اقتصاد۲۴- آغاز سال تحصیلی جدید برای دانشجویان دانشگاههای بزرگ پایتخت، نه با دغدغههای آکادمیک، که با سرشکن شدن مستقیم هزینههای تورم بر زیست روزمره آنها همراه شده است؛ از جهش دوبرابری نرخ اسکان در خوابگاههای فرسوده و پرجمعیت گرفته تا کوچکترشدن سبد تغذیه، افزایش قیمت غذا و فشار مضاعف بر دانشجویان شبانه و سنواتی.
روایتهای دانشجویان از دانشگاههای تهران، شریف، علامه طباطبایی و الزهرا نشان میدهد حتی با توقف اجرای «طرح نوین تغذیه» که طبق گزارش «مرکز پژوهشهای مجلس» در بطن خود منطق کالاییسازی خدمات رفاهی را جای داده بود، این منطق با شتاب در تاروپود مدیریت دانشگاهها جریان دارد؛ دانشگاهها بیش از پیش در حال شانهخالیکردن از ارائه خدمات رفاهی و معیشتی به دانشجویان هستند و فشار اقتصادی هرروز بیش از دیروز «زیست دانشجویی» را دچار مشکل میکند. تلاش برای گفتوگو با مسئولان وزارت علوم ناکام ماند و به سنت این دوره مدیریت، روابط عمومی وزارت علوم از ارائه توضیحات خودداری کرد.
«زهرا»، دانشجوی دوره کارشناسی در «دانشگاه تهران» است. او امسال به ساختمان ۷۱ «مجتمع خوابگاهی چمران» در انتهای خیابان کارگر شمالی منتقل شده است و میگوید با وجود اینکه کیفیت غذای دانشجویی تا حدی بهتر شده، تغییر شیوه توزیع غذا برای دانشجویان هزینهساز شده است: «سال گذشته غذا در ظروف یکبارمصرف توزیع میشد، اما امسال باید با ظرف شخصی مراجعه کنیم و اگر ظرف یکبارمصرف بخواهیم، مشمول هزینه اضافی است».
به گفته او وعدههای غذایی همچنان محدود به ناهار و شام است و بنهای تغذیه اختصاصیافته شکاف عمیقی با نیازهای واقعی دانشجویان برای تأمین زندگی روزمره خود دارند: «بن خرید لبنیات پگاه که تعلق میگیرد، هفتهای ۶۰۰ هزار تومان است که بههیچوجه کفاف نمیدهد. اخیرا حتی این بنها برای یکی دو روز غیرفعال شدند و فقط امکان خرید آزاد از فروشگاه وجود داشت. مسئله اینجاست که این سهمیه فقط مختص لبنیات است؛ ما میوه نمیخوریم و همین کمبود باعث شده بدن بچهها ضعیف شود و در یک اتاق ۲۰متری، مدام بیماری میان همگی ما دستبهدست شود».
شرایط بهداشتی خوابگاه چمران نیز مناسب نیست. «زهرا» میگوید: «سقف سرویسهای بهداشتی مدام چکه میکند و آبی که میریزد اصلا تمیز به نظر نمیرسد. بدتر از آن سقف آشپزخانه است که درست وسط محلی که آشپزی و شستوشو انجام میشود، آبی از سقف با منشأ نامشخص روی وسایل و اسباب غذای دانشجویان میریزد. این وضعیت حدود یک هفته است ادامه دارد».
او از تجربه تلخ هماتاقیهایش از مراجعه به مسئولان دانشگاه میگوید: «وقتی چاه گرفتگی پیدا کرد و نیرو آوردند، سرپرست خوابگاه بهجای رفع اصولی مشکل، بچهها را مقصر دانست و سرکوفت زد که شما وسایل بهداشتی داخل چاه میاندازید».
