تاریخ انتشار: ۰۳:۰۵ - ۱۸ آبان ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

از تهدید ترامپ تا خط و نشان تهران؛ دست جنگ روی گلوی خاورمیانه

تهدید‌های تازه ترامپ، ادامه برخورد‌های نظامی محدود در منطقه و اصرار اسرائیل بر ناتمام ماندن مأموریت علیه ایران، چشم‌انداز پایان درگیری را مبهم‌تر و گمانه بازگشت به جنگ را محتمل‌تر کرده است.
ناوهای آمریکا

ناوهای آمریکا

اقتصاد۲۴- تهدید‌های تازه دونالد ترامپ علیه ایران، پاسخ‌های تند مقام‌های نظامی و سیاسی تهران و اصرار اسرائیل بر ادامه مأموریت نظامی علیه جمهوری اسلامی در کنار هم، بازگشت ایران و آمریکا به جنگ و درگیری نظامی مستقیم را محتمل‌تر از قبل و منطقه را نگران کرده است.

در شرایطی که انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به شکست سنگین جمهوری‌خواهان و از دست رفتن کنترل هر دو مجلس کنگره منجر شده، ترامپ از یک طرف از احتمال توافق با ایران سخن می‌گوید و از طرف دیگر تهدید می‌کند که در صورت لزوم می‌تواند حملات گسترده‌تری انجام دهد. هم‌زمان، تهران نیز با وجود ادامه پیام‌های تهدیدآمیز، از طریق قطر پیشنهاد تازه‌ای درباره پرونده هسته‌ای به واشنگتن فرستاده است. در اسرائیل، اما وزیر دفاع همچنان بر ناتمام ماندن مأموریت علیه ایران تأکید می‌کند. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که جنگ نه به پایان قابل اتکایی رسیده و نه طرفین توانسته‌اند به چارچوبی برای توافق دست پیدا کنند. اکنون مسئله اصلی، تصمیم ترامپ درباره ادامه جنگ، میزان تحمل ایران برای پذیرش شروط آمریکا و نقشی است که اسرائیل در تعیین سرنوشت این رویارویی بازی می‌کند.

تصمیم ترامپ چیست؟

اظهارات تازه ترامپ درباره توانایی ارتش آمریکا برای نابودی ۳۸ پل ایران در یک ساعت، در کنار اشاره او به حضور سه ناو هواپیمابر در منطقه، از مهم‌ترین نشانه‌های ادامه سیاست تهدید نظامی واشنگتن است.

ترامپ در گفت‌وگویی با سی‌ان‌ان گفته است در صورت ضرورت حمله به ایران انجام خواهد شد، اما به احتمال زیاد نیازی به این کار نیست، زیرا بنا به ادعای او، تهران به شدت خواهان توافق است. رئیس جمهور آمریکا در عین حال مدعی شده آمریکا می‌تواند ده‌ها پل ایران را در مدت کوتاهی نابود کند و نیروهایش برای عملیات نظامی آماده‌اند.

این اظهارات را باید در دو سطح بررسی کرد. نخست اینکه ترامپ می‌خواهد به تهران نشان دهد که با وجود شکست‌های انتخاباتی و فشار‌های داخلی، همچنان گزینه نظامی را روی میز نگه داشته است. دوم اینکه او در تلاش است پیش از هرگونه توافق احتمالی، خود را در موقعیت برتر مذاکرات قرار دهد و طرف مقابل را به پذیرش شروط واشنگتن نزدیک کند.

با این حال، تهدید به تخریب گسترده پل‌ها و زیرساخت‌ها صرفاً یک پیام نظامی نیست. پل‌ها و مسیر‌های ارتباطی در کنار کاربرد‌های احتمالی نظامی، بخش مهمی از زیرساخت زندگی روزمره مردم هستند. تخریب گسترده آنها می‌تواند حمل‌ونقل عمومی، انتقال کالا، دسترسی به خدمات درمانی و فعالیت اقتصادی را مختل کند. چنین تهدید‌هایی نگرانی درباره گسترش دامنه حملات از تأسیسات نظامی به زیرساخت‌های حیاتی را افزایش می‌دهد.

حملات محدود همچنان ادامه دارد

یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های وضعیت فعلی یعنی آتش بس بین ایران و آمریکا، تداوم حملات محدود بین طرفین است. در تازه‌ترین مورد و در پی شنیده شدن صدای انفجار در چند نقطه از جنوب ایران، از جمله جزیره قشم، گمانه‌زنی‌هایی درباره حملات تازه شکل گرفت، اما مقام‌های رسمی در ایران وقوع حمله موشکی به خاک کشور را تأیید نکردند.

