اقتصاد۲۴- در روزگاری که بوی باروت و صدای گشتزنی ناوها در آبهای خلیجفارس به بخشی از روزمرگی منطقه بدل شده، بار دیگر زمزمههایی از سواحل جنوبی برای دستاندازی به پارههای تن ایران شنیده میشود. اما حقیقت این است که جزایر سهگانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی)، فراتر از صخرههایی در میان آب، ستونهای فقرات امنیت ملی و نماد تمامیت ارضی کشوری هستند که قرنهاست پاسداری از هرمز را بخشی از شناسنامه خود میداند. در شرایط جنگی فعلی، که حساسیتهای عمومی نسبت به تجزیه کشور و تحقیر ملی به اوج خود رسیده، بازخوانی پرونده این جزایر نه یک بحث تاریخی محض، بلکه یک ضرورت امنیتی برای بقای ایران است.
تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه ایران درگیر فشارهای خارجی یا تقابلهای نظامی بزرگ میشود، برخی بازیگران منطقهای با خطای محاسباتی، تصور میکنند زمان برای چانهزنی بر سر مرزهای ایران فرا رسیده است. اما واقعیت میدانی در شرایط کنونی نشاندهنده یک «بیداری ناسیونالیستی» عمیق در بطن جامعه ایران است. امروز، دفاع از جزایر سهگانه دیگر تنها وظیفه نیروهای مسلح نیست؛ بلکه به یک میثاق ملی تبدیل شده که لایههای مختلف اجتماعی را، فارغ از گرایشهای سیاسی، حول محور پرچم متحد کرده است.
در حالی که ائتلافهای غربی سعی دارند با استفاده از اهرم جنگ، ایران را در لاک دفاعی فرو ببرند، هوشیاری نسبت به تمامیت ارضی به بالاترین سطح خود رسیده است. مردم ایران به خوبی درک کردهاند که هرگونه عقبنشینی در ابوموسی یا تنبها، به معنای باز شدن درهای ورود به سناریوهای تجزیهطلبانهای است که دههها برای ایران طراحی شده است. از همین رو، پاسخ ایران به ادعاهای امارات در این برهه، نه با زبان دیپلماسی نرم، بلکه با زبان اقتدار سرزمینی است.
برای درک صلابت امروز ایران در حفظ جزایر، باید به تلخیهای گذشته نگریست. تاریخ معاصر ایران زخمهای عمیقی از تجزیه به یادگار دارد که هنوز التیام نیافته است. جدایی «بحرین» در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰)، که تحت فشارهای بینالمللی و با یک فرآیند مشکوک از بدنه ایران جدا شد، بزرگترین درس تاریخی برای ایرانیان است؛ درسی که میگوید مصلحتسنجی بر سر خاک، پایانناپذیر است.
اما موضوع تنها به بحرین ختم نمیشود. همانطور که منصور حقیقتپور، نماینده ادوار مجلس اشاره کرده است، اسناد تاریخی نشان میدهند که بریتانیا در دوران ضعف قاجار، جزایری را از ایران جدا کرد که امروز باید مطالبهگر آنها باشیم. حقیقتپور با اشاره به سال ۱۹۰۳ میلادی (دوره مظفرالدین شاه) یادآور میشود که سه جزیره ایرانی «آریایی» (سیر ابونویر)، «زرکوه» و «ارزنه» توسط استعمار بریتانیا اشغال شدند.
او با صراحتی که نشاندهنده تغییر دکترین ایران از دفاعی به تهاجم حقوقی است، میگوید: «امروز دوران شکوفایی ژئوپلیتیک ماست. بریتانیا ۱۲۳ سال پیش این جزایر را اشغال کرد و بعدها در اختیار دولت نوپای امارات قرار داد. زمان آن رسیده که ما مدعی این جزایر شویم و آنها را به وطن بازگردانیم.» این نگاه، پاسخی است به کسانی که تصور میکنند ایران در موضع ضعف است؛ ایران نه تنها از جزایر سهگانه عقب نمینشیند، بلکه اکنون با تکیه بر اسناد دوران پیش از مشروطه، مدعی حق پایمال شده خود در سایر نقاط خلیجفارس است.
حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه، یک ادعای گذرا نیست، بلکه ریشه در «جغرافیای قدرت» دارد. ابوموسی و تنبها به دلیل موقعیت استراتژیکشان در عمیقترین بخش خلیجفارس، عملاً کنترل تردد نفتکشها و ناوهای جنگی را در اختیار دارند. از منظر حقوقی، ایران هیچگاه حاکمیت خود را بر این نقاط واگذار نکرده است. حتی در تفاهمنامه ۱۹۷۱، که پیش از تأسیس دولت امارات امضا شد، بازگشت نیروهای ایران به این جزایر به عنوان یک حق تاریخی تثبیت شد.
ادعاهای فعلی امارات متحده عربی، که غالباً با تحریک قدرتهای فرامنطقهای مطرح میشود، نادیده گرفتن بدیهیات تاریخی است. در زمانی که حاکمان لنگه و قشم به عنوان کارگزاران دولت مرکزی ایران در این جزایر حکم میراندند، اساساً هویت سیاسی به نام امارات در نقشه جهان وجود نداشت. بنابراین، تبدیل یک «تفاهمنامه اجرایی» به یک «نزاع حاکمیتی» از سوی طرف مقابل، فاقد وجاهت بینالمللی است.
امروز ایران در وضعیتی قرار دارد که دشمنان دیرینه خود را از اقدامات سختافزاری مأیوس کرده است. شکست پروژههای آمریکا و ایادیاش در منطقه، فضایی را ایجاد کرده که ایران میتواند «نظم ایرانی» را در خلیجفارس تثبیت کند. این نظم، بر پایه صلح با همسایگان است، اما نه به قیمت گذشتن از وجببهوجب خاک وطن.
بیشتر بخوانید: همه چیز درباره مذاکرات احتمالی برای پایان جنگ ترامپ علیه مردم ایران/ آیا مذاکرهای صورت میگیرد؟
در شرایط جنگی فعلی، نیروهای مسلح با تقویت زیرساختهای دفاعی و مسکونی در جزایر، آنها را به نمادهای تمدنی تبدیل کردهاند. اهتزاز پرچم ایران بر فراز ابوموسی، پیامی صریح به اتاقهای فکر در واشنگتن و ابوظبی است؛ هرمز، ملک مشاع نیست؛ خانه ایرانی است و نه تنها اجازه نگاه چپ به خارک را نمیدهیم، بلکه هرگونه تلاش برای بینالمللی کردن پرونده جزایر سهگانه، با سد محکم حقوقی و نظامی ایران برخورد خواهد کرد.
خلاصه اینکه، برخلاف تصور بدخواهان، فشارهای جنگی نه تنها باعث تضعیف اراده ملی برای حفظ مرزها نشده، بلکه نوعی «همگرایی سرزمینی» ایجاد کرده است. ایران امروز کشوری نیست که با بیانیههای نمایشی یا فشارهای دیپلماتیک از حق حاکمیت خود بگذرد.
ماجرای جزایر آریایی، زرکوه و ارزنه که توسط استعمار بریتانیا از ایران ربوده شد، به ما یادآوری میکند که سکوت در برابر اشغال، تنها به جسورتر شدن اشغالگران میانجامد. لذا، مطالبهگری امروز نخبگان برای بازگشت این جزایر، پیامی هوشمندانه است: اگر امارات بخواهد بر سر جزایر سهگانه ماجراجویی کند، ایران پروندههای خفتهای را باز خواهد کرد که موجودیت سیاسی و اقتصادی طرف مقابل را به لرزه درمیآورد.
خلیجفارس برای همیشه «فارس» باقی خواهد ماند و جزایر آن، چون مرواریدهایی بر سینه ایران، هرگز از مام میهن جدا نخواهند شد. این نه یک شعار افراطی، بلکه یک واقعیت ژئوپلیتیک است که ریشه در تاریخ، حقوق و اراده تزلزلناپذیر ملتی دارد که یاد گرفته است در دل جنگ، از صلح و خاک خود پاسداری کند.