
اقتصاد۲۴- «چرا قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتیم؟» این سوالی است که هفته نامه تجارت فردا در شماره این هفته خود به بررسی آن پرداخته است.
پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یکی از سرنوشتسازترین تصمیمهای تاریخ معاصر ایران است که هنوز درباره آن اتفاقنظر وجود ندارد.
برخی معتقدند، اقتصاد ایران آن روزها دیگر توان تحمل جنگی فرسایشی را نداشت، اما گروهی دیگر بر این باورند که تصویر ارائهشده از وضعیت اقتصاد، بیش از اندازه بحرانی جلوه داده شد که با واقعیت فاصله داشت.
در همین راستا، محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا در یادداشتی نوشت.
یک سال پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، کمتر کسی تصور میکرد جنگ در آستانه پایان باشد. پس از تصویب این قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل در تابستان ۱۳۶۶، رویکرد قاطع نظام حکمرانی همچنان بر ادامه جنگ تا تحقق اهداف اعلامشده استوار بود و سخن گفتن از پایان جنگ یا پذیرش آتشبس با تردید و بدبینی روبهرو میشد. با این حال، تنها یک سال بعد، مجموعهای از تحولات نظامی، اقتصادی و بینالمللی محاسبات تصمیمگیران را دگرگون کرد و سرانجام به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منجر شد.
این تصمیم پس از نزدیک به چهار دهه، همچنان یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمهای تاریخ جمهوری اسلامی است. اختلاف اصلی نیز همچنان پابرجاست. برخی معتقدند اقتصاد کشور دیگر توان ادامه جنگ را نداشت و پذیرش قطعنامه، تصمیمی اجتنابناپذیر بود. در مقابل، گروهی بر این باورند که ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور بیش از آن چیزی بود که در گزارشهای رسمی منعکس شد و اگر منابع بیشتری بسیج میشد، ادامه جنگ همچنان امکانپذیر بود.
شاید هیچگاه نتوان با قطعیت به این اختلاف تاریخی پایان داد، با این همه، یک نکته کمتر محل تردید است. اینکه تصمیمهای بزرگ ملی زمانی بیشترین شانس موفقیت را دارند که بر پایه محاسبه دقیق هزینه و فایده، ارزیابی واقعبینانه از توان کشور و درک درست از شرایط محیطی اتخاذ شوند. جنگ، همانند اقتصاد، عرصه آرزوها نیست و عرصه محدودیتهاست. هنر تصمیمگیری نیز در نادیده گرفتن محدودیتها نیست، بلکه در برقراری تعادل میان اهداف مورد نظر و امکانات موجود است.
ایران امروز با مجموعهای از چالشهای همزمان در حوزه امنیت، اقتصاد و سیاست خارجی روبهرو است. تجربه نشان میدهد هرچه تصمیمها دیرتر و بر پایه اطلاعات ناقص، ارزیابیهای خوشبینانه یا برآوردهای غیرواقعبینانه اتخاذ شوند، هزینه اصلاح آنها سنگینتر خواهد بود.
از همین رو، یکی از مهمترین درسهای قطعنامه ۵۹۸ این است که هیچ تصمیم امنیتی و نظامی را نمیتوان جدا از ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور تحلیل کرد. تجربه جنگ ایران و عراق نشان داد اهداف سیاسی و نظامی، هر اندازه مشروع یا مطلوب باشند، زمانی قابلیت تحقق دارند که با منابع مالی، توان تولیدی، ظرفیت اجتماعی و امکانات نظامی کشور تناسب داشته باشند.
بیشتر بخوانید:پایان مهلت قانونی ترامپ برای ادامه جنگ با ایران؛ آیا رئیس جمهور آمریکا قانون را دور میزند؟
هرگاه این تناسب از میان برود، سیاستگذار ناچار میشود میان آرمانها و امکانات موجود یکی را برگزیند. معیار اصلی پایان یافتن بسیاری از جنگها این نیست که یکی از طرفین به اهداف خود نزدیک شود، بلکه معیار اصلی این است که ادامه درگیری دیگر دستاوردی متناسب با هزینههایشان نداشته باشد.
از سوی دیگر، تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نشان داد که قدرت ملی فقط با تجهیزات نظامی سنجیده نمیشود. کشوری که از اقتصادی توانمندتر برخوردار است، در میدان دیپلماسی و جنگ نیز دست بازتری دارد و میتواند بحرانهای طولانی را با هزینه کمتری تحمل کند.
در مقابل، کشوری که زیر فشار تورم، کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساخت و بیاعتمادی اجتماعی قرار دارد، حتی در صورت برخورداری از توان نظامی، در ادامه مسیر با محدودیتهای جدی روبهرو میشود. هزینه جنگ نیز تنها در میدان نبرد پرداخت نمیشود. پایان درگیری، آغاز دورهای طولانی و پرهزینه از بازسازی است.
شهرها، کارخانهها، شبکههای انرژی، زیرساختهای حملونقل، نظام آموزشی و حتی امید اجتماعی، همگی به زمان و منابع نیاز دارند تا دوباره احیا شوند. تجربه ایران پس از جنگ نشان میدهد بازسازی معمولاً بسیار طولانیتر و پرهزینهتر از خود جنگ است. ویران شدن ممکن است در چند روز یا چند هفته رخ دهد، اما بازسازی و بازگرداندن رونق گاه به چند دهه زمان نیاز دارد.
شاید مهمترین درس قطعنامه ۵۹۸ توانایی تشخیص زمان مناسب برای تغییر راهبرد باشد. ادامه یک مسیر همیشه نشانه استقامت نیست و گاهی میتواند نشانه نادیده گرفتن واقعیتهای تازه باشد. سیاستورزی موفق هم این نیست که هر تصمیمی تا آخرین لحظه ادامه پیدا کند، بلکه آن است که در زمان مناسب، نسبت میان هزینهها و دستاوردها دوباره محاسبه شود و راهبردها متناسب با شرایط جدید تغییر کنند.
باید در نظر گرفت که امنیت پایدار بدون اقتصاد توانمند ممکن نیست و اقتصاد توانمند نیز در سایه امنیت و ثبات شکل میگیرد. توسعه و امنیت دو مسیر جداگانه نیستند و هر یک شرط دوام دیگری است. هرگاه یکی قربانی دیگری شود، در نهایت هر دو آسیب خواهند دید. شاید مهمترین میراث قطعنامه ۵۹۸ برای ایران امروز، یادآوری همین واقعیت است که قدرت کشور فقط با توان جنگیدن سنجیده نمیشود، بلکه با توان ساختن، تولید کردن، بازسازی کردن و حفظ رفاه و امید مردم نیز ارزیابی میشود.