
اقتصاد۲۴- اعتراضات و ناآرامیهای اخیر در ایران که با ابعاد داخلی و پیامدهای منطقهای همراه شده، واکنش متفاوت کشورهای جهان را برانگیخته است. از مواضع حمایتی در برابر حاکمیت ایران تا انتقادهای صریح و فشارهای سیاسی و رسانهای، این بحران داخلی به یک آزمون بزرگ در سیاست خارجی بازیگران جهانی بدل شده است؛ با این سؤال کلیدی: کدام کشورها از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردهاند و کدامها در جهت مخالف آن ایستادهاند؟
تکلیف ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ از همه روشنتر است. رویکردی آمیخته از فشار و تهدید را در قبال ایران دنبال میکند. ترامپ در اظهارات اخیر خود از امکان گفتوگو سخن گفت، اما در همان حال به گزینههای فشار همچون تحریم و بهکارگیری «تمام ابزارهای ممکن» اشاره کرده است. رسانههای ایالات متحده این موضع را به عنوان ترکیبی از فشار حداکثری و ظرفیت دادن به مذاکره مشروط تحلیل کردهاند؛ رویکردی که در آن دیپلماسی صرفاً زمانی امکانپذیر میشود که ایران انتظارات واشینگتن را برآورده سازد.
در این میان، اسرائیل آشکارترین و صریحترین موضع خصمانه را نسبت به تحولات داخلی ایران اتخاذ کرده است. مقامات تلآویو نهتنها از اعتراضات اخیر در ایران حمایت علنی کردهاند، بلکه همزمان تلاش کردهاند ناآرامیها را به پرونده هستهای و تهدیدهای امنیتی پیوند بزنند. رسانههای نزدیک به دولت اسرائیل، با برجستهسازی اعتراضات، کوشیدهاند تصویری از «بیثباتی داخلی» ایران ارائه دهند و آن را بهعنوان فرصتی برای تشدید فشارهای بینالمللی و حتی مشروعسازی گزینههای سختگیرانهتر علیه تهران مطرح کنند. این رویکرد، همسو با مواضع تندروانه دولت ترامپ، نشان میدهد اسرائیل اعتراضات ایران را نه یک مسئله داخلی، بلکه ابزاری برای بازآرایی موازنه فشار علیه جمهوری اسلامی میبیند.
اتحادیه اروپا، در قطعنامههای اخیر پارلمان و مواضع رسمی مقامهای بلندپایه، با انتقاد صریح از آنچه سرکوب اعتراضات میخواند و محدودیتهای رسانهای همراه شده است. اروپا از آزادی بیان و احترام به حقوق بشر دفاع کرده و همزمان بر شرطگذاری برای عادیسازی روابط با ایران تأکید کرده است؛ از جمله آزادی بازداشتشدگان، توقف اعدامها و باز شدن فضای رسانهای. رسانههای اروپایی این مواضع را در چارچوب «تحول رویکرد بروکسل از حقوق بشر به معیارهای ژئوپلیتیک» تحلیل کردهاند؛ جایی که اروپا تلاش میکند میان همدلی با مطالبات داخلی ایران و تعامل سازنده با تهران توازنی ایجاد کند.
چین بهرغم روابط گسترده اقتصادی و سیاسی با ایران، در مذاکرات و بیانیههای رسمی خود تا کنون از ارائه پیامهای صریح انتقادی درباره اعتراضات خودداری کرده است. پکن به جای موضعگیری جدی، بر لزوم احترام به ثبات و حاکمیت ملی تأکید کرده و روندهای دیپلماتیک موجود را ترجیح داده؛ رویکردی که نشان میدهد چین منافع تجاری و امنیت انرژی خود را در اولویت میبیند و مایل نیست به میدان رقابت ژئوپلیتیک علیه تهران وارد شود.
روسیه نیز در مواجهه با بحران ایران راهی میانه اتخاذ کرده است. مقامات مسکو، اگرچه به طور مستقیم از سرکوبها دفاع نکردهاند، بر لزوم پایبندی به حاکمیت ملی و اجتناب از مداخلات خارجی تأکید داشتهاند. تحلیلگران روسی معتقدند مسکو نه تنها به ایران به عنوان شریک راهبردی در نظام چندجانبهگرایی نگاه میکند، بلکه از هر گونه بیثباتی در همسایگی خود نیز ابراز نگرانی کرده است؛ موضعی که از تعامل همزمان با تهران و اجتناب از تشدید اختلافها حکایت دارد.
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در تماس تلفنی با مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، مواضع این کشور را روشن کرد: «ترکیه هرگز موضعی مثبت نسبت به سناریوها و مداخلات خارجی در ایران اتخاذ نکرده است.» این سخن، ضمن تأکید بر حفظ حاکمیت ملی ایران، نشان میدهد آنکارا تلاش دارد میان حفظ روابط راهبردی با تهران و جلوگیری از تشدید تنشهای منطقهای، فاصلهگذاری کند. ترکیه حضور فعال در تحولات منطقه را انتخاب کرده، اما مخالفت خود را با فشار بیرونی و مداخله مستقیم اعلام کرده است؛ موضعی که هم همسایگی و هم منافع اقتصادی–سیاسی را مدنظر دارد.
در خاورمیانه، کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات که با جمهوری اسلامی در رقابت منطقهای هستند، مواضعی محتاطانه، اما منتقدانه اتخاذ کردهاند و با تأکید بر احترام به حقوق بشر و ضرورت گفتوگو، تمایز خود را با تهران نشان دادهاند. رقابتهای منطقهای و نگاه به ایران بهعنوان رقیب معنایی در امنیت و نفوذ منطقهای، باعث شده این کشورها از هر فرصتی برای برجستهکردن پرهیز از سرکوب به عنوان یک اصل حقوقی و سیاسی استفاده کنند. از سوی دیگر، حزبالله لبنان و گروههای همپیمان با ایران در بیانیهها و رسانههای خود بر لزوم حفظ حاکمیت داخلی ایران و مقابله با تلاشهای خارجی برای «تغییر نظام» تأکید کردهاند؛ مواضعی که تابعی از پیوندهای ایدئولوژیک و امنیتی با تهران است.
آنچه از تحلیل رفتار کشورهای مختلف در قبال اعتراضات ایران و مواضع ترامپ برمیآید، این است که مواجهه با این بحران چندلایه است: برخی کشورها مانند ترکیه، روسیه و چین تلاش میکنند حفظ روابط راهبردی با تهران را با انتقاد از مداخله خارجی تلفیق کنند؛ بازیگرانی مانند اروپا و آمریکا نیز رویکردهایی را اتخاذ کردهاند که ترکیبی از فشار حقوق بشری، شرطگذاری سیاسی و دعوت به گفتوگو است. در مقابل، برخی کشورهای منطقهای رقابتجویانهتر، ایران را به مثابه رقیب منطقهای مینگرند و از هر فرصتی برای برجسته کردن اختلافات بهره میبرند.
این تنوع واکنشها نشان میدهد که اعتراضات و پیامدهای آن دیگر صرفاً موضوع داخلی ایران نیست، بلکه آزمونی برای دیپلماسی، مشروعیتگرایی و مناسبات قدرت در سطح جهانی و منطقهای است؛ وضعیتی که میتواند در ماههای پیشرو تأثیرات مستقیمی بر روندهای راهبردی تهران و روابط آن با بازیگران بینالمللی و منطقهای داشته باشد.