
اقتصاد۲۴- کار از جنگ روانی و مانور تبلیغاتی گذشته و شبح جنگ هر لحظه به ما نزدیکتر میشود. صحبت از دقایق سرنوشتسازی است که میتواند جغرافیای سیاسی و اقتصادی منطقه را برای دههها دستخوش تغییر کند. به گواه آخرین اخبار و تحولات، دیپلماسی رسمی جای خود را به ادبیات تند تهدید، محاصرههای جدی و آتشباریهای پیدرپی داده است. وضعیتی که کوچکترین اشتباه محاسباتی میتواند شرارههای یک جنگ تمامعیار و منطقهای را شعلهور سازد.
روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیهای رسمی و صریح اعلام کرد که نیروهایش «چهار کشتی متخلف را که پیش از این از مسیر غیرقانونی عبور کرده بودند»، درست در زمانی که در میانه شمالی خلیج فارس مشغول کشتیبهکشتی کردن محمولههای نفتی بودند، شناسایی کرده و بهطور همزمان مورد اصابت قرار دادهاند. بر اساس اعلام رسمی سپاه، شامگاه چهارشنبه ۲۹ مهرماه نیز سه کشتی متخلف دیگر در اثر برخورد با مین در غرب تنگه هرمز دچار سانحه و حریق شده و در آتش سوختند.
فقط این هم نیست؛ نیروی دریایی سپاه در بیانیه خود با صراحت ارتش ایالات متحده را مسئول اصلی این حوادث دانست و تأکید کرد که اصرار واشنگتن بر تحریک شناورها برای عبور از معبرهای غیرقانونی مینگذاریشده، حوادث دریایی را روزبهروز افزایش داده است. سپاه پاسداران در هشداری بیپرده به مقامات نظامی آمریکا اعلام کرد که ارتش ایالات متحده باید بداند با ادامه این روند «دامنه مقابله به پایگاههای متجاوز در منطقه کشیده خواهد شد.»
ابعاد این درگیری دریایی به همین اطلاعیهها محدود نمیشود و دامنه آن به افشاگریهای مقامات عالیرتبه امنیتی کشیده شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفتوگویی اختصاصی و مکتوب با رسانه «دراپ سایت»، پرده از یک درگیری مزمن و روزمره برداشت و با تایید حملات نیروهای ایرانی به شناورها در تنگه هرمز گفت: «در دو یا سه ماه گذشته، هر شب بهطور متوسط پنج شناور متعلق به این قاچاقچیان را هدف قرار دادهایم.» رضایی با اشاره به خطوط عبوری اعلام شده از سوی عمان که آمریکا امنیت آن را تامین میکند، خاطرنشان ساخت که قاچاق و عبور غیرمجاز در امتداد بخش جنوبی تنگه با هزینههای بسیار بالا و خطرات قابل توجهی در حال انجام است و ادعای ترامپ مبنی بر باز بودن تنگه هرمز واقعیت ندارد.
از سوی دیگر، ایالات متحده نه تنها این اقدامات را بیجواب نگذاشته، بلکه فشار نظامی و اقتصادی خود را به اوج رسانده است. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) با انتشار تصاویری از برخاستن جنگندههای گراولر از عرشه ناو هواپیمابر جورج واشینگتن، رسماً از ادامه پشتیبانی این ناو از ماموریتهای محولشده خبر داد؛ ماموریتهایی که سنتکام اجرای محاصره موسوم به «دیوار فولادی» علیه بنادر و مناطق ساحلی ایران را بخش اصلی آن دانسته است.
همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با انتشار یک تصویر گرافیکی و ماهوارهای از پایانه نفتی خارک در شبکه ایکس، پیام مستقیمی به تهران فرستاد و مدعی شد که برخلاف گذشته، دیگر هیچ نفتکش حامل نفت خامی در جزیره خارک دیده نمیشود. بسنت با ادبیاتی تند نوشت: «جزیره خارک اکنون به نمادی از تنها چیزی تبدیل شده که حکومت ایران هنوز قادر به تولید آن است؛ شکست.» او تأکید کرد که عملیات طرد اقتصادی آمریکا به طور کامل در حال قطع شریانهای حیاتی نفت و منابع مالی ایران است.
