
اقتصاد۲۴-در شرايطي كه نگاه جهان به پيامدهاي سفر بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل به كاخ سفيد دوخته شده، آنهم در شرايط كه خليجفارس روي بمب ساعتي قرار دارد، ترامپ در تازهترين اظهارات خود مدعي شده ايالاتمتحده در حال «گفتوگوهاي بسيار جدي» با جمهوري اسلامي ايران است و (به ادعاي او) اگر اين تلاشهاي ديپلماتيك «در مدت كوتاهي» به نتيجه نرسد، واشنگتن به «اقدامات نظامي بسيار قدرتمند» بازخواهد گشت. او در ادامه مدعي شده كه پس از ۱۳ شب حملات متوالي، تصميم به توقف حملات را زماني گرفت كه كشورهاي ميانجي از او خواستند «فرصت ديگري» براي مذاكره فراهم كند. در مقابل، اسماعيل بقايي، سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي تاكيد كرده است كه ايران در هيچ مذاكره مستقيمي با امريكا حضور ندارد، تنها پيامهايي است كه از طريق ميانجيها رد و بدل ميشود و تهران اجازه نخواهد داد ايالاتمتحده زمان جنگ و صلح را تعيين كند.
اين دو تصوير متناقض از «وضعيت گفتوگو» در لحظهاي ترسيم شده كه هراس از ماجراجوييهاي احتمالي نخستوزير اسراييل به اوج رسيده، چهرهاي كه به دنبال كشاندن ايالاتمتحده به ايران، اعمال هژمونياش با توسل به قدرت و نقطه پايان گذاشتن بر ديپلماسي است. رسانههاي اسراييلي طي گزارشهايي مدعي شدند كه نتانياهو در اين ديدار، مجموعهاي از اطلاعات محرمانه درباره فعاليتهاي هستهاي و موشكي ايران را به همراه دارد و تلاش ميكند نگرانيهاي تلآويو درباره آينده جنگ و ديپلماسي با تهران را در تصميمسازي كاخ سفيد پررنگتر كند؛ همزمان، اختلافنظرهايي ميان واشنگتن و تلآويو بر سر موضوعاتي چون فروش جنگندههاي پيشرفته به تركيه و شيوه ادامه جنگ با ايران نيز مطرح است و برخي تحليلگران اين سفر را تلاشي براي نزديككردن دوباره مواضع دو طرف و جلوگيري از تعميق فاصله درون جبهه غربي ميدانند.
به موازات اين تحولات، نقش ميانجيها و جايگاه تنگه هرمز در مركز ديپلماسي و فشار بيش از پيش برجسته شده است. گزارشها حاكي از آن است كه ميانجيهايي به رهبري قطر و پاكستان در تلاشاند تهران و واشنگتن را به توافق براي برقراري آتشبس موقت بازگردانند؛ توافقي كه پس از موج تازه تبادل حملات فروپاشيده بود، اما اكنون سه روز است نه ايران و نه امريكا حمله جديدي را گزارش نكردهاند. در همين چارچوب، ايران و عمان در تهران چند دور گفتوگوي فني و سياسي برگزار كردهاند تا «مكانيسمهاي مشتركي» براي مديريت تردد كشتيها در هرمز طراحي كنند؛ گفتوگوهايي كه به گفته اسماعيل بقايي «مفيد و سازنده» بوده و هدفشان تضمين تردد امن كشتيها با رعايت حقوق حاكميتي دو كشور ساحلي و حفظ امنيت و منافع ملي جمهوري اسلامي است، در حالي كه تهران تاكيد دارد حاكميت ايران بر هرمز خط قرمزي است كه قابلمذاكره نيست. همزمان، امريكا با حفظ محاصره دريايي و تشويق كشتيها به استفاده از مسير جنوبي نزديك سواحل عمان، تلاش ميكند رژيم عبور و مرور متفاوتي را بر اين آبراه تحميل كند، اما گزارشهاي دريانوردي نشان ميدهد در روزهاي اخير تقريبا همه كشتيهاي عبوري، مسير تعيينشده ازسوي ايران را انتخاب كردهاند و تردد كلي از هرمز به حدود پنج كشتي در روز كاهش يافته است. در اطراف اين صحنه نيز جبهههاي ديگري فعال ماندهاند:
