
اقتصاد۲۴-رئیس جمهور در بخش سوم گفتوگوی تلویزیونی خود با مردم ضمن ارائه گزارشی از اقدامات انجام شده توسط دولت در حوزه مشارکت داخلی و سیاست خارجی، تأکید کرد: ما نوکر مردم و در خدمت آنان هستیم.
مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری، امشب (جمعه ۱۶ مرداد) در بخش سوم گفتوگوی تلویزیونی خود با مردم گزارشی درباره اقدامات انجام شده توسط دولت در حوزه اقتصاد، معیشت و انرژی به مردم ارائه کرد.
رئیس جمهور در بخشی از این گفتوگوی تلویزیونی تاکید کرد: ما صادقانه میخواهیم خدمتگزار مردم باشیم و از ایستادن و جنگیدن هم باکی نداریم؛ اما بالاخره عقل هم چیز خوبی است.
پزشکیان پر بخش دیگری از این گفتوگو درباره انتخاب محمدباقر قالیباف رئیس مجلس به عنوان مسئول تیم مذاکرهکننده ایران گفت: ما از آقای قالیباف خواهش کردیم و ایشان هم پذیرفتند. بالاخره اگر با یکدیگر هماهنگ و همکار باشیم، راحتتر میتوانیم امور را پیش ببریم تا اینکه تصور شود فقط دولت این کار را انجام میدهد. قوه قضائیه، مجلس، نیروهای مسلح و دیگر مجموعهها همگی در این مسیر همکاری میکنند. برای اینکه نشان دهیم همه با هم هستیم، گفتیم نمایندگانی از همه این مجموعهها در این تیم حضور داشته باشند.
وی تصریح کرد: این تصمیم صرفاً تصمیم دولت نبود. همه با یکدیگر تفاهم کردیم و بر اساس دادهها، اطلاعات، واقعیتهای میدان، وضعیت دولت و شرایط مردم تصمیم گرفتیم. واقعاً هم از آقای دکتر قالیباف قلباً قدردانی میکنم؛ ایشان جانانه و مردانه وارد میدان شدند و همکاری میکنند. آقای اژهای نیز واقعاً با جدیت و همراهی کامل همکاری دارند. اگر تا امروز توانستهایم بمانیم و امور را پیش ببریم، بهدلیل همین وحدت و انسجام بوده است.
مشروح این بخش از گفت وگوی تلویزیونی رئیس جمهور با مردم به شرح زیر است:
کلان پروژه محلهمحوری موضوعی است که مطرح شده و لزوم چگونگی پدیدار شدن این پروژه خودش یک پرسش است و بحث دیگر اینکه آیا قرار است این پروژه جایگزین نهادهای مدنی سازمانهای مردمنهاد یا احزاب شود یا اینکه مکملی برای این نهادهای مدنی شود؟
ما از نظر مدیریتی یک صورت کسر و یک مخرج کسر داریم. هر نهادی که اسمش را دولت، بهزیستی، کمیته امداد یا نهاد مردمنهاد میگذاریم، فقط درصدی از آن مخرج کسر را پوشش میدهد و همه را نمیبیند. حتی شاید خیلی وقتها آنهایی که فقیرتر و ضعیفترند، دیده نشوند؛ چون معمولاً کسانی که دسترسی، آشنایی و اطلاعات بیشتری دارند، خودشان را به این نهادها معرفی میکنند. عدهای هم هستند که چنین دسترسیای ندارند و به هیچکدام از این نهادها نمیرسند.
در نتیجه، برای اینکه بتوانیم پوشش را با مخرج کسر تطبیق دهیم، باید دقیق بدانیم چه تعداد از افراد را پوشش دادهایم و چه تعداد باقی ماندهاند. مثلاً اگر ۱۰ درصد یا ۲۰ درصد از زنان سرپرست خانوار را پوشش دادهایم، تکلیف بقیه چیست؟
ما برای محیطی که در آن زندگی میکنیم، یک محدوده مشخص تعریف میکنیم و میگوییم این منطقه یا این محله. بعد باید معلوم شود هر نهادی که میخواهد در آنجا کار کند، مخاطبش چه کسانی هستند، چه درصدی را پوشش میدهد و چه درصدی از افراد همچنان بدون پوشش باقی میمانند.
کسی که در حوزه درمان فعالیت میکند، کسی که میخواهد به زنان سرپرست خانوار، سالمندان، بیماران، اشتغال، مسائل فرهنگی، ورزشی یا هنری بپردازد، باید در همان محله مشخص کند چند نفر را دیده و چند نفر همچنان زمین ماندهاند. محله در واقع مانند یک آجر کوچک از یک ساختمان بزرگ است و باید ببینیم آیا دسترسیها و خدمات مورد نیاز در همانجا شکل گرفته است یا نه.