در حالی که درگیرهای دریایی خلیج فارس را ملتهب کرده، رصد رسانههای معتبر بینالمللی مانند نیویورکتایمز، فایننشال تایمز و اکسیوس از یک هماهنگی دقیق و نگرانکننده میان آمریکا و اسرائیل برای انجام عملیاتهای گستردهتر پرده برمیدارد. وبسایت تحلیلی اکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد که دهها جنگنده نیروی هوایی اسرائیل روز دوشنبه ۲۷ مهرماه مانور سنگین و مشترکی را در نزدیکی حریم هوایی ایران اجرا کردهاند. جنگندههای اسرائیلی با عبور از آسمان عراق و سوریه خود را به درهای ورودی ایران رسانده و سپس به پایگاههای خود بازگشتهاند. این مانور هوایی درست همزمان با دیدار محرمانه و اضطراری بنیامین نتانیاهو و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در فرودگاه عوودا در ایلات صورت گرفته است.
از سوی دیگر، روزنامه نیویورکتایمز به نقل از منابع آگاه افشا کرد که ایالات متحده و اسرائیل به یک «طرح مشخص» برای انجام یک حمله «کوتاه، اما بسیار شدید» به ایران دست یافتهاند و پروازهای تمرینی فشرده بر فراز عراق دقیقاً در راستای همین سناریو تنظیم شده است. روزنامه فایننشالتایمز نیز گزارش داد که ارتش اسرائیل قصد داشته در روزهای ۱۹ و ۲۰ مهرماه (۱۰ و ۱۱ اکتبر) حملات گستردهای به تاسیسات هستهای، مراکز حکومتی و نیروگاههای ایران انجام دهد، اما دونالد ترامپ ترجیح داده انجام این عملیات به بعد از انتخابات میاندورهای آمریکا موکول شود؛ اتفافی که بر اساس گزارشها، قرار بوده حتی از حملات جنگ چهلروزه نیز شدیدتر باشد.
بیشتر بخوانید: حمله احتمالی آمریکا به ایران به روایت نیویورکتایمز / ترامپ به پالایشگاهها و زیرساختهای نفتی ایران حمله نمیکند؟
هرچند بنیامین نتانیاهو در مصاحبه با کانال ۷ اسرائیل گزارش فایننشال تایمز درباره ممانعت ترامپ را نادرست خواند، اما خود صراحتاً اعلام کرد که به ارتش و موساد دستور داده است برای سرنگونی حکومت ایران اقدام کنند. نتانیاهو با ابراز مواضعی تهاجمیتر مدعی شد: «تا زمانی که این حکومت در قدرت است، تنها حمله به تأسیسات هستهای ایران کافی نیست.» پایگاه خبری اسرائیلی «والا» نیز به نقل از مقامات امنیتی تأکید کرد که احتمال آغاز مجدد درگیریهای نظامی و ازسرگیری جنگ با ایران روز به روز در حال افزایش است.
در آن سوی میدان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جمع خبرنگاران در پایگاه اندروز، مواضعی ابراز کرد که جای هیچ شک و تردیدی را درباره بنبست کامل دیپلماسی باقی نمیگذارد. ترامپ در پاسخ به امکان مذاکره با تهران صراحتاً گفت: «نه، فکر میکنم ما در حال مذاکره با ایران نیستیم. به هر حال، به یک شکل یا شکل دیگر، اتفاقی خواهد افتاد. این اتفاق نسبتاً بهزودی رخ خواهد داد.» ترامپ با اشاره به انتخابات میاندورهای آمریکا در روز ۱۳ آبانماه (۳ نوامبر) افزود: «بیشتر مردم فکر میکنند این اتفاق بعد از انتخابات رخ خواهد داد و باید ببینیم چه میشود... ما درگیری محدودی با ایران داریم و فکر میکنم آنجا با طرف واقعی ماجرا روبهرو هستیم.» این سخنان خط بطلانی بر تمامی گمانهزنیها پیرامون دیپلماسی پنهان کشید.
صدای پای جنگ به شدت در صحنه داخلی ایران نیز پیچیده و پاسخ مقامات ایرانی، نشاندهنده آمادهسازی برای سختترین سناریوهای ممکن است. حسنعلی اخلاقی امیری، نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی، گفت: «بیش از ۸۰ نفر از نمایندگان در نامهای به شورای عالی امنیت ملی، خواستار بررسی و تجدیدنظر در دکترین دفاعی کشور شدهاند.» او تأکید کرد که اگر آمریکا مرتکب تعرضی علیه کشور شود، جمهوری اسلامی متناسب با آن پاسخ داده و در دفاع از تمامیت ارضی هیچگونه کوتاهی یا تردیدی نخواهد داشت.