حملات پهپادي نسبت داده شده به گروههاي حامی ايران از خاك عراق عليه تاسيسات نفتي عربستان، تهديدها و حملات انصارالله در بابالمندب به زيرساختهاي نفتي و خطوط كشتيراني و حمله اخير اوكراين به يك شناور ايراني در درياي خزر كه تهران آن را «اقدامي غيرقانوني و مغاير منشور ملل متحد» دانسته و هشدار داده بدون پاسخ نخواهد ماند، همگي نشان ميدهد كه حتي در لحظه مكث ميان ايران و امريكا، احتمال گسترش ناخواسته جنگ در منطقه پابرجاست. در اين ميان تجاوز اوكراين به شناور ايراني با واكنشهاي تندي روبهرو شده، آن هم در شرايطي كه ولوديمير زلنسكي، رييسجمهوري اوكراين نيز به همراه نتانياهو مهمان كاخ سفيد است تا به ادعاي پولتيكو از امريكا و ساير متحدان غربي پول و سخت افزارهاي تازهاي براي رويارويي با روسيه دراختيار بگيرد. به باور ناظران رهبري اوكراين كه امروز در خط مقدم جنگ در قاره سبز قرار دارد ممكن است با تداوم قمار با درياي خزر و ماجراجويي تازه زمينه را براي گسترش درگيريها از اروپا تا خاورميانه فراهم كند. در چنين فضايي كه معادلات غرب آسيا بالاخص خليجفارس و تنگه هرمز در هم تنيده، روزنامه اعتماد در گفتوگو با اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل بينالملل، تلاش كرده تا ابعاد اين تلاقي پيچيده و چشمانداز ديپلماسي يا روياروييهاي احتمالي ميان ايران و امريكا را بررسي كند.
اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره ارزيابياش از سفر بنيامين نتانياهو به كاخ سفيد در بازهاي كه تبادل آتش ميان تهران و واشنگتن به طور ناگهاني متوقف شده و راه براي ديپلماسي هموار گشته، گفت: نتانياهو «همواره» اين ظرفيت را دارد كه از هر فرصت براي تحريك سياست منطقهاي ايالاتمتحده عليه ايران بهره ببرد و تلاش كند واشنگتن را دوباره به سمت تشديد رويارويي سوق دهد. او در ادامه توضيح داد:
اينكه اين سفر دقيقا پيش از توقف تبادل آتش برنامهريزي شده بوده يا بعد از آن، در ارزيابي ميزان تاثيرگذارياش اهميت دارد؛ اگر سفر از قبل تدارك ديده شده باشد، ممكن است نقش مستقلي در جهتدهي به تصميمات ترامپ نداشته باشد، اما اگر پس از توقف درگيريها برنامهريزي شده باشد و نتانياهو در واشنگتن مستقيما با ترامپ درباره ادامه جنگ گفتوگو كند، اين خطر وجود دارد كه برخي محافل بار ديگر براي ازسرگيري حملات تلاش كنند. در عين حال، ابوالفتح يادآور شد كه ترامپ براي آغاز دور تازه درگيريها تنها به اراده نتانياهو تكيه نميكند و در داخل امريكا، بهخصوص با توجه به چندصدايي حاكم بر ساختار سياسي و اختلافات درجنبش ماگا، با موانع و محدوديتهايي روبهرو است كه تصميم براي تهاجم تمامعيار عليه ايران را براي او دشوارتر ميكند.
بیشتر بخوانید:دونالد ترامپ: آمریکا بدون کمک اسرائیل هم از اوضاع خاورمیانه خبر دارد!
اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل بينالملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ادعاهاي رسانههاي اسراييلي و غربي مبني بر بينتيجه بودن ديپلماسي واشنگتن با تهران نيز گفت: اين فضا محصول مجموعهاي از عوامل همزمان است و نميتوان آن را به يك متغير واحد تقليل داد. اين كارشناس توضيح داد: بخشي از اين روايتها بازتاب تلاش لابيهاي نزديك به اسراييل براي بزرگنمايي خطر ايران است؛ بخشي ديگر با برجسته كردن ادعاهايي مثل اينكه نتانياهو «اطلاعات حساس» درباره حركت سريع ايران به سمت سلاح هستهاي را به ترامپ ارايه خواهد كرد، افكار عمومي و تصميمگيران امريكايي را هدف ميگيرد تا هرگونه تلاش ديپلماتيك از پيش بياعتماد و بينتيجه جلوه داده شود. به گفته ابوالفتح، در عين حال نميتوان احتمال استفاده از الگوي «عمليات فريب» را ناديده گرفت، زيرا در وضعيت خصومت و دشمني، فريب دادن طرف مقابل امري رايج است و مهم آن است كه تهران در اين بازي فريب، دچار خطاي محاسبه نشود.
اين تحليلگر در ادامه تاكيد كرد: از اين منظر، هيچكدام از فرضيهها يعني كارزار تبليغاتي شاهينهاي امريكايي- اسراييلي يا تلاش براي القاي نزديك بودن «تهديد هستهاي» و طراحي تلههاي سياسي در مسير مذاكره به شكلي كامل رد نميشود و همه اين عناصر بايد همزمان در محاسبات ايران درباره آينده ديپلماسي با امريكا مورد توجه قرار گيرد. امير علي ابوالفتح در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثير سفر بنيامين نتانياهو به واشنگتن بر رايزنيهاي امريكا و اسراييل در مورد جنوب لبنان در بازه زماني كه اين جغرافيا براي تهران به عنوان خط قرمز لحاظ ميشود، توضيح داد: نتانياهو در وضعيتي قرار گرفته كه ميان دو فشار متضاد گرفتار شده است؛ از يكسو آقاي نخستوزير ميخواهد ادعاي استقلال راي اسراييل را حفظ كند؛ اينكه «امنيت اسراييل را خود اسراييل تعيين ميكند» و زير فشار هيچ دولت خارجي، حتي امريكا، تصميم نميگيرد.
اما ازسوي ديگر نشان داده توان تحقق اين ادعا را ندارد و بدون درنظر گرفتن خشم ترامپ نميتواند درباره ادامه يا توقف حملات در لبنان تصميم بگيرد؛ روند ۱۵ روزه اخير كه در آن، تحت فشار واشنگتن، عقبنشيني تدريجي ارتش اسراييل از بخشهايي از جنوب لبنان آغاز شده، بهگفته ابوالفتح نمونه همين ناتواني است. براساس اين تحليل، سفر فعلي نتانياهو تا حد زيادي تلاشي است براي توجيه اين عقبنشينيها نزد ترامپ و در عين حال، قانع كردن او به اينكه اسراييل «نياز» به ادامه حملات دارد و بنابراين بايد فشار كاخ سفيد براي كاهش درگيريها كمتر شود.
ابوالفتح تاكيد كرد: در چنين چارچوبي، هرگونه رايزني تازه ميان واشنگتن و تلآويو درباره لبنان نهفقط به خطوط قرمز ايران در پرونده جنوب لبنان گره ميخورد، بلكه به شكاف روزافزون ميان خواست واشنگتن براي مهار بحران و اصرار اسراييل بر ادامه عمليات نظامي نيز دامن ميزند.
اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثير رايزنيهاي تهران با هيات عماني و همزمان تاكيد ايران بر «خط قرمز بودن» حاكميت بر تنگه هرمز نيز خاطرنشان كرد: نتيجه اين روند نوعي تشديد تنشِ كنترل شده و بازگشت به وضعيت «مديريت تنش» است. اين كارشناس مسائل بينالملل توضيح داد: روايت طرف ايراني اين است كه گفتوگوها با عمان بخشي از مذاكرات مستقل تهران است و مستقيما به امريكاييها گره نميخورد؛ محور اصلي، طراحي تدابير مشترك براي كنترل، نظارت و مديريت رفتوآمد كشتيها در تنگه هرمز است.
از نگاه ابوالفتح، اگر اين ترتيبات عملي شود، ايران به يكي از خواستههاي اصلي خود نزديك ميشود؛ يعني داشتن نقش فعال در مديريت و نظارت بر عبور و مرور، فارغ از اينكه كشتي از ساحل عمان حركت كرده باشد يا از آبهاي ايران، و مشاركت رسمي تهران در هر سازوكار ترانزيتي يك «گام رو به جلو» برايش محسوب ميشود.
در مقابل، به گفته او، امريكا تلاش دارد در افكار عمومي جهاني اين تصوير را جا بيندازد كه ايران قادر به مديريت مسوولانه عبور و مرور نيست و اين ايالاتمتحده است كه ضامن «آزادي تردد كشتيها» در منطقه است؛ اما زورآزمايي ۱۲ روزه اخير و سلسله حملات نشان داد با وجود خسارتهاي سنگين، واشنگتن نتوانست هرمز را آنگونه كه ميخواست كاملا باز كند و عملا ميزان اثرگذارياش بر تحولات اين آبراه محدود است.
ابوالفتح نتيجه گرفت كه اين تركيب - مديريت مشترك با عمان در عين اصرار تهران بر خط قرمز بودن حاكميت بر هرمز- هم ميتواند سطحي از تنش كنترلشده را حفظ كند و هم بهتدريج جايگاه ايران را در سازوكارهاي عبور و مرور تقويت كند، بيآنكه فضاي درگيري از كنترل خارج شود. ابوالفتح در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره احتمال گسترش درگيريها در منطقه درياي خزر پس از اعلام سفر تازه زلنسكي به امريكا و تنشهاي دو روز گذشته، يادآور شد كه جنگ ميان اوكراين و روسيه پيشاپيش در جريان است و طي ماههاي اخير، حملات اوكراين به عمق خاك روسيه از نظر كمي و كيفي افزايش يافته است.
او توضيح داد: حادثه اخير در خزر و حمله اوكراين به كشتي ايراني كه به كشته شدن يك ملوان و زخميشدن فرد ديگري انجاميد و تهران آن را «اقدامي تجاوزكارانه» توصيف كرده است بالقوه ميتواند بحران ميان ايران و اوكراين را تشديد كند، اما چگونگي واكنش تهران تعيينكننده خواهد بود؛ اينكه پاسخ صرفا سياسي و حقوقي باشد يا به سطح نظامي و «شليك موشك» برسد، به برآورد نهادهاي نظامي و امنيتي ايران از هزينه و فايده بازشدن جبههاي جديد در شمال كشور وابسته است. ابوالفتح هشدار داد: براي اوكراين هم شرايط دشوار است؛ اين كشور زير فشار سنگين روسيه و كمبود مهمات، به ويژه سامانههاي ضدموشكي، قرار دارد و همزمان راهبردش را بر افزايش حملات پهپادي دوربرد عليه خاك روسيه بنا كرده است. در چنين وضعيتي، وارد شدن ايران به عنوان طرف مستقيم درگيري ميتواند براي هر دو طرف مخاطرهآميز باشد:
بیشتر بخوانید:حمله بیسابقه نتانیاهو به زهران ممدانی
از يكسو اوكراين ابزار پهپادي را براي حمله به اهداف دوردست دارد و ازسوي ديگر ايران يك قدرت بزرگ موشكي است و طبيعي است كه كييف «دوست ندارد موشكهاي ايراني هم بر سرش فرود بيايد.» به گفته ابوالفتح، همين ملاحظات است كه تصميم درباره تبديل اين تنش به يك جبهه نظامي دوم را پيچيده و وابسته به محاسبات دقيق نظامي-امنيتي ميكند. اين كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره گره خوردن دوباره بحث تنگه هرمز با سفر نتانياهو به كاخ سفيد و برجسته شدن برنامه هستهاي و موشكي ايران، تاكيد كرد كه اساسا موضوع موشكي ايران در هيچيك از تفاهمهاي اخير در دستور كار مذاكره قرار نگرفته و قرار هم نيست درباره آن گفتوگو شود. به باورش در چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد و دوره ۶۰ روزهاي كه براي آتشبس و بازگشايي هرمز تعريف شد، برنامه موشكي كاملا بيرون از متن مانده و محور مذاكراتِ بعدي، اگر واقعا آغاز ميشد، سه چيز بود: برنامه هستهاي، تحريمها و جبران خسارات جنگ؛ يعني حتي در طراحي رسمي اين تفاهمنامه هم قرار نبوده موشكها وارد ميز مذاكره شوند.
