اقتصاد۲۴- خبرگزاری ایرنا گزارش داده است که ایران پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای خاتمه جنگ را بعد از دو هفته بررسی در سطوح عالی نظام به پاکستان ارسال کرده است. در این پاسخ که مشتمل بر ده بند است، ایران تاکید کرده که «با توجه به تجارب پیشین» پیشنهاد آتشبس را رد و بر ضرورت خاتمه دائم جنگ با رعایت ملاحظات ایران تاکید میشود.
این پاسخ شامل مجموعهای از خواستههای ایران از جمله پایان درگیریها در منطقه، پروتکل عبور و مرور امن از تنگه هرمز، بازسازی و رفع تحریمها میشود.
خبرگزاری ایرنا در اینباره تاکید کرده است که «ارائه این متن پس از آن صورت گرفت که متعاقب تحولات شنبه و یکشنبه در مناطق غربی و مرکزی ایران و شکست فاجعهبار عملیات هلی برن آمریکا، ایران دست برتر خود در جنگ را یکبار دیگر نشان داد و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیز با تمدید مجدد ضربالاجل تکراری، از تهدیدهای قبلی خود فاصله گرفت»
اگرچه متن کامل این پیشنهاد منتشر نشده، اما گفته میشود شامل پروتکلی برای عبور امن کشتیها از تنگه هرمز و همچنین درخواستهایی برای لغو تحریمها، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده و پایان درگیریهای منطقهای است. نیویورک تایمز به نقل از دو مقام ارشد ایرانی که بهدلیل حساسیت مذاکرات نخواستند نامشان فاش شود، نوشته این پیشنهاد شامل تضمینی برای عدم حمله مجدد به ایران، پایان حملات اسرائیل به حزبالله در لبنان و لغو تمامی تحریمهاست.
در مقابل، ایران متعهد میشود محاصره عملی خود بر مسیر حیاتی کشتیرانی در تنگه هرمز را بردارد. همچنین بر اساس این طرح، ایران هزینهای حدود ۲ میلیون دلار برای هر کشتی تعیین خواهد کرد که آن را با عمان—کشوری که در سوی دیگر تنگه قرار دارد—تقسیم میکند. طبق این پیشنهاد، ایران سهم خود را صرف بازسازی زیرساختهای تخریبشده در حملات آمریکا و اسرائیل خواهد کرد و بهجای درخواست غرامت مستقیم، از این مسیر منابع مالی تأمین میکند.
مفهوم کلی این ده بند، یک پیام روشن دارد؛ آتش بس مورد قبول نیست و تنها راه خاتمه جنگ پذیرش صلح با رعایت ملاحظات ایران است. اما چرا ایران در این شرایط چنین طرحی را ارائه داده است؟
ارائه پاسخ ۱۰ بندی ایران به پیشنهاد آمریکا از طریق پاکستان نمیتواند تنها یک اقدام دیپلماتیک و نامهای سیاسی روی کاغذهایی با سربرگ وزارت امور خارجه تفسیر شود محتوای این پیشنهاد نشان از تغییر رویکرد جدی ایران از تصمیمی است که در پایان جنگ ۱۲ روزه گرفت تا پیشنهاد ۱۰ بندی که امروز رسانهای میکند.
تغییر فاز جمهوری اسلامی ایران از «دفاع فعال» - که مشخصا رویکرد ایران در زمان ختم جنگ ۱۲ روزه بود- به «تهاجم دیپلماتیک» در این پیشنهاد به خوبی دیده میشود.
بیشتر بخوانید:عکس/ مقایسه ارتش میلیونی جانفدا با جمعیت دشمنان ایران
نباید فراموش کنیم که این متن در زمانی ارائه شده که از نگاه ارگان اطلاع رسانی رسمی دولت (ایرنا)، «موازنه قدرت در میدان نبرد پس از شکست عملیات هلیبرن آمریکا در مناطق مرکزی و غربی، بهنفع تهران سنگینی میکند».