این فرسودگی و بیاستانداردی در حالی رخ میدهد که هزینه اسکان تقریبا دو برابر شده است: «در سامانه گلستان، هزینه اسکان که ترمهای پیش برای خوابگاه سطح پایینتر حدود ۷۰۰ هزار تومان بود، این ترم برای این خوابگاه به حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است؛ یعنی هزینهها تقریبا دو برابر شده». او درباره وضعیت اتاقهای خوابگاه به تراکم بالای دانشجویان در یک اتاق و مناسبنبودن امکانات میگوید: «اتاقی که تحویل گرفتیم فقط سه میز و سه صندلی دارد و یکی از تختهای طبقه بالا حتی نرده محافظ ندارد و هماتاقیام هر شب حس میکند ممکن است سقوط کند. در اصل اتاق ما برای چهار نفر بود، اما شش نفر را در آن اسکان دادهاند». بحران دسترسی به خدمات درمانی دانشگاه نیز چالش جدی دیگری است.
«زهرا» با اشاره به تجربه مراجعه به درمانگاه ۱۶ آذر در پردیس مرکزی دانشگاه تهران میگوید: «خوابگاه ما پزشک ندارد. برای یک سرماخوردگی ساده با وجود بیمه و تخفیف دانشجویی، ۹۰۰ هزار تومان هزینه دارو و درمان روی دستم ماند، چون مواردی مثل کاور تخت و الکل را هم جداگانه در نسخه لحاظ کردند در حالی که استفاده نشد.
بدتر اینکه به دلیل بیدقتی پزشک و عدم بررسی سابقه، داروهایی تجویز شد که با داروهای روانپزشکیام تداخل شدید داشت و کارم به معدهدرد و درد قفسه سینه کشید و دو روز بعد ناچار شدم مجددا به همان درمانگاه مراجعه کنم».
موقعیت جغرافیایی خوابگاه که در انتهای کارگر شمالی قرار گرفته و از خطوط مترو دور است، فشار مالی مضاعفی برای رفتوآمد شبانه ایجاد کرده است: «سرویسهای دانشگاه از پردیس مرکزی تا خوابگاه فقط تا ساعت ۱۸:۳۰ فعال هستند. بعد از آن ساعت، دسترسی به نزدیکترین مترو بسیار دشوار است و هزینه اسنپ در این مسیر به ۲۰۰ هزار تومان میرسد. گذشته از هزینه، تاریکی و ناامنی مسیر انتهای خیابان در ساعات پایانی شب نیز برای خانوادهها و خودمان نگرانکننده است».
بیشتر بخوانید:حذف تحصیلات دانشگاهی از فهرست اهداف جوانان ایرانی
در نهایت، فشارهای اقتصادی در کنار افت خدمات رفاهی دانشگاه، او را مجبور به مدیریت سفت و سخت هزینههای خود کرده است: «سال گذشته اگر استادی کتابی معرفی میکرد میخریدم، اما امسال حتی توان خرید کتابهای درسی دانشگاه را هم ندارم؛ اگر فایل پیدیاف نباشد، مجبورم فقط همان چند صفحهای را که تدریس میشود پرینت بگیرم. از خوراک و تفریح تا کتابهای دانشگاه و کتابهای شخصی، همه چیز را مجبور شدهام به حداقل برسانم».
«حسین»، دانشجوی دوره کارشناسی ارشد دانشگاه «صنعتی شریف» است. او میگوید در بخش تغذیه، کیفیت غذا بهتر شده است: «کیفیت غذا نسبت به ترم گذشته بهتر شده، اما علتش این است که دانشگاه گاز ندارد و پختوپز در خود دانشگاه انجام نمیشود، بلکه غذا را به صورت آماده از بیرون تأمین میکنند. نرخ مصوب غذا برای دانشجویان عادی حدود ۳۵ هزار تومان است، اما از دانشجویان سنواتی حدود ۵۰ هزار تومان دریافت میشود که البته در قیاس با بازار آزاد، همچنان رقمی مقرونبهصرفه به حساب میآید».
