تاریخ انتشار: ۱۸:۱۱ - ۰۴ بهمن ۱۴۰۴

تحلیل اندیشکده روس درباره پیامدهای حمله به ایران

یک اندیشکده روس در گزارشی هشدار داد که هرگونه حمله نظامی به ایران خطای محاسباتی به شمار می‌آید و این درگیری احتمالی به هیچ‌وجه یک‌طرفه نخواهد بود.

واکنش احتمالی در حمله به ایران از نگاه اندیشکده روس

اقتصاد۲۴- یک اندیشکده روس در گزارشی نوشت، حمله نظامی به ایران یک خطای محاسباتی است و این جنگ احتمالی حتما یک طرفه نخواهد بود. اندیشکده «شورای روابط بین الملل روسیه» در گزارشی نوشت:

در چند هفته گذشته، امکان حمله نظامی به ایران در سراسر غرب آسیا در کانون بحث‌های سیاسی، پوشش رسانه‌ای و محاسباتراهبردک قرار گرفته است. اینکه چنین حمله‌ای به تأخیر افتاده، به تعویق افتاده یا به طور خاموش کنار گذاشته شده است همچنان نامشخص است. آنچه واضح است این است که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران توسط اسرائیل، ایالات متحده یا هر دو، یک رویداد محدود و یک طرفه نخواهد بود. این اقدام پیامد‌هایی را به همراه خواهد داشت که تمام منطقه را در بر می‌گیرد، بازار‌های جهانی را بی‌ثبات می‌کند و نظم بین‌المللی شکننده‌ای که هم‌اکنون وجود دارد را شکننده‌تر خواهد کرد.

در حالی که قدرت نظامی اسرائیل و ایالات متحده در معیار‌های متعارف از ایران بیشتر است، جنگ در خاورمیانه امروز دیگر تنها به قدرت آتش وابسته نیست. راهبرد بازدارندگی ایران بر اساس انتقام‌جویی‌های لایه‌به‌لایه است؛ موشک‌ها، پهپادها، قابلیت‌های سایبری، اهرم‌های دریایی و متحدان منطقه‌ای. هرگونه حمله به سرزمین ایران تقریباً قطعاً با پاسخ وسیع‌تر و قوی‌تری روبه‌رو خواهد شد که بسیاری در واشنگتن یا تل‌آویو ممکن است انتظار آن را نداشته باشند.

مهم‌تر از همه، محیط سیاسی منطقه‌ای به طور اساسی تغییر کرده است. برخلاف دهه‌های گذشته، هیچ کشور بزرگ منطقه‌ای به نظر نمی‌رسد که آماده باشد فضای هوایی، کریدور‌های لجستیکی یا پوشش سیاسی برای حمله به ایران فراهم کند. دوره‌ای که عملیات‌های نظامی ایالات متحده می‌توانستند به همکاری منطقه‌ای تقریباً خودکار اتکا کنند به سرعت در حال از بین رفتن است.

تردید منطقه‌ای و افزایش احساسات ضد آمریکایی

در سراسر خاورمیانه، دولت‌ها به طور فزاینده‌ای از گرفتار شدن در یک درگیری بزرگ دیگر محتاط هستند. کشور‌های حاشیه خلیج فارس که در حال حاضر در حال هدایت فرآیند‌های تنوع اقتصادی، انتقال انرژی و اصلاحات داخلی هستند، می‌ترسند که جنگ با ایران به طور مستقیم ثبات، زیرساخت‌ها و برنامه‌های توسعه بلندمدت آنها را تهدید کند.

افکار عمومی نیز به طور فزاینده‌ای تغییر کرده است. احساسات ضد آمریکایی در منطقه به سطحی رسیده است که در سال‌های اخیر بی‌سابقه بوده است، که ناشی از درگیری‌های طولانی، بحران‌های انسانی و تصورات از اخلاقیات بین‌المللی گزینشی است. هر دولتی که به طور علنی از حمله به ایران حمایت کند، با واکنش‌های شدیدی در داخل و انزوای منطقه‌ای روبه‌رو خواهد شد.

