اقتصاد۲۴- جهان هنوز درگیر هضم اخبار آرایش نظامی در خلیج فارس است و شماره جدید نشریه اکونومیست مانند یک نارنجک صوتی در بازارهای مالی عمل کرده است. طرح روی جلد این شماره، با تصویری از یک انفجار که نماد ارزهای معتبر جهان را در بر گرفته و نموداری که با شیب تند به سمت سقوط میرود، تیتر سنگینی را بر پیشانی دارد: «حمله به اقتصاد جهانی». این نه یک پیشبینی دوربرد، بلکه توصیفی از وضعیت اضطراری است که با شروع تقابل مستقیم میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل، شریانهای حیاتی ثروت را در دنیا هدف قرار داده است.
محور اصلی بحرانی که اکونومیست از آن پرده برمیدارد، مسدود شدن غیررسمی، اما عملیاتی تنگه هرمز است. خبرگزاری رویترز در گزارشی که همزمان با انتشار این نشریه منتشر شد، به نقل از آژانس بینالمللی انرژی (IEA) هشدار داد که جهان با «بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ» روبهرو شده است. بر اساس این گزارش، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) جهان در این گلوگاه متوقف شده است؛ رقمی که معادل ۸ درصد از کل تقاضای جهانی است.
این اختلال تنها به قیمت بنزین در جایگاهها ختم نمیشود. والاستریت ژورنال در تحلیل خود مینویسد که هزینه حملونقل دریایی به دلیل تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک، بیش از ۱۵۰ درصد افزایش یافته است. این یعنی هر کالایی، از قطعات نیمههادی تایوانی تا غلات اروپایی، با تأخیری دو هفتهای و هزینهای گزاف به مقصد میرسد. اکونومیست معتقد است این وضعیت، «تورم جنگی» را به جای تورم ناشی از سیاستهای پولی، بر سفرههای مردم حاکم کرده است.
تحلیلگران نشریه اکونومیست در تازهترین ارزیابی خود، سناریوی هولناکی را ترسیم کردهاند که فراتر از نوسانات معمول بازار است. بر اساس این گزارش، اگر انسداد یا ناامنی در تنگه هرمز تنها برای دو هفته دیگر (تا پایان ماه جاری میلادی) تداوم یابد، باید منتظر انفجار قیمتها بود. برخی تحلیلگران ارشد حوزه انرژی در گفتوگو با این نشریه تخمین زدهاند که در صورت تداوم این وضعیت، قیمت نفت خام برنت به راحتی سد ۱۵۰ دلار را شکسته و حتی ممکن است به عدد بیسابقه ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد.
بیشتر بخوانید: پیامدهای بسته ماندن تنگه هرمز؛ از نفت ۱۰۰ دلاری تا سیاستهای اضطراری/ موج بحران هرمز تا کجا میرسد؟
چنین جهش قیمتی، تنها یک عدد روی تابلوهای بورس نیست؛ بلکه به معنای فرو رفتن کل اقتصاد جهان در یک رکود عمیق و طولانیمدت خواهد بود. اکونومیست هشدار میدهد که نفت ۲۰۰ دلاری، هزینههای تولید و حملونقل را به سطحی میرساند که عملاً زنجیره تأمین جهانی را فلج کرده و تورم را در کشورهای مصرفکننده به مرزهای غیرقابل کنترلی سوق میدهد.
تصویر سقوط روی جلد اکونومیست، در واقعیت مانیتورهای بورس تجسم یافته است. طبق گزارش سیانبیسی، تنها در ۹۶ ساعت اول پس از جدی شدن درگیریها، حدود ۳.۲ تریلیون دلار از ارزش بازارهای سهام جهانی دود شده و به هوا رفته است. سرمایهگذاران با هراس از یک رکود بزرگتر از بحران ۲۰۰۸، داراییهای خود را از بخشهای تکنولوژی و تولید خارج کرده و به سمت پناهگاههای سنتی مثل طلا و بیتکوین بردهاند.
اکونومیست در یادداشتی ذیل عنوان «پایان امنیت عاریهای»، استدلال میکند که مدلهای اقتصادی غرب که بر پایه انرژی ارزان و خطوط کشتیرانی امن بنا شده بود، اکنون با یک «حمله فیزیکی» فروپاشیده است. فایننشال تایمز نیز در تایید این نگاه مینویسد: «دنیای تجارت جهانی دیگر نمیتواند خود را از تنشهای نظامی جدا بداند؛ اکنون ژئوپلیتیک، دیکتاتور جدید اقتصاد است.»
یکی از مهمترین بخشهای گزارش اکونومیست که در گوشه سمت راست جلد نیز به آن اشاره شده، موضوع انتقال عظیم ثروت است. در حالی که غرب درگیر هزینههای نظامی و تورم ناشی از انرژی است، چین به عنوان خریدار اصلی انرژیهای جایگزین و لنگرگاه زنجیره تأمین در شرق، در حال تثبیت یک نظم نوین مالی است.
نشریه لوموند در تحلیل این جابجایی مینویسد: «در حالی که موشکها در خلیج فارس شلیک میشوند، یوآن چینی در حال نفوذ به بازارهایی است که پیش از این قلمرو بلامنازع دلار بودند.» اکونومیست هشدار میدهد که این «حمله به اقتصاد جهانی» ممکن است در نهایت به نفع قدرتهایی تمام شود که خارج از دایره مستقیم درگیری ایستادهاند و در حال جمعآوری خاکسترهای ثروت غرب هستند.
انتشار این طرح جلد و هشدارهای پیدرپی درباره نفت ۲۰۰ دلاری، با واکنشهای سیاسی تندی در واشنگتن همراه شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در موضعگیری جنجالی خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، با نادیده گرفتن فشار تورم بر مصرفکنندگان، بر جنبه سودآوری این بحران برای تولیدکنندگان آمریکایی تأکید کرد. او مدعی شد که به دلیل جایگاه آمریکا به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان، افزایش قیمتها در نهایت به سود اقتصاد این کشور خواهد بود.
با این حال، تحلیلگران نیویورک تایمز و گاردین معتقدند این یک «فرار رو به جلو» از سوی کاخ سفید است؛ چرا که شوک قیمتی سوخت در بازارهای داخلی آمریکا، محبوبیت ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای به شدت تحت تأثیر قرار داده و وعدههای او مبنی بر کاهش هزینههای زندگی را با چالشی جدی مواجه کرده است.
آنچه اکونومیست در شماره اخیر خود به تصویر کشیده، فراتر از یک سناریوی بدبینانه است؛ این یک نقشهبرداری از ویرانی است. جنگ میان ایران و ائتلاف غربی-صهیونیستی، تنها یک تقابل نظامی نیست، بلکه یک «زمینلرزه زیرساختی» است که پیوندهای اقتصادی جهان را از هم گسسته است. از صفهای طولانی سوخت در اروپا تا ریزشهای سنگین در والاستریت، همگی نشاندهنده آن است که «امنیت»، گرانبهاترین کالایی است که اکنون در بازار جهانی نایاب شده است.
اگر طبق پیشبینیهای اکونومیست، این تنشها به یک درگیری فرسایشی تبدیل شود، نمودار قرمزرنگ روی جلد این نشریه میتواند به یک خط دائمی در تاریخ سقوط اقتصاد مدرن تبدیل شود. جهانی که در آن دیگر «بهرهوری» ملاک نیست، بلکه «بقاء در میان شعلههای جنگ» تنها استراتژی باقیمانده برای فعالان اقتصادی است.