با این حال، اسکان و شرایط خوابگاهی اصلیترین مشکل است. «حسین» از تحمیل ظرفیت مازاد بر اتاقها خبر میدهد: «اتاقهایی که برای چهار نفر تعبیه شدهاند، حالا به اجبار ششنفره شدهاند؛ یعنی بچهها مجبورند فهرست ششنفره ارائه دهند و عملا دو نفر در اتاق روی زمین میخوابند. از نظر مالی هم برای ما که سنواتی هستیم، هزینه خوابگاه حدود ۱.۵ برابر حساب میشود و به حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده؛ در حالی که برای دانشجویان غیرسنواتی حولوحوش یک میلیون تومان است. این در حالی است که برای ترم تابستان رقمی حدود ۵۴۰ هزار تومان پرداخت میشد، در نتیجه هزینه خوابگاه جهش تقریبا دوبرابری داشته است».
او درباره روند کند بهسازی و آمادهسازی خوابگاهها میگوید: «خوابگاه ما سه بلوک دارد. در تابستان دو بلوک را کاملا تخلیه کردند و بچهها را موقتا به بلوک سوم فرستادند با این وعده که اتاقها تعمیر و فرشها شسته شوند. اما با وجود این فرصت چندماهه، تا یک هفته الی ۱۰ روز پس از آغاز ترم هنوز اتاقها حاضر نبودند، بعضی اتاقها فرش نداشتند و تجهیزات ناقص بود. هرچند بالاخره با تأخیر سروسامان گرفت». بسته حمایتی و بنهای ارزاق صبحانه نیز همگام با موج گرانی کوچکتر شده است.
این دانشجو میگوید: «قبلا برای شارژ بن صبحانه نزدیک ۳۰۰ هزار تومان پرداخت میشد و به اندازه یک میلیون تومان امکان خرید وجود داشت. در ترم جدید، هزینه هر بن کمتر شده و برای دانشجویان سنواتی ۱۸۰ هزار تومان و برای دانشجویان عادی حدود ۱۲۰ هزار تومان رسیده است، از سویی سقف خرید هم کمی بالاتر از یک میلیون تومان تعیین شده، در نتیجه با افزایش هزینهها، قیمت بن خرید کالا افزایش نیافته است. اما نکته کلیدی، محدودشدن تنوع کالاها در سوپرمارکت است. اقلام توزیعی بهشدت تقلیل یافته و صرفا به شیر، پنیر، خامه و شکلاتصبحانه محدود شده است؛ در حالی که پیشتر کالاهایی مثل روغن و چای هم قابل خریداری بود که اکنون حذف شدهاند».
«حسین» در پاسخ به تأثیر این سیاستها بر زندگی روزمره خود میگوید: «خدمات دانشگاه برای گذران روزمره بههیچوجه کافی نیست. قبلا هم این حمایتها بهزور کفاف هزینهها را میداد، اما اکنون با جهش قیمتها، سبک زندگی کاملا دستخوش تغییر شده است. وقتی سایر مخارج بالا میرود، اولین چیزی که حذف میشود، بیرونرفتن و تفریحات است. از تمام هزینههای جانبی میزنیم تا فقط بتوانیم مخارج اصلی و ضروری مثل خوراک روزمره را تأمین کنیم».
«حسنا» از فعالان صنفی دانشگاه «علامه طباطبایی» است. او میگوید در حوزه تغذیه، مهمترین تغییر در دانشگاه او، واریز مستقیم اعتبارات از سوی صندوق رفاه به حساب شرکتهای تأمینکننده و حذف مداخله مالی دانشگاه در تخصیص بودجه است: «قرار بود طرح جدید تغذیه اجرائی شود که لغو شد، اما تبعات ساختاری آن باقی ماند. صندوق رفاه اعتبار را مستقیم به پیمانکار میدهد و هیچ مبلغی برای مدیریت سلف به دانشگاه نمیرسد. یک شرکت معتبر تأمین غذای اغلب دانشگاههای تهران را دست گرفته و سلف خود دانشگاهها هم تأمینکننده جداگانهای دارند؛ اما، چون دست دانشگاه در بودجه بسته است، شاهد نصفشدن حجم غذاها نسبت به سال قبل هستیم. کیفیت غذای علامه از قبل خوب بود و همان کیفیت حفظ شده، اما حجم غذا نصف شده و دورچینها نیز به دلیل کمبود بودجه کاملا حذف شدهاند».