صبح امروز خبرگزاری فارس رسانه سپاه در گزارشی به نقل از یک منبع آگاه گفته ترامپ به وضوح به دنبال دیدار و توافق است و شاهد مثال این مدعا، تماسهای جداگانه ۵ رئیس دولت کشورهای دوست و ۸ سرویس اطلاعاتی با ایران است که همگی تلاش میکنند روزنهای برای آتشبس ایجاد کنند؛ بنابراین ارائه این طرح بلافاصله پس از تحولات نظامی آخر هفته، حاوی چند پیام کلیدی است.
از زمان تهاجم دشمن و قطع اینترنت، یک پدیده جدید در شبکهه اجتماعی توییتر ظهور کرده و آن حسابهای کاربری سفارت خانههای ایران در خارج از کشور است. پیامهای این سفارتخانهها را باید بخشی از دیپلماسی عمومی ایران قلمداد کرد که اتفاقا در جهان هم بازخورد قابل توجهی داشته. بعد از توئیت دونالد ترامپ و لحن تهاجمی او در جملاتش که میگفت «تنگه لعنتی را باز کنید دیوانه ها» حساب کاربردی یکی از سفارتخانههای ایران جواب طنزی برای ترامپ نوشت: کلید گم شده است
در منطق نظامی در دل روزهای جنگ دیپلماسی باید پس از یک پیروزی میدانی به میان بیاید در غیراین صورت «دیپلماسی اجبار» نمیتواند ضامن مهمترین خواست ایران یعنی «صلح مدنظر ایران» نه «اتش بس» موقت باشد.
دقیقا بر اساس همین برداشت ایران با درک شکست تاکتیکی آمریکا و فشاری که از کنترل تنگه هرمز متحمل شده، طرحی را ارائه داد که به روایت برخی از اعضا کمیسیون امنیت ملی در روزهای اخیر بر اساس یک برداشت است؛ در تنگه هرمز کت تن ایران است.
تمدید مجدد ضربالاجل توسط دونالد ترامپ از نظر تهران نشانهای از «استیصال در تصمیمگیری» است. ایران با ارائه این پاسخ تلویحا میگوید اهمیتی به خط پایان ترامپ نمیدهد و هراسی از تهدیدات ندارد و این واشینگتن است که باید خود را با واقعیتهای جدید وفق دهد. ترامپ پیش از این نیز بارها از کلیدواژه «ساختن جهنم» درباره اهداف مورد حمله خود استفاده کرده است؛ در مورد جنگ ۵ هفتهای با حوثیها و حملهای که به یمن داشت یا تهدید حماس برای تحویل سلاح هایش؛ بنابراین فارغ از این که محتوای این ۱۰ بند چیست رویکرد ایران ارسال این پیام است که ضرب العجلهای ترامپ نمیتواند تصمیم تهران را تغییر دهد هرچند ریسک حملات به نیروگاههای برقی را نیز دست کم نمیگیرد.
انتخاب پاکستان به جای کانالهای همیشگی (مانند سوئیس یا عمان) میتواند معانی روشنی داشته باشد. انتخاب کشور تازهای در منطقه و استفاده از یک همسایه قدرتمند و دارای بمب اتمی، نشاندهنده ترجیح ایران برای حل مسائل در درون جغرافیای جهان اسلام و آسیاست.
علاوه بر این پاکستان پیوندهای عمیقی با هر دو طرف دارد. سفارت پاکستان در واشنگتن، محل قرارگیری دفتر =حافظ منافع ایران در ایالات متحده آمریکا از زمان قطع روابط دیپلماتیک دو کشور هم هست. این انتخاب میتواند حامل پیامهای جدیتری در حوزه امنیتی باشد.
علاوه بر این انتخاب پاکستان میتواند معنی مخفی دیگری نیز داشته باشد؛ هماهنگی میان «میدان» و «دیپلماسی» در سطوح عالی نظام برقرار است و اقتدار نظامی، مستقیماً به ابزار چانهزنی سیاسی تبدیل شده است.
بند اصلی پاسخ ایران، رد صریح «آتشبس» است، اما چرا ایران صلح را میپذیرد، اما آتشبس را نه؟ احتمالا شالوده این تصمیم تجربه چندماهه تهران بعد از جنگ ۱۲ روزه است. هراس از بازسازی قوای دشمن تجربهای است که به روایت ایرنا «سطوح عالی نظام» احتمالا مدنظر دارند.
