اقتصاد۲۴- حسین رضویپور با اشاره به ادعاهای اخیر مقامهای آمریکایی درباره احتمال فروپاشی اقتصاد ایران اظهار داشت: باید توجه داشت که ترامپ اکنون به دلیل افزایش قیمت حاملهای انرژی در آمریکا و گرانیهای ناشی از آن تحت فشار قرار دارد به طوری که بسیاری از افرادی که به طور سنتی رای خود را به صندوق جمهوریخواهان میریختند، اکنون از حمایت عقبنشینی کردهاند و حتی بخشهایی از جریان حاکم بر آمریکا، یعنی جریان جمهوریخواه، حمایت خود را از ترامپ و سیاستهای او کاهش دادهاند.
این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: ترامپ در مقطعی با شعارهایی مانند «دوباره آمریکا را بزرگ کنیم» یا «دوباره آمریکا را عزیز کنیم» خود را مطرح کرد، اما اکنون مردم آمریکا این ادراک را دارند که وضعیت اقتصادی آمریکا وخیمتر شده است. گرانی ناشی از حاملهای انرژی، جایگاهی را که ترامپ نزد افکار عمومی آمریکا داشته، تا حدودی از بین برده و به همین جهت، او تحت فشار سنگین سیاسی و روانی قرار گرفته است.
وی افزود: ترامپ میخواهد به هر شکل ممکن، پیش از انتخابات پیش رو، یک برد ولو جزئی کسب کند و بتواند از این برد برای ایجاد قدرت مانور و بازسازی اعتبار خود استفاده کند تا جریان حامی خودش را دوباره به صدر آرا برگرداند.
رضویپور با اشاره به برخی اظهارات اخیر ترامپ اظهار کرد: ترامپ در صحبتهای یکی دو روز اخیر خود چند بار به این موضوع اشاره کرده که اگر در ایالتهایی که به طور سنتی جمهوریخواه هستند، نامزدهای جمهوریخواه رأی نیاورند، جناح مقابل روی کار خواهد آمد و حتی ممکن است او را استیضاح کند.
وی ادامه داد: حتی از مردم ایالت تگزاس خواسته است که به همه نامزدهای جمهوریخواه کنگره رأی بدهند و به آنها طوری رأی بدهند که انگار به خود او رأی میدهند؛ یعنی رأی مردم به این نامزدها را رأی به خودش تلقی کرده است؛ دلیل این درخواست نیز این است که اگر به این نامزدها رأی داده نشود، دولت ترامپ به نوعی برکنار یا با خطر استیضاح مواجه خواهد شد.
رضویپور تصریح کرد: بنابراین جنگ روانی نیز بخشی از عملیاتی است که ترامپ برای نجات خودش از چالش سیاسی که با آن مواجه شده، در دستور کار قرار داده است.
این تحلیلگر اقتصادی درباره اینکه چرا ترامپ برای جنگ روانی علیه ایران به گزارههای اقتصادی روی آورده است، اظهار داشت: بخشی از این جنگ روانی بر پایه برخی واقعیتهای اقتصادی است؛ طبیعی که در شرایط جنگ فعلی، از هر ابزاری برای به چالش کشیدن اقتصاد ایران استفاده میکنند.
رضویپور افزود: بخشی از این ابزارها ناشی از عملیات میدانی دشمن است؛ مانند محاصره دریایی و تلاش برای قطع کردن شریانهای صادرات نفت ایران؛ اما بخشی دیگر نیز ناشی از ضعفهای داخلی اقتصاد ملی ماست. از جمله این ضعفها میتوان به رشد خارج از کنترل نقدینگی در چند ماه گذشته، رشد شدید پایه پولی و نابسامانی موجود در موضوع هدایت نقدینگی اشاره کرد.
وی اظهار داشت: انحراف نقدینگی به سمت سفتهبازی و فعالیتهای سوداگرانه، چه توسط اشخاص حقیقی و چه توسط اشخاص حقوقی، یکی از مشکلات موجود است.
رضویپور اظهار کرد: بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری که توسط بنگاههای دیگر مانند بانکها و سایر مجموعهها مدیریت میشوند نیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در خرید و فروش داراییهایی با ارزش نسبتاً ثابت مانند طلا و ارز مداخله میکنند. همین مسئله موجب تشدید تورم در حوزه این بازارها شده است.
