اقتصاد۲۴- خبر کوتاه بود، اما وزن ژئوپلیتیک آن به سنگینی تمام بشکههای نفتی است که روزانه از دهانه تنگه هرمز عبور میکنند. اعلام هدف قرار گرفتن یک نفتکش در فاصله ۵ مایلی «مسندم» توسط مرکز امنیت دریایی عمان، تنها یک حادثه ساده در تقویم درگیریهای دریایی نیست، بلکه نواختن زنگ خطری است در حساسترین نقطه از جغرافیای سیاسی جهان. مسندم، این پیشآمدگی صخرهای و راهبردی عمان که همچون عقابی بر ورودی خلیجفارس اشراف دارد، حالا شاهد دود و آتش بر فراز آبهایی است که قرار بود دالان امن تجارت جهانی باشند.
انتخاب مختصات جغرافیایی این حادثه، هوشمندانه و در عین حال بسیار خطرناک است. فاصله ۵ مایل دریایی، یعنی نفوذ به حریم امنیتی و نزدیکی به آبهای سرزمینی کشوری که دهههاست نقش «سوئیس خاورمیانه» و میانجی امین منطقه را ایفا کرده است. در حالی که هنوز جزییات فنی از نوع برخورد (پهپادی، مین دریایی یا موشکی) منتشر نشده، اما پیام سیاسی آن کاملاً روشن است؛ «هیچ نقطهای، حتی زیر سایه میانجیگری مسقط، دیگر امن نیست.» این واقعه نشان میدهد که عاملان این اقدام، به دنبال گسترش دامنه جنگ و ورود به فاز «اختلال عملیاتی» در مسیر ترانزیت انرژی هستند.
بلافاصله پس از مخابره این خبر، اتاقهای فکر در پایتختهای غربی و منطقه به حالت آمادهباش درآمدند. واکنشها صرفاً به محکومیتهای دیپلماتیک محدود نماند، چرا که سایه سنگین اتهامزنیهای متقابل، بلافاصله فضای رسانهای را مسموم کرد. نهادهای بینالمللی ناظر بر دریانوردی (IMO) و شرکتهای بزرگ کشتیرانی با صدور بیانیههایی، از وضعیت قرمز در دریای عمان سخن میگویند. واقعیت این است که در این قبیل حوادث، «ابهام» خود یک سلاح است. عدم پذیرش مسئولیت از سوی گروهها یا دولتها، باعث میشود که فضای بیاعتمادی میان همسایگان تشدید شده و پروژههای همگرایی منطقهای با دستاندازی جدی مواجه شود.
اثرات این حادثه بر پیکره اقتصاد جهانی، سریع و گزنده است. به محض انتشار خبر، منحنی قیمت نفت برنت واکنش نشان داد، اما فاجعه اصلی در «هزینههای تبعی» نهفته است. شرکتهای بیمه اتکایی در لندن و سنگاپور، بلافاصله ضریب خطر منطقه را بازنگری میکنند؛ این یعنی افزایش ناگهانی «فرانشیز ریسک جنگی» که هزینه هر محموله نفتی را میلیونها دلار افزایش میدهد. تکرار چنین حوادثی میتواند مالکان کشتی را ناچار به استفاده از مسیرهای جایگزین یا پذیرش تأخیرهای طولانی برای اسکورتهای نظامی کند که زنجیره تأمین کالا را در جهان مختل خواهد کرد. همچنین، خروج سرمایه از پروژههای توسعه میادین مشترک نفتی، کمترین بهای این ناامنی پایدار خواهد بود.
برای ایران، حادثه مسندم فراتر از یک خبر اقتصادی، یک «هشدار امنیتی-معیشتی» در بحبوحه جنگ است. در حالی که کشور درگیر ابعاد مختلف یک نبرد منطقهای است، این حادثه فشار را بر شاهرگ حیاتی اقتصاد ملی به اوج میرساند. تبعات این واقعه در سه لایه تنگنای لجستیک، تله اتهام زنی و شوک معیشتی قابل تحلیل است.
بیشتر بخوانید: نفتکشهای سرگردان در گلوگاه/ اقدام سپاه در بستن تنگه هرمز جنگ را تشدید میکند یا آن را پایان میدهد؟
تنگنای لجستیک به این معنا که سبب عقبنشینی کشتیهای تجاری از بنادر ایران و جهش هزینههای حملونقل کالاهای اساسی میشود. منظور از تله اتهامزنی نیز این است که تلاش رسانههای غربی برای «امنیتزدایی» از خلیجفارس و توجیه حضور ناوگانهای جنگی بیشتر که فضای دیپلماتیک تهران را تنگتر میکند.
مهمتر از همه، اما این است که در اقتصاد گوشبهزنگ ایران، صدای هر انفجار در دریا، بلافاصله به جهش نرخ ارز و موج جدید گرانی در خشکی بدل میشود. ایران اکنون در وضعیتی قرار گرفته که باید میان «پاسخهای اقتداری» و «حفظ ثبات ترانزیتی» توازنی دشوار ایجاد کند؛ چرا که هرگونه خطای محاسباتی، حیاطخلوت تجاری ما را به بنبستی خونین بدل خواهد کرد.
واقعه مسندم را نباید جدا از پازل خونین جنگی دید که اکنون منطقه را در بر گرفته است. در شرایطی که موشکها و پهپادها فضا را به تسخیر خود درآوردهاند، هدف قرار گرفتن این نفتکش نشان داد که جنگ کلاسیک جای خود را به جنگ در شریانهای حیاتی داده است. این حادثه پیامی صریح دارد مبنی بر اینکه در جغرافیای فعلی، هیچ ساحل امنی برای بیطرفی باقی نمانده است.
برخلاف تصورات خوشبینانه، امنیت تنگه هرمز دیگر با معاهدات کاغذی تأمین نمیشود، چرا که وقتی اسلحه سخن میگوید، منطق تجارت عقب مینشیند.