همزمان با افزایش گزارشها درباره احتمال آغاز دور تازهای از گفتوگوهای ایران و آمریکا، این پرسش دوباره در کانون توجه قرار گرفته است: آیا مذاکره به معنای توافق است؟ و اگر توافقی حاصل نشود، آیا منطقه ناگزیر به سمت جنگ حرکت خواهد کرد یا سناریوهای دیگری نیز روی میز است؟
گذشته از خبری مبنی بر شروع مذاکرات در روزهای آتی که به نقل از یک مقام آگاه در رسانههایی مثل فارس و تسنیم منتشر و بعد از خروجی حذف شد، اظهارات امروز اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه را باید مهمترین نشانه مبنی بر در پیش بودن مذاکرات دانست.
الکساندر ووچیچ، رئیس جمهور صربستان در اظهاراتی عجیب گفت: «این اسناد جفری اپستین در حال انتشارند یک نکته انحرافی و برای پوشش یک کار بزرگ هستند... من اکنون انتظار حمله به ایران و تحولات مهم در ۴۸ ساعت آینده دارم.»
یک سرباز سابق آمریکایی و یکی از روسای حزب کمونیست آمریکا به نام کریستوفر هلالی (Christopher Hilali) به کتائب حزب الله پیوست که آماده دفاع از ایران در برابر حمله احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.
با توجه به هشدارهای تهران مبنی بر اینکه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، صرفاً یک نزاع دوطرفه نخواهد بود؛ خاورمیانه در آستانه بحرانی است که پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن میتواند منطقه و جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
با وجود همه تهدیدها، آرایش نظامی و لفاظیهای تند، واقعیت این است که هزینههای یک حمله گسترده به ایران از منافع احتمالی آن برای آمریکا بیشتر است. ترس از پاسخ تلافیجویانه ایران، خطر گسترش جنگ به کل منطقه و ناتوانی در تضمین یک پیروزی قاطع، واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که بین تهدید و احتیاط در نوسان است.
اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره ایران، بار دیگر گمانهزنیها درباره تصمیم نهایی آمریکا برای اقدام نظامی را به اوج رسانده است. رئیسجمهور آمریکا در حالی از پاسخ صریح درباره حمله به ایران خودداری کرد که از حرکت کشتیهای بسیار بزرگ و قدرتمند به سمت منطقه خبر داد؛ جملهای که بلافاصله توجه رسانههای جهان را جلب کرد.
فرمانده کل ارتش ایران در پاسخ به تهدید آمریکا برای حمله به ایران گفت: دست مان بر روی ماشه است، اگر اشتباهی مرتکب شوند، امنیت خودشان، امنیت سربازان شان، امنیت منطقه و امنیت رژیم جنایتکار صهیونیستی را حتماً با مخاطره مواجه خواهند کرد.
«نه جنگ، نه صلح» شاید برای سیاستمداران قابل تحمل باشد، اما برای جامعهای که زیر فشار اقتصادی و روانی له میشود، یک بنبست پرهزینه است؛ بنبستی که خروج از آن، نه انتخاب، بلکه ضرورت است.
سید عباس عراقچی در مصاحبه با سیانان ترک ضمن بیان این که «در حال حاضر هیچ مبنای جدی برای مذاکره با واشنگتن وجود ندارد»، گفت: ایران برای حمله احتمالی آمریکا آماده است.
علی قلهکی، فعال رسانهای اصولگرا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:در بخش هستهای مذاکرات، "خروج ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده از ایران" بابت تجربه تلخ گذشته (خروج مواد غنی شده در برجام به روسیه) منتفی بود، ولی برخی تحرکات اخیر نشان دهندۀ آن است که در مورد این موضوع عم گفتوگو شده؛ اما آیا بر فرض موافقت سخت تهران با "خروج ۴۰۰ کیلو اورانیوم از ایران"، "سایه جنگ" از کشور موقتا دور میشود یا دشمن راحتتر به "حماقت نظامی" دست میزند؟
ترامپ همواره کوشیده است خود را رهبری غیرقابلپیشبینی نشان دهد. با این وجود، اگر حملهای در بازه زمانی ۱۲ تا ۲۲ بهمن، و بهویژه در روز ۲۲ بهمن (سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی) رخ دهد، چندان تعجببرانگیز نخواهد بود.
امروز، حجتالاسلام احمد مطهریاصل در تبریز لباس رزم سپاه را به تن کرد و مقامات ارشد کشور تهدیدهای متقابل را علنی کردند؛ نشانههایی که نشان میدهد امکان وقوع درگیری نظامی دیگر نمیتواند نادیده گرفته شود.
شرطبندی ۸۳ هزار دلاری روی حمله آمریکا به ایران، شاید در نهایت چیزی بیش از یک قمار پرریسک نباشد؛ اما در فضای ملتهب کنونی، همین قمار میتواند به ابزار تهدید، فشار روانی و حتی دستکاری افکار عمومی تبدیل شود.
مشاور محسن رضایی هشدار داد که آینده رابطه ایران با آمریکا و اروپا دیگر بر سر میز مذاکره تعیین نخواهد شد و به جای آن، میدان جنگ معمار مناسبات بعدی خواهد بود.
طبق دادههای راداری و سطح هشدار تاکتیکی، احتمال حمله ایالات متحده به ایران در حال حاضر ۱۶ درصد (Low Risk) ارزیابی شده است. نمودار روند ۷۲ ساعته نشان میدهد که این ریسک پس از عبور از قله (بیش از ۴۰ درصد در ۲۸ ژانویه)، اکنون به روند ثابتی در حداقل میزان خود رسیده است.