بیشتر بخوانید:پیشبینی قیمت دلار در روزهای آینده / پشت پرده دلار ۲۷۰ هزار تومانی چیست؟
این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: در این میان، سیاست بانک مرکزی، آنگونه که رئیس کل بانک مرکزی نیز در صحبتهای خود عنوان کردند، آرامسازی و تخلیه تنش ایجادشده در بازار است. برداشت بانک مرکزی از شرایط فعلی این است که انتظارات تورمی، بیشتر از آنچه عوامل بنیادین بازار باید ایجاب میکرد، موجب ایجاد تنش ارزی شده است. نرخ افزایش ارز نیز بیشتر از میزان تقاضای واقعی برای ارز مورد نیاز تجارت بوده است.
رضویپور با بیان اینکه افزایش انتظارات تورمی در شرایط فعلی طبیعی است، اظهار کرد: البته این موضوع در شرایط جنگی طبیعی است. جنگ اقتصادی نیز مزید بر علت شده و همه این عوامل موجب تشدید انتظارات تورمی شدهاند.
وی با تاکید بر اینکه مدیریت کردن این انتظارات تورمی بر عهده بانک مرکزی است، افزود: بانک مرکزی باید به میزان کافی ارز کاغذی برای عرضه به موقع در بازار داشته باشد تا بتواند جلوی این تنشهای ارزی را بگیرد که به نظر میرسد طی چند روز گذشته، بانک مرکزی برای مدیریت این تنش ارزی با مقداری تأخیر وارد بازار شده است.
این تحلیلگر اقتصادی با بیان اینکه مدیریت ارز کاغذی هنوز اثر مطلوب را بر بازار نگذاشته است، افزود: به نظر میرسد برخی سیاستها در زمینه رفع تعهد ارزی صادرکنندگان موجب شده تا این گروه از صادرکنندگان برای رفع تعهد ارزی خود به جمعآوری ارز از کف بازار اقدام کنند و همین مسئله نیز به تنش ارزی در کف بازار دامن زده است.
وی افزود: باید تعیین تکلیف شود که رفع تعهد ارزی حتماً از طریق حواله و یا ارز خارج از کشور صورت بگیرد نه اینکه از محل ارز داخلی جایگزین شود که به محرک بازار ارز تبدیل نشود.
رضویپور نرخ کنونی ارز در بازار آزاد را بالاتر از میزانی دانست که طبق عوامل بنیادین اقتصاد و نیز محرکهای انتظارات تورمی از جمله فشار اقتصادی، محاصره دریایی و نظایر آن، ایجاد کردهاند و در این باره توضیح داد: به نظر میرسد باید در سیاستهای ارزی و نحوه اجرای آنها تجدیدنظر صورت گیرد.
این تحلیلگر اقتصادی در پاسخ به این پرسش که افزایش قابل توجه نرخ ارز تا چه اندازه ناشی از شرایط جنگی و تا چه اندازه ناشی از مدیریت بازار است، اظهار کرد: نمیتوان تاثیر عوامل بنیادین مانند جنگ، محاصره اقتصادی و محاصره دریایی را نادیده گرفت، زیرا بخشی از افزایش نرخ ارز ناشی از همین عوامل بنیادین است، اما شاید این عوامل نباید به این میزان اثر میگذاشتند، اگر مدیریت بازار به درستی صورت میگرفت.
رضویپور با تشریح دو محور مهم در مدیریت بازار ارز گفت: یک روش ورود به موقع و به اندازه بانک مرکزی در بازار ارز کاغذی است و محور دوم، هدایت کردن نقدینگی در شبکه بانکی و بنگاههای تحت مدیریت بانکها و سایر نهادهای مالی است که به نحوی در حال مداخله در داراییهای ثابت نظیر ارز و طلا هستند.
وی افزود: در واقع نباید اجازه داده میشد نقدینگی ایجادشده وارد چرخه فعالیتهای سفتهبازانه شود.
این تحلیلگر اقتصادی با بیان اینکه جریانهای مخرب نقدینگی مانند سیلاب وارد بازارهای ارز و طلا شدهاند و همین مسئله به تنش ارزی دامن زده است، گفت: عوامل ناشی از جنگ و فشارهای خارجی نیز کمک کرده تا نرخ ارز بیش از سطحی افزایش پیدا کند که صرفاً با عوامل بنیادین اقتصاد قابل توضیح باشد.
رضوی پور تاکید کرد: در شرایط فعلی، مدیریت بهموقع بازار ارز، کنترل و هدایت نقدینگی و جلوگیری از ورود آن به فعالیتهای سفتهبازانه، در کنار توجه به عوامل خارجی، از جمله مواردی است که باید در سیاستگذاری اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.