
اقتصاد۲۴- بررسی فهرست سهامدارانی که بیش از ۲۰۰ همت دارایی در بورس دارند، نشان میدهد بخش قابل توجهی از مالکیت بازار در اختیار مجموعههایی قرار گرفته که عمدتا به نهادهای بازنشستگی، تامین اجتماعی، نیروهای مسلح، هلدینگهای بزرگ اقتصادی و مجموعههای دولتی و شبه دولتی وابسته هستند.
بر اساس این فهرست که انیگما آن را مننتشر کرده است، گروه گسترش نفت و گاز پارسیان (پارسان) با ارزش دارایی بورسی ۴۶۱ هزار میلیارد تومان و سهم 2.53 درصد از کل بازار، در صدر قرار دارد و ذینفع نهایی آن سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح اعلام شده است. پس از آن، صنایع پتروشیمی خلیج فارس (فارس) با ۴۴۹ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 2.46 درصدی از بازار قرار دارد که ذینفع نهایی آن صندوق بازنشستگی نفت است.

در رتبه سوم، سرمایهگذاری تامین اجتماعی (شستا) با ارزش دارایی ۴۱۶ هزار میلیارد تومان و سهم 2.28 درصدی از بازار قرار گرفته و ذینفع نهایی آن سازمان تامین اجتماعی است. سازمان تامین اجتماعی نیز به تنهایی، با ۴۱۲ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 2.26 درصدی در جایگاه بعدی قرار دارد.
در ادامه این فهرست، گروه پتروشیمی تابان فردا (تابان) با ۳۶۹ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 2.02 درصدی از کل بازار دیده میشود که ذینفع نهایی آن صندوق بازنشستگی نفت است. همچنین صندوق بازنشستگی بانکها با ۳۴۹ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 1.91 درصدی در میان بزرگترین مالکان بازار قرار گرفته است.
این ترکیب نشان میدهد بخش مهمی از سرمایه موجود در بازار سهام، در اختیار مجموعههایی است که افق سرمایهگذاری آنها لزوما با رفتار کوتاهمدت معاملهگران حقیقی یکسان نیست. همین موضوع میتواند در دورههای مختلف، به ثبات نسبی برخی سهام بزرگ یا تغییر سرعت خروج و ورود نقدینگی در آنها منجر شود.
حضور پررنگ سازمان تامین اجتماعی و مجموعههای بازنشستگی در این فهرست، یکی از مهمترین نکات قابل توجه در ساختار مالکیت بازار است. علاوه بر سرمایهگذاری تامین اجتماعی و سازمان تامین اجتماعی، نام صندوق بازنشستگی نفت و صندوق بازنشستگی بانکها نیز در میان مالکان بزرگ دیده میشود.
این موضوع از یک منظر به معنای وجود سرمایهگذاران نهادی با افق زمانی بلندمدت در بازار است. چنین سرمایهگذارانی معمولا با هدف مدیریت دارایی، تامین منابع مالی و حفظ ارزش سرمایه وارد بازار میشوند و همین مساله میتواند در برخی دورهها نقش ضربهگیر را برای سهام تحت مالکیت آنها ایفا کند.
از سوی دیگر، وابستگی بخشی از داراییهای این نهادها به بازار سرمایه باعث میشود تحولات بورس مستقیما با وضعیت دارایی و توان مالی آنها ارتباط داشته باشد. بنابراین، افت شدید بازار میتواند تنها به کاهش ارزش سهام محدود نشود و آثار آن در صورتهای مالی و توان تامین مالی این مجموعهها نیز منعکس شود.
اما نگاهی به ادامه این فهرست نشان میدهد، در رتبه هفتم، سرمایهگذاری غدیر (وغدیر) با ۲۹۳ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 1.61 درصدی از بازار قرار دارد که ذینفع نهایی آن سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح است. پس از آن، سرمایهگذاری نفت و گاز و پتروشیمی تامین (تاپیکو) با ۲۸۶ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 1.57 درصدی قرار گرفته که ذینفع نهایی آن سازمان تامین اجتماعی است.
همچنین سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) با ۲۷۷ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 1.52 درصدی در این فهرست جای گرفته است. ذینفع نهایی این مجموعه نیز سازمان تامین اجتماعی اعلام شده است.
در انتهای این فهرست 10گانه، سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات (ومعادن) با ۲۰۷ هزار میلیارد تومان دارایی و سهم 1.47 درصدی قرار دارد و فولاد مبارکه اصفهان بهعنوان ذینفع نهایی آن معرفی شده است. دستیابی فولاد به این رتبه از آن جهت که بخش واقعی صنعت و تولید توانسته در رقابت با نهادهای بزرگ و با پشتوانه حاکمیتی قرار گیرد، جای تحسین و امیدواری است.
