
اقتصاد۲۴-جنگ ایران و آمریکا وارد سی و نهمین روز خود شده است و امکان وقوع آتش بس میان دو طرف نزدیک به یک هفته است که در میان است. اما حالا با نزدیک شدن به زمان ضرب العجل دونالد ترامپ برای حملات هوایی به مهمترین زیرساختهای کشور باید گفت که اساساً مذاکرهای در میان نبوده است. چراکه دو طرف با تاکید بر خواستههای حداکثری عملاً شکل گیری هرگونه توافقی را غیرممکن کردند. این درحالیست که دولت ترامپ حتی پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز از کلید واژه تسلیم بدون قید و شرط استفاده میکرد.
از زمانی که دولت ترامپ یک طرح ۱۵ بندی به ایران برای توقف جنگ ارائه کرد و در آن عملاً خواستار تسلیم بدون قید و شرط ایران شده بود تا امروز که ایران پیشنهاد یک طرح ۱۰ بندی شامل تضمینعدم حمله مجدد به ایران، پایان درگیریها در منطقه، ایجاد پروتکل عبور امن از تنگه هرمز، رفع تحریمها و بازسازی را برای آتش بس در نظر گرفته، به نظر نمیرسد که اساساً مذاکرهای شکل گرفته باشد. چنانکه پیشتر عباس عراقچی نیز اذعان کرده بود که آنچه میان ایران و آمریکا در جریان است در واقع نه مذاکره بلکه تبادل پیام بوده است. حتی طرح ۱۰ بندی ایران نیز در قالب پیام از طرف پاکستان به آمریکا ارائه شده است. میانجی جدید جنگ اخیر که مطمئناً به دلیل اینکه بارها با بمب اتم اسرائیل را تهدید کرده نمیتواند مرضی طرفین باشد. چنانکه حسین علایی، استاد دانشگاه گفته است: «ترامپ تاکنون حاضر به مذاکره جدی با ایران نشده است. او همواره از توافق سخن میگوید، اما منظورش این است که ایران با خواستههای غیرمنطقی او موافقت کند، تسلیم نظراتش شود و تمام ابزارهای اقتدار خود را کنار بگذارد.»
به گفته او؛ «جمهوری اسلامی ایران همواره از مذاکره حتی با دشمنان استقبال کرده و آمادگی خود را برای ایجاد صلح و آرامش در منطقه خاورمیانه، با خروج نیروهای آمریکایی و اسرائیلی از سرزمینهای مسلمانان اعلام کرده است.»
بیشتر بخوانید: بر این غم اگر خون بگیرییم رواست/ ساعت صفر حمله به زیرساختها/ طرح ۱۰بندی ایران چرا پذیرفته نشد؟
به نظر میرسد ایران نیز دربرابر خواستههای دونالد ترامپ با طرح دریافت هزینهای حدود ۲ میلیون دلار به ازای عبور هر کشتی از تنگه هرمز که با عمان، همسایه آن سوی تنگه، تقسیم خواهد شد، سعی کرده متقابلاً اهرم فشار را در برابر طرف مقابل علم کند.
چنانکه آکسیوس، به نقل از مقامات آمریکایی ضمن اشاره به اینکه تهران در واکنش به پیشنهادهای ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ، پاسخی ده مادهای ارسال کرده است، آن را «حداکثر قاطعیت» توصیف کرده، اما به گفته این مقام آمریکایی؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آن را «کافی» ندانسته است.
در چنین شرایطی آتش بس به این زودیها بعید به نظر میرسد چنانکه حسین کنعانی مقدم، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی نیز گفت: «ترامپ اکنون به دنبال نمایش قدرت برای اعلام پیروزی است، وگرنه خود او نیز به خوبی میداند حتی با حمله به زیرساختها نیز پیروزی از آن وی نخواهد شد. با توجه به شرایط موجود، بعید است آتش بس رخ دهد.»
دولت آمریکا برای پایان جنگ با ایران دو راه اصلی دارد که به گفته پل پیلار، عضو ارشد غیرمقیم مرکز مطالعات امنیت دانشگاه جرجتاون شامل فشار بر اسرائیل یا خروج یکجانبه است. به گفته او؛ «اما اسرائیل با سه هدف راهبردی (تضعیف ایران، حفظ انزوای آن و سرزنش همیشگی) خواهان «فروپاشی نظام» است نه «تغییر نظام» و مخالفت نتانیاهو با برجام و ترور مذاکرهکنندگان ایرانی نشاندهنده مخالفت با هرگونه دیپلماسی است.»
بنابراین به نظر میرسد که استمرار جنگ چه با آمریکا و چه بدون آن حتمی است. در واقع اگرچه واشنگتن، تل آویو و تهران همچنان بیانیههای سیاسی درباره امکان پایان منتشر میکنند، اما تحرکات نظامی در میدان، تصویر کاملاً متفاوتی را منعکس میکند. همچنین دادههای میدانی نشان میدهد ایالات متحده طی دو هفته گذشته، علاوه بر استقرار نیروهای تفنگدار دریایی، به اعزام تجهیزات دریایی و هوایی به منطقه پیرامون ایران ادامه داده است. ناو هواپیمابر «یواس اس جرج اچ. دبلیو. بوش» از جمله این موارد است؛ بنابراین بعید به نظر میرسد که فعلا آتش بسی در میان باشد. البته باید دید تحولات در آینده به چه مسیری متمایل میشود.