گرانی دیگر فقط یک عدد در گزارشهای رسمی نیست؛ حالا به بحرانی تبدیل شده که سفره مردم، سلامت خانوار و حتی امنیت روانی جامعه را نشانه گرفته است. در شرایطی که مسئولان همچنان با توصیه، دستور و جلسات نمایشی به دنبال مهار بازار هستند، واقعیت زندگی مردم از فروپاشی تدریجی معیشت حکایت دارد.
اعداد و ارقام روی تابلوی صرافیها، در خلاء زندگی نمیکنند. دلار ۱۹۰ هزار تومانی، پوند ۲۵۸ هزار تومانی و یورو ۲۲۳ هزار تومانی، مستقیماً به معنای گرانتر شدن نان، دارو، مسکن و تمام اقلام اساسی است که زندگی روزمره مردم به آنها وابسته است. این بلایی خانمانسوز است که بیش از همه، طبقه کارگر و حقوقبگیر را درمانده کرده است.
شیب تورم هر روز بیشتر میشود و نفس مردم در این سربالایی به تنگ آمده است؛ دولت اما تلاش کرده با اتخاذ سیاستهای حمایتی از جمله کالابرگ الکترونیکی قدری از فشار اقتصادی خانوارها بکاهد. اکنون که بحث بازبینی درباره مبلغ کالابرگ مطرح شده باید دید که آیا دولت حاضر است سطح حمایت را متناسب با نرخ تورم و هزینه واقعی زندگی افزایش دهد یا همچنان به اعداد حداقلی بسنده خواهد کرد؟
علیرضا کار اندیش در توضیح بیشتر اعلام کرد که از ابتدای اردیبهشتماه ۱۴۰۵، تعرفههای جدید بلیت مترو بر اساس مصوبه شورای اسلامی شهر تهران اجرایی خواهد شد.
تورم در ایران از یک شاخص اقتصادی عبور کرده و به مسئلهای اجتماعی بدل شده است؛ جایی که حقوق و دستمزد، پیش از رسیدن به پایان ماه، معنا و کارکرد خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی، مزدبگیران در خط مقدم نبردی نابرابر ایستادهاند؛ نبردی میان درآمد ثابت و هزینههایی که هر روز بیوقفه رشد میکنند.
روزنامه هفتصبح در گزارشی با عنوان «اقتصاد قابلمه» از تغییر عادتهای غذایی زیر سایه افزایش قیمتها گفته و نوشته که غذاهای ساده، کمهزینه و خانگی دوباره محبوب شدند.
کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی، موج گرانی را سهمگینتر از آن ارزیابی میکنند که با کالابرگ یک میلیونی و سیاستهایی از این دست قابل کنترل باشد لذا توصیه به دولت چهاردهم افزایش متناسب دستمزدها با تورم کالاهای اساسی است.
در روزهایی که بسیاری از خانوارها برای تأمین حداقلیترین اقلام خوراکی با مشکل مواجهاند، اعلام قیمت تمامشده یکمیلیونی برای ویزیت پزشک عمومی در سال ۱۴۰۵، زنگ خطر تازهای را به صدا درآورد؛ هشداری که نشان میدهد بحران معیشت از سفره مردم عبور کرده و حالا به حوزه درمان رسیده است.
اعتراف امروز سخنگوی دولت به افزایش قیمت برخی کالاها بعد از حذف ارز ترجیحی در واقع تلطیف کلامی یک واقعیت خشن است: موج جدید گرانی در راه است و این بار، هیچ ابزار نظارتی توان مقابله با کشش قیمتی بازار را نخواهد داشت.
با افزایش قیمت ارز و طلا و بالا رفتن هزینههای زندگی در ایران، واکنش چهرههای شناختهشده به وضعیت اقتصادی بیشتر شده است. نفیسه روشن بازیگر سینما و تلویزیون نیز با انتشار استوریای در شبکههای اجتماعی نسبت به موج گرانیها واکنش نشان داد و با اشاره به قیمت ۴۵۰ هزار تومانی یک بسته لپه و باقالی، نگرانی و اعتراض خود را به شرایط موجود بیان کرد و نوشت «نمیدونم واقعا به کجا داریم میریم با کدوم درآمد و این همه گرونی و این همه مافیا آری جان سخت شدهایم شهر داره میبازه»
آنچه امروز اقتصاد ایران را تهدید میکند، صرفاً ۱۴۴ هزار تومان شدن دلار نیست؛ بلکه تثبیت این تصور است که «وضعیت بد، دائمی است». وقتی جامعه و بازار به بدترین سناریوها عادت میکنند، سیاستگذار آخرین ابزار خود یعنی امید و اعتبار را از دست میدهد.
تصاویر منتشر شده از قیمت یک ماشین کنترلی آفرود در فروشگاههای آنلاین، واکنش کاربران شبکههای اجتماعی را برانگیخته است. بر اساس این تصاویر، برخی مدلها با قیمتی حدود ۲۷ تا ۲۸ میلیون تومان عرضه میشوند که تقریباً معادل دستمزد دو ماه یک کارگر با حداقل حقوق است.
افزایش شدید قیمتها و تشدید فشارهای معیشتی باعث شد خطبههای نماز جمعه این هفته در شهرهای مختلف رنگ و بوی انتقاد بگیرد؛ جایی که ائمه جمعه با هشدار نسبت به گرانیها و پیامدهای اقتصادی آن، بر لزوم پاسخگویی مسئولان تأکید کردند.
نماینده مجلس هشدار داد جمعیت فقیر ایران به زودی از ۵۵ میلیون نفر عبور میکند. سقوط طبقه متوسط، تورم بیسابقه و دهکبندی ناقص، اقتصاد ایران را به بحران گستردهای کشانده و قدرت خرید میلیونها خانوار را نابود کرده است.
تهدید به استیضاح وزرا، این روزها دوباره به ابزار محبوب مجلس تبدیل شده؛ ابزاری پرسر و صدا که قرار است هم پیام اقتدار بدهد، هم پاسخ افکار عمومی باشد. اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: مجلسی که خود یکی از بازیگران اصلی تورم و آشفتگی اقتصادی است، با چه منطقی دیگران را بهخاطر گرانی بازخواست میکند؟