اقتصاد۲۴ – همزمان با افزایش تهدیدهای لفظی واشنگتن، استقرار ناوهای جنگی آمریکا در منطقه و هشدارهای صریح مقامهای ایرانی درباره پاسخ قاطع به هرگونه حمله، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح شده که اگر خطر جنگ تا این اندازه جدی است، چرا آمریکا هنوز ماشه حمله را نکشیده است؟
گزارش تازه روزنامه والاستریتژورنال، که به نقل از مقامهای آمریکایی منتشر شده، بخشی از پاسخ این سؤال را روشن میکند. بر اساس این گزارش، ارتش ایالات متحده اگرچه توان اجرای «حملات محدود» علیه ایران را دارد، اما برای انجام حملهای «قاطع و تعیینکننده» ـ آنگونه که دونالد ترامپ از آن سخن میگوید ـ آمادگی لازم را ندارد. مهمتر آنکه، در ارزیابیهای فعلی پنتاگون، چنین حملهای نهتنها پایاندهنده بحران نخواهد بود، بلکه میتواند آغازی برای یک درگیری منطقهای پرهزینه و غیرقابلکنترل باشد.
نگرانی اصلی آمریکا، آنگونه که والاستریتژورنال روایت کرده، نه صرفاً توان دفاعی ایران، بلکه ماهیت پاسخ تهران است. ارزیابیهای امنیتی واشنگتن هشدار میدهد که هرگونه حمله هوایی گسترده میتواند واکنش تلافیجویانه ایران را در پی داشته باشد؛ واکنشی که محدود به داخل مرزهای ایران نخواهد ماند و ممکن است با استفاده از موشکهای بالستیک کوتاهبرد و میانبرد، اسرائیل و داراییهای آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد. به خصوص که مقام معظم رهبری هم امروز در سخنان خود تاکید کرد که اگر حملهای صورت بگیرد، جنگ به منطقه کشیده خواهد شد.
این دقیقاً همان سناریویی است که استراتژیستهای آمریکایی از آن پرهیز دارند: جنگی که با یک حمله آغاز میشود، اما پایانش در اختیار آغازگر آن نیست. در چنین شرایطی، حتی متحدان منطقهای آمریکا نیز با احتیاط بیشتری به گزینه نظامی نگاه میکنند، چرا که دامنه آتش میتواند به سرعت از کنترل خارج شود.
آرایش نظامی اخیر آمریکا در منطقه ـ از اعزام ناوهای هواپیمابر تا تقویت پایگاههای نظامی ـ بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای حمله باشد، حامل یک پیام بازدارنده است. همزمان، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد پنتاگون بیش از تمرکز بر تهاجم، در حال تقویت سامانههای پدافند هوایی برای محافظت از نیروها و متحدان خود در خاورمیانه است.
این رفتار دوگانه، یعنی تهدید علنی از یکسو و احتیاط عملی از سوی دیگر، نشان میدهد واشنگتن به خوبی از هزینههای یک درگیری مستقیم با ایران آگاه است. برخلاف تصور رایج، حمله به ایران نه یک عملیات کوتاهمدت و کمهزینه، بلکه پروژهای پرریسک با پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی گسترده خواهد بود.
در محافل امنیتی آمریکا این واقعیت بهتدریج پذیرفته شده که گزینه «حمله قاطع و سرنوشتساز» به ایران، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، یک شعار سیاسی است. گستردگی جغرافیایی ایران، پراکندگی تأسیسات حساس، توان موشکی و شبکه متحدان منطقهای تهران، همگی باعث شدهاند که سناریوی یک ضربه سریع و تعیینکننده، چندان واقعبینانه به نظر نرسد.
حتی در صورت وارد آمدن خسارات سنگین، هیچ تضمینی وجود ندارد که ساختار قدرت در ایران فروبپاشد یا تهران از سیاستهای خود عقبنشینی کند. در مقابل، احتمال شکلگیری یک اجماع داخلی در ایران و تشدید رویکرد تقابلی، از دید تحلیلگران آمریکایی بسیار بالاست.
در چنین فضایی، تهدید نظامی بیش از آنکه مقدمه جنگ باشد، ابزاری برای فشار سیاسی و روانی است. واشنگتن تلاش میکند با حفظ گزینه نظامی روی میز، تهران را در وضعیت هشدار دائمی نگه دارد، بیآنکه خود وارد جنگی شود که پیامدهایش نامعلوم است.
گزارش والاستریتژورنال را میتوان اعترافی غیرمستقیم به همین بنبست دانست: آمریکا میتواند ضربه بزند، اما نمیداند بعد از آن چه خواهد شد؛ و درست همین «ندانستن» است که ماشه جنگ را فعلاً قفل کرده است.
به همین دلیل، فعلاً جنگ در حد «سایه» باقی مانده است؛ سایهای سنگین که هر لحظه میتواند پررنگتر شود، اما هنوز به واقعیت تبدیل نشده است.