
اقتصاد۲۴- بازار جهانی مس در آستانه تحولی تاریخی قرار دارد. همزمانی گذار انرژی جهانی به سمت الکتریفیکاسیون، توسعه زیرساختهای دیجیتال و نیاز به انرژیهای تجدیدپذیر، تقاضا برای این فلز راهبردی را به سطح بیسابقهای رسانده است. تحلیلهای موسسات معتبری مانند بلومبرگ از رشد تقاضای مس در دهه آینده و ایجاد شکاف بین عرضه و تقاضا خبر میدهند. در این میان، ایران با در اختیار داشتن حدود ۷ درصد از ذخایر مس جهان و قرارگیری در کمربند مس جهانی، میتواند در دوران پسا جنگ به یکی از بازیگران کلیدی این عرصه تبدیل شود، مشروط به تدبیر و برنامهریزی استراتژیک.
۱- گذار انرژی و الکتریفیکاسیون: بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، خودروهای برقی بهطور متوسط چهار برابر بیشتر از خودروهای احتراق داخلی مس مصرف میکنند. با شتاب گرفتن تولید این خودروها و نیاز به شبکههای شارژ گسترده، تقاضای جدید و عظیمی در بازار مس ایجاد خواهد شد.
۲- انرژیهای تجدیدپذیر: سیستمهای تولید انرژی خورشیدی و بادی بهطور قابل توجهی مصرفکننده مس هستند. تعهد جهانی به کربنزدایی، محرک قدرتمندی برای این بخش است.
۳- تحول دیجیتال و زیرساخت: گسترش مراکز داده، شبکههای ۵ G و زیرساختهای هوشمند، همگی متکی بر کابلهای مسی با ظرفیت بالا هستند. این روند به ویژه در اقتصادهای در حال توسعه شتاب بیشتری خواهد داشت.

از سوی عرضه، چالشهای متعددی بازار را تحت تأثیر قرار داده است. کاهش عیار سنگمعدن در معادن بزرگ جهانی، تأخیر در پروژههای جدید به دلیل موانع محیطزیستی و بوروکراسی، و بیثباتیهای ژئوپلیتیک در مناطق معدنی، همگی بر محدودیت عرضه دامن زدهاند. در این شرایط، کشورهایی با ذخایر قطعی بالا، ثبات نسبی و موقعیت جغرافیایی مناسب، در موقعیت ممتازی قرار میگیرند.
ایران با دارا بودن ذخایر عظیم، و نیز پهنههای اکتشافی امیدبخش، پتانسیل تبدیل شدن به یک قطب عرضه قابل اعتماد را دارد. نکته کلیدی، تکمیل زنجیره ارزش داخلی و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا است. صادرات کنسانتره یا کاتد، اگرچه در کوتاهمدت درآمدزاست، اما سود حداکثری را برای اقتصاد ملی به ارمغان نمیآورد.
مس میتواند به یک ابزار مؤثر در دیپلماسی اقتصادی ایران تبدیل شود. تمرکز بر همکاریهای «برد-برد» با شرکای منطقهای و فرامنطقهای کلید این موفقیت است. پیشنهاد مدیرعامل شرکت ملی مس مبنی بر توسعه سهجانبه «توسعه معادن کوچک و متوسط»، «ایجاد پارک زنجیره ارزش» و «بومیسازی فناوری»، چارچوب درستی را ترسیم میکند.
همکاری با چین: چین بهعنوان بزرگترین مصرفکننده و پالایشگر مس جهان، همواره به دنبال تنوع بخشیدن به منابع تأمین مواد اولیه خود است. همکاری با این کشور میتواند فراتر از خرید و فروش، به سرمایهگذاری مشترک در توسعه معادن، انتقال فناوریهای پیشرفته هیدرومتالورژی و مشارکت در پروژههای زیرساختی مرتبط گسترش یابد.
بازارهای همسایه: موقعیت ترانزیتی ایران، فرصت منحصربهفردی برای تبدیل شدن به هاب تولید و توزیع محصولات مسی برای بازارهای پرتقاضای خاورمیانه، قفقاز و جنوب آسیا فراهم میکند. تأمین نیازهای داخلی این کشورها به کابل، لوله و ورقهای مسی میتواند هدف استراتژیک باشد.
سرمایهگذاری مشترک ایران با سایر کشورها در حوزه معادن متوسطمقیاس میتواند به عنوان یکی از مسیرهای عملی توسعه بخش معدن و افزایش ارزش افزوده در زنجیره تولید مطرح شود. بسیاری از ذخایر معدنی ایران در مقیاس متوسط قرار دارند که با تأمین مالی، انتقال فناوری و مشارکت شرکتهای خارجی میتوانند به بهرهبرداری اقتصادی و پایدار برسند. این نوع همکاریها ضمن کاهش ریسک سرمایهگذاری، امکان استفاده از دانش فنی، تجهیزات نوین و بازارهای صادراتی شرکای خارجی را فراهم میکند و به تولید مشترک محصولات معدنی و فرآوریشده میانجامد. در چنین مدلی، ایران با تکیه بر ظرفیتهای زمینشناسی و منابع معدنی خود و شرکای بینالمللی با بهرهگیری از توان سرمایهگذاری و فناوری، میتوانند زمینه توسعه معادن متوسطمقیاس و ایجاد اشتغال و ارزش افزوده بیشتر در اقتصاد معدن را فراهم کنند.
پایان منازعات و رفع تحریمها (در صورت تحقق)، پنجرهای رو به دنیا برای صنعت مس ایران میگشاید. با این حال، رقابت در بازار جهانی بسیار فشرده است. برای بهرهبرداری از این فرصت، اقدامات فوری زیر ضروری است:
۱- جذب سرمایه و فناوری: ایجاد بسترهای قانونی جذاب و تضمینهای لازم برای جذب سرمایهگذاری خارجی در بخش اکتشاف و توسعه معادن.
۲- ارتقای بهرهوری و کاهش هزینه: نوسازی فناوریهای فرآوری، بهینهسازی مصرف انرژی و آب، و کاهش هزینههای تولید برای رقابتپذیری در سطح جهانی.
۳- توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی: رعایت استانداردهای بینالمللی محیطزیست و مشارکت با جامعه محلی، که امروزه از شروط اصلی پذیرش در زنجیره تأمین شرکتهای بزرگ جهانی است.
۴- تنوع بخشیدن به سبد مشتریان: جلوگیری از وابستگی به یک یا دو بازار خاص و توسعه روابط تجاری با طیف وسیعی از کشورها در اروپا، آسیا و آفریقا.
آینده بازار مس درخشان، اما پیچیده است. ایران با تکیه بر ذخایر خدادادی، نیروی انسانی متخصص و موقعیت ژئواکونومیک خود، میتواند سهم خود را از این کیک رو به رشد افزایش دهد. موفقیت در گرو گذار از اقتصاد تکمحصولی و خامفروشی، به سمت اقتصاد دانشبنیان و صنعتی با زنجیره ارزش کامل است. مس میتواند موتور محرکه این گذار باشد، به شرطی که با نگاهی بلندمدت، برنامهریزی دقیق و عزمی ملی برای حضور مؤثر در عرصه جهانی همراه شود. دوران پسا جنگ، اگر با آرامش و ثبات همراه باشد، بهترین فرصت برای جهش این صنعت راهبردی خواهد بود.
محمدرضا خلعتبری / مشاور مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران