سهم اندک زنان از بازار کار کشور از یک سو و نرخهای افسارگسیخته در بازار مسکن از سوی دیگر، سبب شده است بسیاری از زنان سرپرست خانوار فقر تکاندهنده مسکن را تجربه کنند.
کاهش قدرت خرید خانوار و فاصله میان درآمد و هزینههای مسکن، برخی مستاجران را به سمت مناطق ارزانتر و حاشیه شهر سوق داده و همزمان شکلهای تازهای از سکونت اشتراکی و حتی «اجاره تو در تو» را ایجاد کرده است.
ستاره موسیقی راک که سالها در فعالیتهای بشردوستانه حضور داشته، پس از تجربه طولانی خود در مبارزه با فقر، نگاه متفاوتی به راهکارهای مقابله با این معضل مطرح کرده است.
وحید محمودی، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، با هشدار درباره تشدید فقر و کوچکتر شدن سفره خانوارها میگوید تداوم تورم بالا، علاوه بر حذف طبقه متوسط و گسترش سوءتغذیه، میتواند جامعه را با پیامدهای سنگین اقتصادی و اجتماعی روبهرو کند.
هر کنارهگیری را نباید فقط با شرم توضیح داد. گاهی فرد صرفاً توان پرداخت هزینه را ندارد، اما هنگامی که ناتوانی مالی با احساس قضاوت شدن، بیآبرویی یا پایین بودن منزلت همراه میشود با شرم فقر مواجهیم.
یک جامعهشناس معتقد است فقر میتواند بسیار پیش از رسیدن دانشآموز به مرحله کنکور، فرصتهای آموزشی او را محدود کند و تفاوتهای اقتصادی خانوادهها را به نتایج متفاوت در پذیرش دانشگاه تبدیل کند.
با رفتن بیش از ۴۰ درصد از جمعیت کشور به زیر خط فقر، کشور به فقر فراگیر دچار شده و با کنترل قیمت کالاهای اساسی میتوان تا حدی جلوی این روند فقرگستر را گرفت.
گزارشهای رسمی هم میگویند فقر در سطحی بالا «تثبیت» شده؛ واژهای که شاید از هر چیز دیگری نگرانکنندهتر باشد. بر پایه دادههای مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ فقر از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ حوالی ۳۰ درصد در نوسان بوده؛ یعنی چیزی حدود ۲۵ تا ۲۶ میلیون نفر.
نکته بسیار مهم دیگر درباره ویژگیهای کودکان کار و خیابان این است که مسئله اصلی، فقر اقتصادی است: «برای مثال، ۶۱ درصد پدران این کودکان شاغل بودهاند، اما عمدتا در مشاغلی مانند کارگری ساختمانی و مشاغل خدماتی فعالیت داشتهاند.»
بر اساس قانون کار، افراد ۱۵ تا ۱۸ سال بهعنوان «کارگر نوجوان» شناخته میشوند. این گروه میتوانند مشمول بیمه تأمین اجتماعی شوند، مشروط بر اینکه ساعات کاری آنها نیم ساعت کمتر از بزرگسالان باشد و نوع کار نیز به سلامت جسمی و روانیشان آسیب نرساند، همچنین طبق ماده ۷۹ قانون کار، بهکارگیری هر فرد زیر ۱۵ سال ممنوع است.
ارزش سرمایههای مردم در بازار سرمایه در ده سال اخیر به چیزی حدود یک پنجم کاهش یافته و باید در نظر داشت که ۸۹ درصد بازار سرمایه در ایران وابسته به بخش عمومی دولتی و غیردولتی میباشد.
تحلیل وضعیت فعلی ما را به این نکته میرساند که فقر در ایران در حال تغییر ماهیت از یک پدیده پولی به پدیدهای زیستی است. وقتی نزدیک به چهار میلیون مورد حمایت مستمر در کشور ثبت میشود، یعنی ما با پدیدهای به نام تله وابستگی روبهرو هستیم.
طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است.
براساس دادههای رسمی منتشرشده از مرکز دادههای باز ایران و مرکز آمار ایران، وضعیت اقتصادی استانهای تهران، خراسان رضوی، ایلام و اصفهان در سالهای اخیر تحت تأثیر فشارهای معیشتی و اشتغال قرار داشته است. گزارش سال ۱۴۰۰ نشان میدهد که در استان خراسان رضوی، با مرکزیت مشهد، حدود ۳۸ درصد از خانوارها زیر خط فقر قرار داشتهاند.
یارانه و حمایتهای معیشتی در اغلب کشورهای دنیا سیاستی استثنائی است و ابزارهایی مثل کوپن، کالابرگ، سقف قیمت و کنترل بازار معمولا باید در شرایط بحرانی، جنگ یا رکود شدید یا در زمان شوکهای موقتی به کار گرفته شود.