باید بدانیم آیا در آن محله کسی که پیر، بیمار و تنها در خانه است، فردی را دارد که به دادش برسد یا نه. اینکه یک سازمان مردمنهاد تشکیل شود، عدهای را ببیند و بعد اعلام کند ما ۱۰ نفر، ۱۰۰ نفر یا ۱۰ هزار نفر را پوشش دادهایم، کافی نیست. سؤال این است که از مجموع چه تعداد، این ۱۰ هزار نفر را دیدهاید و چه تعداد همچنان باقی ماندهاند؟
وقتی منطقه بهطور مشخص تعریف شود، آنوقت میتوان دید هر نهاد مردمنهاد، مجموعه آموزشی، پزشک، مجموعه فرهنگی، ورزشی یا هنری، چند نفر از مخاطبان خود را پوشش داده و چند نفر را ندیده است. بعد دولت باید برای کسانی که باقی ماندهاند، برنامهریزی و مدیریت کند.
برای اینکه بتوانیم همه را ببینیم، ابتدا باید همه را مشارکت دهیم و از آنها بخواهیم به دولت کمک کنند. دولت با این اداراتی که ایجاد کرده، بهتنهایی قادر به انجام این کار نیست؛ همانطور که تاکنون هم نتوانسته است. در همه دنیا نیز این کار صرفاً با دولت انجام نشده است.
در هر جامعهای که توانمندیهای اجتماعی و محلهای افزایش پیدا کرده، قدرت، ثبات زندگی، وحدت و انسجام اجتماعی بیشتر شده است. هرجا مردم منتظر ماندهاند که کسی از بالا بیاید و کاری انجام دهد، مشکلات بیشتر شده است.
برای اینکه بتوانیم مشکلات مردم را ببینیم، یک محله با جمعیت مشخص، مثلاً ۱۰ هزار، ۲۰ هزار یا ۳۰ هزار نفر، تعریف میکنیم. سپس خود مردم باید بنشینند، نیازهایشان را ارزیابی کنند، آنچه را میتوانند خودشان حل کنند و در مواردی که نمیتوانند، ما بهعنوان دولت به آنها کمک کنیم.
در نتیجه، نباید محلهای وجود داشته باشد که مدرسه، درمانگاه، امکانات بهداشتی یا دیگر نیازهای ضروری را نداشته باشد. مردم باید خودشان وارد میدان شوند، نیازها را مطرح کنند و ما نیز برویم و کمک کنیم. نهادهای مردمنهاد هم باید مشخص کنند در کدامیک از این سلولها و محلهها میخواهند کدام مشکل را حل کنند.
در این میان، بحث مذهب نیز مطرح میشود و ممکن است این ذهنیت شکل بگیرد که فقط نیروها و گروههای مذهبی امکان مشارکت دارند. آیا این سازوکار همه اقشار و گروههای اجتماعی را شامل میشود یا مشارکت صرفاً به مجموعههای مذهبی محدود خواهد بود؟
ببینید، با توضیحی که دادم، فکر میکنم باید این موضوع روشن شده باشد. مسائل سالمندان، زنان، آموزش، جاده، درمان، اشتغال و دیگر نیازهای مردم، همگی مطرحاند. مسجد ممکن است بتواند بخشی از این مخرج کسر را پاسخ دهد، اما تکلیف بقیه چیست؟
وقتی از مسجد صحبت میکنیم، در کنار آن مدرسه، مرکز بهداشتی، شهرداری، هلالاحمر و دیگر نهادها نیز قرار دارند. البته تعداد پایگاههای هلالاحمر کمتر است. ما حدود ۸۰ هزار مسجد داریم؛ یعنی تقریباً به ازای هر هزار تا هزار و ۲۰۰ نفر، یک مسجد در محله باید وجود داشته باشد. حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار مدرسه و نزدیک به 7 هزار مرکز بهداشتی نیز داریم؛ یعنی تقریباً به ازای هر ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر، یک مرکز بهداشتی در کشور وجود دارد.
اینها پایگاههایی هستند که میتوان از طریق آنها عملیات کرد. مسجد یک پایگاه برای عملیات است، مدرسه یک پایگاه برای عملیات است، مرکز سلامت یک پایگاه برای عملیات است. خانههای سلامت و پایگاههایی که شهرداری، هلالاحمر، سازمانهای مردمنهاد و دیگر مجموعهها دارند نیز مراکز عملیاتاند.
ما ابتدا در یک محله، جمعیتی تعریفشده را انتخاب میکنیم. سپس در همان جمعیت، مکانهایی را که میتوان از طریق آنها به مخاطبان مختلف دسترسی پیدا کرد، شناسایی میکنیم. عدهای در حوزه فرهنگ فعالیت میکنند، عدهای در ورزش، اشتغال، بهداشت، سلامت و مسائل روحی و روانی؛ عدهای کاسباند و عدهای صنعتگرند.