در مورد هستهاي نيز ابوالفتح يادآور ميشود كه بنا بود پس از اين دوره ۶۰ روزه، مذاكرات مشخصي درباره برنامه هستهاي آغاز شود، اما اكنون خود تفاهمنامه در وضعيتي قرار دارد كه يا «وجود خارجي روشن ندارد» يا سرنوشتش مبهم است و همين، هرگونه گفتوگو بر سر هستهاي را منوط به احياي وضعيت تنگه هرمز كرده است.
به گفته ابوالفتح، فعلا همه چيز به اين بستگي دارد كه آيا ترتيبات مربوط به هرمز اجازه ميدهد ايران و امريكا دوباره به فضايي مشابه دوران پس از تفاهم اسلامآباد برگردند و درباره برنامه هستهاي رايزني كنند يا نه؛ اگر بحران هرمز حلوفصل نشود و تردد كشتيها و وضعيت امنيتي آن تثبيت نگردد، احتمال دارد موضوع هستهاي عملا كنار گذاشته شود و تمركز طرفها صرفا روي مديريت بحران در اين آبراه بماند. در اين چارچوب، ابوالفتح ميگويد: سفر نتانياهو هرچند ممكن است روي شدت حساسيتها نسبت به پرونده هستهاي ايران اثر بگذارد، اما تا زماني كه خودِ تفاهمنامه ۶۰ روزه و سازوكار هرمز در حالت تعليق است، گره اصلي نه بر سر موشك، بلكه دقيقا بر سر اين است كه آيا اصلا مجالي براي بازگشت به مذاكرات هستهاي فراهم خواهد شد يا نه. اين كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره فرضيه بسترسازي اسراييل براي آغاز دور تازه رويارويي ميان ايران و امريكا و نسبت آن با خبرهاي منتشر شده درباره كاستيهاي زرادخانههاي امريكا، گفت كه خودش نميداند كدام روايت رسانهاي دقيقتر است و تاكيد كرد نميتوان با قطعيت درباره حد و اندازه اين كمبودها حكم داد.
ابوالفتح توضيح داد: رسانههاي امريكايي گزارشهايي منتشر كردهاند كه از فشار بر ذخاير مهمات و موشكهاي امريكا در جنگ اخير با ايران سخن ميگويند، درحالي كه ترامپ مدعي است كه ايالاتمتحده دچار كمبود مهمات نيست. به گفته ابوالفتح، «منطقا» اين روايت رسانهها قابلتوجه است، چون امريكا بر «گنجي بيپايان از موشك» ننشسته و اين سلاحها توليد پرهزينه و دشواري دارند و به صورت انبوه ساخته نميشوند.
او در ادامه يادآور شد: امريكا تعهداتي نسبت به اوكراين، كره، ژاپن و ناتو دارد و نميتواند همه اين ظرفيتها را صرف جنگ با ايران كند؛ اين مهمات در هر حال «مصرف ميشوند» و حتي اگر وضعيت به بحراني كه برخي گزارشها ترسيم ميكنند نرسيده باشد، ادعاي ترامپ مبني بر نبود كمبود مهمات نيز «با واقعيت همخواني ندارد.» او افزود: يكي از فاكتورهاي اصلي هر جنگ، تامين منابع موردنياز آن است؛ به نظر ميرسد تصور اوليه اين بوده كه جنگ ۴۰ روزه با ايران در قالب يك عمليات چند هفتهاي جمع شود، اما اكنون كه طولاني شده، مشكل مهمات ميتواند يكي از متغيرهاي واقعي در محاسبه ادامه رويارويي باشد. اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اينكه با ظهور ائتلافهاي تازه در منطقه آيا ميتوان گفت خليجفارس و فراتر از آن جهان خود را براي رويارويي مستقيم گستردهتري آماده ميكند نيز خاطرنشان كرد: اين وضعيت «واقعيت دارد» و همه بازيگران در تلاشاند؛ هم كشورهاي منطقه براي شكلدادن به ائتلافهايي درونمنطقهاي و هم امريكا و مخالفانش در قالب ائتلافهاي ضدامريكايي.
