گادی آیزنکوت را نیز از وزن بیشتری برخوردار کرده است، زیرا سخنان او صرفاً موضعگیری یک سیاستمدار مخالف تلقی نمیشود، بلکه ارزیابی یکی از اعضای سابق نخبگان امنیتی اسرائیل به شمار میرود.
با این حال، نباید توانایی نتانیاهو برای عبور از بحرانها را نادیده گرفت. او طی سالهای گذشته بارها توانسته از شرایط دشوار سیاسی جان سالم به در ببرد و با استفاده از مهارتهای انتخاباتی خود، توازن قوا را به سود خویش تغییر دهد. بنابراین، اگرچه احتمال شکست او افزایش یافته، اما هنوز نمیتوان از پایان قطعی دوران «بیبی» سخن گفت.
شکست احتمالی نتانیاهو در انتخابات آینده، صرفاً به معنای تغییر دولت نخواهد بود، بلکه میتواند نقطه عطفی در ساحت سیاس اسرائیل محسوب شود.
در سطح شخصی، چنین شکستی بزرگترین ضربه سیاسی به مردی خواهد بود که طی دهههای گذشته طولانیترین دوران نخستوزیری در تاریخ اسرائیل را تجربه کرده است. از دست دادن قدرت، جایگاه او را در حزب لیکود نیز متزلزل خواهد کرد و احتمال ظهور جانشینان جدید در این حزب را افزایش میدهد. از سوی دیگر، خروج از قدرت میتواند نتانیاهو را در برابر پروندههای قضایی و اتهامات فساد آسیبپذیرتر کند. حضور در رأس قدرت تاکنون برای او نوعی سپر سیاسی ایجاد کرده بود، اما شکست انتخاباتی ممکن است این حاشیه امن را از بین ببرد.
در سطح کلان، تغییر قدرت ممکن است به بازتعریف ائتلافهای سیاسی در اسرائیل منجر شود. اگر اپوزیسیون موفق شود بر اختلافات خود غلبه کند، احتمال تشکیل دولتی متشکل از طیفهای مختلف راست میانه، مرکز و حتی حمایت غیرمستقیم احزاب عربی وجود خواهد داشت.
با وجود این، تجربه طولانی نخستوزیر اسرائیل، انسجام نسبی پایگاه راستگرایان و توانایی او در مدیریت بحرانهای سیاسی نشان میدهد که هنوز نمیتوان پایان دوران نتانیاهو را قطعی دانست. انتخابات آینده، نه تنها درباره سرنوشت یک سیاستمدار کهنهکار، بلکه درباره شکلبندی جدید قدرت در اسرائیل و آغاز یا عدم آغاز دوران پسا «بیبی» تعیینکننده خواهد بود.
منبع: توسعه ایرانی