
اقتصاد۲۴- مذاکرات ایران و آمریکا هنوز متوقف نشده، اما نشانههای بازگشت به رویارویی نظامی هر روز پررنگتر میشود. در حالی که میانجیگری قطر و پاکستان ادامه دارد و چین و روسیه نیز از ضرورت جلوگیری از جنگ سخن میگویند، واشنگتن از آمادگی برای اقدام نظامی خبر میدهد و تهران حاضر نیست از شروط اصلی خود عقبنشینی کند. اختلاف بر سر تنگه هرمز، محاصره دریایی و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، مذاکرات را به یکی از پیچیدهترین مراحل خود رسانده است. همزمان، افزایش حوادث دریایی و هشدارهای مقامهای منطقهای نشان میدهد که حتی بدون آغاز رسمی عملیات نظامی، امنیت خلیج فارس بهشدت شکننده شده است.
دونالد ترامپ در روزهای اخیر بار دیگر لحن تهدیدآمیزی علیه ایران اتخاذ کرده است. رئیسجمهوری آمریکا در یک سخنرانی انتخاباتی در کانزاس گفت: «تنها دلیلی که هنوز کار ایران را یکسره نکردهایم، این است که میخواهم با ملایمت رفتار کنم. میخواهم اگر بتوانم، جان همه آن افراد را نجات دهم. اما بالاخره زمانی میرسد که مجبور میشویم ضربه چکش به آنها بزنیم و از کار بیندازیم.»
او همچنین در گفتوگو با نیویورکپست تأکید کرده است که قصد ندارد جنگ با ایران به درگیری طولانیمدتی مانند جنگ ویتنام تبدیل شود. ترامپ با اشاره به کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی در هفت ماه جنگ، گفته است نمیخواهد این درگیری سالها ادامه پیدا کند. با این حال، او در گفتوگویی دیگر با تأکید بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای گفته است: «سرانجام کارشان را یکسره خواهیم کرد.»
این اظهارات در کنار گزارشهای مربوط به تحرکات نظامی آمریکا اهمیت بیشتری پیدا میکند. یک مقام ارشد آمریکایی به آکسیوس گفته است واشنگتن به کشورهای حاشیه خلیج فارس اطلاع داده که برای احتمال ازسرگیری جنگ با ایران از روز چهارشنبه آماده باشند. شبکه ۱۲ اسرائیل نیز به نقل از یک مقام امنیت ملی این کشور گزارش داده که احتمال ازسرگیری جنگ افزایش یافته و ترامپ ممکن است پیش از آغاز سال نو میلادی تصمیم به اقدام نظامی بگیرد.
اهمیت این گزارشها در آن است که تهدیدها دیگر صرفاً به اظهارات سیاسی ترامپ محدود نیست و به ارزیابیهای امنیتی درباره زمان و امکان عملیات نظامی نیز رسیده است. در همین شرایط، ترامپ پس از تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو درباره ایران، از احتمال وارد کردن ضربهای سخت سخن گفته است. این تماس در حالی انجام شده که دولت اسرائیل نیز از طرفداران جدی ادامه فشار نظامی بر تهران است. تاکر کارلسون، مجری آمریکایی و منتقد جنگ، مدعی شده نتانیاهو برای ادامه عملیات نظامی به ترامپ فشار وارد میکند و حتی احتمال حمله به تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ را مطرح کرده است.
با این حال، ادعای کارلسون درباره احتمال استفاده از بمب اتمی علیه ایران تاکنون با شواهد مستقل تأیید نشده و نباید آن را بهعنوان برنامه قطعی یا حتی تصمیم عملیاتی آمریکا تلقی کرد. آنچه در گزارشهای معتبر درباره احتمال حمله مطرح شده، خطر عملیات نظامی علیه تأسیسات و زیرساختهای ایران است؛ سناریویی که حتی بدون استفاده از تسلیحات هستهای نیز میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد.
در جبهه دیپلماسی، خروج هیات ایرانی از قطر در روز یکشنبه به گمانهزنیهایی درباره شکست مذاکرات منجر شد، اما گزارش رویترز نشان میدهد که این خروج الزاماً به معنای توقف گفتوگوها نبوده است. به گزارش این خبرگزاری، پیشنویس پیشنهادی برای دریافت نظر طرفین در حال گردش است و احتمال برگزاری نشست دیگری برای پیگیری مذاکرات وجود دارد. یک دیپلمات حاضر در روند گفتوگوها نیز از پیشرفت مثبت مذاکرات و تلاش میانجیها برای برطرف کردن اختلافات باقیمانده خبر داده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تأیید کرده است که سفر کاظم غریبآبادی به دوحه با هدف تسهیل تبادل پیامها میان تهران و واشنگتن انجام شده است. عباس عراقچی نیز روز دوشنبه اعلام کرد رایزنیها با میانجیگری قطر و پاکستان فشردهتر شده و ایران برای هر دو مسیر دیپلماسی و اقدام نظامی آمادگی دارد.
