اقتصاد ۲۴- در سالهای اخیر، همزمان با افزایش بیثباتی اقتصادی و کاهش قدرت خرید، توجه سرمایه گذاران خرد به بازار فلزات گرانبها افزایش یافته است. در این میان نقره به دلیل قیمت پایینتر نسبت به طلا، برای بسیاری از سرمایه گذاران گزینهای در دسترستر به نظر میرسد. اما برخلاف تصور رایج، نقره همیشه یک پناهگاه امن نیست و سرمایه گذاری در آن با مجموعهای از ریسکها و محدودیتهای جدی همراه است؛ ریسکهایی که گاه حتی بیش از طلا یا سایر داراییهای سنتی ارزیابی میشوند.
یکی از مهمترین ضعفهای بازار نقره، نوسانات شدید قیمتی است. برخلاف طلا که عمدتاً نقش دارایی امن را ایفا میکند، نقره همزمان یک فلز سرمایهای و صنعتی است. همین ویژگی دوگانه باعث میشود قیمت آن به شدت تحت تأثیر چرخههای اقتصادی قرار گیرد.
کارشناسان بازارهای جهانی معتقدند قیمت نقره در دورههای رکود اقتصادی میتواند افتهای تندتری نسبت به طلا تجربه کند و در دورههای رونق نیز رشدهای هیجانی داشته باشد.
تحلیلگران مالی حتی هشدار دادهاند که بازار کوچکتر نقره نسبت به طلا، آن را مستعد جهشها و سقوطهای ناگهانی میکند، موضوعی که برای سرمایه گذاران غیرحرفهای یک ریسک جدی محسوب میشود.
برخلاف طلا که عمدتاً نقش ذخیره ارزش دارد، بخش بزرگی از تقاضای نقره از صنایع مختلف مانند الکترونیک، انرژی خورشیدی و تجهیزات پزشکی میآید. این وابستگی باعث میشود نقره به شدت به چرخههای تولید جهانی حساس باشد. در نتیجه، هرگونه رکود صنعتی، تغییر فناوری یا جایگزینی مواد جدید میتواند مستقیماً ارزش نقره را کاهش دهد. این ویژگی باعث میشود نقره در بحرانهای اقتصادی، رفتار متفاوتی از داراییهای امن سنتی داشته باشد.
از دیگر معایب مهم سرمایه گذاری در نقره، نبود جریان درآمدی است. برخلاف سهام، اوراق قرضه یا املاک که میتوانند سود دورهای ایجاد کنند، نقره تنها از طریق افزایش قیمت به سرمایهگذار سود میدهد.
بیشتر بخوانید: رشد چهار برابری نقره در مقابل رشد ۱۳۴ درصدی طلا/ سرمایهگذاران نقره جلو افتادند
این ویژگی باعث میشود نگهداری بلندمدت نقره برای افرادی که به دنبال درآمد پایدار هستند، جذابیت کمتری داشته باشد، بهویژه در شرایطی که نرخ بهره در اقتصاد بالا باشد.
سرمایه گذاری فیزیکی در نقره، برخلاف ظاهر ساده آن، هزینههای پنهان دارد. حجم بالا و ارزش پایینتر نسبت به طلا باعث میشود نگهداری نقره به فضای بیشتری نیاز داشته باشد.
به همین دلیل بسیاری از سرمایه گذاران مجبور به استفاده از صندوق امانات یا گاوصندوقهای امن میشوند که هزینه نگهداری را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، ریسک سرقت یا آسیب فیزیکی نیز در مورد نقره ملموستر است، زیرا ذخیره مقادیر قابل توجه آن در خانه به سادگی ممکن نیست.
هرچند نقره در بازار جهانی معامله میشود، اما نقدشوندگی آن در مقایسه با طلا کمتر است. در برخی بازارها، فروش حجم بالای نقره ممکن است با اختلاف قیمت خرید و فروش (اسپرد) بیشتری همراه باشد. این موضوع در شرایط بحران یا رکود بازار اهمیت بیشتری پیدا میکند، زمانی که سرمایهگذار نیاز فوری به نقدینگی دارد، اما بازار کشش لازم را ندارد.
یکی دیگر از تفاوتهای مهم نقره با طلا، نبود حمایت نهادی است. طلا بهعنوان ذخیره رسمی بانکهای مرکزی شناخته میشود، اما نقره چنین جایگاهی ندارد. همین مسئله باعث میشود نقره در مقایسه با طلا، از ثبات ساختاری کمتری برخوردار باشد و بیشتر در معرض رفتارهای سفتهبازانه قرار گیرد.
بازار فلزات گرانبها، بهویژه نقره، به دلیل اندازه کوچکتر، بیشتر در معرض دستکاری قیمت توسط بازیگران بزرگ قرار دارد. برخی تحلیلها نشان میدهند حضور نهادهای مالی بزرگ میتواند نوسانات مصنوعی ایجاد کند و پیشبینی بازار را دشوارتر سازد. این مسئله برای سرمایه گذاران خرد که دسترسی به اطلاعات یا ابزارهای حرفهای ندارند، ریسک مضاعف ایجاد میکند.
در برخی کشورها، مالیات بر معاملات فلزات گرانبها یا محدودیتهای وارداتی میتواند بازده واقعی سرمایه گذاری در نقره را کاهش دهد. علاوه بر این، در ابزارهای مالی مانند ETFها یا معاملات مشتقه، ریسک طرف مقابل نیز به مجموعه ریسکها افزوده میشود.
سرمایه گذاری در نقره اگرچه به دلیل قیمت پایینتر، در دسترستر از طلا به نظر میرسد، اما در واقع دارایی سادهای نیست. نوسان بالا، وابستگی به صنایع، نبود درآمد غیرفعال، هزینههای نگهداری و نقدشوندگی کمتر، مجموعهای از چالشها را پیش روی سرمایه گذاران قرار میدهد.
نقره بیشتر از آنکه یک «پناهگاه امن» باشد، یک دارایی چرخهای و نیمهسفتهبازانه است؛ بنابراین ورود به این بازار بدون شناخت دقیق ریسکها، میتواند بیش از آنکه سودآور باشد، سرمایه گذاران را در معرض زیانهای غیرمنتظره قرار دهد.