اما ابعاد پاسخ احتمالی ایران بسیار فراتر از معادلات متعارف نظامی توصیف شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در بخش دیگری از مصاحبه خود با «دراپ سایت»، پیامهای بسیار صریحی به واشنگتن و متحدان منطقهایاش فرستاد. رضایی با تأکید بر اینکه ترامپ هیچ برنامه روشن و عملیاتی برای پایان دادن به جنگ ندارد، هشدار داد: «در صورت حمله، ایران همچنان ظرفیت پرتاب موشکها و پهپادها به داراییهای مختلف ایالات متحده در سراسر منطقه را دارد و به عنوان تلافی، برد اهداف خود را افزایش خواهد داد. در صورت بروز جنگ، کابلها، مراکز داده و تأسیسات مرتبط با هوش مصنوعی نیز میتوانند در تیررس قرار گیرند. اگر درگیری دوباره آغاز شود، ما طرحی گستردهتر خواهیم داشت.»
دبیر شورای عالی امنیت ملی همچنین به کشورهای منطقه که زیرساختهای خود را در اختیار محاصره اقتصادی ایران قرار میدهند هشدار داد و گفت: «اگر راهبرد آمریکا طولانی کردن جنگ و استفاده از زیرساختهای انرژی کشورهای همسایه برای جبران فشار تنگه هرمز باشد، آن دولتها نباید تصور کنند بدون در معرض خطر قرار گرفتن میتوانند در جنگ اقتصادی مشارکت کنند. پیام این نیست که ایران قصد دارد سیستم انرژی خلیج فارس را نابود کند؛ بلکه پیام این است که نمیتوان وضعیتی داشت که شریانهای حیاتی ایران هدف قرار گیرند، اما ساختار اقتصادی تامینکننده آن مصون بماند.»
در عرصه میدانی نیز فرماندهان ارشد نظامی ایران از بالاترین سطح آمادگی سخن میگویند. سرلشکر حاتمی، فرمانده کل ارتش، با تأکید بر حضور پررنگ در شرق تنگه هرمز گفت: «ما خود را برای جنگ ناهمطراز و تجهیزات مورد نیاز آن آماده کردهایم... در جنگ ناهمطراز پیشین با تجهیزاتی با دشمن جنگیدیم که دشمن غافلگیر شد چرا که ضربات محکم دریافت کرد.» همزمان وزیر دفاع نیز از ارتقای چشمگیر توان آفندی و پدافندی نیروهای مسلح با ابتکارات تازه خبر داده است.
جدیتر شدن احتمال درگیری نظامی، آثار خود را بهسرعت در ساختارهای اجرایی و زیربنایی داخل کشور نیز نشان داده است. بر اساس گزارش وبسایت اقتصادی «زومان»، نهادهای بالادستی در ابلاغیهای رسمی و الزامآور، دستور قطع فوری دسترسی کاربران در ایران به اینترنت بینالملل را در صورت آغاز جنگ تازه صادر کردهاند. در این ابلاغیه، قطع شبکه جهانی اینترنت در شرایط جنگی به عنوان یک «تکلیف اجرایی» تعیین شده است؛ تصمیمی که نشان میدهد مسئولان کشور خود را برای بستن کامل فضا و مدیریت شرایط اضطراری حداکثری آماده کردهاند.
در سطح بینالمللی نیز ناظران ارشد نسبت به تبعات ویرانگر این وضعیت هشدار میدهند. ولی نصر، مشاور سابق باراک اوباما و تحلیلگر برجسته مسائل منطقهای، در ارزیابی شرایط موجود تأکید کرده است: «تمام نشانهها حاکی از آن است که آمریکا در مسیر بازگشت به جنگی قرار دارد که ممکن است گستردهتر باشد. این دور شاید پایان درگیری نباشد، بلکه آغاز فروپاشی گستردهتری در منطقه باشد؛ روندی که پیامدهای ماندگاری برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت.»
تلاقی تحرکات فشرده دیپلماتیک خلف وعده شده، افزایش مانورهای جوی، اصابت متوالی کشتیها در تنگه هرمز و هشدارهای صریح درباره هدف قرار دادن زیرساختهای جهانی، همگی نشان از آن دارند که منطقه در حساسترین برهه تاریخی خود ایستاده است. اگرچه سفرهای میانجیگرانه دیپلماتیک مانند حضور عاصم منیر، فرمانده کل قوای پاکستان، در تهران در جریان بوده است، اما لحن قاطع طرفین نبرد و عبور از خطوط قرمز منطقهای، گواهی میدهد که فرشته دیپلماسی پروبال بسته و سایه جنگ واقعیتر و نزدیکتر از هر زمان دیگری بر تارک منطقه سنگینی میکند.