با این حال، مهمترین مانع توافق همچنان اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات و پرونده هستهای است. تهران خواهان پایان محاصره دریایی و پذیرش شروط خود پیش از ورود به مذاکرات درباره سایر موضوعات است. واشنگتن در مقابل، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده و تضمینهای مربوط به برنامه هستهای ایران را از موضوعات اصلی هر توافق میداند.
بقایی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال موافقت ایران با خروج اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی از کشور، پاسخ منفی داده است. او همچنین تأکید کرده که نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، مبنای تازهای برای تغییر مواضع تهران ایجاد نکرده است.
سخنگوی وزارت خارجه در توضیح موضع ایران درباره تنگه هرمز نیز گفته است: «تنگه هرمز نمیتواند قبل از رفع محاصره آمریکا بازگشایی شود.» او اضافه کرده است: «شما نمیتوانید درباره تنگه هرمز صحبت کنید، نگران ناامنی در تنگه هرمز باشید، اما همچنان به محاصره اقتصادی ایران ادامه بدهید و همه آن چیزهایی را که در قالب تفاهم اسلامآباد پذیرفتید کنار بگذارید و انتظار داشته باشید که ایران یکسویه تعهداتی را قبول بکند».
این موضع نشان میدهد که تهران همچنان بر اجرای مرحلهای شروط خود اصرار دارد و حاضر نیست در شرایط محاصره اقتصادی، ابتدا درباره پرونده هستهای امتیاز بدهد. در مقابل، واشنگتن نیز بعید است بدون دریافت امتیاز مشخص در این پرونده، فشارهای خود را کنار بگذارد.
به این ترتیب، دو طرف در نقطهای قرار گرفتهاند که هر کدام انتظار دارند طرف مقابل نخستین عقبنشینی را انجام دهد. همین اختلاف بر سر ترتیب اقدامات، یکی از جدیترین موانع رسیدن به توافق است.
تنگه هرمز اکنون فراتر از یک موضوع اختلافی در مذاکرات، به مهمترین ابزار فشار ایران و یکی از اصلیترین نگرانیهای اقتصاد جهانی تبدیل شده است. تهران بازگشایی این آبراه را به پذیرش شروط خود و پایان محاصره گره زده و واشنگتن نیز حاضر نیست بدون تغییر در وضعیت موجود، این فشار را کنار بگذارد.
حوادث دریایی روزهای اخیر نشان میدهد که خطر ناامنی در منطقه حتی در شرایط توقف نسبی درگیریها نیز جدی است. شورای همکاری خلیج فارس حمله به یک نفتکش بزرگ حامل گاز مایع قطر را محکوم کرده و آن را تشدید خطرناک تنش دانسته است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز از هدف قرار گرفتن یک نفتکش با دو پرتابه ناشناس در شرق رأسالخفجی عربستان خبر داده است.
همزمان، روابط عمومی نیروی دریایی ارتش ایران اعلام کرده یک نفتکش در محدوده تنگه هرمز بر اثر برخورد با مین دریایی دچار حادثه و آتشسوزی شده است. در بیانیه نیروی دریایی آمده است که این نفتکش سامانههای ناوبری خود را خاموش کرده بود و تردد بدون هماهنگی در مناطق پرخطر میتواند به چنین حوادثی منجر شود.
بیشتر بخوانید: ۷۲ ساعت سرنوشتساز برای ایران و آمریکا؛ توافق در آخرین لحظه یا آغاز دور تازه تنشها؟
تکرار این حوادث نشان میدهد که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس بهشدت آسیبپذیر شده است. هرگونه گسترش این وضعیت میتواند صادرات نفت و گاز کشورهای منطقه را مختل کند و هزینه انرژی و حملونقل را در بازارهای جهانی افزایش دهد.
نگرانی کشورهای عربی نیز دقیقاً از همین بابت است. پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه ممکن است در صورت حمله به ایران به اهداف پاسخ تلافیجویانه تهران تبدیل شوند. در چنین شرایطی، کشورهای میزبان این پایگاهها ناخواسته وارد بحرانی میشوند که تصمیم آغاز آن در واشنگتن گرفته شده است. زیرساختهای انرژی، تأسیسات آبشیرینکن و مراکز حیاتی اقتصادی نیز میتوانند در معرض خطر قرار گیرند.
در شرایطی که میانجیگری قطر و پاکستان ادامه دارد، تحرکات چین و روسیه نیز قابل توجه است. علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز دوشنبه در پکن با وانگ یی، وزیر خارجه چین، دیدار کرد. همزمان سلطان عمان نیز در چین حضور داشت و در دیدار با شی جینپینگ درباره تحولات خاورمیانه گفتوگو کرد.
طرف چینی در این دیدار بر حمایت از حاکمیت و امنیت ایران تأکید کرد و خواستار تمرکز طرفهای درگیر بر راهحلهای سیاسی شد. باقری کنی نیز از ابتکار شی جینپینگ برای ایجاد ساختار امنیتی جدید در منطقه استقبال کرد و گفت ایران به دنبال ترتیباتی است که در آن آمریکا دخالت نداشته باشد و اسرائیل نتواند نفوذ کند.
شبکه المیادین نیز به نقل از یک منبع آسیایی از مذاکرات سهجانبه ایران، چین و عمان با محوریت میانجیگری جدید مسقط میان تهران و واشنگتن خبر داده است. بر اساس این گزارش، یکی از اهداف سفر سلطان عمان به چین بررسی نقش تضمینی پکن در روند میانجیگری است؛ هرچند جزئیات این طرح هنوز بهطور مستقل تأیید نشده است.
از سوی دیگر، وزارت خارجه روسیه روز دوشنبه اعلام کرد: «نشانههایی مبنی بر برنامهریزی اقدام نظامی جدید علیه ایران وجود دارد و این موضوع بسیار نگرانکننده است.» مسکو خواستار افزایش تلاشهای دیپلماتیک برای عادیسازی اوضاع منطقه شده است. ولادیمیر پوتین نیز در تماس تلفنی با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، درباره تحولات منطقهای و جهانی گفتوگو کرد.
با وجود این تحرکات، نباید حمایت سیاسی چین و روسیه را با تضمین جلوگیری از حمله آمریکا اشتباه گرفت. هر دو کشور از گسترش جنگ و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی متضرر خواهند شد، اما هنوز نشانهای از تعهد آنها برای مقابله مستقیم با اقدام نظامی احتمالی واشنگتن وجود ندارد. نقش اصلی آنها در شرایط فعلی، فشار دیپلماتیک برای جلوگیری از تشدید بحران است.
در داخل ایران نیز مقامهای سیاسی و امنیتی بر آمادگی برای جنگ تأکید میکنند. عباس عراقچی هشدار داده است که اقدام نظامی دوباره آمریکا با پاسخی شدیدتر از گذشته مواجه خواهد شد. حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز از احتمال گسترش جغرافیایی جنگ و هدف قرار گرفتن مناطقی خبر داده که تاکنون در محاسبات عمومی مطرح نبودهاند.
احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز با اشاره به انتقال حجم زیادی از تسلیحات، ناوشکن، ناو هواپیمابر و هواپیماهای سوخترسان آمریکا به منطقه گفته است این تحرکات را نمیتوان صرفاً نمایش قدرت دانست. او احتمال داده که واشنگتن در صورت نپذیرفتن خواستههایش از سوی ایران، عملیات نظامی شدید، اما محدود از نظر زمانی را در دستور کار قرار دهد.
در کنار این مواضع، فشار جریانهای تندرو برای خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیز افزایش یافته است. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، با مخالفت با هرگونه مذاکره درباره ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، خواستار خروج از انپیتی شده است. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز این موضوع را قابل بررسی دانسته است.
این رویکرد در شرایطی مطرح میشود که اختلاف هستهای یکی از اصلیترین موانع توافق با آمریکاست. خروج از انپیتی نهتنها میتواند فشارهای بینالمللی علیه ایران را افزایش دهد، بلکه احتمال شکلگیری اجماع تازه علیه تهران و توجیه اقدامات نظامی را نیز بیشتر میکند. در واقع، اگر هدف از مذاکرات جلوگیری از جنگ و کاهش فشار اقتصادی باشد، تصمیمهایی که مسیر دیپلماسی و نظارت بینالمللی را مسدود میکنند، میتوانند نتیجهای معکوس داشته باشند.
مسئله مهمتر آن است که جنگ بعدی، در صورت وقوع، لزوماً محدود به همان الگوی درگیری قبلی نخواهد بود. تهدیدهای متقابل، آسیبپذیری زیرساختهای انرژی و حضور گسترده نیروهای نظامی در منطقه، احتمال گسترش بحران را افزایش داده است. حتی اگر ترامپ خواهان یک عملیات کوتاه باشد، تضمینی وجود ندارد که پاسخ ایران و واکنشهای بعدی اسرائیل و آمریکا در همان چارچوب زمانی باقی بماند.
بنا بر آخرین تحولات جاری میتوان گفت که دیپلماسی همچنان فرصت محدودی برای جلوگیری از جنگ دارد، اما این فرصت با هر روز تأخیر در تصمیمگیری کوچکتر میشود. قطر و پاکستان همچنان پیامها را منتقل میکنند، چین و روسیه خواستار مهار بحران هستند و پیشنویس پیشنهادها میان طرفها در گردش است؛ اما اختلاف بر سر محاصره، تنگه هرمز و برنامه هستهای هنوز حل نشده است.
خطر اصلی آن است که تهران و واشنگتن تصور کنند با افزایش فشار نظامی و اقتصادی میتوانند طرف مقابل را به عقبنشینی وادار کنند. چنین محاسبهای ممکن است در کوتاهمدت به تقویت موضع مذاکرهکنندگان کمک کند، اما در صورت شکست، هزینه آن بسیار فراتر از محاسبات اولیه خواهد بود. برای ایران که همزمان با فشار اقتصادی، نااطمینانی معیشتی و محدودیتهای تجاری روبهروست، جنگ تازه میتواند بحران موجود را به مرحلهای بهمراتب دشوارتر برساند. منطقه نیز بیش از آنکه به نمایش قدرت تازه نیاز داشته باشد، به توافقی نیاز دارد که مانع تبدیل شدن تهدیدهای امروز به جنگ فردا شود.