این تردید به شدت امکان‌پذیری عملیات را محدود می‌کند. بدون دسترسی به فضای هوایی منطقه‌ای، لجستیک پیشرفته و پشتیبانی سیاسی، حتی قدرتمندترین نیرو‌های نظامی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو خواهند شد. برنامه‌ریزی جنگ نمی‌تواند جغرافیا را نادیده بگیرد و جغرافیا دیگر با آن همکاری نمی‌کند.

گسترش راهبردی ایالات متحده

در سطح جهانی، ایالات متحده با واقعیت انکارناپذیری مواجه است؛ گسترش راهبردی. واشنگتن در حال حاضر درگیر مسائل متعدد است. از ونزوئلا تا تنش‌های جدید بر سر گرینلند، از تعهدات در اروپا تا اقیانوس هند و اقیانوس آرام، توان نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی ایالات متحده به شدت تحت فشار است.

این درگیری بیش از حد، توانایی ایالات متحده را برای آغاز و حفظ یک درگیری بزرگ دیگر به ویژه جنگی پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی مانند جنگ با ایران را ضعیف می‌کند. اقتصاد ایالات متحده، اگرچه مقاوم است، اما در برابر بی‌ثباتی طولانی مدت، فشار‌های تورمی و بحران‌های بازار انرژی مصون نیست. افزایش قیمت نفت پس از هرگونه اختلال در تنگه هرمز تقریباً فوراً بر مصرف‌کنندگان ایالات متحده و بازار‌های جهانی تأثیر خواهد گذاشت.

علاوه بر این، روابط ایالات متحده با متحدان سنتی‌اش دیگر مانند گذشته محکم نیست. اختلافات سیاسی رو به رشد با اتحادیه اروپا و فشار‌های داخلی در ناتو به این معناست که واشنگتن نمی‌تواند روی اتحاد بی‌قید و شرط غرب حساب کند. بسیاری از کشور‌های اروپایی، که همچنان با فشار‌های اقتصادی و خستگی امنیتی دست و پنجه نرم می‌کنند، احتمالاً از یک جنگ دیگر در خاورمیانه حمایت نخواهند کرد.

سیاست داخلی: یک محدودیت قدرتمند

واقعیت‌های سیاسی داخلی در ایالات متحده و اسرائیل به عنوان ترمز‌های قدرتمندی بر ماجراجویی‌های نظامی عمل می‌کنند.

در ایالات متحده، دونالد ترامپ تحت فشار شدیدی قرار دارد تا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر موضع‌گیری کند. علاقه عمومی به یک درگیری دیگر در خارج از کشور کم است، و شک و تردید دو حزبی در مورد اقدام نظامی یک‌جانبه در حال رشد است. اعتراضات گسترده، قطبیت سیاسی و نگرانی‌های اقتصادی، جنگ را به یک اقدام سیاسی پرخطر تبدیل کرده است.

در اسرائیل، بنیامین نتانیاهو با طوفان سیاسی خود مواجه است. با برگزاری انتخابات عمومی در اکتبر، شکاف‌های داخلی عمیق، اعتراضات عمومی مداوم و انتقادات فزاینده نسبت به حکومت‌داری و اولویت‌های امنیتی، فضای مانور نتانیاهو محدود است. یک درگیری طولانی یا بدون نتیجه با ایران می‌تواند به طور سیاسی فاجعه‌بار باشد نه سودمند.

تاریخ نشان می‌دهد که رهبرانی که تحت فشار داخلی هستند، گاهی به دنبال درگیری خارجی می‌روند، اما همچنین نشان می‌دهد که چنین ریسک‌هایی معمولاً به ضرر آنها تمام می‌شود.

روسیه و چین سکوت نخواهند کرد

شاید بزرگ‌ترین تغییر در چشم‌انداز جهانی، گذار از یک دنیای تک‌قطبی به یک دنیای چندقطبی باشد. ایالات متحده دیگر در یک محیط راهبردی بدون رقیب عمل نمی‌کند.

روسیه و چین هر دو ارتباطات سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک خود را در خاورمیانه عمیق‌تر کرده‌اند. ایران در این نظم در حال تحول موقعیت حیاتی‌ای دارد. هر حمله به ایران نه تنها در انزوا نخواهد بود بلکه بر سیاست‌های قدرت‌های بزرگ تأثیر خواهد گذاشت.