از منظر ایران و البته تجربه جنگ ۱۲ روزه، آتشبس یک «تله استراتژیک» است که به ایالات متحده و متحدانش اجازه میدهد نارساییهای لجستیکی خود را برطرف کرده و دوباره حمله کنند.
تجارب قبلی تهران از توافقات بینالمللی پیشین نظیر برجام یا توافقات منطقهای یا ختم درگیری نظامی بدون مذاکره در جنگ قبلی ایران را به این نقطه رسانده که آمریکا پس از کاهش فشار، زیر میز توافق آتش بس میزند
بیشتر بخوانید:ایران چند موشک دارد؟
با این استدلال رویکرد تهران «انتقال از وضعیت اضطرار به وضعیت پایدار» است یعنی ایران میخواهد یکبار برای همیشه تکلیف پروندههای باز (تحریم، حضور نظامی آمریکا و امنیت دریایی) روشن شود، نه اینکه جنگ به صورت استخوان لای زخم باقی بماند.
به نظر میرسد مشخصا مساله پروتکل عبور و مرور در تنگه هرمز یکی از اصلیترین موارد ۱۰ بند ایران باشد. این بند به معنای تثبیت «حق نظارت پلیسی» ایران بر حیاتیترین گذرگاه انرژی جهان است. ایران میخواهد آمریکا رسماً بپذیرد که امنیت این منطقه تنها با اراده تهران تامین میشود.
میتوان تصور کرد که پایان درگیریهای منطقهای هم در یکی دیگر از بندها باشد کما این که در متن خبر ایرنا نیز اشارهای به این مساله شده است. این نشاندهنده نگاه کلان جدید ایران به امنیت است؛ تهران به دنبال راهکاری است که شامل تمامی جبهههای درگیر (از مدیترانه تا خلیج فارس) باشد و مهمتر از همه این که حاضر به مذاکره در مورد حوزه نیروهای نیابتی است.
تردیدی نیست که رفع کامل تحریمها و بازسازی بخشهای خسارت دیده بخش دیگری از بندهای پیشنهادی ایران باشد. از نگاه استراتژیک ایران «صلح بدون ثروت» را نمیپذیرد و مطالبه بازسازی نشاندهنده این است که ایران قصد دارد هزینه خسارات جنگی را بر عهده طرف متخاصم (آمریکا) بگذارد.
علاوه بر این ایران احتمالاً بر اساس تجربه برجام خواستار تضمینهای عینی و بینالمللی شده است که فراتر از امضای یک رئیسجمهور باشد.
ایران با ارائه این طرح، ایالات متحده را در یک «بنبست استراتژیک» قرار داده است. اگر آمریکا بپذیرد به معنای پذیرش رسمی شکست و به رسمیت شناختن ایران به عنوان قدرت بلامنازع منطقه و حاکم تنگه هرمز است. این یعنی فروپاشی نظم دهههای اخیر آمریکا در غرب آسیا.
اگر آمریکا رد کند ایران حجت را بر جامعه جهانی تمام کرده که «ما طرح صلح دادیم و طرف مقابل رد کرد». در این صورت، هرگونه اقدام نظامی بعدی ایران در تنگه هرمز یا علیه پایگاههای آمریکا، تحت عنوان «دفاع مشروع در برابر متجاوزِ صلحستیز» توجیه خواهد شد.
ایران با تکیه بر شکست عملیات اخیر آمریکا، به دنبال آن است که هزینهی جنگ را برای واشینگتن به قدری بالا ببرد که «صلح با شروط ایران» تنها راه خروج آبرومندانه برای دونالد ترامپ باشد. ایران با این طرح، از حالت مدافع در جنگ خارج شده و در مقام «معمار نظم جدید منطقه» نشسته است. این پیشنهاد ده بندی فراتر از یک متن دیپلماتیک، یک «مانیفست اقتدار» است البته در صورت عدم پذیرش آمریکا- که بسیار محتمل است- ادامه جنگ برای ایران و زیرساختها و غیرنظامیان بدون هزینه نخواهد بود.