وضعیت اسکان در خوابگاهها نیز برای بخش بزرگی از بدنه دانشجویی بحرانیتر از گذشته شده است. در حالی که نرخ مصوب خوابگاه برای دانشجویان روزانه با تعیین صندوق رفاه در رقم دومیلیونو ۵۰۰ هزار تومان در هر ترم ثابت مانده، اما دسترسی به خوابگاه برای سایر گروهها بهشدت محدود شده است: «دانشجویان شبانه و سنواتی عملا شانس بسیار کمتری برای گرفتن خوابگاه دارند و فرایند اسکان برای آنها بهشدت دشوار شده است؛ تاجایی که دانشگاه به دانشجویان شبانه که مشمول ظرفیت نمیشوند، خوابگاههای آزاد شهری را معرفی میکند که هزینههای سنگینی دارند».
او با اشاره به تراکم بالای اتاقها، به وفانکردن دانشگاه به قولهای خود اشاره میکند: «دو سال پیش وزیر علوم و مسئولان دانشگاه از خوابگاههای علامه بهویژه خوابگاههای دختران بازدید کردند و قول رسیدگی به تراکم بالا داده شد، اما این بحران حل نشده و همچنان در یک اتاق ۳۵متری حدود هشت دانشجو اسکان داده میشوند که بهویژه در خوابگاه دختران دشواریهای زیادی ایجاد کرده است». تغییر در بستههای حمایتی صبحانه نیز به کاهش سبد غذایی دانشجویان انجامیده است: «سال گذشته سهمیه صبحانه به شکل سبد ارزاق توزیع میشد، اقلام متعددی داشت و بچهها میتوانستند هر دو ماه یک بار مواردی مانند روغن، رب گوجهفرنگی و تخممرغ را در کنار اقلام صبحانه تحویل بگیرند؛ اما امسال این سهمیه کاملا به محصولات لبنی شرکتی محدود شده است».
«حسنا» میگوید در بخش درمانی نقطه مثبتی دیده میشود: «درمانگاههای دانشگاه همچنان فعال هستند و اتفاق مثبت این ترم، راهاندازی درمانگاه داخل مجتمع خوابگاهی بود. با این حال، سرویسهای ایابوذهاب پردیسها به دلیل پراکندگی دانشگاه علامه، با تأخیر و کمبود مواجهاند و رفتوآمد بچهها را سخت کردهاند». «حسنا» در نهایت میگوید خدمات رفاهی دانشگاه بههیچوجه تأمینکننده هزینهها نیست: «برای دانشجویان شبانه و سنواتی زندگی بسیار سختتر شده و هزینهها اوج گرفته است.
دانشجویان روزانه هم نمیتوانند با خدمات موجود هزینههای خود را مدیریت کنند. امروز قریببهاتفاق دانشجویان ناچارند کار کنند تا بتوانند از پس هزینههای پایه دانشگاه و خوابگاه بربیایند؛ باری سنگین که رسالت اصلی زیست دانشجویی را تحتالشعاع قرار داده است».
روایتهای دانشجویان از دانشگاههای تهران، شریف، علامه طباطبایی و الزهرا نشان میدهد حتی با توقف اجرای «طرح نوین تغذیه» که طبق گزارش «مرکز پژوهشهای مجلس» در بطن خود منطق کالاییسازی خدمات رفاهی را جای داده بود، این منطق با شتاب در تاروپود مدیریت دانشگاهها جریان دارد؛ دانشگاهها بیش از پیش در حال شانهخالیکردن از ارائه خدمات رفاهی و معیشتی به دانشجویان هستند و فشار اقتصادی هرروز بیش از دیروز «زیست دانشجویی» را دچار مشکل میکند. تلاش برای گفتوگو با مسئولان وزارت علوم ناکام ماند و به سنت این دوره مدیریت، روابط عمومی وزارت علوم از ارائه توضیحات خودداری کرد.