تاریخ انتشار: ۲۰:۳۰ - ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
در اقتصاد۲۴ بخوانید:

چین و روسیه در آستانه جنگ؛ تهران تنها می‌ماند؟

تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌هایی، چون المانیتور، رویترز با استناد به دیدگاه کارشناسان چینی و غربی، یک تصویر نسبتاً مشترک ترسیم می‌کند: نه پکن و نه مسکو، آمادگی ورود به یک تقابل نظامی مستقیم با آمریکا به خاطر ایران را ندارند.

اقتصاد۲۴ - با بالا گرفتن تنش‌ها میان تهران و واشنگتن و پررنگ شدن گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال درگیری مستقیم نظامی، یک پرسش کلیدی دوباره به صدر تحلیل‌های سیاسی بازگشته است: در صورت حمله آمریکا به ایران، چین و روسیه چه خواهند کرد؟

پرسشی که پاسخ آن، برخلاف انتظارات تبلیغاتی سال‌های اخیر، بیش از آن‌که به «حمایت راهبردی» ختم شود، به احتیاط، فاصله‌گذاری و اولویت منافع ملی این دو قدرت بزرگ می‌رسد.

تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌هایی، چون المانیتور، رویترز با استناد به دیدگاه کارشناسان چینی و غربی، یک تصویر نسبتاً مشترک ترسیم می‌کند: نه پکن و نه مسکو، آمادگی ورود به یک تقابل نظامی مستقیم با آمریکا به خاطر ایران را ندارند.

پکن؛ شریک اقتصادی، نه متحد نظامی

چین امروز مهم‌ترین شریک اقتصادی ایران در دوران تحریم است؛ کشوری که بخش قابل توجهی از نفت ایران را جذب می‌کند و از بی‌ثباتی شدید در خلیج فارس متضرر خواهد شد. اما همین وابستگی اقتصادی، الزاماً به معنای حمایت نظامی نیست.

کارشناسان چینی که دیدگاه آنها در گزارش تابناک منعکس شده، صراحتاً تأکید دارند که پکن حتی در بدترین سناریو‌ها نیز وارد درگیری نخواهد شد.

«ون شائوبیائو» استاد دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای هشدار می‌دهد که فروپاشی یا جنگ داخلی در ایران می‌تواند تجارت و سرمایه‌گذاری چین در کل منطقه را تهدید کند، اما هم‌زمان تصریح می‌کند که پاسخ چین نه مداخله، بلکه تماشای محتاطانه و دعوت به گفت‌و‌گو خواهد بود. این نگاه، ریشه در سنت دیرینه سیاست خارجی چین دارد: عدم مداخله، اجتناب از طرف‌گیری و حفظ جریان انرژی به هر شکل ممکن.

«جاناتان فولتون» پژوهشگر شورای آتلانتیک نیز در تحلیلی که بازتاب گسترده‌ای یافته، روایت رایج «نجات ایران توسط چین» را عملاً افسانه می‌داند و می‌نویسد: برای پکن، ماهیت نظام سیاسی ایران اهمیتی ندارد؛ مهم این است که نظم منطقه‌ای به‌هم نریزد و صادرات انرژی مختل نشود.

روسیه؛ گرفتار جنگ خود

روسیه اگرچه در سال‌های اخیر در همکاری‌های نظامی و امنیتی به ایران نزدیک شده، اما واقعیت میدان این است که مسکو درگیر جنگ فرسایشی اوکراین است و توان، انگیزه و حتی مشروعیت بین‌المللی ورود به یک جبهه جدید را ندارد.

تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی نشان می‌دهد که کرملین در بهترین حالت، به حمایت‌های سیاسی، دیپلماتیک و احتمالاً اطلاعاتی بسنده خواهد کرد؛ حمایتی که بیشتر مصرف چانه‌زنی با غرب دارد تا دفاع از ایران.

حتی رزمایش‌های مشترک ایران، چین و روسیه نیز بیش از آن‌که نشانه اتحاد نظامی باشد، پیام نمادین سیاسی دارد؛ پیامی که در لحظه بحران، الزاماً به اقدام عملی ترجمه نمی‌شود.

سازمان‌ها، بدون ضمانت

عضویت ایران در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، در داخل کشور به‌عنوان سپر امنیتی و نشانه خروج از انزوا معرفی شد، اما تحلیل فولتون درباره کنار کشیدن ایران از رزمایش دریایی اخیر، ضربه‌ای جدی به این روایت می‌زند.

پیامی که به‌گفته او به دیگر اعضای بالقوه مخابره می‌شود، روشن است: این بلوک‌ها مشروعیت می‌دهند، اما تضمین امنیتی نمی‌دهند.

جمع‌بندی تحلیل‌ها یک نتیجه نگران‌کننده، اما واقعی دارد و آن این است که در صورت حمله آمریکا، چین و روسیه منافع خود را قربانی ایران نخواهند کرد. حمایت‌ها به بیانیه، وتوی احتمالی در شورای امنیت، یا کمک‌های غیرمستقیم محدود می‌شود، نه حضور در میدان نبرد.

این شکاف میان «روایت رسمی از شرق» و «واقعیت رفتار قدرت‌ها» همان نقطه‌ای است که سیاست خارجی ایران را در موقعیتی شکننده قرار داده است؛ جایی که نه غرب باز است و نه شرق، حاضر به پرداخت هزینه جنگ.

در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، بازتعریف واقع‌بینانه سیاست خارجی، گفت‌وگوی صریح با افکار عمومی و پرهیز از توهم حمایت‌های راهبردی است؛ چرا که در سیاست جهانی، اتحاد‌ها دائمی نیستند، اما هزینه محاسبه غلط، همیشه از جیب یک کشور و مردم آن پرداخت می‌شود.

ارسال نظر