یکی از نکات مهم این فهرست، تفاوت میان نام شرکت سهامدار و ذینفع نهایی آن است. بررسی صرف نام سهامداران ممکن است تصویری پراکنده از ساختار مالکیت بازار ارائه دهد، اما دنبال کردن زنجیره مالکیت نشان میدهد که بخشی از این داراییها در نهایت به تعداد محدودی از نهادهای بزرگ اقتصادی متصل میشوند.
به بیان دیگر، ممکن است چند شرکت مختلف در فهرست سهامداران بزرگ قرار داشته باشند، اما در سطح نهایی مالکیت، یک نهاد مشترک پشت آنها قرار گرفته باشد. این مساله اهمیت بررسی مالکیت غیرمستقیم را افزایش میدهد؛ زیرا قدرت اقتصادی یک نهاد را نمیتوان تنها از روی سهم مستقیم آن در یک شرکت ارزیابی کرد.
ترکیب سهامداران حاضر در این فهرست از یک ویژگی دیگر نیز حکایت دارد؛ بخش قابل توجهی از داراییهای مورد اشاره به صنایع بزرگ و سرمایهبر اقتصاد ایران مرتبط است. نفت، گاز، پتروشیمی، معادن، فلزات و شرکتهای سرمایهگذاری، بخش اصلی این ساختار را تشکیل میدهند.
این موضوع باعث میشود عملکرد بازار سرمایه تا حدی با وضعیت صنایع پایه اقتصاد گره بخورد. تغییر قیمت نفت و محصولات پتروشیمی، نرخ ارز، قیمت جهانی فلزات، سیاستهای صادراتی، نرخ انرژی و تصمیمات دولت درباره صنایع بزرگ، میتواند ارزش دارایی این مجموعهها و در نتیجه ارزش پرتفوی سهامداران عمده را تحت تاثیر قرار دهد؛ روندی که البته با توجه به ماهیت بازار سرمایه و سهام قابل قبول و طبیعی است.
تمرکز مالکیت در بازار سرمایه همزمان میتواند فرصت و ریسک ایجاد کند. از یک طرف، حضور سرمایهگذاران نهادی بزرگ میتواند به افزایش ثبات مالکیتی شرکتها و ایجاد افق سرمایهگذاری بلندمدت کمک کند. این مجموعهها معمولا توان مالی و دسترسی بیشتری به منابع دارند و میتوانند در تصمیمات راهبردی شرکتهای زیرمجموعه اثرگذار باشند.
اما از طرف دیگر، تمرکز بالای داراییها در میان نهادهای محدود میتواند ریسکهای سیستماتیک را افزایش دهد. اگر یک نهاد بزرگ به دلیل مشکلات مالی، الزامات بودجهای یا نیاز به تامین نقدینگی مجبور به فروش داراییهای بورسی شود، فشار عرضه ممکن است تنها یک سهم را تحت تاثیر قرار ندهد و از طریق شرکتهای زیرمجموعه و وابسته به بخشهای دیگری از بازار نیز منتقل شود. از همین رو، بررسی چنین فهرستی صرفا برای شناخت بزرگترین سهامداران بورس اهمیت ندارد؛ بلکه میتواند تصویری از شبکه مالکیت، میزان نفوذ نهادهای بزرگ و نقاط تمرکز ریسک در بازار سرمایه ارائه کند.
در مجموع، دادههای این فهرست نشان میدهد بازار سرمایه ایران تا حد قابل توجهی تحت تاثیر سرمایهگذاران نهادی و هلدینگهای بزرگ قرار دارد. حضور سازمان تامین اجتماعی، سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح، صندوق بازنشستگی نفت، صندوق بازنشستگی بانکها و مجموعههای بزرگ سرمایهگذاری در میان ذینفعان نهایی، نشاندهنده پیوند عمیق بازار سهام با نهادهای بزرگ اقتصادی است.
برای تحلیل روندهای آینده بورس، توجه به رفتار این گروهها اهمیت ویژهای دارد. تغییر استراتژی سرمایهگذاری، میزان ورود یا خروج نقدینگی، سیاست تقسیم سود شرکتها و نیاز این نهادها به تامین مالی میتواند بر سمت عرضه و تقاضای بازار اثرگذار باشد.
نگاهی به فهرست سهامداران دارای بیش از ۲۰۰ همت دارایی بورسی نشان میدهد که تحلیل بازار تنها با بررسی شاخص کل و معاملات روزانه کامل نمیشود. شناخت ساختار مالکیت، ذینفعان نهایی و ارتباط میان هلدینگها و نهادهای بزرگ، یکی از ابزارهای مهم برای ارزیابی ریسکهای سیستماتیک و پیشبینی رفتار بخش مهمی از بازار سرمایه است.