اميرعلي ابوالفتح توضيح داد: نتيجه اين روند آن است كه خودِ كشورهاي منطقه بيش از گذشته درگير جنگ ميشوند؛ چون وقتي پايگاههاي نظامي در خاك آنها قرار دارد و از همان خاك به ايران حمله ميشود، عملا «خاكشان شليك ميشود» و وارد جنگ ميشوند، نه اينكه جنگ صرفا بيرون از منطقه جريان داشته باشد.
به گفته ابوالفتح، برخي رسانهها حتي گزارش دادهاند كه بعضي كشورهاي منطقه رسما با انجام پروازهاي بمباران عليه ايران وارد جنگ شدهاند و اكنون جنگ، در سطح بالاتر ميان ايران و امريكا و در سطحي پايينتر ميان ايران و برخي كشورهاي منطقه جريان دارد. اميرعلي ابوالفتح در ادامه افزود: اگر ايران در آغاز جنگ «ضعف نشان ميداد»، احتمال مداخله گستردهتر كشورهاي منطقه در جنگ بيشتر ميشد؛ اما واكنش شديد ايران و نگراني دولتهاي منطقه از نابودي زيرساختهايشان باعث شده با تعلل و احتياط بيشتري وارد ميدان شوند و در نتيجه، ائتلافسازي و مشاركت نظامي آنها در جنگ، محدودتر از سناريوهايي است كه در ابتداي درگيري تصور ميشد.
اميرعلي ابوالفتح، كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره اهرمهاي واشنگتن در برابر گشوده شدن جبهههاي تازه در يمن و احتمال واكنش عراق و لبنان در صورت حمله به ايران نيز گفت: امريكا براي اثرگذاري مستقيم بر يمن « ابزار قدرتمندي» دراختيار ندارد. اين كارشناس يادآور شد: در دوره قبلي، با آغاز رياستجمهوري ترامپ، در ماههاي اول «زد و خورد خيلي شديد» در يمن شكل گرفت، اما نهايتا طرفها ازجمله امريكا و متحدانش ناچار شدند به نوعي تفاهم برسند؛ چون موقعيت يمن و ويژگيهاي انصارالله بهگونهاي است كه اين بازيگر «بسيار آسيبپذير» در برابر فشار مستقيم امريكا نيست و بابالمندب نيز اگر مثل هرمز به سمت بستهشدن برود، شرايط را براي همه طرفها «بسيار دشوار» ميكند.
به گفته ابوالفتح، فعلا در يمن، دعواي اصلي ميان انصارالله و عربستان است و حوثيها تردد كشتيهاي سعودي را متوقف كردهاند؛ اما اگر جبهه اصلي ميان ايران و امريكا «شعلهور شود»، همان الگوي تنگه هرمز ميتواند در بابالمندب نيز تكرار شود و سطح تنش بهطور قابلتوجهي بالا برود. ابوالفتح در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» درباره شانس احياي ديپلماسي در ميان اين اخبار پرتنش، تاكيد كرد: ديپلماسي از نگاه او «هميشه وجود داشته». او گفت: از ۲۲ بهمن ۵۷ تا امروز، حتي در دورههايي كه ايران اعلام كرده «با امريكا مذاكره نميكنيم»، نوعي ديپلماسي با شدت و ضعف متفاوت در جريان بوده است.
به گفته او، ديپلماسي گاهي پررنگ و گاهي كمرنگ ميشود و اكنون نيز ايران و امريكا دوباره به سمت «پررنگتر شدن» تلاشهاي ديپلماتيك حركت ميكنند؛ بنابراين، عليرغم سختيهاي اين منازعه، شانس ادامه و تقويت ديپلماسي را همچنان موجود ميداند.