اگرچه مسکو و پکن ممکن است به دنبال درگیری مستقیم نظامی با ایالات متحده نباشند، اما هر دو ابزار‌های زیادی برای پیچیده‌تر کردن، متعادل کردن و چالش کشیدن دیپلماتیک اقدامات ایالات متحده دارند. از سازمان ملل گرفته تا بازار‌های انرژی و تلاش‌های میانجی‌گری منطقه‌ای، نفوذ آنها بلافاصله احساس خواهد شد.

برای چین و روسیه، حمله به ایران می‌تواند فرصتی برای پر کردن خلأ قدرت ایجاد شده توسط بی‌ملاحظگی ایالات متحده باشد و نقش‌های آنها را به عنوان شریکان جایگزین و واسطه‌های امنیتی در منطقه تقویت کند.

عواقب اقتصادی و شوک‌های جهانی

عواقب اقتصادی یک جنگ با ایران شدید و فوری خواهد بود. ایران در قلب یکی از مهم‌ترین کریدور‌های انرژی جهان قرار دارد. هرگونه اختلال در جریان‌های نفت و گاز باعث افزایش شدید قیمت‌ها خواهد شد که تورم را در سراسر آسیا، اروپا و آمریکای شمالی شعله‌ور خواهد کرد.


بیشتر بخوانید: سناریوهای احتمالی سیاست ترامپ در قبال ایران


مسیر‌های تجاری جهانی با خطرات جدیدی روبه‌رو خواهند شد، هزینه‌های بیمه افزایش خواهد یافت و زنجیره‌های تأمین شکننده پس از پاندمی ممکن است دوباره شکسته شوند. اقتصاد‌های در حال توسعه که در حال حاضر تحت فشار هستند، سنگین‌ترین بار را بر دوش خواهند داشت.

برای یک اقتصاد جهانی که در تلاش برای حفظ ثبات است، این ریسکی است که سیاست‌مداران اندک می‌توانند آن را توجیه کنند.

جنگی بدون پایان واضح

شاید قوی‌ترین دلیل علیه حمله به ایران، عدم وجود یک هدف پایان‌دهنده معتبر باشد. حتی یک حمله موفق اولیه هم نمی‌تواند توانایی‌های راهبردی ایران یا نفوذ منطقه‌ای آن را از بین ببرد. بلکه احتمالاً منطقه را وارد یک چرخه طولانی‌مدت انتقام‌جویی، درگیری نیابتی و بی‌ثباتی خواهد کرد.

توانایی ایران برای پاسخ غیرمتعارف از طریق متحدان منطقه‌ای، فشار دریایی و جنگ‌های غیرکلاسیک به این معناست که تشدید بحران سخت خواهد بود. آنچه که به عنوان یک حمله محدود آغاز می‌شود، به سرعت می‌تواند به یک درگیری چند جبهه‌ای تبدیل شود.

بازدارندگی ضعف نیست

تأخیر یا تردید در حمله به ایران نباید به عنوان تصمیم‌گیری ناقص یا ضعف تعبیر شود. بلکه، این نشانه‌ای از درک واقع‌بینانه شرایط است. هزینه‌های راهبردی، سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک جنگ بسیار بیشتر از منافع نامشخص آن است.

در دنیای امروزی، که به طور فزاینده‌ای به هم پیوسته و چندقطبی است، زور بازو دیگر تضمین‌کننده نتایج نیست. گفت‌و‌گو، بازدارندگی و دیپلماسی منطقه‌ای—هرچند ناپایدار—تنها مسیر‌های قابل‌دستیابی به سوی ثبات باقی‌مانده‌اند.

یک حمله به ایران، امنیتی برای خاورمیانه نخواهد آورد؛ بلکه هرج و مرج خواهد آورد. به طور فزاینده‌ای، رهبران در سراسر جهان به این درک رسیده‌اند که برخی جنگ‌ها، هنگامی که آغاز می‌شوند، قابل‌کنترل و پیروزی هم نیستند.

منبع: ایرنا
ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار