تاریخ انتشار: ۱۷:۰۰ - ۱۰ آبان ۱۴۰۵

نقد قسمت چهارم سریال یل؛ چرا معمای این سریال زیر سایه پوست شیر گم شد؟

چهار قسمت نخست سریال «یل» بیش از آنکه یک داستان جنایی مستقل را شکل دهد، مجموعه‌ای از کلیشه‌های آشنا را کنار هم قرار داده است. نتیجه، سریالی است که هنوز نتوانسته دلیل مشخصی برای متفاوت بودن خود ارائه کند.
 سریال «یل»

اقتصاد۲۴- اخیرا قسمت چهارم سریال «یل» منتشر شد. در حالی که با گذشت چهار قسمت هنوز نتوانسته هویت روایی مستقلی برای خود بسازد.

اتکای بیش از اندازه به دیالوگ‌های رازآلود، شخصیت‌پردازی دو قطبی و موقعیت‌های غیرقابل‌باور باعث شده است این سریال همچنان زیر سایه الگو‌های آشنای آثار جنایی، به‌خصوص «پوست شیر»، باقی بماند.

یکی از مشکلات اصلی «یل» این است که مخاطب تصویر روشنی از جهان داستانی آن ندارد. قصه در فضایی نامعلوم پیش می‌رود و مشخص نیست شخصیت‌ها دقیقا در چه موقعیت اجتماعی و محیطی قرار گرفته‌اند. این ابهام به‌جای آنکه به جذابیت روایت کمک کند، فاصله‌ای میان مخاطب و اتفاقات داستان ایجاد کرده است.

این مسئله در قسمت چهارم بیش از گذشته به چشم می‌آید. سریال مدام از خطر، توطئه و راز‌های پنهان حرف می‌زند، اما کمتر می‌تواند این مفاهیم را به موقعیت‌های دراماتیک تبدیل کند. گویی سازندگان انتظار دارند مخاطب بدون داشتن اطلاعات کافی صرفا به شخصیت‌ها مشکوک باشد و منتظر افشای حقیقت بماند. در حالی که تعلیق فقط با پنهان کردن اطلاعات ساخته نمی‌شود تماشاگر باید بتواند خطر را در رفتار شخصیت‌ها و پیامد تصمیم‌هایشان احساس کند.

نمونه روشن این مشکل، نقشه ملک برای ساخت مدارک جعلی و متهم کردن سهراب به قتل است. این ایده ظرفیت ایجاد یک موقعیت پرتنش را دارد، اما اجرای آن چنان غیرقابل‌باور از کار درآمده که به‌جای نگرانی، بیشتر حس خنده ایجاد می‌کند. مشکل فقط غیرمنطقی بودن نقشه نیست مسئله این است که سریال نمی‌تواند منطق رفتار شخصیت‌ها و عواقب اقداماتشان را به‌درستی نشان دهد.

«یل» در سایه «پوست شیر»

از طرف دیگر، شخصیت‌پردازی «یل» همچنان میان دو قطب خیر و شر گرفتار مانده است. ملک نماینده بدی و سهراب نماد خوبی است. تقسیم‌بندی ساده‌ای که مجال چندانی برای نمایش تناقض‌ها و پیچیدگی‌های انسانی باقی نمی‌گذارد. شخصیت‌ها بیشتر ابزار پیشبرد قصه هستند تا آدم‌هایی با انگیزه‌ها و ویژگی‌های مستقل.


بیشتر بخوانید:فیلم / قدردانی خالق رمان «بامداد خمار» از مخاطبانش


البته بازیگران در این میان عملکرد قابل‌قبولی دارند. بابک حمیدیان و میلاد کی‌مرام توانسته‌اند تا حدودی به شخصیت‌های خود جان بدهند. کی‌مرام با وجود ایفای نقشی آشنا در کارنامه‌اش، اجرای پخته‌تری ارائه می‌کند. در مقابل، بازی نوید محمدزاده همچنان یادآور الگو‌هایی است که در آثار قبلی او دیده‌ایم و تازگی چندانی ندارد.

مشکل «یل» صرفا کلیشه‌ای بودن داستان نیست. یک قصه آشنا می‌تواند با زاویه دید و شیوه روایت متفاوت به اثری جذاب تبدیل شود. اما چهار قسمت نخست این مجموعه بیش از آنکه از یک هویت مستقل خبر بدهد، یادآور بازتولید الگو‌های «پوست شیر» است. انگار فقط پوسته داستان تغییر کرده و نام تازه‌ای روی آن گذاشته‌اند. «یل» هنوز نتوانسته نشان دهد چه حرف تازه‌ای برای گفتن دارد و چرا باید آن را فراتر از نسخه‌ای دیگر از آثار مشابه تماشا کرد.

منبع: فرارو
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار