
اقتصاد۲۴- نرخ ارز یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی است که تغییرات آن میتواند مسیر اقتصاد یک کشور را در کوتاهمدت و بلندمدت دگرگون کند. افزایش یا کاهش نرخ ارز مستقیماً بر واردات، صادرات، قیمت کالاها، توان خرید مردم و حتی تصمیمگیریهای کلان اقتصادی اثر میگذارد. در کشورهایی که بخش زیادی از کالاها و خدمات وابسته به واردات است، تغییر نرخ ارز بلافاصله به افزایش یا کاهش قیمتها منجر میشود. این تغییر ناشی از این واقعیت است که بسیاری از مواد اولیه، کالاهای واسطهای، تجهیزات صنعتی، دارو، ماشینآلات و حتی کالاهای مصرفی از خارج وارد میشود و هرگونه نوسان در نرخ ارز بهطور مستقیم روی قیمت نهایی این محصولات تأثیر میگذارد.
با افزایش نرخ ارز، واردکنندگان مجبورند کالا را با قیمت بیشتری وارد کنند و این افزایش هزینه به مصرفکننده منتقل میشود. این روند موجب بالا رفتن سطح عمومی قیمتها و در نهایت تورم میشود. حتی در مواردی که کالایی بهظاهر داخلی است، باز هم به دلیل وابستگی صنایع به قطعات و مواد اولیه خارجی، افزایش نرخ ارز به رشد قیمت آن کالاها میانجامد. در نتیجه، کاهش ارزش پول ملی سطح رفاه مردم را کاهش میدهد و هزینههای زندگی به شکل قابلتوجهی افزایش مییابد. از سوی دیگر، اگر نرخ ارز کاهش یابد، واردات ارزانتر میشود و ممکن است قیمت برخی کالاها کاهش یابد؛ اما این اتفاق در بسیاری کشورها بهندرت رخ میدهد و معمولاً بازارها به افزایش نرخ ارز سریع واکنش نشان میدهند، اما به کاهش آن واکنش کُند یا محدود دارند.
در کنار هزینه کالاها، افزایش نرخ ارز میتواند هزینه حملونقل، بیمه و خدمات وابسته به تجارت خارجی را نیز افزایش دهد. همچنین ارزش داراییهای ارزی مانند دلار و یورو افزایش مییابد و بخشی از مردم برای حفظ ارزش پول خود به بازار ارز هجوم میآورند. این رفتارها خود به افزایش بیشتر نرخ ارز دامن میزند و اقتصاد را در یک چرخه ناپایدار قرار میدهد. به همین دلیل، کنترل نرخ ارز یکی از مهمترین وظایف بانک مرکزی در کشورهایی است که اقتصادشان وابسته به واردات یا صادرات است.
تغییر نرخ ارز تنها بر قیمت کالاها اثر نمیگذارد، بلکه بسیاری از شاخصهای کلان اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش نرخ ارز میتواند صادرات را تقویت کند، زیرا کالاهای تولید داخل برای خریداران خارجی ارزانتر میشود. این فرصت میتواند به افزایش درآمد ارزی کشور و رشد تولید برخی صنایع صادراتمحور منجر شود. اما این حالت زمانی مفید است که کشور دارای زیرساختهای قوی تولید باشد و بتواند از افزایش صادرات بهره ببرد. در غیر این صورت، افزایش نرخ ارز تنها به افزایش قیمتها و کاهش رفاه عمومی منجر میشود.
صنایع داخلی نیز تحتتأثیر افزایش نرخ ارز قرار میگیرند؛ از یک سو تولیدکنندگان داخلی ممکن است از محدود شدن واردات کالاهای خارجی سود ببرند و فرصت بیشتری برای عرضه محصولات خود در بازار داخلی پیدا کنند. اما از سوی دیگر، چون بسیاری از صنایع وابسته به واردات مواد اولیه و تجهیزات هستند، افزایش نرخ ارز هزینههای تولید را بالا میبرد و این موضوع باعث فشار مضاعف بر تولیدکنندگان میشود. در نهایت، افزایش هزینه تولید به بالا رفتن قیمت فروش و تورم منجر میشود. به همین دلیل، اثر نرخ ارز بر تولید داخلی دوگانه است و بسته به ساختار اقتصادی کشور میتواند مثبت یا منفی باشد.
در سطح کلان، نرخ ارز یکی از عوامل تعیینکننده تراز تجاری و تراز پرداختهاست. افزایش نرخ ارز میتواند واردات را کاهش دهد و صادرات را افزایش دهد که به بهبود تراز تجاری کمک میکند. اما اگر اقتصاد دچار رکود یا ضعف تولید باشد، کاهش واردات به کمبود کالا و افزایش قیمتها منجر میشود؛ در نتیجه بهجای بهبود، بحرانهای جدید اقتصادی ایجاد میشود. همچنین نوسان شدید نرخ ارز موجب بیثباتی اقتصادی میشود و سرمایهگذاران داخلی و خارجی را از فعالیت در کشور دلسرد میکند. سرمایهگذاران نیازمند محیط اقتصادی قابل پیشبینی هستند، اما وقتی نرخ ارز مرتب تغییر میکند، هیچکس نمیتواند برآورد دقیقی از هزینهها و سود آینده داشته باشد.
بانک مرکزی می تواند با ابزارهای مالی و سیاستهای پولی نرخ ارز را کنترل کند، اما موفقیت این سیاستها به عوامل مختلفی وابسته است؛ از جمله میزان ذخایر ارزی، درآمدهای نفتی، سیاستهای تجاری و حتی تحولات سیاسی بینالمللی. در نهایت باید گفت که نرخ ارز نهتنها ارزش پول ملی را مشخص میکند، بلکه بهعنوان شاخصی مهم برای سنجش سلامت اقتصاد کشور نیز شناخته میشود. هرچه نرخ ارز پایدارتر و قابل پیشبینیتر باشد، اقتصاد کشور نیز ظرفیت بیشتری برای رشد، سرمایهگذاری و برنامهریزی خواهد داشت.