در همین روز، سنتکام اعلام کرد یک کشتی تجاری با پرچم سنت‌کیتس را در دریای عمان پس از بی‌توجهی به هشدار‌های آمریکا و تلاش برای عبور از محاصره دریایی هدف قرار داده و از کار انداخته است. در مقابل، نیروی دریایی سپاه از برخورد نفتکش‌ها با مین و آتش‌سوزی آنها در محدوده تنگه هرمز خبر داده است.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از آسیب دیدن ساختمان اداری شرکت آرامکو در ریاض بر اثر سقوط بقایای یک حمله نیز منتشر شده است. این اتفاق در کنار تشدید درگیری‌ها میان حوثی‌های یمن و عربستان نشان می‌دهد دامنه بحران همچنان فراتر از مرز‌های ایران و آمریکا در حال گسترش است.

شروط جدی تهران و هشدار مهم عراقچی

در سوی دیگر، مقام‌های ایرانی تاکید می‌کنند که ایران از موضع ضعف وارد مذاکرات نمی‌شود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، روز گذشته در پیامی خطاب به کاخ سفید نوشت: «جنگ را انتخاب کنید و شاهد باشید که نیرو‌های آماده‌باش و آبدیده ما چگونه جهنم را بر سر شما فرود می‌آورند».

او در ادامه تأکید کرد پیشنهاد دو روزه ایران همچنان پابرجاست و در صورت پذیرش خواسته‌های تهران، از جمله پایان جنگ در همه جبهه‌ها، امکان دستیابی به نتایج مورد نظر وجود دارد.


بیشتر بخوانید: از هشدار روس‌ها تا تهدید و تحریم آمریکایی‌ها؛ جنگ بیخ گوشمان است؟


هم‌زمان، ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، اعلام کرده است که ایران توان ضربه زدن به پایگاه‌ها، تجهیزات و نیرو‌های آمریکا را دارد و در صورت حمله، نیرو‌های آمریکایی حتی در خارج از محدوده منطقه نیز در معرض پاسخ ایران خواهند بود.

حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران نیز در واکنش به طرح فشار اقتصادی و تهدید‌های آمریکا گفته است اگر واشنگتن در اجرای محاصره اقتصادی جدی باشد، ایران نیز جدی‌تر از آن عمل خواهد کرد.

این ادبیات نشان می‌دهد تهران در پی آن است که هزینه هرگونه اقدام نظامی تازه را برای آمریکا بالا ببرد. ایران به خوبی می‌داند که در جنگ متعارف و از نظر تجهیزات هوایی و دریایی با آمریکا قابل مقایسه نیست؛ بنابراین، بخشی از راهبرد بازدارندگی آن بر استفاده از موشک‌ها، پهپادها، ظرفیت‌های دریایی و امکان هدف قرار دادن پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه استوار است.

اسرائیل هنوز به دنبال ادامه جنگ است

در میان تحولات اخیر، موضع اسرائیل یکی از عوامل مهم در افزایش نگرانی‌ها درباره بازگشت جنگ است. یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل دیروز اعلام کرد مأموریت اسرائیل در برابر ایران هنوز به پایان نرسیده است. او مدعی شد تهران در تلاش است برنامه دستیابی به سلاح هسته‌ای را از سر بگیرد و هم‌زمان اقداماتی انجام می‌دهد که امنیت اسرائیل را تهدید می‌کند.

کاتز در ادامه خواستار وحدت داخلی در اسرائیل شد و گفت برای انجام مأموریت‌های پیش رو به تمام توان ارتش و تاب‌آوری جامعه اسرائیل نیاز است.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که وضعیت سیاسی اسرائیل نیز پس از انتخابات اخیر با ابهام روبه‌رو شده است. بنیامین نتانیاهو و ائتلاف او اکثریت پارلمانی را از دست داده‌اند و اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل، روز شنبه گادی آیزنکوت، رقیب اصلی نتانیاهو، را مأمور تشکیل دولت کرده است. آیزنکوت برای تشکیل ائتلاف با موانع جدی روبه‌روست و هنوز مشخص نیست بتواند دولت جدیدی تشکیل دهد. تا آن زمان، دولت موقت نتانیاهو همچنان مسئولیت اداره کشور و تصمیمات امنیتی را بر عهده دارد.

از نگاه اسرائیل، توافقی که صرفاً به توقف درگیری و بازگشایی تنگه هرمز منجر شود، اما درباره توان موشکی و برنامه هسته‌ای ایران محدودیت‌های مورد نظر تل‌آویو ایجاد نکند، توافق مطلوبی نخواهد بود. در این میان، خطر اصلی آن است که اسرائیل با حفظ تهدید نظامی، تلاش کند واشنگتن را از پذیرش توافقی که آن را ناکافی می‌داند، منصرف کند.

