
اقتصاد۲۴- تنگه هرمز دوباره به مرکز نگرانی اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ گذرگاهی باریک در خلیج فارس که سرنوشت بخش بزرگی از انرژی جهان به آن گره خورده است. اختلال در این مسیر حیاتی نهتنها قیمت نفت را دوباره به بالای ۱۰۰ دلار رسانده، بلکه در هزاران کیلومتر دورتر از خاورمیانه نیز اثر گذاشته است؛ از صفهای طولانی پمپبنزین در شرق آسیا گرفته تا تصمیم برخی دولتها برای کاهش مصرف انرژی و حتی تغییر الگوی کار ادارات.
همزمان، پیامهای تهران درباره بسته ماندن تنگه هرمز در صورت ادامه جنگ، به یکی از محورهای اصلی تحلیل رسانههای بینالمللی تبدیل شده و نگرانیها درباره پیامدهای گستردهتر این بحران را افزایش داده است.
تنگه هرمز سالهاست یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک جهان به شمار میرود؛ گذرگاهی که روزانه میلیونها بشکه نفت و گاز از آن عبور میکند و بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان به آن وابستهاند. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند به سرعت بازار انرژی را دچار شوک کند و اکنون نشانههای چنین شوکی بهوضوح در بازارهای جهانی دیده میشود.
در پی تشدید تنشها در منطقه، قیمت نفت بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است؛ رقمی که از نگاه تحلیلگران نشانهای از نگرانی بازار نسبت به کاهش عرضه انرژی محسوب میشود. رسانههای اقتصادی غربی گزارش دادهاند که معاملهگران بازار نفت اکنون بیش از هر زمان دیگری تحولات امنیتی خلیج فارس را دنبال میکنند، زیرا کوچکترین اختلال در این مسیر میتواند توازن شکننده عرضه و تقاضای جهانی را بر هم بزند.
اهمیت این تنگه تنها به حجم نفتی که از آن عبور میکند محدود نمیشود. بسیاری از کشورهای آسیایی بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز خود را از خاورمیانه تأمین میکنند و مسیر اصلی این انتقال نیز از هرمز میگذرد. به همین دلیل است که بحران در این گذرگاه، پیش از هر نقطهای در اقتصادهای آسیایی احساس میشود.
نشانههای بحران انرژی اکنون در زندگی روزمره شهروندان برخی کشورهای آسیایی نیز دیده میشود. گزارشهای رسانهای از شکلگیری صفهای طولانی در برخی پمپبنزینها حکایت دارد؛ صفهایی که در پی نگرانی از افزایش قیمت یا کمبود سوخت ایجاد شده است.
افزایش قیمت سوخت در برخی کشورها به سرعت به بخشهای دیگر اقتصاد نیز سرایت کرده است. هزینه حملونقل بالا رفته و برخی کسبوکارها درباره افزایش قیمت کالاها هشدار دادهاند. کارشناسان اقتصادی معتقدند که ادامه این روند میتواند فشار تورمی تازهای بر اقتصادهای آسیایی وارد کند؛ اقتصادهایی که در سالهای اخیر با پیامدهای بحرانهای مختلف جهانی دستوپنجه نرم کردهاند.
بیشتر بخوانید: پیشبینی وود مکنزی از قیمت نفت/ نفت ۲۰۰ دلاری دور از ذهن نیست
در برخی کشورها، دولتها برای جلوگیری از تشدید بحران، اقداماتی احتیاطی در پیش گرفتهاند. در مواردی محدودیتهایی برای فروش سوخت اعمال شده و در برخی دیگر، برنامههایی برای مدیریت مصرف انرژی در دستور کار قرار گرفته است.
واکنش دولتها به بحران انرژی تنها به بازار سوخت محدود نشده است. برخی کشورها برای کاهش مصرف انرژی به سراغ سیاستهایی رفتهاند که در گذشته نیز در دوران بحرانهای نفتی اجرا شده بود.
در تایلند بحث گسترش دورکاری برای کارمندان دولت و برخی شرکتها مطرح شده تا از حجم تردد روزانه کاسته شود و مصرف سوخت کاهش یابد. در فیلیپین نیز گزارشهایی درباره بررسی کاهش روزهای کاری در برخی بخشها منتشر شده است؛ اقدامی که هدف آن کاهش مصرف انرژی در ادارات و حملونقل شهری عنوان شده است.
کارشناسان میگویند چنین سیاستهایی در کوتاهمدت میتواند فشار بر بازار انرژی را کاهش دهد، اما اگر بحران ادامه پیدا کند، دولتها ناچار خواهند شد به سراغ سیاستهای گستردهتری برای مدیریت مصرف بروند.
اقتصاددانان هشدار دادهاند که بحران در تنگه هرمز میتواند فراتر از بازار انرژی، پیامدهای اقتصادی گستردهتری نیز داشته باشد. افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش هزینه تولید و حملونقل در سراسر جهان منجر میشود و این موضوع میتواند موج تازهای از تورم جهانی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، کشورهایی که وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند بیش از دیگران آسیبپذیر خواهند بود. بسیاری از اقتصادهای آسیایی دقیقاً در همین دسته قرار میگیرند؛ اقتصادهایی که رشد صنعتی آنها به واردات پایدار انرژی وابسته است.
برخی تحلیلگران حتی هشدار دادهاند که ادامه بحران میتواند زنجیرههای تأمین جهانی را نیز تحت فشار قرار دهد، زیرا افزایش هزینه انرژی مستقیماً بر هزینه تولید کالاها اثر میگذارد.
در کنار پیامدهای اقتصادی، موضعگیریهای ایران درباره تنگه هرمز نیز توجه گسترده رسانههای بینالمللی را جلب کرده است. پس از پیام رهبر جمهوری اسلامی و بیانیه سپاه درباره ادامه فشار بر مسیرهای انرژی در صورت تداوم جنگ، بسیاری از رسانهها این موضع را نشانهای از اهمیت استراتژیک هرمز در معادلات منطقهای توصیف کردهاند.
در تحلیلهای منتشر شده در رسانههای غربی، تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیک در اختیار ایران معرفی شده است؛ اهرمی که میتواند در شرایط جنگی، هزینههای اقتصادی گستردهای برای طرفهای درگیر ایجاد کند.
برخی تحلیلگران معتقدند همین احتمال نیز برای ایجاد شوک در بازارهای جهانی کافی است، زیرا بازار انرژی به شدت به ریسکهای ژئوپلیتیک حساس است و حتی احتمال اختلال در عرضه نیز میتواند قیمتها را به سرعت افزایش دهد.
تنگه هرمز از نظر جغرافیایی گذرگاهی باریک است، اما نقشی که در اقتصاد جهانی ایفا میکند بسیار بزرگتر از اندازه آن است. این تنگه در عمل یکی از شریانهای اصلی انرژی جهان محسوب میشود و هر تحول امنیتی در آن میتواند اثراتی فراتر از منطقه خاورمیانه داشته باشد.
به همین دلیل است که بحران در این گذرگاه کوچک، از بازارهای مالی گرفته تا پمپبنزینهای هزاران کیلومتر دورتر، بازتاب پیدا میکند. اکنون نیز بسیاری از تحلیلگران معتقدند سرنوشت این مسیر دریایی در هفتههای آینده میتواند نهتنها روند جنگ، بلکه مسیر بازار انرژی و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.