بحث ساخت بمب اتمی دوباره بالا گرفت

یکی از نگران‌کننده‌ترین تحولات داخلی ایران، افزایش اظهارنظر‌ها درباره ضرورت تغییر دکترین هسته‌ای و حتی دستیابی به سلاح اتمی است. محمدجواد لاریجانی، رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، در گفت‌و‌گو با صداوسیما از امکان استفاده تاکتیکی از فناوری هسته‌ای در برابر پایگاه‌های نظامی دشمن سخن گفته و بر ضرورت غنی‌سازی ۸۰ درصدی تأکید کرده است.

این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که پیش از این نیز برخی نمایندگان مجلس و چهره‌های سیاسی خواستار بازنگری در سیاست هسته‌ای ایران و حتی خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای شده بودند.

اما نکته مهم این است که اظهارات لاریجانی را نباید به معنای تغییر رسمی دکترین هسته‌ای کشور تلقی کرد. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در روز‌های پایانی مهر اعلام کرده بود که هنوز هیچ تصمیم رسمی از سوی دولت یا شورای عالی امنیت ملی برای تغییر دکترین هسته‌ای گرفته نشده است. او در عین حال تأیید کرده بود که این موضوع در فضای سیاسی و امنیتی کشور مورد بحث قرار دارد.

با این حال در روز‌های اخیر به شدت شاهد افزایش بحث ساخت بمب اتمی در رسانه‌ها و محافل رسمی ایران هستیم و این تغییر فضای سیاسی می‌تواند پیامد‌های مهمی داشته باشد. اصرار بر غنی‌سازی ۸۰ درصدی نیز در شرایط فعلی پیامد‌های سنگینی دارد. هرچه فاصله سطح غنی‌سازی از کاربرد‌های متعارف صلح‌آمیز بیشتر شود، نگرانی‌های بین‌المللی افزایش پیدا می‌کند و امکان رسیدن به توافقی که بتواند تحریم‌ها را کاهش دهد، دشوارتر خواهد شد.

به این ترتیب، در حالی که آمریکا خواهان محدودیت‌های جدی بر برنامه هسته‌ای ایران است، بخشی از فضای سیاسی داخلی به سمت طرح مطالباتی حرکت می‌کند که می‌تواند فاصله دو طرف را بیشتر کند. این همان نقطه‌ای است که احتمال محاسبه اشتباه و بازگشت به درگیری را افزایش می‌دهد.

جنگی که پایان آن قابل پیش بینی نیست

کانال دیپلماسی هنوز بسته نشده و میانجی‌ها به تلاش خود ادامه می‌دهند. با این حال از مجموع تحولات روز‌های اخیر برمی‌آید که هیچ‌یک از دو طرف هنوز به اهدافی که برای جنگ تعیین کرده بودند، به طور کامل نرسیده‌اند. آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های نظامی ایران خسارت جدی وارد کرده‌اند، اما مسئله هسته‌ای همچنان حل‌نشده باقی مانده و تهران نیز همچنان توانایی ایجاد اختلال در امنیت منطقه و تهدید منافع آمریکا را حفظ کرده است.

از سوی دیگر، ادامه جنگ برای واشنگتن هزینه اقتصادی و سیاسی دارد. افزایش قیمت انرژی، نگرانی متحدان منطقه‌ای و شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان نشان داده است که ادامه درگیری بدون چشم‌انداز روشن، می‌تواند موقعیت داخلی ترامپ را بیش از پیش تضعیف کند. در عین حال، عقب‌نشینی بدون دستیابی به توافقی که بتواند آن را پیروزی معرفی کند نیز برای او دشوار خواهد بود.

در تهران نیز ادامه وضعیت فعلی با فشار اقتصادی، محدودیت صادرات نفت، نااطمینانی سرمایه‌گذاران و خطر حملات تازه همراه است. بنابراین، حتی اگر مقام‌های ایرانی بر آمادگی نظامی تأکید کنند، هزینه ادامه تقابل برای کشور قابل چشم‌پوشی نیست.

در این میان، خطرناک‌ترین سناریو نه لزوماً آغاز یک جنگ برنامه‌ریزی‌شده از سوی یکی از طرفین، بلکه وقوع زنجیره‌ای از اقدامات و واکنش‌هاست که کنترل آن از دست هر دو خارج شود. حمله محدود به یک تأسیسات، پاسخ موشکی، هدف قرار گرفتن یک کشتی، گسترش درگیری به پایگاه‌های منطقه‌ای و سپس ورود اسرائیل به عملیات گسترده‌تر می‌تواند به سرعت شرایط را تغییر دهد.

در چنین وضعیتی، فرصت دیپلماسی ممکن است پیش از آنکه دو طرف به توافق برسند از بین برود. به‌خصوص آنکه بحث تغییر دکترین هسته‌ای در ایران و تأکید اسرائیل بر ناتمام ماندن مأموریت نظامی، فضای سیاسی را برای مصالحه دشوارتر کرده است.

ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار